جستجو در سایت

کانال تلگرام

در کانال تلگرام هیئت عضو شوید.

کتاب آموزش وبلاگ نویسی

دانلود کتاب آموزش وبلاگنویسی در بلاگفا - امیر علیپور

حدیث

صفحه اصلی اخبار

آخرین اخبار

شهیدم را به امام خامنه ای عزیز تقدیم می کنم

امام خامنه ای

پدر شهید مدافع حرم در گفتگو با ایلام بیدار گفت: شهیدم را به امام خامنه ای عزیز تقدیم می کنم.

ادامه مطلب...

امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت

امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت
امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت

در روز بیستم جمادى الثانى ۱۳۲۰ هجرى قمرى مطابق با ۳۰ شهریـور ۱۲۸۱ هجرى شمسى ( ۲۴ سپتامپر ۱۹۰۲ میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد.

به نقل از جماران، او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض) که پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود.

در حـالـیکه بیـش از ۵ مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمـیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حکـم الهى قصاص به تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.

بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتـیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است و همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حق‌جـو بـود سپرى کرد اما در سـن ۱۵ سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .

هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی


اندکـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز ۱۳۰۰ هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب ۱۳۴۰ هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. که مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى, و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سـیـد عـلى یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد.

پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیجـه رسـیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـیـم حـوزه عـلمـیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان, امام خمینـى به عـنـوان یـکـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب ۱۴ سال در مسجـد شیخ اعظـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود که بـراى نخـستـیـن بار .مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.

امام خمینی (ره) در سنگر مبارزه و قیام


روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربـیت و محیط خانـوادگى و شرایط سـیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـیـر تکاملى آن به مـوازات تکـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال ۴۱و۱۳۴۰ ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قـیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش کنـد و بـدیـن تـرتـیـب قـیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در ۱۵ خـرداد سال ۱۳۴۲ با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمـیـنى و اسلامـى بـودن انگـیـزه ها و شعارها و هدفهـاى قیام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران که بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى گردید امام خمـیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیکه نـوجـوانى ۱۲ ساله بـوده چنین یاد مـى کند : مـن هـر دو جـنـگ بـیـن المللـى را یادم هست ... مـن کـوچـک بـودم لکـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مرکزى که ما داشـتـیـم در خـمـیـن, مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر که در پناه حکـومت مـرکـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى که تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ایـن سنگـرهایى که بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم کـنند و غـارت کـنند, آنجا مى رفـتـیــم سنگرها را سرکشـى مى کردیـم. کـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند ۱۲۹۹ شمسـى که بنابر گـواهـى اسـناد و مدارک تاریخـى و غـیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد کـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حکـومت مـلوک الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـارکنـده را محدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیکتاتـورى پدید آورد که در سایـه آن هـزار فامـیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاکـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید.


در چنین شرایطـى روحانیت ایران که پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یکـسو و دشمـنی‌هاى غرب باختگان روشنفـکر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تکاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـکریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراک به ایـن شهـر هجرت کرد واندکـى پـس از آن امـام خـمیـنى که با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ک با سـرعـت طى کرده بود به قـم هجرت کـرد و عملا در تـحکیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشارکـتى فعال داشت.

زمان چندانـى نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.

پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( ۱۰ بهمـن ۱۳۱۵ ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى کرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت, سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید.

آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود کـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ کیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمـیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطـیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش کرد.

امام خمینـى که با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعـیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر کتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درک محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تکـمیل مى کرد دریافـته بـود که تـنها نقـطـه امـیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى که پـس از شکست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى کار آوردن رضا خان پدید آمده است, بیدارى حوزه هاى عـلمـیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال ۱۳۲۸ طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـکارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهـیـه کرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى پـیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .

اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه کرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى کـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن کریـم و مرد بـودن انـتخاب کـنـنـدگان و کاندیـداها تغییر مـى یافت در ۱۶ مهـر ۱۳۴۱ به تصـویب کـابـیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.

حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقـیـقا بـه منظور قانـونـى کـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر کـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانکه قـبـلا نـیـز اشاره شد پـشتـیـبـانى شـاه از رژیـم صهـیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائـیل شرط حمایـتهاى آمـریـکـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـیـروان مـسـلک استعـمـارى بهـائـیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمـیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .

نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمـیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـای سرگـشـاده اعـتـراض آمـیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود.

در یکـى از ایـن تلگرافها آمده بـود:اینجانب مجددا به شما نصیحت مى کنـم که بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخـیـمـه تخلف از قـرآن و احـکام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساسی بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلکت را به خطـر نـیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد کـرد.

بدیـن ترتـیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آن جهـت بـود کـه طى آن ویـژگـیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد که از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شکست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمریکـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه ۱۳۴۱ اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .

با پیشنهاد امام خمینى عـیـد باسـتانـى نـوروز سـال ۱۳۴۲ در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامـیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـیـد شاه بـه انقـلاب سـیـاه تعـبـیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریکا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریکا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران مى‌آمد .

امام خمـیـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـم پـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـى کـرد و مـردم را بـه قـیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن ۱۳۴۲ شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد و فـرمـود : امـروز سکـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( ۱۳ فروردیـن ۴۲ ) اعلامـیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .

راز تأثیر شگـفت پـیـام امام و کـلام امـام در روان مخاطـبـیـنـش که تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمـیـن اصـالت انـدیشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو کـرد .

سال ۱۳۴۲ با تحریـم مراسـم عـیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریکـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمـیـنى بر آگاه کردن مردم و قـیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریکـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن ۱۳۴۲ آیـه الله العظمـى حکیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد کـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و کیان حـوزه ها مطرح شده بود .

حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها, پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حکیـم را ارسال نمـوده و در آن تاکیـد کرده بـود کـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى کـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ ۱۲ / ۲ / ۱۳۴۲ ) به مناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـیـضـیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالک اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاکید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محکـوم کرد .

قیام ۱۵ خرداد

ماه محرم ۱۳۴۲ که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه به عمل آورد.

امام خمینى در عـصـر عاشـوراى ۱۳ خرداد سال ۱۳۴۲شمسى در مـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام ۱۵ خرداد بود ایراد کرد.

در همیـن سخنرانى بـود که امام خمـیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نصیحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها، آقا اغـفـال مى کنند تو را. مـن مـیل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شکر کـنند... اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فکـر کـن.... نصـیحت مرا بـشـنـو... ربط ما بـیـن شـاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائـیـل حرف نزنـیـد... مگر شاه اسـرائـیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش کـردن قـیـام را صادر کـرد.

نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه ۱۴ خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد ۴۲ ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز، منزل حضرت امـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى کـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد. صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد.

نزدیکترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بکارگیرى تجربیات و همکارى زبـده ترین ماموریـن سـیاسى و امـنیـتى آمریکا براى سرکـوب قـیام و هـمچنیـن از سراسـیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواک در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـیح داده است که چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سرکـوب صادر مى کردند.

امام خمینـى، پـس از ۱۹ روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد.
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و کـشتار وحشیانه مـردم در روز ۱۵ خـرداد ۴۲، قیام ظاهرا سرکوب شد. امـام خمـینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنکه هـیـئـت حاکمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غـیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحـیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه ۱۸ فـروردیـن سال ۱۳۴۳ بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشکـوهى در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود.

اولیـن سالگـرد قـیام ۱۵خـرداد در سال ۱۳۴۳ با صـدور بیانیه مـشتـرک امام خمـیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.

امـام خمـینـى در ۴ آبـان ۱۳۴۳ بـیانـیـه اى انقلابـى صادر کرد و درآن نـوشـت : دنـیا بـدانـد که هر گرفـتارى اى کـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمـیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریکاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریکـا خصـوصـا متنفــر است... آمـریکـاست که از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى کنـد. آمریکاست که به اسرائیل قـدرت مـى دهـد که اعراب مسلـم را آواره کند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه کاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال ۴۳ در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد.

سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمـیـنى در قـم را محاصره کـردنـد. شگـفـت آنـکه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود.حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنـیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یک فـرونـد هـواپـیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـرد.

عـصـر آنـروز سـاواک خـبـر تـبـعـیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت کشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علی رغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.

اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شکـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریکا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـرکیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن کتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز کند.

تبعید امام خمینی (ره) از ترکیه به عراق

روز ۱۳ مهرماه ۱۳۴۳ حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از ترکیه به تبعیدگاه دوم، کشـور عراق اعزام شدند. امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى کاظمیـن، سامـرا و کـربلا شتـافت ویک هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت کرد.

دوران اقامت ۱۳ ساله امام خمـینى در نجف در شرایطى آغاز شد که هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـرکیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و کارشکـنـیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویاروی بـلکه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود که امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد کرده است. ولى هـیچـیـک از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى که آگـاهانه انتخاب کرده بود باز دارد.

امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و کارشکنیهاى عناصر مغرض در آبان ۱۳۴۴ در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز کرد که تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت. حوزه درسى ایشان به عنـوان یکى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ کیفیت و کمیت شـاگـردان شنـاخته شـد.

امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیک‌هایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قـیام ۱۵ خـرداد فـرا مى خواند.

امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعـید، علی رغـم دشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـکـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت.

امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در ۱۹ مهر ۱۳۴۷ دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح کرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زکات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد.

اوایل سال ۱۳۴۸ اختلافات بـیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو کشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانـیان مقیـم این کشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج کرد. حزب بـعث بـسـیار کوشید تا از دشمـنى امام خمـیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد.

چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمـیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـک در سال ۱۳۴۸ علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل کشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد که نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند.

امام خمینی (ره) و استمرار مبارزه (۱۳۵۶ - ۱۳۵۰)


نیمه دوم سال ۱۳۵۰ اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محکـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حکـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال ۱۳۵۴ در سالگرد قیام ۱۵ خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریکـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهبى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند.

شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد ۱۳۵۴ وقیحـانه تاریخ رسمـى کشـور را از مـبدا هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبدا سلطنت شاهان هخامنشى تغـییر داد. امام خمینى در واکنشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبدا موهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال ۱۳۵۷ ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد.

اوجگیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۶ و قیام مردم


امام خمینـى که بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را کـرد. او در مرداد ۱۳۵۶ طـى پیامى اعلام کرد : اکنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـکاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است که باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آن استفاده کنند و بى پرده بپا خیزند.
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمـینى در اول آبان ۱۳۵۶ و مراسم پر شکـوهـى که در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمـینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفـیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهـیـن آمـیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قـیام ۱۹ دى مـاه قـم در سـال ۵۶ منجـر شد کـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاک و خـون کشیـده شـدند. شاه علی رغم دست زدن به کشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش کند.
او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را به عنوان تنها راه باقـیمانـده در شرایط دست زدن آمریکا بـه کـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى کرد.

هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس


در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نـیـویـورک تصـمـیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر ۱۳۵۷ مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعکاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر کشـورها مـواجه شـد.

روز ۱۲ مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز کـویت ترک گـفـت. دولت کویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن کـشـور جلوگـیـرى کـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز ۱۴ مهـر ایشان وارد پاریس شدند.

و دو روز بعد در منزل یکى از ایرانـیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. مامـوریـن کاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـیـت سـیاسـى بـه امام ابلاغ کـردنـد. ایـشـان نیز در واکـنـشــى تنـد تصـریح کـرده بـود که ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمکراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن کـشـور بـه آن کـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد کشیـد.

امام خمـیـنى در دیـماه ۵۷ شـوراى انقلاب را تکشیل داد. شاه نیز پـس از تشکیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى کـابـینه بختیار در روز ۲۶ دیـماه از کشـور فـرار کـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیچید و مردم در خیابانها به جشـن و پایکـوبى پرداختند.

بازگشت امام خمینی (ره) به ایران پس از ۱۴ سال تبعید

اوایل بهمـن ۵۷ خبر تصمیم امام در بازگشت بـه کـشور منتشر شد. هر کس که مى شنید اشک شوق فرو مى ریخت. مردم ۱۴ سال انتظار کشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا که هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حکومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در کنار مردمـش باشد. دولت بخـتـیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى کشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.

دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد ۱۲ بهمـن ۱۳۵۷ پـس از ۱۴ سال دورى از وطـن وارد کشـور شـد. استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظـیـم و غـیـر قـابل انکـار بــود که خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را ۴ تا ۶ میلیون نفر برآورد کردند.

رحلت امام خمینی (ره)، وصال یار، فراق یاران


امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـکار گرفته بـود. اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال ۱۳۶۸ خـود را آماده ملاقات عزیزى مى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نکرده بـود. سروده هاى عارفانه اش همه حاکى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اینک ایـن لحظه شکـوهمنـد بـراى او ، و جانــکاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید. او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى کنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امـیدوارم که عذرم را در کـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند.

شگفت آنکه امام خمینـى در یکـى از غزلیاتـش که چنـد سال قبل از رحلت سروده است:انتظار فرج از نیمه خرداد کشم سالها مى گذرد حادثه ها مى آید ساعت ۲۰ / ۲۲ بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال ۱۳۶۸ لحظه وصال بـود. قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احـیا کرده بـود. بــه وسیله دوربین مخفـى اى که تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى که گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افکند که وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممکـن نیست. لبها دائمـا به ذکـر خـدا در حـرکت بود.

در آخرین شب زندگى و در حالى که چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن ۸۷ سالگى تحمل کرده بود و در حالیکه چندیـن سرم به دستهاى مبارکـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى کرد. در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملکـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اکرم (ص) را زمـزمه مـى کـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود که روحـش به ملکـوت اعلى پرواز کرد. وقتى که خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـرکیـد و سرتاسر ایران و همـه کانـونهایـى کـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــکپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد. هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها تـوصیف کند.

مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند این چنیـن ضجه کـنند و صحنه هایى پدید آورند که در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان کسـى را از دست داده بـودند کـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریکایى و غربـى را از سرزمینشان کـوتاه کرده بود ، اسلام را احــیا کـرده بــود ، مسلمـیـن را عــزت بـخـشـیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا کـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنـیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح کـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت کرده بود و ۸ سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى کرده بـود که در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت که آشکارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد. مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند.

شایـد کسانـى که قـادر به درک و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاکسپارى پیکر مطهر امام خمینـى مشاهده کنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن که در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از کار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیکرهایى که یکـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعـیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عکسها ببیننـد، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند.

امـا آنـانکه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه کـرده انـد، مشکلـى نـخواهند داشت. حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب کرده بـودند که: عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست.

روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ ، مجلس خبرگان رهبری تشکیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى که دو ساعت و نیـم طـول کشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) که خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام ۱۵ خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام درهمـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى کرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد. سالها بـود که غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل کشـور که از شکست دادن امـام مایـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند.

اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلکه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود. مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد ۶۸ میلونها نفر از مردم تهران و سـوگوارانى که از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع کردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیکر مطهر مـردى که بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و کرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار کرده و در دنـیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز کرده بود ، وداع کنند.

هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود. همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـکر پاک و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید. هر کس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى کرد و اشک مـى ریخت. سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود.

پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراکـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـى رسیـد. شـب کـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى که امـام افـروخـته است ، در بـیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود.

فریاد یا حسیـن بسیجیان که احساس یتیمى مـى کـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى کرده بـود. بـاور اینـکـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود. مـردم شـب را در کـنار پیـکـر امـام بـه صبـح رسانیدند. در نخستین ساعت بامداد شانزدهم خــرداد ، میلیونها تـن به امامت آیه الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشکبار برپیکر امام نماز گزاردند.

انبـوهى جمعیت و شکوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـینى به کشـور در ۱۲ بهمـن ۱۳۵۷ و تـکـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیکر امام ، از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت. خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال کننده را در سال ۱۳۵۷ تا ۶ میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشـییـع را تا ۹ میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود که طى دوران ۱۱ ساله حکومت امام خمینى به واسطه اتحـاد کشـورهای غربى و شرقى در دشمنى با انقلاب و تحمیل جنگ ۸ ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشکلات فـراوانـى را تحـمـل کرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدریج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز این چنیـن نشـد. نسل پرورش یـافـته در مکتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان کامـل داشـت که :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداکاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـکه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـکان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـکرر از رادیـو اعلام شـد کـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوکـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد. براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود که هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام کـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع کننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد کـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسـیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشأَ بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا کـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر.

حماسه ۹ دی

  • بازخوانی بیانات رهبر فرزانه انقلاب درباره حماسه 9 دی
  •  

  • دست خدا را در ۹ دی دیدیم
  • یک سال پیش در چنین روزی
  • چرا تمرکز بر عاشورا؟
  •  

  • پاتک ناکام فتنه‌گران برای خنثی‌سازی حماسه 9 دی
  • نقطه پایان نفاق در عاشورای88
  • بازخوانی حماسه بزرگ 9 دی
  •  

    بيانات مقام معظم رهبري(مد‌ظله‌العالي) پيرامون عاشورا

     

    دوره اموزش غیر حضوری هیئات مذهبی پاییز 1392شهرستان شهریار

    بیانات مقام معظم رهبری(مد‌ظله‌العالی) پیرامون عاشورا


    ۱۳۷۵/۰۳/۲۰ - بیانات در دیدار فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله (ص)

    ادامه مطلب...

    آنچه یک مدیر هیئت مذهبی باید بداند

    آنچه یک مدیر هیئت مذهبی باید بداند

    آنچه یک مدیر هیئت مذهبی باید بداند

     



    بسم الله الرحمن الرحیم

    فهرست

    پیشگفتار

    کلید واژه ها

    1- تشكل دینی

    2- هیئت مذهبی

    3- هیئت محوری

    4-شورای هیئات مذهبی

     

    تاریخچه عزاداری امام حسین(ع)

    تاریخچه پیدایش هیئت های عزاداری

    هیأت های مذهبی؛ نهادهای اجتماعی

    تعریف و گونه‌بندی هیئت ها

    هیأتهای سنتی

    هیأت های انقلابی دوران جنگ

    هیأت های انقلابی دوران صلح

    هیأت های پاپ

    مطالبات مقام معظم رهبری مد ظله العالی

    مداحان و شعرای آیینی:

    1- تولید محتوا برای مداحان با رعایت ویژگیهای زیر

    2- آموزش مداحان در مهارتهای زیر:

    3- ساماندهی مداحان با روش زیر

    4- توسعه امر مداحی در زمینه های زیر

    5- هیئات مذهبی:

    متن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی «سیاست‌های ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبتهای مذهبی»

    اقدامات سازمان تبلیغات اسلامی در عملیاتی نمودن مصوبات ستاد ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبتهای مذهبی

    1- ساماندهی هیئات مذهبی

    اساسنامه هیئت مذهبی

    اساسنامه شورای هیئات مذهبی

    آیین نامه انتخابات شوراهای هیئات مذهبی كشور

    فرم ها

    2- آسیب شناسی عزاداری

    متن کامل سخنرانی مهم سید احمد خاتمی در خبرگان

    جایگاه مراسم عزاداری

    نقشه سیا در رابطه با فرهنگ عاشورا

    امام راحل، پیشگام آسیب زدایی

    افراط و تفریط در عرصه آسیب ها

    آسیب‌ها

    آسیب‌های محتوایی

    علم و علامت های عزاداری

    جستاری مختصر در باب مفهوم و تاریخچه علم و علامت كشی

    تاریخچة علم و علامت :

    آسیبهای علامت

    الف) از حوزه دین :

    ب) از حوزه شکلی :

    ج) از حوزه اجتماعی:

    3- هدایت و تغذیه فکری هیئات مذهبی

    فقه عاشورایی(احکام)

    کیفیت عزاداری

    درس های مکتب امام حسین(ع)

    درس اول : دین محوری

    درس دوم: احیاء روحیة شهادت طلبی و تحقیر مرگ

    درس سوم: غیرت و مردانگی

    درس چهارم: تغییر ملاک داوری در مبارزات ارزشی

    درس پنجم: تأثیر رزق حرام

    درس ششم:وظیفه و اوصاف رهبر

    منشور هیئات مذهبی

    پیشگفتار

    هیأت‌های مذهبی از قدیمی ترین نهادهای مردمی و اجتماعی بوده که حول محور حب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و تعظیم شعائر دینی به خصوص بزرگداشت ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) فعالیت می‌نمایند، یکی از کارکردهای بسیار مؤثر هیأت های مذهبی، الگوسازی، مبتنی بر دین باوری و رعایت هنجارها، ارزشها و اصول انقلاب اسلامی است. افراد با حضور در دسته جات، تکایا و حسینیه ها و استماع احادیث و درسهای اخلاقی و بهره‌مندی از آیات الهی، سیره‌ی علمی و عملی ائمه معصومین(ع) و اشعار مداحان در مدح و ثنای اهل بیت(ع) به صورت علمی و کاربردی، گام در مسیر فرهنگی می‌نهند که مبنای آن رعایت معنویات، اخلاقیات، اصول و مبانی اسلام ناب محمدی (ص) است.

    اصلی ترین رسالت هیأت های مذهبی اقامه عزاداری و سوگواری و ذکر مصیبت در شهادت حضرت سید الشهدا(ع) و احیاء فرهنگ پرشور و شعور و بالنده‌ی عاشورا و تعظیم شعائر مذهبی و دینی است. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، نقش اجتماعی هیأتهای مذهبی در جامعه و کارکرد آنها در برقراری تعاملات در سطوح مختلف مردمی است. این کارکرد، انسان را برای رسیدن به یک هویت مذهبی و حیات دینی کمک می کند. فرهنگ عاشورا و مکتب امام حسین (ع) درس آموز ابعاد گوناگون زندگی بشر و متفکرین، خاصه شیعیان بوده است، به عنوان نمونه؛ مهاتما گاندی، رهبر اندیشمند انقلاب و تحول بزرگ هند می گوید: من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندم و توجه کافی به صفحات کربلا نمودم و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند.

    میسیو باربین، اندیشمند آلمانی می گوید: تا به امروز تاریخ بشریت نظیر چنین شخص مآل اندیش و فداکاری به خود ندیده و نخواهد دید. هنوز اسرای حسین (ع) نزد یزید نرسیده بودند که علم خونخواهی امام حسین(ع) برافراشته شد و نهضت عظیمی علیه یزید آغاز گردید.

    در این راستا و با توجه به شعائر و اهداف عالی و بلند حاکم بر حرکت حسین بن علی (ع) و فرهنگ عاشورا، هیأت های مذهبی نیز ضمن اقامه‌ی عزاداری و سوگواری و بزرگداشت مناسبت های عظیم اسلامی در دیگر شئون اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و... که در شرع مقدس اسلام و احادیث معصومین (علیهم السلام) آمده است، وارد شده و نسبت به اجرای آن با جدیت فراوان می کوشند.

    یکی دیگر از کارکردهای هیأت های مذهبی مساعدت، بسترسازی و کمک به انسان ها برای تعالی جویی و فضیلت طلبی است. در این نهاد مذهبی که ملاک تفوق و برتری، صرفاً عشق و علاقه به اهل بیت(ع) و رعایت شرع مقدس اسلام و دستورات الهی است، افراد در کنار هم جمع شده، بر اساس و چارچوب فعالیت های خداپسندانه و تقرب به درگاه باری تعالی تلاش می نمایند تا مسیر سعادت را بپیمایند.

    از دیگر کارکردهای اجتماعی مؤثر هیئات مذهبی و دیگر نهادهای دینی، کنترل غیر مستقیم جامعه و افزایش فضیلت‌های معنوی است. در بررسی های به عمل آمده در ایام و مناسبت های اسلامی، تعظیم شعائر دینی به خصوص در ماههای محرم، صفر، رمضان و فصول نیایش زمینه‌ای است تا افراد کمتر اسیر هوای نفس شده، حتی بزه کاران، مجرمین، مفسده‌جویان نیز بعضاً در این ایام از فعالیت های غیر اخلاقی، انسانی و انحراف آمیز خود کاسته و به سوی معنویات و برنامه های الهی روی می آورند.

    یکی دیگر از تعاملات هیأت های مذهبی، پر نمودن اوقات فراغت افراد، به طور منسجم و نهادینه است. افراد و اعضایی که فصول اشتراک دیگر اجتماعی، قومی، فکری و... دارند، غیر از ایام خاص مذهبی و تبلیغی و مناسبت های اسلامی چون ماههای محرم، صفر، فاطمیه(س) و رمضان، در دیگر ایام سال به صورت گروههای کوچکتر گرد هم جمع شده و نسبت به اجرای برنامه های مختلف دینی، چون قرائت قرآن، ادعیه، زیارتنامه ها، برگزاری کلاسهای آموزشی، اخلاق، احکام و علوم دینی و برنامه های فرهنگی و دینی اهتمام و اقدام می نمایند.

    هیأت های مذهبی در زمینه های دیگری چون انجام اعمال انسان دوستانه، انفاق و دستگیری از محرومین، تهیه‌ی جهیزیه و امکانات اولیه‌ی زندگی برای تازه عروسان و زوجهای جوان کم توان، ایجاد صندوق های قرض الحسنه و اهداء وامهای بدون بهره و راه اندازی سیستم های خدمات درمانی رایگان و... به واسطه ی ایجاد ارتباط بین افراد خیر و توانمند جامعه با افراد بی بضاعت و کم توان فعالیت می نمایند.

    هیأت های مذهبی در جمع آوری مساعدت های کم و زیاد مردم به عنوان نذر و توزیع آن در قالب هایی چون اطعام گسترده ی مردم، به ویژه در مناطق محروم نیز فعالیت چشمگیری داشته که این نیز، تعاملی است مناسب بین هیأت و جامعه.

    لذا باتوجه به اهمیت جایگاه هیئات مذهبی مطالب ضروری که یک مدیر هیئت مذهبی باید از آنها آگاهی داشته باشد تهیه و تنظیم شده است که با نام « آنچه یک مدیر هیئت مذهبی باید بداند» تقدیم شما می‌گردد.

    متن پیش‌رو به کوشش حجت‌الاسلام آقای حسن بابایی کارشناس مسئول تشکل‌های دینی اداره کل تبلیغات اسلامی استان اصفهان تهیه شده که از زحمات ایشان قدردانی می‌گردد.

    کلید واژه ها
    1- تشكل دینی

    گروهی از افراد مومن و متدین و ملتزم به اصل ولایت فقیه که با هدف ترویج فرهنگ دینی و اقامه مراسم وشئونات مذهبی به صورت سازمان یافته اما غیر دولتی به انجام فعالیتهای فرهنگی اقدام می نمایند.
    2- هیئت مذهبی

    تشکل دینی‌ای که با ماهیت مردمی، غیرحزبی و غیر انتفاعی، متشکل از اقشار مختلف اعم از زن و مرد با محوریت ترویج فرهنگ قرآن و عترت به برگزاری مراسم در مناسبتهای مذهبی (اعیاد مذهبی، موالید و وفیات ائمه معصومین(علیهم السلام)) با هدف زنده نگهداشتن سنت عزاداری در طول سال و به صورت خاص در ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) تحت ساختار مردمی و زیر نظر هیئت امناء فعالیت می نماید.

    3- هیئت محوری

    هیئت مذهبی است که دارای ویژگی های زیر می باشد:

    - مجوز فعالیت از سازمان تبلیغات اسلامی

    - اساسنامه تأئید شده ازسوی سازمان تبلیغات اسلامی

    - کادر اجرائی با متوسط تحصیلات دیپلم

    - بهره مندی از روحانی درکلیه جلسات بطور مستمر

    - جلسات هفتگی مستمر درطول سال

    - برنامه های ثابت : قرائت قران، مجلس وعظ توسط روحانی، مداحی

    - توانائی تشکیل اجتماعات باشکوه مردمی در ایام خاص به قرار زیر:

    - به ازای هر 1000نفر جمعیت منطقه یک نفر

    - درمناطق ویژه(مناطق مرزی و اهل سنت ) بازای هر 2000 نفر، یک نفر

    - پرهیز از آسیب های عزاداری مد نظر رهبر معظم انقلاب
    4-شورای هیئات مذهبی

    نهادی است مردمی متشكل از نمایندگان هیئات مذهبی كشور كه بر اساس فرآیند خاص تعیین می شوند و تحت نظارت سازمان تبلیغات اسلامی در حوزه دین، فعالیتهای فرهنگی، غیر انتفاعی، غیر حزبی مطابق اهداف و بر اساس شرح وظایف مندرج در اساسنامه انجام می دهد.

    تاریخچه عزاداری

    امام حسین(ع)

    تاریخچه عزاداری امام حسین(ع)

    پس از واقعة عاشورا، مراسم عزادارى امام حسین علیه السلام نخستین بار در روز یازدهم محرم سال 61 هجرى در كنار اجساد مطهر شهیدان توسط اهل بیت(ع) برگزار شد. و از آن پس ائمة طاهرین علیهم السلام، خود اقامه عزادارى کرده و نیز شیعیان را، به اقامة آن تشویق می‌كردند. محتوای این مجالس شامل ذکر فضایل، مناقب و مصایب اهل بیت، و بیان ستم های حکام جور وقت می شد. به بیان دیگر تشکیل مجالس سوگواری در دوران حکومت بنی امیه و بنی عباس، کارکردی سیاسی نیز داشته است.

    عزادارى، نخست در ایام محرم در كربلا و مکان های دیگر برگزار مى‏شد ؛ اما از آغاز قرن سوم، وضعیت دیگرى یافت.

    گرچه عزاداری برای حسین بن علی(ع) و خاندان و یاران او به شکلهای مختلفی در طول تاریخ اسلام برگزار میشد، اما این مراسم، آن هم در حدّی گسترده به صورت سازمان یافته و با دستور و حمایت حکومت، از زمان آل بویه در بغداد آغاز گردید. کامل شیبی میگوید: دسته‏های عزاداری در شکل جدید، نخستین بار در سال 352 به وجود آمدند.(1)

    به دستور معزّالدوله، در عاشورای سال 353 عزای عمومی اعلام شد و از مردم خواسته شد که با پوشیدن جامه سیاه، اندوه خود را نشان دهند.(2) در عاشورای سال 352 نیز گریه و ندبه برای امام حسین(ع) و نوحه‏خوانی و برپایی ماتم برای آن امام برگزار گردید.(3) در این روز با آویختن پلاس (پارچه‏های کهنه و سیاه)، اعلام عزا ‏نمودند. در روز عاشورا مردم حتی برخی علمای حنفی مثل خواجه علی غزنوی و امام نجم الدین بلعمانی حنفی ، سفیانیان را لعن میکردند، دستار از سر باز کرده نوحه میخواندند و خاک بر سر میافشاندند.(4)

    در سال 398 که روز عاشورا مصادف با عید مهرگان بود، مراسم عید را به تأخیر انداختند.(5)

    مورخین به برپائی این مراسم در تمام طول سلطه آل بویه اشاره دارند،(6) اما در همان دوره، با گسترش برگزارى مراسم روز عید غدیر و روز عاشورا و حساسیت اهل سنت و وقوع درگیریهای متعدد، اهالى محله‏ كرخ از برگزارى این مراسم منع شدند.(7) در سال 393 هم شیعیان از برگزاری مراسم مذهبی خود منع شدند، هم اهل سنت.(8) هر چه حكومت آل‏بویه به پایان عمر خود نزدیك مى‏شد و ضعف آن بیش‏تر میگردید، نزاع میان شیعه و سنى نیز افزون‏تر مى‏شد، لذا سلاطین آل‏بویه مى‏كوشیدند به هر نحو ممكن، برگزارى مراسم عاشورا و عید غدیر را، كه خود بانى آن بودند، ملغى كنند. اما پافشارى شیعیان براى برگزارى مراسم عاشورا ادامه یافت.

    در سال 402 قمرى فخرالملك، وزیر سلطان بهاءالدوله برگزارى مراسم عاشورا را آزاد اعلام كرد و براى جلوگیرى از وقوع فتنه تدابیرى اندیشید،(9) ولى بار دیگر خودش در سال 406 قمرى برگزارى مراسم عاشورا را منع كند، كه اصرار شیعیان به برگزارى آن، باعث نزاع آنها با ساكنان محله‏ باب‏الشعیر شد و تعداد زیادى در این نزاع كشته شدند.(10)

    سلاطین سلجوقى از دوستداران ائمه شیعه بودند. ملكشاه به همراه خواجه نظام در سال 479ق به زیارت كاظمین، نجف و كربلا رفت. محمد بن عبدالله بلخى پس از سخنرانى و وعظ براى عالمان، مسئولان و طلاب نظامیه اهل سنت، روضه مى‏خواند و از مظلومیت‏هاى اهل‏بیت پیامبر علیهم السلام یاد مى‏كرد.(11) این رسم تا اوایل سلطنت طغرل سلجوقى در بغداد و شهرهاى دیگر ایران معمول بوده است.(12) در ابتداى قرن هفتم، چون محمّد خوارزمشاه خواست علاء الملك ترمذى(13) از سادات حسینى خراسان به عنوان خلیفه در برابر الناصر عباسی مطرح کند، تا حدود زیادى نفوذ معنوى خلفاى عباسى ـ كه حامى مذهب سنّت بودند ـ رو به كاهش گذاشت و سرانجام در نیمه دوم قرن هفتم در سال 656ق با سقوط بغداد و حاكمیت یافتن ایلخانان در ایران و عراق، مذهب اهل سنّت با بحران جدى روبه‏رو شد. از این رو فرصت مناسبى براى توسعه تشیع و برگزارى شعائر و مراسم مذهبى آن فراهم گردید و با روى خوش نشان دادن غازان خان به شیعیان و سرانجام با رسمى شدن مذهب تشیع در مدت كوتاهى در زمان "اولجایتو"، مراسم عزادارى عمومیت یافت. مردم هرات پایتخت تیموریان، در نیمه دوم قرن نهم با فرا رسیدن ماه محرم به برگزارى مجالس سوگوارى براى امام حسین(ع) اهتمام مى‏ورزیدند و حتى شاهزادگان و امرا نیز به برگزارى مجالس عزا همت مى‏گماشتند.(14)

    با روی کار آمدن دولت صفويّه و در آوردن مملکت به صورت کشوری شیعه و مقتدر، سرودن شعر در مدح و رثای ائمه و شهدای کربلا برای شاعران افتخاری بس بزرگ محسوب می‎شد. و این تأثیری فراوان بر آینده‎ آیین سوگواری محرم گذارد، به گونه‎ای که تظاهرات شکوه‎مند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه‎ی مذهب تشيّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی کرد. در این زمان کتاب «روضة الشهداء» به رشته‎ تحریر درآمد و قوه‎ محرکه ‎ای شد برای پیدایش مراسم محرم که از بطن آن، سبک تازه‎ای از فعاليّت به نام روضه‎ خوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نیم بعد، این سبک به منزله‎ رشته‎ ای در آمد که به وسیله‎ آن، اشعار غنائی و متون و نمایش‎های تعزیه به هم بافته شدند.

    در طول دوره صفویه شکل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید آمد که در ارتباط با واقعه‎ی کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش بود. غالب این داستان‎ها از کتاب «روضة الشهداء» گرفته می‎ شد و از اوایل سده‎ شانزدهم در میان شیعیان به گونه‎ای گسترده انتشار یافت. از این زمان به بعد تكیه ها و حسینیه ها و موقوفات مربوط به عزادارى امام حسین(علیه السلام)در ایران شكل گرفت. دولت مغولان و گوركانیان هند که از دولت صفویه متأثر بودند، مراسم عزاداری امام حسین(ع) را برپا میداشتند.(15) گزارشات متعدّدی از اجتماعات مزبور در دوره صفویه که اکثراً توسط فرستادگان سیاسی اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سیاحان به ثبت رسیده.(16)

    از عزاداری در دوره افشار و زند گزارش های مهمی نقل شده است و همین گزارشات، شروع تعزیه خوانی را مربوط به دوره کریم خان میدانند. در عصر قاجار، خون آلود كردن سر و صورت با تیغ و قمه زدن به فرق سر به مراسم سینه زنی اضافه شد(17)

    پی‌نوشت‌ها

    1- شیبی، کامل، تشيّع و تصوف، ترجمه قراگزلو، تهران، امیر کبیر، 1359، ص 43 و علی اصغر فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، تهران، صبا، 1357، ص 467، به نقل از: مراء الجنان، ج 3، ص 247.

    2- ابن کثیر، پیشین، ج 11، ص 259 و ابن خلدون، العبر، ترجمه عبد المحمد آیتى، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، چ اول، 1363ش، ج2، ص358 و الذهبى، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمرى، بیروت، دار الكتاب العربى، ط الثانیة، 1413، ج26، ص 11

    3- ابن الجوزی، پیشین، ج 7، ص 15

    4- ابوالمحاسن، النجوم الزاهرة، ج 4، ص 218

    5- ابن اثیر عزالدین ابی الحسن، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارالکتب‏العلمیه، 1407 ق / 1987 م، ج 8، ص 326 و ابن العماد الحنبلی، ابی الفلاح عبدالحی، شذرات الذهب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‏تا، ج 3، ص 130

    6- ابن الجوزى، أبو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد، المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوك، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمیة، ط الأولى، 1412، ج14، ص361

    7- همان، ج15، ص37

    8- ابن جوزی، یشین، ج15، ص 82

    9- همان، ص 125

    10- ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، ج 17، ص 133.

    11- الطباطبائى، سید عبدالعزیز، معجم اعلام‏ الشیعه، قم، مؤسسه آل ‏البیت، 1417، ص 296

    12- ابن اثیر، پیشین، ج 17، ص 133

    13- دولافوز، ث. ف (1316)، تاریخ هند، ترجمه محمّد تقى فخر داعى گیلانى، تهران، چاپخانه مجلس، جزء 4 از ج 2، ص 644.

    14- معین الدین محمّد اسفزارى، روضات الجنّات فى وصاف مدینه هرات، به كوشش محمّد اسحاق، مطبعه زرپاسرى، بى‏تا، ج 1، ص 269.

    15- ر. ك: جان نورمن هالیستر: تشيّع در هند، ترجمه آزر میدخت، مشایخ فریدى، مراكز نشر دانشگاهى، 1373 هـ. ش، ص 199 ـ202

    16- پترچلکووسکی، پیشین، ص 10 - 11

    17- نوری، میرزا حسین،لؤلؤ و مرجان، كانون انتشارات عابدى، تهران، (بى تا)،

    تاریخچه پیدایش

    هیئت های عزاداری

    تاریخچه پیدایش هیئت های عزاداری

    كلمة‌ «هیات» در لغت به معنای «صورت، شكل، حالت هر چیز» آمده است.[1] و منظور از هیات های عزاداری، نوعی تشكل مذهبی، بر محور عزاداری برای سید الشهداء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ است. «مجموعه هایی از مردم هر محله، در شهرها یا روستاها، كه برای سوگواری و روضه خوانی نسبت به امام حسین ـ علیه السّلام ـ بویژه در ایام عاشورا تشكیل می یابد.»[2] مهمترین گروهها و فعالیت های گروهی هر محله كه هنوز هم پابرجا مانده است، همین هیات های عزاداری می باشد. این هیات ها دارای تمام خصوصیات یك گروه اجتماعی كامل هستند. یعنی دارای نظام تقسیم كار و تفكیك نقش های دقیق و درونی شده هستند. پس «گروه اجتماعی از یك عده افرادی تشكیل شده است كه دارای یك وجه اشتراك مهم، فعالیت مشترك و كنش متقابل و احساس تعلق خاطر یا احساس «ما» باشند.»[3]

    البته این نظم و تفكیك كار در هیات ها از همان بدو پیدایش نبوده است بلكه به تدریج و به مرور زمان به صورت منسجم درآمده است كه ما شاهد عینی آن به صورت هیات های عزاداری امروزی می باشیم.

    پیدایش عزاداری رسمی و علنی بر امام حسین ـ علیه السّلام ـ از زمان آل بویه شكل گرفته است. آل بویه شیعه اثنی عشری بودند و خلفای عباسی كه بغداد مقر آنان بود، سنی مذهب بودند. اوج قدرت آل بویه در زمان معزالدوله بود در حالی كه در این زمان خلفای عباسی در ضعف كامل به سر می بردند. «معزالدوله در سال 352 هـ . ق دستور داد كه مردم در روز عاشورا گرد یكدیگر برآیند و اظهار حزن (و عزاداری نسبت به امام حسین ـ علیه السّلام ـ ) كنند. در این روز بازارها بسته شد، خرید و فروش موقوف گردید، قصابان گوسفند ذبح نكردند، هریسه پزها، هریسه (حلیم یا آبگوشت) نپختند، مردم آب ننوشیدند، در بازارها خیمه بر پا كردند و بر آنها پلاس آویختند، زنان بر سر و روی خود می زدند و بر حسین ـ علیه السّلام ـ ندبه می كردند، در این روز نوحه گری و ماتم به پا گردید.... »[4] این مراسم و عزاداری در زمان آل بویه فقط روز عاشورا بوده و تا انقراض این سلسله هر سال، تكرار می شده است. در زمان صفویان نیز از آنجایی كه مذهب رسمی، شیعه دوازده امامی بوده است، مراسم عزاداری در ماه محرم و روز عاشورا انجام می گرفته و همراه با قمه زنی بوده است.

    تاورنیر، سیاح و سفرنامه نویس اروپایی در حضور شاه سلیمان ناظر مراسم سوگواری ماه محرم بوده و می نویسد: «شاه سلیمان در ساعت 7 صبح در وسط تالار جلوس كرده و بزرگان همه بر پا ایستاده بودند. مسئولیت برپایی نظم به بیگلر بیگی سپرده شده بود... بعد از آن بیگلر بیگی شروع به داخل كردن دسته ها كرد. هر دسته عماری داشت كه هشت تا ده نفر آن را حمل می كردند و در هر عماری تابوتی گذارده و روی آنرا با پارچه زری پوشانده بودند... »[5]

    اولئاریوس هم شاهد عزاداری مردم در شهر اردبیل بوده است، وی می نویسد: «مراسم در میدان بزرگ شهر انجام می گرفت... اردبیل پنج خیابان اصلی بزرگ دارد و هر یك از آنها مختص به صنف معینی است. این اصناف هر كدام دسته ویژه جداگانه ای تشكیل داده اند و برای خود مداحان جداگانه ای دارند. صنفی كه بهترین سروده و نوحه را ارائه دهد، مشهور می شود. این گروه ها به مدت دو ساعت یكی پس از دیگری به نوبت عزاداری می كنند... »[6]

    در زمان حاكمیت ایل زند نیز (چون پیرو آیین تشیع بودند و از آنجایی كه كریم خان مرد متدین و مقید به آداب و مراسم مذهبی بود) به تقلید از پادشاهان صفوی، در ایام محرم به برگزاری مراسم عزاداری می پرداختند.[7] امّا در زمان قاجاریه به خصوص در عهد ناصر الدین شاه ما شاهد برپایی عزاداری چشمگیر هستیم. به نحوی كه مراسم دیگر منحصر به روز عاشورا نبوده بلكه به دهة اول محرم و به ایام سوگواری های ائمه ـ علیهم السّلام ـ مانند19 تا 23 رمضان و 28 صفر نیز گسترش یافته بود. خود ناصر الدین شاه در دهة‌ اول محرم در تكیه دولت حضور پیدا می كرد و سالانه مبلغ پنجاه هزار تومان برای برگزاری مراسم سوگواری امام حسین ـ علیه السّلام ـ خرج می شد.

    گزارش های نظمیة‌ تهران از محلات مختلف در سال های 1303 تا 1305 خبر از برپایی مراسم عزاداری می دهد. از بررسی گزارش های مربوطه به روز هفتم محرم 1304 بر می آید كه 48 مجلس روضه و در روز تاسوعای همان سال 53 مجلس برگزار شده است. گذشته از دو ماهِ محرم و صفر، چنان كه گزارش های نظمیه گواهی می دهند مجالس روضه خوانی در دیگر ماه های سال نیز برگزار می شد. شنیده شده است كه رسم روضه های هفتگی و ماهانه را ملا آقا دربندی بنیاد نهاده.[8] در دورة‌ پهلوی ابتدا رضا شاه برای تثبیت حكومت خود و جلب توجه مردم، به برگزاری مجلس روضه خوانی اقدام می كرد و حتی هنگام عزاداری گِل بر سر خود می مالید.[9] امّا بعد از گذشت چند سال، او از برگزاری مجالس و مراسم عزاداری به كلی جلوگیری كرد و به شدت با برگزاری آنها مخالفت و مبارزه نمود. او روضه خوانها را زندانی و اذیت و اهانت می كرد و صاحب خانه را به جرم روضه خوانی دستگیر و زندانی می نمود. در این اوضاع و احوال بود كه روضه خوانی و عزاداری مخفیانه در خانه ها برگزار شد، هر چند منع عزاداری با مخالفت شدید و مبارزة‌ مردم روبرو شد، ولی كم كم روضه خوانی و عزاداری بطور پنهانی به خانه ها كشیده و پایه و بنیان هیئت ها بناگذاری شد.

    در زمان محمد رضا شاه، عزاداری آزاد ولی بسیار محدود شده و خروج دسته جات را منحصر به سه روز تاسوعا و عاشورا و یازدهم محرم نمودند و آن هم به خاطر استفاده از این فرصت برای تبلیغات سوء علیه عزاداری امام حسین ـ علیه السّلام ـ بود تا مراسم مذهبی و سنت های موروثی آباء و اجدادی ما را از بین ببرد و یا به شكل دیگری تغییر بدهد.

    منع عزاداری توسط رضا و محمد رضا شاه باعث ایجاد تشكل های مردمی و دسته جمعی به صورت هیئت های مذهبی گردید. تا اینكه در دوران انقلاب اسلامی به اوج خود رسید. به موجب آماری كه از سازمان تبلیغات اسلامی تهران و غیره بدست آمده، تعداد دسته جات و هیئت های حسینی تهران تا سال 1376 شمسی به چهار هزار و پانصد هئیت رسیده و با دسته جات اطراف تهران كه مجموع دسته جات استان بود به حدود هشت هزار هیئت می رسید.[10] در این هیئت ها علاوه بر مجالس روضه خوانی هفتگی و ماهیانه و دهگی، مجالس دعای كمیل و ندبه و سمات و زیارت عاشورا برگزار می گردد. نكته قابل ملاحظه دربارة اسماء هیئت ها این است كه هر هیئتی نام خاص و پرچم و علامت ویژه انتخاب می كند. هیئت های عزاداری، گاهی متوسلین به یكی از ائمه ـ علیهم السلام ـ و یا گاهی به شهدای كربلا هستند. مانند هئیت علی اصغر، علی اكبر، امام سجاد ـ علیه السّلام ـ و... . نویسندة توانا و اهل قلم، حجة‌الاسلام جواد محدثی در كتاب خود راجع به تاریخ این گونه هیئت ها می نویسد:

    «هیئت كه نوعی سوگواری گروهی است، در قدیم هم رایج بوده و شیعیان به صورت جمعی نوحه خوان و با تشكیلات به زیارت قبر حسین ـ علیه السّلام ـ می رفتند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ به فائد حنّاط كه خبر این گونه زیارت های جمعی را باز می گفت، فرمود: هر كس قبر حسین ـ علیه السّلام ـ را زیارت كند، در حالی كه به حق او آشنا باشد خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد.»[11]

    از قدیم ترین هیات های موجود در تهران می توان به موارد ذیل اشاره كرد:

    1. هیئت محبان حسین كه در سال 1363 هـ . ق تاسیس شد. از علمای شركت كننده در این هیئت می توان از آیت الله حاج میرزا ابوالقاسم تنكابنی و محمد رضا تنكابنی، آیت الله خوانساری، واعظ محترم سلطان الواعظین شیرازی و... نام برد.

    2. هیئت احمدی كه در سال 1365 هـ . ق تاسیس شد.

    3. هیئت كربلائیهای تهران كه در 1348 هـ . ش تاسیس گردید. این هیئت بسیار گسترده و وسیع بوده و شعبه های متعددی در نقاط مختلف تهران پیدا كرد.

    4. هیئت كربلائیهای مقیم قزوین در تهران به سال 1352 هـ . ش تاسیس گردید.[12]

    پس هیات های عزاداری كه ما امروزه شاهد آن هستیم، ابتدا در مفهوم و معنا گسترده و عام بود و به تدریج این تشكل خاص و منظم به صورت «هیئت» شكل گرفت. در زمان آل بویه عزاداری به صورت علنی برای اولین بار صورت گرفت و در زمان صفویه نیز ادامه یافت و در دورة‌ قاجاریه به اوج و گستردگی خود رسید به طوری كه علاوه بر روز عاشورا، دهة محرم و ماه صفر و حتی تشكیل مجالس روضة هفتگی و ماهیانه شكل پیدا كرد. در دورة‌ پهلوی با ممانعت حكومت، عزاداری های به صورت منظم و هیئت هایی در خانه ها به صورت مخفیانه تشكیل یافت تا اینكه در دورة‌ انقلاب اسلامی این هیئت های خانگی، رسمی و آشكارا به ارائة‌ برنامه های مختلف پرداختند و هر هیئتی بنام یكی از شهدای كربلا و ائمه ـ علیهم السّلام ـ شروع به فعالیت كرد.

    معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

    1. ایران و تشیع، نوشتة دكتر دادخواه.

    2. تاریخچة عزاداری حسینی، تالیف شهرستانی.

    پی نوشت ها

    [1] . دهخدا، علی اكبر، لغت نامة‌ دهخدا، دانشگاه تهران، 1258، 1334 ش، ج 49، ص 351.

    [2] . محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، چاپ سوم، چ دانش، 76، ص 472.

    [3] . رفیع پور، فرامرز، آناتومی جامعه، تهران، شركت سهامی انتشار، چاپ اول،

    78، چ هنر، 77، ص 109.

    [4] . فقیهی، علی اصغر، آل بویه، چاپخانة دیبا، چاپ سوم، 67، ص 459.

    [5] . نوایی، عبدالحسین و غفاری فرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، تهران، سمت، چ اول، 81، ص383.

    [6] . نوایی، عبدالحسین، و... همان، ص 384.

    [7] . شعبانی، رضا، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه، تهران، سمت، چاپ چهارم، 81، ص 155.

    [8] . منظور الاجداد، سید محمد حسین، بزرگداشت حماسة‌حسینی در تهران، عصر ناصری، فصلنامة تاریخ اسلام، سال دوم. شمارة یكم، بهار 80، قم، موسسة باقر العلوم، ص 168.

    [9] . جمعی از نویسندگان. انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخ داد آن، دفتر نشر معارف، نهاد رهبری در دانشگاه ها، 81، چاپ 23. ص 53.

    [10] . كاشانی، سید حسین معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزه های علمیه و كشورهای جهان، قم، ناشر مولف، چاپ اعتمادی ، چاپ اول، 79، ج2، ص229.

    [11] . محدثی، جواد، همان.

    [12] . كاشانی. سید حسین معتمدی، همان، ج دوم، ص 234.

    هیأت های مذهبی؛ نهادهای اجتماعی

    هیئات مذهبی كه عمدتاً حول محور تعظیم آیین ها و مناسبت های مذهبی و دینی بالاخص تكریم مقام حضرات معصومین(علیهم السّلام) و برگزاری مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السّلام)، شكل گرفته و با سابقه ای دیرین و قدمتی كهن در این راستا فعالیت داشته اند، از محورها و اركان غیرقابل انكار جوامع شیعی بوده و هستند و در حقیقت، بدون در نظر گرفتن و به حساب آوردن جایگاه آنها، نمی توان از وضعیت اجتماعی اینگونه جوامع، برآوردی صحیح، منطقی و قابل اعتنا بدست آورد. اثربخشی و نقش آفرینی این تشكیلات دینی در معادلات اجتماعی، چه در حوزه هایی كه مستقیماً با رسالت و فلسفه وجودی آنها مرتبط است (مانند مسائل اعتقادی، مناسك دینی و شئون مذهبی) و چه در حوزه های دیگر مانند اقتصاد، فرهنگ عمومی، سیاست و... از واقعیت ها و امتیازات جوامع شیعی است كه تاریخ تشیع بویژه در قرون اخیر، مؤید آن است.

    بالطبع، از منظر جامعه شناختی، اگر بخواهیم شان واقعی و كاركرد حقیقی هیئت های مذهبی را در جامعه بدانیم، باید به آنها بعنوان نهادهایی اجتماعی و فراتر از یك تشكل یا تجمع دینی بنگریم كه صرفاً به منظور و با هدف نشر و تعظیم آداب و رفتارهای دینی شكل گرفته اند و نقش آنها را در سیستم اجتماع، با همه پیچیدگی و درهم تنیدگی آن، در حكم یك نهاد اجتماعی پویا و اثرگذار در نظر گرفت. حتی هیئت هایی كه مؤسسان و بنیانگذاران آنها مقصودی غیر از برگزاری مراسم های مذهبی در نظر نداشته اند یا دست اندركاران و كارگزاران آنها به هر دلیل و استدلالی مایل به ورود آنها به عرصه های غیر از این نباشند هم، خواسته یا ناخواسته از این شان و كارایی، مستثنی نیستند. ضمن این كه محدود كردن دامنه فعالیت هیئت های مذهبی به برخی آداب صرفاً مذهبی، به معنای غفلت و چشم پوشی از توانمندیها و پتانسیل های ارزشمند آنها در حوزه های دیگر است.

    به تعبیر امروزی تر، هیئات مذهبی، سازمانهای غیر دولتی خودجوش و كاملاً مردمی اند كه مبتنی بر باورها و اعتقادات ناب دینی مردم شكل می گیرند، اما كاركردی فراتر از یك تجمع دینی ساده می یابند.

    برای آن كه هیئات مذهبی با تعریف و رویكردی كه بدان اشاره شد، به جایگاه واقعی و سزاوار و بایسته خود برسند و نقش خطیر خود را در همه ابعاد بویژه در فرآیندهای اجتماعی بخوبی ایفاء نمایند، بایستی:

    اولاً، ضمن حفظ بافت سنتی خود كه اتفاقاً از امتیازات آنهاست، نوع نگاه و دیدگاه عموم مردم بویژه آنانكه در مدیریت و تصمیم گیری یا امور اجرایی هیئتهای مذهبی نقشی دارند، نسبت به رسالت و پتانسیل های گسترده و پربهای آنها تغییر یافته و از بند تحجر و یكسونگری رها شوند.

    ثانیاً، جامعه و مدیریت آن، مجال كافی و مناسب برای حضور و عرض اندام هیئت های مذهبی در عرصه های مختلف اجتماع فراهم آورده، بستر قانونی لازم را تعریف نماید و مكانیسم های بهره مندی و بروز توانمندیهای آنها را پیش بینی و فراهم نماید.

    ثالثاً، زمینه حضور فعال و اندیشمندانه متفكران، روشنفكران و دانشمندان متعهد و متخصصی كه علاوه بر دغدغه های دینی، تعالی و پیشرفت روزافزون اندیشه های دینی را مد نظر دارند، در برنامه ریزی، تصمیم گیری، هدایت و نظارت عملكرد هیئات مذهبی فراهم شود و مسئولان هیئت ها برای جلب مشاركت آنها، اقدام و تلاش نمایند. فراموش نكنیم كه استفاده و بهره مندی هیئت ها از نظرات كارشناسانه و هدایتگر محققان حوزه و دانشگاه، نه تنها آنها را در امر ترویج و تعمیق بهتر و كاملتر اندیشه های دینی رهنمون خواهد بود، آنها را در نقش آفرینی در سایر حوزه های اجتماع نیز كمك خواهد نمود.

    توان تهییج و بسیج مردم برای حضور هماهنگ و هدفمند و متحد در صحنه های اجتماع آنهم برای اهداف خاص و صد البته متعالی و مقدس، یعنی همان چیزی كه از توانایی و توانمندیهای هیئات مذهبی است، امری ارزشمند و فرصتی مغتنم است كه باید از آن به درستی بهره برد.

    حضور گسترده و بی شائبه و خالصانه و در عین حال آگاهانه مردم در مراسم های دینی كه در قالب هیئت های مذهبی متبلور می شود، نه تنها از امتیازات كم نظیر جامعه دینی و نشانه رسوخ و عمق تفكر شیعی در اجتماع است، بلكه از پتانسیلهای گرانبهایی است كه مثل و مانند آن در بسیاری از جوامع دیگر دیده نمی شود و این فرصتی است كه باید از آن به نحو مطلوبی استفاده كرد. فرصتی كه می توان از آن جهت گسترش اندیشه دینی، ترویج و نشر ارزشها و باورهای مذهبی، ارتقاء مهارت های اجتماعی، همگرایی عمومی و اتحاد ملی، بهبود و هدایت بینش و درك سیاسی، رفع نابسامانیهای اقتصادی، اصلاح نقایص اخلاقی، بهبود و رشد فرهنگ ملی، تعاون و همفكری و همراهی عمومی و... استفاده نمود. در نگرش اجتماعی، هیئت های مذهبی به سان سفره هایی هستند كه كسب ثواب و اجر معنوی و تقرب روحی ناشی از فعالیتهای مذهبی تنها یكی از بهره های آن است.

    اما زیبایی ها و لذایذ و بهره های دیگری نیز بر سر این سفره ها در دسترس است كه نباید از آنها غفلت شود.

    تعریف و گونه‌بندی

    هیئت ها

    تعریف و گونه‌بندی هیئت ها

    طبق تعریف، «هیأت»، گروهی اجتماعی ـ با سابقة تاریخی مشخص و تجمعی از افراد است كه به منظور در زنده‌نگه‌داشتن یاد و خاطرة مناسبت های مذهبی(اعیاد، ایام ولادت و شهادت ائمه) با محوریت واقعة كربلا و قیام امام‌حسین(علیه‌السلام) و بر اساس ساختار دوگانه‌ی «واعظ»(سخنران، آخوند)و «ذاكر» (مداح، روضه خوان) تشكیل می شود و اعضا، از طریق روش هایی معمول و آدابی مشخص (سینه زنی، زنجیرزنی، كف زنی) به سوگواری یا شادمانی می‌پردازند. شركت در هیأت، اختیاری، و بر اساس اعتقاد و باور درونی است. «هیأت» را می‌توان «یك گروه اجتماعی» نیز تلقی كرد كه از هر چهار ویژگی لازم گروه اجتماعی یعنی هدف مشترك، فعالیت مشترك، كنش متقابل و احساس تعلق خاطر برخوردار است.

    بر اساس دو معیار سازمان و مخاطب می‌توان مدل های مختلفی از گونه‌بندی هیأت‌های مذهبی ارایه كرد. گونه‌بندی های بر اساس سازمان هیأت ها، به نوع، ثبات، پیچیدگی، محل، قدمت، استمرار، گستردگی، نسبت با سازمان مرتبط، و موقعیت جغرافیایی هیئات اشاره‌دارند. گونه‌بندی‌های بر اساس مخاطب، به گزینش، جنسیت، گروه سنی، گروه اجتماعی، قشر اجتماعی، نوع رابطه با سیاست و نوع رابطه با انقلاب، مخاطبان هیأت می‌پردازند. معروفترین نمونه‌های هیأت های خاص ـ كه در آن‌ها گزینش مخاطب انجام می‌شود ـ عبارتند از: هیأت های انجمن حجتیه، هیأت‌های سیاسی، هیأت‌های نوگرا، هیأت‌های فرقه‌های مذهبی، هیأت‌های اقلیت‌های مذهبی، هیأت‌های اقلیت های قومی، هیأت های اهل تسنن، هیأت های صنفی و هیأت های هنجارشكن. هیأت های هنجارشكن، خود به گونه‌های هنجارشكن فعال و هنجارشكن منفعل تقسیم می‌شوند. هیأت های هنجارشكن فعال نیز خود دو شاخه‌ی مثبت و منفی را دارند.

    طبق مدل گونه‌بندی «ساختی‌ـ كاركردی» و از طریق بررسی تاریخی و طیف‌سازی عناصر مختلف یك هیأت مذهبی نمونه(تیپ ایده‌آل)، هیأت مذهبی را میتوان به چهار دسته‌ی كلی سنتی (با زیرشاخه‌های قدیمی و تازه‌تأسیس)، انقلابی (با زیرشاخه‌های: آغازین، دوران جنگ و دوران صلح)، پاپ (با زیرشاخه‌های خرد، محوری و انقلابی ) تقسیم كرد.

    هیأتهای سنتی

    می‌توان گفت كه هیأتهای عصر قاجار، سرمنشأ هیئات سنتی بودند. ردپای سیاست در هیئات سنتی چندان پُررنگ نیست اما در سال های پایانی حكومت پهلوی، به تبعِ ورود جمع زیادی از روحانیان به عرصه‌ی مبارزه‌ی علنی با رژیم سلطنتی، هیأت های مرتبط با آنان هم رنگ سیاسی به خود گرفتند. با پیروزی انقلاب در بهمن 57 و روی كار آمدن حكومت اسلامی، نظرعده ای از انقلابیون این بود كه در حكومت اسلامی، هیأت های مذهبی هم مانند هر خرده سیستم دیگری، باید تابع و تحت نظر حكومت، متناسب با وضعیت جدید تغییر روش داده و به فعالیت ادامه دهند. این دیدگاه با مخالفت امام مواجه شد. آن دسته از هیأتهای سنتی كه همراه و همگام انقلاب بودند، در آن هضم شده و به جریان خروشان آن پیوستند؛ و آن دسته كه سیاست را آلوده كنندة دین ـ به هر شكل ـ تلقی می‌كردند، به همان سیاق پیشین به كار خود ادامه دادند. آنچه امروز به عنوان هیأت سنتی می شناسیم، عموماً بازمانده های همین گروه های غیرسیاسی اند.

    در هیأت سنتی، وجود عوامل پایدار و ثبات بخشی مانند: سازماندهی شدید، وجود تقسیم كار مشخص، حاكمیت آداب و قوانین مشخص و نیز سلسله مراتب درونی، شرایطی را فراهم ساخته اند، كه در مجموع، درصد پایداری و ماندگاری سازمان هیأت را بالا برده است. در سازمان نسبتاً پیچیده‌ی هیأت های سنتی، قوانین و آداب و شئونی جاری و ساری است كه بیشتر جنبه ی موروثی داشته و بر مبنای تقسیم كارِ مبتنی بر توانایی‌های جداگانه ی اعضای هیأت استوار است. هیأت های سنتی، هم شامل مصادیقی از هیأت رسمی و هم مصادیق هیأت غیررسمی می‌شوند. با توجه به وجود هنجار مكانی و نیز ثبات نسبی محل سازمان در هیأتهای سنتی، محوریت سازمان را عموماً محل برگزاری آن (كه غالباً مسجد ، حسینیه و یا تكیه ی شناخته شده و مشهوری است) بر عهده دارد. در هیأت های سنتی، هنجارهای قوی و مشخصی در زمینه ی محل سازمان هیأت وجود دارد. مطابق این هنجار، محل برگزاری هیأت، اولاً باید «ثابت» باشد، ثانیاً باید «مالكیت عمومی» داشته و ثالثاً باید «كاربرد خاص» داشته باشد. یعنی در عرف مردم، وجهه‌ی یك مكان مذهبی را دارا باشد. هیأت های سنتی در طول سال استمرار ندارند و برگزاری آنها، منحصر به مقاطع مشخص و محدودی از سال است ( هنجار زمانی).

    در هیأتهای سنتی، مخاطب، گزینش نمی شود. هیأت، متعلق به همة افراد و از همه ی اقشار است از این رو هیچ محدودیتی برای ورود به هیأت وجود ندارد. در هیئات سنتی بزرگ و گسترده، هر فرد از هر طبقه می‌تواند عضو باشد و در مراسم شركت كند. اما در هیئات سنتی كوچك و خانگی، خاستگاه طبقاتی هیئات با هم متفاوت است و مشخصاً بسته به اعضای اصلی هیأت و محله های سكونت اعضا، هیأت یا مربوط به افراد طبقه ی بالا، متوسط و یا پایین جامعه است.

    در مداحی سنتی، فرایند آموزش نقش محوری و چشمگیری دارد و آموزشی تعلیمی، حضوری، فردی، مبتنی بر مجموعه ای از آداب و قوانین مشخص و نسبتاً ثابت و زمانمند است كه استاد در آن از مقامی شامخ برخوردار و وجهة مرجعیت هنجاری و الگویی برای شاگرد دارد. مداحان سنتی، عموماً تعدادشان محدود است؛ غالباً سنین جوانی را پشت سرگذارده و در دورة میان‌سالی و پیری به سر می‌برند؛ اگر خود شاعر نیستند، لااقل دستی در شعر دارند؛ به اندازه لازم با زبان عربی و نیز متون روایی و دینی آشنایند؛ بعضاً در زمینه‌ی موسیقی و شناخت و تسلط بر دستگاه ها و الحان آوازی هم تبحر دارند؛ و مداحی كم‌تر برایشان حکم «حرفه» دارد. اخلاق مداحی، به عنوان یكی از فضایل و بایسته‌های یك مداح سنتی، مجموعه‌ای از آداب و هنجارهای رفتاری را شامل می‌شود كه التزام به آنها همواره عامل احترام و مشروعیت‌بخش مداحی و مداحان سنتی بوده است. درون مایه‌ی مداحی سنتی، نسبتاً ثابت، مبتنی بر نوعی نظام آموزش سنتی، جا اُفتاده و مشهور، و آرام و محكم است. محتوای مداحی سنتی را می توان شامل این موارد دانست: زیارت‌خوانی، مناجات‌خوانی، ادعیه‌خوانی، روضه‌خوانی، حماسی‌خوانی، نقل روایات و احادیث، نقل داستان و حكایت. عمده‌ی داستان های منقول در مداحی سنتی را میتوان در این چند دسته گنجاند: نقل رؤیاهای صادقه؛ شرح داستان شفایافتگان؛ حاجتمندان یا بیماران؛ اخبار ملاقات ها و تشرف‌یافته‌گان به محضر حضرت ولی عصر(عجل الله‌تعالی فرجه)؛ حكایات زندگی اهل بیت(ع) و نقل داستان ها و خاطراتی از زندگی علما و بزرگان دینی. در همه‌ی این داستان ها،نکته ی مهم و اساسی آن است كه مداح بتواند دنباله‌ی حكایت را به صحرای كربلا بكشاند.
    هیأت های انقلابی دوران جنگ

    انقلاب اسلامی، به عنوان جریانی كه خاستگاه مذهبی و شیعی داشت، در مسیر خود، هیأت های مذهبی (به عنوان یك گروه مؤثر و قوی و فراگیر درون‌مذهبی) را هم متأثر ساخت و مجدداً به‌ آن كاركرد مبارزاتی ـ سیاسی بخشید. در درون مایه‌ی مراثی و اشعار آیینی، همیشه دو عنصر «تراژدی» و «حماسه»، به ویژه در مقوله‌ی عاشورا، همراه و آمیخته بوده اند. البته هرچه هیئات، به گرایشات دینی عرفی و عوامانه نزدیك شده‌اند، در طول زمان و به تدریج، بُعد حماسی، به سوی كمرنگ شدن و حتی حذف پیش رفته‌است. این جریان، در ایام انقلاب، با شتابی افزون روند معكوس به خود گرفت. «نیاز به همبستگی و انسجام درون گروهی» عامل دیگری بود كه جوانان انقلابی و مبارز را بیشتر متوجه هیئات كرد. دامنه‌ی تحول و تغییر، حتی متوجه آداب و شعایر هیئات هم شد و اشعار مداحان و حتی سبك های سینه‌زنی را در بر گرفت. نمونه‌های آغازین هیأت های انقلابی را می توان «گروه های سرود نوجوانان» دانست.

    یكی از شاخص‌های مهمی كه جنگ ایران و عراق را از نمونه‌های مشابه جنگ های نظامی دیگر دنیا كاملاً متمایز می‌كند، وجه «دینی»( ایدئولوژیك) و «مردمی» آن است که کلید واژه های «جهاد» و «شهادت» راشامل می شود. تبلور و تجسم این دو مفهوم را با در نظر گرفتن خاستگاه شیعی و انقلابی‌شان، بی شك باید در قیام عاشورا و حماسه‌ی حسینی جست. طبیعی است كه هیئات مذهبی در چنین سیستمی، جایگاه كلیدی را دارا باشند و به موتور محركة جبهه‌ها و نیروهای رزمنده تبدیل شوند. در هیئات انقلابی این دوران، مفاهیم رزمی و انقلابی با مفاهیم دینی آمیخته شده و محتوای عزاداری را تشكیل می دهند. این موضوع البته به شباهتی که مردم و رزمندگان میان جبهه‌های نبرد، با كربلا و عاشورا می یافتند، برمی گشت. مشابه دانستن و تطبیق دو واقعة تاریخی عاشورا و جنگ تحمیلی بر هم، ادبیات رایج دستگاه تبلیغی جنگ محسوب می‌شد؛ ادبیاتی عاشورایی، که حتی جزیی‌ترین موارد جنگ مانند نام و رمز عملیات‌ها را هم در برمی گرفت. دیگر شاخصه‌ی مهم هیئات انقلابی این دوران، پُررنگ شدن و محوریت‌یافتن «ادعیه و زیارات» بود. این برهه را می توان دوران رونق‌یافتن مجالس ذكر و دعا و توسل، چه در جبهه‌ها و مناطق جنگی و چه در شهرها و مناطق پشت‌جبهه دانست. در زمینه ی درونمایه هم محتوای سخنرانی‌ها، از بیان مسایل عامیانه، به اقتضای شرایط جدید، به سمت تحلیل مسایل سیاسی روز، تبیین مسایل جنگ و انقلاب اسلامی و بیانات امام، و نیز مسایل اخلاقی و خودسازی در جبهه ها معطوف شد. تحول محتوایی، دامن مداحی‌ها و مداحان را هم گرفت: طبیعی هم بود كه یك هیأت بسیجی، به ویژه با توجه به محتوای جدید سیاسی‌و انقلابی‌عزاداری‌ها به یك مداح بسیجی و «خاكی» هم نیاز داشته باشد از این رو قشر جدید و نوپای مداحان جوان هم به عنوان مداحان هیأت های انقلابی جدید وارد عرصه شدند.

    «رونق‌بخشی به فضای جنگ»، «حفظ، تقویت و جهت‌دهی روحیة رزمندگان»، «تبلیغات به نفع جریان جنگ»، «سالم‌سازی و جهت‌دهی مثبت مناسبات اجتماعی» و «حفظ و تقویت ارزش های انقلاب اسلامی در جامعه» از کارکردهای هیئات انقلابی دوران جنگ اند.

    در هیأت های انقلابی این دوره، به دلایلی مانند: استمرار جنگ و نیاز روزمره به مجالس دینی، هیئات روز به روز به سمت ساده‌ترشدن پیش رفتند. این مسئله سبب شد كه سازمان كوچك و سادة این هیئات، ثبات چندانی هم نداشته باشد. كم ثباتی این هیئات را همچنین می‌توان به متغیر و اتفاقی‌بودن زمان های برگزاری آن‌ها نیز مرتبط دانست. در گسترة وسیع هیأت های انقلابی دوران جنگ، هم با نمونه‌های هیأت های «رسمی» و هم نمونه‌های هیأت های «غیررسمی»، مواجهیم. در هیئات انقلابی این دوران، هنجارمكانی پیشین حاكم در هیأت های سنتی، كمی دستخوش تغییر شد، زیرا در نتیجة اضافه‌شدن عامل «وجهه‌ی انقلابی داشتن»، اماكن جدیدی هم درفهرست محل های برگزاری هیأت انقلابی قرار گرفتند. استمرار جنگ تحمیلی و رابطة مستقیمی كه بین آن و هیأت های مذهبی وجود داشت، اقتضا می‌كرد كه هنجار زمانی برگزاری هیأت تا آن زمان شكسته شده و مناسبت‌های موردی و غیرثابت مقتضی هم در زمره‌ی علل تشكیل هیئات درآیند. ویژگی‌های مداحان انقلابی دوران جنگ را می توان: تعداد زیاد، آماتور و غیرحرفه ای، جوان و زیرمجموعه ی آموزش تقلیدی بودن دانست.

    هیأت های انقلابی دوران صلح

    با پذیرش قطعنامه‌ی 598 سازمان ملل در شهریورماه سال 1367 و اعلام پایان جنگ هشت‌ساله، جامعه عملاً با شوك بزرگی مواجه شد. روزمرگی و فضای نسبتاً رخوت آمیز شهرها، به تدریج از شور و هیجان فضای تبلیغاتی كشور می‌كاست. به تبع این جریان، طبیعی بود كه هیأت های انقلابی هم متحول شوند و از رونق سابق آن ها کاسته شود. در برخورد با فضای جدید، نیروهای انقلابی، به ویژه رزمندگان برگشته از فضای جبهه‌ها به شهر، مانند دیگر اقشار جامعه عمل نكردند و به دلایل مختلف، دچار دسته‌بندی هایی شدند: عده ای با شرایط جدید جامعه فعالانه برخورد كردند؛ و در مقابل، گروهی كه برخوردی منفعلانه داشتند. هیأت های انقلابی هم متناسب با شرایط جدید، به (دو نوع با دو كاركرد مختلف گروه) تقسیم می‌شوند و این همان چیزی است كه از آن به «هیأت های انقلابی دوران صلح» تعبیر می‌كنیم.

    به طور کلی هیأت های انقلابی دوران صلح را می توان در 3 دسته ی کلی تقسیم بندی کرد: دسته‌ی اول: هیأت های انقلابی منفعل، دسته‌ی دوم: هیأت های انقلابی فعال منفی و دسته‌ی سوم: هیأت های انقلابی فعال مثبت. هیأت های انقلابی دوران صلح (نمونه‌ی فعال مثبت) به تبعِ مراكز و مؤسسات فرهنگی مرتبط، در نیمه‌ی اول دهة70 رشد كردند و در سال های میانی این دهه (و به ویژه در دورة انتخابات هفتم ریاست‌جمهوری سال76) به نقطه‌ی اوج فعالیت خود رسیدند. اما در واپسین سال های این دهه، به افول گراییدند. آزادترشدن فضای سیاسی‌ـ فكری جامعه، گسترش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، آزادترشدن فضای فرهنگی ـ تبلیغاتی (به تبعِ فضای سیاسی) و در نتیجه احیا و گسترش موسیقی پاپ و پدیدة جهانی‌شدن از جمله عوامل مؤثر بر افول هیئات انقلابی این دوران پس از خرداد76 اند.

    حفظ یاد و خاطرة شهدا و ارزش های دفاع مقدس و »، «كاركرد حفاظتی»، «انتقال ارزش‌ها به نسل سوم انقلاب»، «نقد فضای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی كشور» و «شكل گیری گروه های رادیكال فعال و خودسر مذهبی و انقلابی» جزء كاركردهای هیأت های انقلابی دوران صلح به شمار می آیند.

    هیأت های انقلابی این دوره، به خلاف نمونه‌‌های مشابه دوران جنگ، به تدریج به سمت نوعی سازماندهی و نهادمندشدن پیش رفته و از وضعیت كاملاً منعطف و بی سازمان دوران جنگ فاصله گرفتند. این سازمان‌یافتن، تأثیر مستقیمی بر پایداری سازمان این هیأت ها داشت. سازمان ساده و بی‌پیرایة پیشین هیئات انقلابی، در این دوره به سمت نوعی مركب و پیچیده شدن تحمیلی ـ به تبع شرایط ومقتضیات روز ـ پیش می رود. محل های برگزاری هیأت های انقلابی دوران صلح، در مقایسه با هیأت های سنتی،نسبتاً از ثبات برخوردار بوده و تابع هنجارمكانی جدیدند. هنجاری، با تعریف جدید و خاص این هیأت ها، كه اماكن تازه ای را به فهرست اماكن رسمی برگزاری هیأت های مذهبی اضافه می‌كند. در هیأت های انقلابی دوران صلح، عمدتاً سه عنصر درونی هیأت، محوریت آن را برعهده دارند كه دو عنصر اول، به «یك شخص» («مداح» یا «سخنران») و عنصر سوم به یك گروه ( «برگزارکنندگان») مربوط می‌شود. هیأتهای انقلابی بزرگ و محوری این دوره، كم وبیش تابع همان هنجار زمانی حاكم بر هیأت های سنتی (حداكثر با چند تغییر جزیی، به تناسب مناسبت های انقلابی) اند.

    گزینش مخاطب در هیأت های انقلابی دوران صلح هم (هرچند كمرنگ و كمتر مشهود) وجود دارد. محتوای این هیأت، به گونه‌ای طراحی و تنظیم شده‌است كه در تناسب با ذائقه و نیازهای تودة انقلابی باشد؛ و البته به طور طبیعی وزن و اصالت بیشتری برای مخاطب جوان و نوجوان در نظر گرفته شده‌است. در هیأتهای انقلابی بزرگ و محوری دوران صلح هم ـ مشابه نمونه‌های دوران جنگ ـ عموم افراد، چه زن و چه مرد، امكان حضور دارند. اما هیأت های هسته‌ای و كوچك، فقط مردانه اند. هیأت های انقلابی این دوران، عموماً هیأت هایی جوان و ویژه جوانان و نوجوانان اند . می‌توان گفت هیأت های انقلابی دوران صلح، بیشتر هیأت هایی متعلق به طبقه‌ی متوسط جامعه اند و در تناسب نزدیكتر با ذائقه‌ها و دغدغه‌ها و نیازهای این طبقه طراحی شده اند.

    هیأت های پاپ

    هیأتی كه از آنها به «پاپ» تعبیر می‌كنیم، گونة جدیدی از هیئات مذهبی‌اند كه در سال های اخیر به صحنه آمده و با سرعت چشمگیری روند توسعه و گسترش را در پیش گرفته‌اند. به طور كلی می توان سادگی و انعطاف، جوان‌پسندی، نوآوری، ساختارشكنی و هنجارشكنی ـ چه در قالب و چه در درونمایه ـ را از ویژگی این هیئات برشمرد.

    به عنوان یك فرضیه می توان ظهور و گسترش هیأت های پاپ را پدیده‌ای مدرن و ویژه شهرهای بزرگ صنعتی(تهران، اصفهان، شیراز و تبریز) و مذهبی(مشهد، قم و كاشان) دانست كه در پی مجموعه تحولات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی سال های اخیر، به عنوان یك خرده فرهنگ شهری ظهور كرده و به سرعت در حال هویت‌یابی و گسترش به دیگر شهرها است. تمایزات این گونة جدید، در مانند با نمونه‌های سلف هیأت های مذهبی، (اگرچه به ظرافت و دقت بسیار، اما) قابل تشخیص و تبیین است. .

    هیأت پاپ خود به دو گونةاصلی «محوری» (كه عمومی‌اند و نقش الگودهی بر عهده دارند) و «خُرد» (هیأتهای كوچك و خصوصی) و نیز یك گونه‌ی فرعی «پاپ انقلابی» تقسیم میشوند.

    هیأت های انقلابی، در برابر رشد و گسترش روزافزون هیئات پاپ، به سه صورت چاره‌اندیشی كردند: اولاً به راه‌اندازی كلاس های مداحی و تربیت مداحان هم‌عقیده‌ی خود رو آوردند. ثانیاً با توجه بیشتر به ذائقه‌ی مخاطبان جوان خود، در سبك های جذاب مداحی به نوآوری‌هایی دست زدندو ثالثاً به طور تلویحی، جریان مشابه پاپ انقلابی را در برابر مداحی پاپ علم كردند. عبدالرضا هلالی شاخص ترین نمونة مداحان پاپ انقلابی است كه از شهرت و محبوبیتی بی‌سابقه، و نیز از حمایت رسانه ها و تبلیغات وسیعی برخوردار است. هلالی همچنین نماینده و الگوی ویژه ای از ‌هیأتی های حزب‌اللهی است و شدیدترین درجات شیفتگی و ستاره‌شدن در مورد او مصداق می یابد.. یكی از مهمترین عوامل مؤثر در شكل‌گیری مداحی پاپ، «پدیدة شایعه» است. عمومیت این مسأله به حدی‌است، كه میتوان گفت بیشتر این مداحان، تجربة تلخ بحران ناشی از شایعه‌پراكنی در مورد خودشان را پشت سر گذارده اند.

    ظهور چند جریان اجتماعی در مجامع مذهبی و انقلابی، در نیمة دوم دهة هفتاد، زمینه و بستر مناسبی برای رشد و گسترش جریان مداحی پاپ فراهم ساخت. عرفی‌شدن نگرش به روحانیت، ایجاد شائبه‌ی ناكارآمدی نظام، رواج جریانات شبه‌عرفانی و روند تعدیل نگرش های پیشین و سرایت گرایش تساهل‌مدارانه مهمترین این جریانات اند.

    علاوه بر كاركرد مشخص و اصلی عزاداری یا شادمانی در مناسبت های مذهبی، هیئات پاپ برای اعضای خود كاركردهای دیگری هم دارند كه در مواردی، اصلی بودن كاركرد مذهبی را هم به چالش می‌كشانند. این كاركردها عبارتند از: كاركرد حفاظتی، كاركرد جامعه‌پذیری، كاركرد تخلیه‌ی روانی و كژكاركرد پاسخ [غلط] به غرایز دوران جوانی.

    كم‌ثباتی، سادگی، هنجارشكنی مكانی، هنجارشكنی زمانی، غیررسمی بودن، غیرمنسجم بودن و منعطف‌بودن و رشد قارچ‌گونه از جمله ویژ‌گی‌های سازمان هیئات پاپ محسوب‌می‌شوند.منظور از هنجارشكنی مكانی هیأت پاپ، این است كه به خلاف هیئات سنتی ، محل برگزاری هیأت پاپ فقط در انحصار بعضی اماكن خاص و مشخصاً با كاركرد مذهبی ( مانند مسجد، تكیه و حسینیه) نیست. بلكه هیأت از محل های در دسترس‌تر ، كوچكتر و خصوصی‌تر(پاركینگ، پیاده رو و منازل شخصی ) هم استفاده و مكان هیأت لازم نیست قداست و حرمت پیشین را دارا داشته. هنجارشكنی زمانی هیئات پاپ به این معناست كه در برگزاری مراسم، رعایت تقویم مناسبت‌های مذهبی لازم نیست. و می‌توان مناسبت‌های جدیدی هم به وجود آورد .

    عمومی بودن، مردبودن، جوان بودن، انفعال نسبت به سیاست و خصلت خرده‌فرهنگی از جمله مشخصات مخاطبان هیئات پاپ است. بیشتر اعضای هیئات پاپ را نوع( تیپ) مشخصی دارند و از آنها به «بچه‌ هیأتی‌های لاابالی» تعبیر می‌كنیم.

    در هیأت پاپ گرایش دینی جدید و متمایزی عمومیت دارد كه از شاخصه‌های آن می توان به فقدان مرجعیت هنجاری دینی، فقدان حضور شعایر و رواج قرائت اسلام عرفی اشاره كرد. اسلام عرفی، قرائتی خارج از محدوده‌ی دین و عقل، اسطوره‌محور، تصوف زده و صوفی منش، منفك از سیاست، منفك از شریعت، سهل و منعطف و عوام‌زده (از بعضی مقولات شیعی مانند: حب اهل بیت(ع) ( است.

    كثرت و تعدد، جوانی و مقلدبودن از مشخصات مهم مشترك بین مداحان پاپ است. یكی از پدیده های رایج در مداحی پاپ، بهره گیری و تقلید از آهنگ های قطعات موسیقی مشهور و محبوب است. فرقی نمی كند كه آن قطعه، مجاز باشد یا غیرمجاز. پدیدة شیفتگی، پدیدة ستاره‌شدن، تقلید در آهنگ، اسطوره‌محوری و فضاسازی كاذب از شاخص های كلیدی مداحی پاپ‌اند. هیأت پاپ همچنین در ادبیات بیانی و زبانی هم سبك خاص خود را دارند. بعضی مشخصات این سبك عبارتند از بهره‌گیری از ادبیات شكسته و محاوره ه ای و تعابیر امروزی، به كارگیری عبارات عربی و اذكار معروف، آهنگی‌نبودن و داشتن قابلیت زمزمه‌، به كار گیری ادبیات سلطنتی، استفاده از تعابیر و نوع بیان حماسی، استفاده از تعابیر غلوآمیز و شرك آمیز درباره ة اهل بیت، به‌كارگیری تعابیر و الفاظ ناپسند و مغایر با احترام و شخصیت انسانی شیعیان و دوستداران اهل بیت، استخدام و ترویج ادبیات عقل‌ستیز، بهره‌گیری گسترده از تعابیر و الفاظ ادبیات عرفانی و صوفیانه و نیز الفاظ مربوط به عشق غیرمقدس.

    مطالبات

    مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی)

    مطالبات مقام معظم رهبری مد ظله العالی
    مداحان و شعرای آیینی:

    1- تولید محتوا برای مداحان با رعایت ویژگیهای زیر

    1. تبیین مدایح و فضایل اهل بیت (ع) و حقایق سیره آن بزرگواران با استناد تاریخی روایی در قالبی قابل فهم و تأثیرگذار

    2. بیان مفاهیم اعتقادی، اخلاقی و مسائل روز سیاسی اجتماعی

    3. بهره مندی از آثار و تجربیات اساتید و شعرای قدیمی

    4. تشكیل انجمنهای ادبی جهت نقد و بررسی اشعار تولیدی با بهره گیری از خبرگان شعر آیینی

    5. توجه به چند بعدی بودن اشعار تولیدی و انتخابی بر اساس زندگانی معصومین (ع) اعم از: عبادی-سیاسی-اجتماعی و ...

    6. بهره گیری از مقاتل معتبر مانند: لهوف سید ابن طاووس

    7. لفظ رسا و گویا

    2- آموزش مداحان در مهارتهای زیر:

    1. صوت و لحن

    2. آهنگ موسیقایی

    3. مقتل شناسی و آشنایی با مساند تاریخی

    4. زیارات و ادعیه مأثوره

    5. آگاهی نسبت به شرایط سیاسی زمان

    6. اخلاق عملی و اعتقادات

    7. پرهیز از مدح های بی معنا و غیر مفید و تعابیر غیر دقیق

    8. ترویج مداحی سنتی (بیان معارف و مواعظ پیش از مدح و مرثیه)

    3- ساماندهی مداحان با روش زیر

    1. تعیین حدود و ثغور مداحی

    2. شناسایی مداحان

    3. تطبیق عملكرد آنها با ویژگیهای مورد نظر

    4- توسعه امر مداحی در زمینه های زیر

    1. به عنوان یك روش تبلیغ دین با ابزار هنر

    2. ترویج 12 بند محتشم كاشانی، دیوان صائب تبریزی و نظائر آن

    3. تقدیر و تكریم پیشكسوتان مداحی و استفاده از تجربیات آنها

    5- هیئات مذهبی:

    1. توجیه و آگاه سازی هیئات مذهبی نسبت به اقدامات دشمن مبنی بر ترویج خرافات و بدعتها

    2. قرار گرفتن سخنان آموزنده و اهداف قیام امام حسین (ع) در برنامه های هیئات مذهبی

    3. جداسازی پیرایه ها و خرافه ها از مسئله عاشورا و حادثه كربلا با بهره مندی از ابزار وعظ و مداحی در هیئات مذهبی

    4. با توجه به اقبال روز افزون عمومی علی الخصوص جوانان به هیئات مذهبی برنامه ریزی محتوایی متناسب با نیاز های مخاطبین مورد نظر صورت گیرد

    5. طراحی الگوی مناسب مراسم جشن و مولودی اعم از آهنگ، شعر و شیوه اجرا برای برنامه های هیئات مذهبی

    6. استفاده از ظرفیت تجمعات باشكوه مردمی در مناسبتهای مذهبی جهت انتقال معارف و ارزشهای دینی

    با عنایت به مطالبات مقام معظم رهبری و با توجه به پیدایش آسیب ها در هیئات مذهبی شورایعالی انقلاب فرهنگی در مصوبه 603 راهکارها و سیاستهای ساماندهی و آسیب زدایی از مراسم های مذهبی را تصویب نمود و با در نظر گرفتن بند 16 ماده 6 اساسنامه سازمان تبلیغات اسلامی اجرای مفاد این مصوبه را به ستادی تحت عنوان ستاد ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبتهای مذهبی واگذار نمود.

    متن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی «سیاست‌های ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبتهای مذهبی»

    مصوب ششصد و سومین جلسه مورخ 11/02/1386 شورای عالی انقلاب فرهنگی

    شرح:

    شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 603 مورخ 11/2/86 سیاستهای سامان‌دهی شئون فرهنگی در مناسبتهای مذهبی را به شرح ذیل تصویب كرد:

    مقدمه

    نهضت حسینی(ع) و حماسه عاشورا، تجدیدحیات اسلامی و اوج و قله تاریخی مقابله با ستم و ستمگر و احیاء حق طلبی و عدالت خواهی است که همان روح فرهنگ تشیع است. این واقعه عظیم همواره چون مشعلی فرا راه شیعه، مسلمانها بلکه بشریت در عرصه مواجهه با الحاد، استبداد و استکبار بوده است. بدین سبب همیشه این سرمایه بزرگ و سترگ، در معرض آسیب تحریفات نظری و انحرافات رفتاری بوده است. در روزگار ما نیز آفات و انحرافاتی که مایه وهن این حماسه عظیم است در زمینه مراسم تعزیت و مجالس سوگواری، رخ داده و موجب نگرانی علماء، فرهیختگان و ارادتمندان سیدالشهداء(ع) گشته است.

    پدیده های ناشایست و ناخوشایندی از قبیل:

    الف) ارتکاب حرکات خلاف موازین شرعی و مخالف جوهر دینی و قدسی حماسه عاشورا.

    ب) تظاهر به رفتارهای موهن و غیرمعقول و نامناسب با روح عقلانی و حماسی نهضت حسینی(ع) همچون «قمه زنی».

    ج) استفاده از تصاویر، شمایل و نشانه های غیرواقعی ائمه و اولیاء(ع) و چاپ گسترده آنها که خلاف قداست و حرمت معصومین و شأن عزاداری آنها است.

    د) ذکر اکاذیب و نسبت مطالب خلاف واقع به ساحت اهل بیت پیامبر اعظم(ص) و به ویژه یاران و خاندان حضرت سیدالشهداء و خواندن نوحه ها و آوازها و اجراء موسیقی های مبتذل و خلاف شئون که باعث مخدوش شدن فضای فکری حماسی و جنبه های حزن انگیزی و عبرت آموزی محرم شده و به این مراسم مقدس جنبه تفننی و تفریحی بخشیده و سبب از بین بردن خاصیت و خصلت آئینی مبتنی بر هویت ایرانی و اسلامی آن می گردد.

    بنا به مراتب فوق، سیاست ها و خط مشی های اجرائی ذیل تبیین و معرفی می شوند.

    فصل اول - سیاست ها و خط مشی های اجرائی

    1) غنابخشی فکری و محتوایی مجالس و مراسم سوگواری درجهت ارتقاء و تعمیق بصیرت و معرفت اقشار و آحاد جامعه درباره فلسفه، عمق و ابعاد و تعلیمات و تبعات حماسه حسینی (ع) و مقابله با تحریفات و اکاذیب پدید آمده در این زمینه.

    1/1. اهتمام بیشتر به توسعه اندیشه ها و نظرات امام راحل، مقام معظم رهبری و متفکران بزرگ از جمله استاد شهید مرتضی مطهری درباره محرم و آیین های عزاداری سالار شهیدان (ع).

    2/1. تهیه برنامه های منظم و منسجم رسانه ای برای نقد و بررسی شعر و مداحی و تعزیه خوانی و همچنین مناظره فکری فقهی توسط متخصصان.

    3/1. ایجاد پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی برای تدوین و ترویج برنامه ها و مراسم سوگواری مناسب در بیرون از مرزهای کشور به منظور ایجاد بصیرت و ارتقاء معرفت دینی و خنثی سازی نسبت های دروغین معاندین و مخالفین فرهنگ و حماسه عاشورای حسینی با استفاده از فناوری های نوین ارتباطی.

    4/1. تبیین و تشریح فلسفه و ضرورت و نقش تاریخی قیام عاشورا و ارائه تحلیل های مناسب از فرآیند شکل گیری نهضت حسینی و نفی تحلیل های ناصواب غیرمنطبق با واقعه عاشورا و شعائر حسینی از طریق رسانه ها به ویژه صدا و سیما با همکاری دستگاههای ذیربط فرهنگی.

    2) صیانت از روش های اصیل و سنتی عزاداری و بررسی راهکارهای تقویت و توسعه آن متناسب با روح حماسی عاشورا و ذوق، سلیقه و گرایش های نسل امروز.

    1/2. اصلاح و صیانت تعزیه خوانی و آموزش گروههای تعزیه خوان.

    2/2. معرفی سبک ها، آداب و اشعار و روش های اصیل و صحیح عزاداری وتجلیل از پیش کسوتان و مجالس نمونه.

    3/2. نوآوری و تبلیغ سبک های جدید متناسب با شئون مراسم سوگواری.

    4/2. برنامه ریزی به منظور ارتقاء کیفیت مداحی و آشناسازی مداحان با سیره زندگانی و مراثی و مقاتل ائمه معصومین(ع).

    3) زدودن خرافات و انحرافات پدید آمده و رفتارهای موهن و خلاف موازین در زمینه مراسم و برنامه های سوگواری.

    1/3. بررسی و انجام مطالعات پیرامون خرافات و بدعت ها در نحوه شکل گیری و چگونگی نفوذ آن در مراسم و مجالس سوگواری و راههای مقابله و رفع آن.

    2/3. برگزاری جلسات کارشناسی و کارگاههای آموزشی مستمر با مداحان، روضه خوانان و مسئولین هیأتهای مذهبی توسط سازمان تبلیغات اسلامی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی.

    4) شناسایی و مقابله ریشه ای با عناصر و جریانهای سازمان یافته و منحرف تأثیرگذار در مراسم سوگواری ائمه معصومین به ویژه سالار شهیدان (ع).

    1/4. شناسایی عناصر منحرف و برنامه ریزی برای مواجهه مناسب و قانونی با آنان و خطوط فکری جریانهای سازمان یافته و هدایت شده و مقابله سنجیده مؤثر با آنها با همکاری دستگاههای مسئول قضایی و امنیتی کشور.

    2/4. استفاده از ظرفیت اعزام مبلغ درجهت روشنگری و بدعت زدایی.

    5) ایجاد ساز و کارهای مناسب جهت ساماندهی و تقویت هیأتهای مذهبی، مداحان، مدیحه سرایان و نهادهای متصدی امر عزاداری.

    1/5. تجلیل از خادمان فرهنگ عاشورایی اعم از سخنرانان، مداحان، شاعران، نویسندگان و مسئولین هیأتهای مذهبی.

    2/5. انتشار نشریه تخصصی به صورت مستمر ویژه هیأتهای مذهبی به منظور تقویت ارتباط و انتقال مفاهیم و موضوعات لازم و نیز متون و مقاتل معتبر.

    3/5. پشتیبانی و تغذیه فکری مبلغین و سخنرانان مذهبی.

    فصل دوم – اجراء

    1) سازمان تبلیغات اسلامی موظف است با همکاری دستگاههای دولتی و غیردولتی به ویژه سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها نسبت به اجرای سیاست ها و خطوط مشی فوق اقدام و گزارش آن را سالانه به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه نماید.

    2) ادارات کل استانی سازمان تبلیغات اسلامی موظفند سالانه، گزارش برنامه های خود را درجهت تحقق ساماندهی شئون فرهنگی مراسم سوگواری تهیه و برای بررسی و تصمیم‌گیری متناسب با منطقه درچارچوب این طرح به شورای فرهنگ عمومی استان ارائه نمایند.سازمان تبلیغات اسلامی نیز مكلّف گزارش کلان کشوری را به شورای عالی انقلاب فرهنگی جهت بررسی و تصمیم گیری های تکمیلی و روزآمد ارائه نماید.

    این سیاست ها مشتمل بر یک مقدمه و دو فصل در جلسه 603 مورخ 11/2/86 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید.
    اقدامات سازمان تبلیغات اسلامی در عملیاتی نمودن مصوبات ستاد ساماندهی شئون فرهنگی در مناسبتهای مذهبی

    1-ساماندهی هیئات مذهبی

    2-آسیب شناسی هیئات مذهبی

    3-هدایت و تغذیه فکری هیئات مذهبی

    1- ساماندهی هیئات مذهبی
    اساسنامه هیئت مذهبی

    فصل اول:

    كلیات و اهداف

    ماده 1 : نام تشكل : هیئت مذهبی ...................................... كه در این نوشتار به اختصار هیئت نامیده میشود.

    ماده 2 : تعریف تشكل : هیئت مذهبی تشکل دینی است که با ماهیت مردمی، غیرحزبی وغیر انتفاعی، متشکل از اقشار مختلف اعم از زن ومرد بوده که اساساً با محوریت ترویج فرهنگ قران وعترت به برگزاری مراسم درمناسبتهای مذهبی (اعیاد مذهبی،موالید ووفیات ائمه معصومین) می پردازد وبا هدف زنده نگهداشتن سنت عزاداری درطول سال وبه صورت خاص درایام شهادت سید وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) تحت ساختار مردمی وزیر نظر هیئت امناء فعالیت می نماید.

    ماده 3 : جغرافیای فعالیت این هیئت ...................................... می باشد.

    ماده 4 : محل استقرار:

    استان ................................. شهرستان ......................... شهر..................... بخش/منطقه...................

    خیابان ....................... كوچه ............................ پلاك كدپستی ....................... تلفن

    ماده 5 : تابعیت : كلیه اعضای هیئت امناء این هیئت دارای تابعیت ایرانی می باشند.

    ماده 6 : مدت فعالیت: مدت فعالیت این هیئت ................................ می باشد

    ماده 7 : اهداف کلی

    معرفی اسلام ناب محمدی(صلی ا... علیه و آله و سلم) و فرهنگ عزت آفرین تشیع و سیره اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بویژه فرهنگ غنی عاشورا و همچنین تبلیغ ارزشهای متعالی قرآن كریم

    جذب، هدایت و آشنا نمودن نسل جوان با فرهنگ قرآن و عترت

    مبرا نمودن سیمای شکوهمند فرهنگ عاشورا از هرگونه تحریف، بدعت، خرافات و موهومات

    برگزاری هرچه باشکوه تر جلسات عزاداری و تعظیم شعائر دینی

    ...

    ماده 8 : موضوع فعالیت

    هیئت بر اساس محورهای زیر به اجرای برنامه های مذهبی می پردازد:

    آموزش قرآن در سطوح مختلف

    وعظ و خطابه

    مدیحه سرایی و مرثیه خوانی

    ...

    فصل دوم

    ساختار

    ماده 9 : ارکان هیئت : 1. هیئت امناء 2. مسئول هیئت 3. روحانی هیئت 4. مداح هیئت 5.مربی قرآن هیئت 6-رابط فرهنگی

    وظایف و اختیارات:

    ماده 10 : وظایف و اختیارات هیئت امناء:

    انجام مقدمات تأسیس و اخذ مجوز و نظارت بر فعالیتهای هیئت

    تهیه امکانات و ملزومات هیئت جهت برپایی مناسب مراسم مذهبی و دیگر فعالیتهای فرهنگی

    برنامه ریزی جهت افزایش بهره مندی مخاطبین از برنامه های هیئت

    عزل و نصب مسئول هیئت و كادر اجرایی

    اخذ گزارش مالی از مسئول هیئت در پایان هر سال

    ....

    ماده 11 : وظایف و اختیارات مسئول هیئت:

    اجرای مصوبات هیئت امناء

    مدیریت كلیه امور هیئت در برپایی مراسم مذهبی و اجرای برنامه ها

    انجام فعالیتهای فرهنگی مذهبی جانبی

    بایگانی و نگهداری كلیه صورتجلسات هیئت امناء

    تعیین یكی از اعضای هیئت امناء بعنوان صاحب امضای دوم حساب بانكی هیئت

    ماده 12 :‌ وظایف روحانی هیئت:

    حضور مستمر در برنامه های هیئت

    آشناسازی مخاطبین خود با معارف قرآن و عترت

    شناسایی شبهات دینی و پرسشهای روز مردم و پاسخ به آنها

    ایجاد ارتباط صمیمی با اعضای هیئت

    ماده 13 : وظایف مربی قرآن هیئت:

    شناسایی استعدادهای قرآنی در هیئت و پرورش آنها

    آموزش قرآن به اعضای هیئت در سطوح مختلف

    ...

    ماده 14 : وظایف مداح هیئت:

    مدح و مرثیه ائمه معصومین (علیهم السلام) در مناسبتهای مذهبی

    شناسایی استعدادهای مداحی در هیئت و پرورش آنها

    ...

    ماده 15- وظایف رابطین فرهنگی :

    الف ) برنامه‌ریزی جهت فعالیت های فرهنگی ( تغذیه فكری هیئت )

    ب ) پیشنهاد اجرای برنامه‌های ابتكاری ، دینی و فرهنگی به مسئول هیئت

    ج ) برنامه‌ریزی جهت ارتقاء سطح آگاهی‌های مذهبی ، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی اعضای هیئت

    چ ) هماهنگی وهمكاری با مسئولین هیئت

    د ) نظارت برحسن اجرای برنامه‌های دینی ، فرهنگی و سیاسی هیئت

    ذ ) ارتقاء سطح كیفی هیئت در امور دینی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی هیئت

    و ) ارائه گزارشی از مشكلات هیئت به مسئول هیئت

    هـ ) طراحی و اجرای برنامه‌های متنوع فرهنگی - دینی از قبیل دوره‌های آموزشی ، اردوهای زیارتی و سیاحتی

    ماده 16: مشخصات اركان:

    مشخصات اعضاء هیئت امناء

    ردیف نام و نام خانوادگی سال تولد میزان تحصیلات شغل سمت در هیئت

    1

    2

    3

    4

    5

    مشخصات دیگر ارکان هیئت

    ردیف سمت نام و نام خانوادگی شغل آدرس و تلفن امضاء

    مسئول هیئت

    روحانی

    مربی قرآن

    مداح

    رابط فرهنگی

    ماده 16 : كلیه تغییرات در اعضای هیئت امناء و اركان هیئت حداكثر تا یكماه پس از تغییر به سازمان تبلیغات اسلامی اطلاع داده خواهد شد.

    فصل سوم :

    مالی و حقوقی

    ماده 17 : سرمایه و دارایی و منابع درآمد هیئت به شرح زیر است:

    مبلغ ...................................... ریال توسط هیئت امناء، در بدو تأسیس به هیئت هدیه و به حساب هیئت واریز می گردد.

    دیگر مساعدتهای مالی اعضاء

    کمکهای مردمی اعم از : نذورات و هدایا ، قبول وصیت، وقف و حبس

    تفاهم نامه های فرهنگی با دستگاه های دولتی (درآمد حاصل از مشاركت های فرهنگی تبلیغی)

    برگزاری نمایشگاه های محصولات فرهنگی (درآمد حاصل از فروش كتاب، نشریات ، نوار،

    سی دی و تولیدات فرهنگی مرکز و.)

    كلیه مراودات مالی هیئت از طریق حساب بانكی مشترك شماره ......... نزد بانك .......... با امضاء مسئول هیئت و یكی از اعضای هیئت امناء به نام .................. انجام خواهد شد

    ...

    ماده 18: سال مالی هیئت، از اول فروردین ماه هر سال، تا آخر اسفند ماه همان سال می باشد.

    ماده 19 : امکانات اولیه هیئت :

    1)

    2)

    فصل چهارم :

    ماده 20: انحلال هیئت :

    در صورت بروز هر گونه اختلاف و عدم پذیرش مسئولیت ادامه فعالیت هیئت، هیئت امناء نسبت به انحلال هیئت اقدام خواهد نمود.

    هویت هیئت، مستقل از اشخاص بوده و در صورت فوت، محجوریت ، استعفاء فردی و یا جمعی مسئول هیئت یا هیئت امناء ، فعالیت هیئت ، متوقف نشده و پس از ترمیم با نظارت سازمان تبلیغات اسلامی، به كار خود ادامه می دهد.

    كلیه اموال منقول و غیر منقول هیئت، غیر قابل انتقال به شخص بوده و ......................... وكیل است در صورت بروز هرگونه اختلاف اموال هیئت را به هیئات مشابه منتقل نمایدد.

    این اساسنامه در4 فصل و .... ماده و .... تبصره در تاریخ / / 13 به تصویب هیئت امناء رسید

    و از تاریخ / / 13 لازم الاجرا می باشد.

    امضای هیئت امناء- امضای هیئت امناء - امضای هیئت امناء -امضای هیئت امنا- امضای هیئت امنا

    اساسنامه شورای هیئات مذهبی

    (شهرستانی- استانی- مرکزی)

    مقدمه

    شبکه وسیع هیئات مذهبی با داشتن دهها هزار عضو فعال، بزرگترین شبکه فرهنگی _تبلیغی جهان تشیع می باشد. جایگاه والا و ظرفیت وسیع و نقش قابل توجهی که هیئات مذهبی درتعمیق فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) و توسعه باورهای دینی درجامعه دارند، ضرورت سازماندهی این مجموعه بزرگ را به دلیل ایفای نقش بی بدیل خود و مصونیت از آسیب پذیری مضاعف نموده است.

    براساس بند 16 ماده 6 اساسنامه سازمان تبلیغات اسلامی که به تأیید مقام معظم رهبری رسیده است مسئولیت سازماندهی و هدایت این زنجیره بزرگ تبلیغی بر عهده سازمان نهاده شده است. انجام بخشی از این مسئولیت با تشکیل نهادی تخصصی– میانی تحت عنوان "شورای هیئات مذهبی" در سه سطح شهرستان،استان ومرکزی به سامان رسیده است. این شورا در سطوح سه گانه خود نقش حلقه واسط بین سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان متولی بخشی از فرهنگ و تبلیغ دینی در کشور از یک سو و هیئات مذهبی را از سوی دیگر بازی می کند.

    همچنین این شورا در سالهای پس از تآسیس با ایفای نقش مشورتی خود، سازمان را در تصمیم سازی مناسب جهت انجام بهینه مسئولیت خطیر خود یاری نموده است.

    در همین راستا، کسب تجربیات جدید و اطلاع از نقاط ضعف و آسیبهای موجود و مدنظر قرار دادن آن در "ویرایش جدید اساسنامه شورای هیئات مذهبی " (متن حاضر) بالندگی و صحت عملکرد فرهنگی-تبلیغی این مجموعه عظیم وچابک سازمان تبلیغات اسلامی را در روند واسپاری امور و کاهش تصدی گری در امور اجرایی تضمین و تسریع می نماید.

    فصل اول:

    کلیات

    نام شورا : "شورای هیئات مذهبی" که در این اساسنامه به اختصار" شورا " نامیده می شود.

    تعریف شورا : شورا نهادی است مردمی متشكل از نمایندگان هیئات مذهبی كشور كه بر اساس فرآیند خاص تعیین می شوند و تحت نظارت سازمان تبلیغات اسلامی در حوزه دین فعالیتهای فرهنگی، غیر انتفاعی، غیر حزبی مطابق اهداف و براساس شرح وظایف مندرج در اساسنامه انجام می دهد.

    مدت زمان فعالیت شورا : هر چهار سال یکبار و براساس انتخابات در سه سطح شهرستانی ، استانی و كشوری تشكیل می گردد.

    در این نوشتار سازمان تبلیغات اسلامی به اختصار " سازمان " ذكر می گردد.

    اهداف :

    ایجاد انسجام وتحکیم وحدت و هماهنگی فکری و عملی در فعالیتهای هیئات مذهبی

    استفاده ازتوان بالقوه و بالفعل وتجارب تمامی نیروهای هیئات درطراحی وبرنامه ریزیهای فرهنگی‌دینی

    آسیب شناسی شئون فرهنگی مناسبتهای مذهبی و ارائه راهبردهای عملی جهت زدودن آسیبها توسط نیروهای مردمی هیئات مذهبی

    افزایش مدیریت مشاركتی در تصمیم سازی های فرهنگی و اجرای فعالیتها

    جلب مشاركت و هدایت همكاریهای مردمی از طریق صدور مجوز تأسیس و ساماندهی هیئات مذهبی (برابر ضوایط مصرح در دستورالعمل اخذ مجوز )

    مأموریتهای شورای هیئات مذهبی كشور

    شهرستانی

    استفاده بهینه از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی موجود در هیئات و ارائه راهكارهای مناسب جهت نیل به اهداف

    هماهنگی و همكاری با سازمان در فرآیند صدور مجوز فعالیت هیئات مذهبی

    نظارت مستمر بر فعالیتهای هیئات مذهبی

    بازرسیهای مستمر از هیئات مذهبی در طول سال، علی الخصوص ایام محرم و صفر

    رسیدگی به اختلافات پیش آمده میان هیئات مذهبی

    رصد اولویتهای فرهنگی ، آسیبها و مشكلات پیش روی هیئات مذهبی با عنایت ویژه به رهنمودهای مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید

    شناسایی هیئات مذهبی برتر شهرستان و برنامه ریزی جهت الگو قرار دادن آنها

    برنامه ریزی جهت ارتقاء سطح آگاهیهای دینی اعضای هیئات مذهبی و تغذیه فكری فرهنگی آنها

    بررسی آسیبها و انحرافات مراسم مذهبی شهرستان و اتخاذ تدابیر و تمهیدات لازم جهت رفع آنها

    هماهنگی و همكاری مستمر با شورای هیئات مذهبی استان

    فرهنگسازی جهت اصلاح الگوی مصرف در هیئات مذهبی

    استانی

    استفاده بهینه از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی موجود در استان

    ایجاد هماهنگی میان شوراهای هیئات مذهبی شهرستان در سطح استان

    رصد اولویتهای فرهنگی ، آسیبها و مشكلات مشترك پیش روی هیئات مذهبی استان

    الگو قرار دادن هیئات مذهبی محوری استان برای دیگر هیئات

    برنامه ریزی جهت ارتقاء سطح آگاهیهای دینی اعضای هیئات مذهبی استان

    بررسی آسیبها و انحرافات مراسم مذهبی شهرستان و اتخاذ تدابیر و تمهیدات لازم جهت رفع آنها

    تصمیم سازی فرهنگی دینی پیرامون هیئات مذهبی در راستای تحقق اهداف مكتب عاشورا

    اجرای برنامه های فرهنگی تأثیرگذار برای هیئات مذهبی استان

    تلاش جهت تغذیه فكری فرهنگی هیئات مذهبی استان

    فرهنگسازی جهت اصلاح الگوی مصرف در هیئات مذهبی

    كشوری

    1. رصد اولویتهای فرهنگی و مشكلات پیش روی هیئات مذهبی در سطح كشور

    ظرفیت یابی و استفاده بهینه از ظرفیتهای دستگاههای فرهنگی و اجتماعی به منظور ارتقاء امور پشتیبانی و حمایتی

    برنامه ریزی جهت ارتقاء سطح آگاهیهای مذهبی اعضای هیئات مذهبی

    بررسی آسیبها و انحرافات مراسم مذهبی و ارائه راهكار جهت رفع آنها با بهره مندی از رهنمودهای مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید

    تلاش جهت تغذیه فكری فرهنگی شوراهای استانی و شهرستانی

    فرهنگسازی جهت اصلاح الگوی مصرف در هیئات مذهبی

    تذكر

    دستورالعمل اجرایی موارد مورد نیاز بصورت جداگانه و اقتضایی ابلاغ می گردد كه برخی از موارد عبارتند از:

    برگزاری انتخابات شوراها

    صدر مجوز فعالیت هیئات مذهبی

    مكاتبات شوراها

    حل اختلافات هیئات مذهبی بر اساس ضوابط "شورای حل اختلاف"

    نظارت و ارزیابی بر عملكرد هیئات مذهبی

    تبیین شناسه های كیفی شاخصهای ابلاغی

    فصل دوم :

    اركان شوراها

    تعریف:

    اركان شورا در سطوح شهرستانی و استانی رئیس شورا – نماینده سازمان – اعضای شورا می باشند و در سطح مركزی به جای نماینده سازمان رئیس سازمان تبلیغات اسلامی است.

    وظایف و اختیارات:

    الف) شورای شهرستانی:

    وظایف واختیارات رئیس شورا:

    1/1 : حسن اجرای فعالیتهای فرهنگی شورا و نظارت برکلیه امور شورا براساس مقررات، با برنامه ریزی مناسب و استفاده از مشارکت اعضای شورا و بهره گیری از امکانات و ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی داخل و خارج از شورا جهت تحقق اهداف مصوب اساسنامه

    2/1 : تنظیم برنامه سالانه با رعایت ضوابط مندرج در اساسنامه و با مشارکت اعضاء شورا و اخذ تأیید رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان

    3/1 : تقویت منابع اعتباری شورا با استفاده بهینه ازمنابع مالی و بهره گیری ازمشارکتهای مردمی وکمکهای خیرین و توسعه موقوفات فرهنگی و نظارت بر هزینه كردها

    4/1 : ابلاغ شرح وظایف مصوب هر یک از اعضاء بر اساس وظایف و مسئولیتهای خود که در این اساسنامه ذكر شده و نظارت بر اجرای صحیح آن

    5/1 : تشكیل جلسات شورا بطور منظم و برنامه ریزی شده، تقسیم كار در اجرای مصوبات و نظارت بر حسن اجرای آن و چگونگی ثبت و نگهداری سوابق و صورتجلسات و همچنین تنظیم گزارشات

    6/1 : حفظ و نگهداری اسناد طبقه بندی شده شورا

    7/1 : در ایام انتخابات از قبیل انتخابات ریاست جمهوری ، مجلس خبرگان، نمایندگی مجلس شورای اسلامی و شورای شهر ضمن تشویق و ترغیب اقشار مختلف مردم از سوی هیئات مذهبی جهت حضور پرشور و حداكثری درانتخابات، محیط شورا باید از هرگونه تبلیغات دارای گرایش به گروهها یا افراد خاص مبرا بوده و هرگونه استفاده از محیط و امکانات شوراهای هیئات مذهبی برای تبلیغ نامزدهای انتخاباتی و برگزاری و سخنرانی له یا علیه نامزدها خلاف بوده و موجب پیگرد قانونی است.

    وظایف واختیارات نماینده سازمان:

    1/2 : شركت مستمر در جلسات رسمی شورا

    2/2 : انتقال اهداف و سیاستهای سازمان به جلسه

    3/2 : ارائه نظرات تخصصی و راهكارهای مناسب به جلسه

    4/2 : ارائه گزارش جلسه و روند مباحث به ما فوق

    وظایف واختیارات اعضای شورا:

    1/3 : شركت مستمر در كلیه جلسات شورا

    2/3 : مشاركت در انجام مصوبات جلسات شورا بر اساس تقسیم كار در جلسه

    ب) شورای استانی:

    وظایف واختیارات رئیس شورا:

    1/1 : تنظیم برنامه سالانه با مشارکت اعضاء شورا و رعایت ضوابط مندرج در اساسنامه و اخذ تأیید مدیركل تبلیغات اسلامی استان

    2/1 : ابلاغ شرح وظایف مصوب هر یک از اعضاء بر اساس وظایف و مسئولیتهای خود که در این اساسنامه ذكر شده و نظارت بر اجرای صحیح آن

    3/1 : تشكیل جلسات شورا بطور منظم و برنامه ریزی شده، تقسیم كار در اجرای مصوبات و نظارت بر حسن اجرای آن و چگونگی ثبت و نگهداری سوابق و صورتجلسات و همچنین تنظیم گزارشات

    4/1 : حفظ و نگهداری اسناد طبق بندی شده شورا

    5/1 : تشكیل كمیته های تخصصی با بهره بری از ظرفیتهای موجود در هیئات مذهبی استان

    وظایف واختیارات نماینده سازمان:

    1/2 : شركت مستمر در جلسات رسمی شورا

    2/2 : انتقال اهداف و سیاستهای سازمان به جلسه

    3/2 : ارائه نظرات تخصصی و راهكارهای مناسب به جلسه

    4/2 : ارائه گزارش جلسه و روند مباحث به مدیركل تبلیغات اسلامی استان

    وظایف واختیارات اعضای شورا:

    1/3 : شركت مستمر در كلیه جلسات شورا

    2/3 : مشاركت در انجام مصوبات جلسات شورا بر اساس تقسیم كار در جلسه

    ج) شورای مركزی:

    وظایف واختیارات رئیس سازمان تبلیغات اسلامی:

    1/1 : تأیید و ابلاغ اساسنامه تشكیل شورای هیئات مذهبی

    2/1 : تعیین سیاستها و خط مشی های كلی فرهنگی كشور در موضوع هیئات مذهبی

    3/1 : صدور حكم رئیس منتخب شورای مركزی

    4/1 : تأیید یا رد انحلال شورای هیئات مذهبی در سراسر كشور

    5/1 : نظارت عالیه بر عملكرد شوراهای هیئات مذهبی كشور

    وظایف و اختیارات رئیس شورا:

    1/2 : لحاظ سیاستها و خط مشی های كلان كشوری ابلاغ شده از سوی ریاست سازمان در برنامه ریزیها

    2/2 : نظارت کلی بر عملکرد شوراها و تنظیم برنامه سالانه

    3/2 : تشكیل جلسات شورا بطور منظم و برنامه ریزی شده، تقسیم كار در اجرای مصوبات و نظارت بر حسن اجرای آن و چگونگی ثبت و نگهداری سوابق

    4/2 : تشكیل كمیته های تخصصی و نظارت بر عملكرد آنها

    5/2 : ارائه گزارش عملکرد شورای مرکزی در پایان هر سال به سازمان

    6/2 : حفظ و نگهداری اسناد طبق بندی شده شورا

    7/2 : نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورای مرکزی و بخشنامه های ابلاغی

    8/2 : برنامه ریزی برای ارتقاء هرچه بیشتر کمی وکیفی شوراها و هیئات مذهبی

    وظایف واختیارات اعضای شورا:

    1/3 : شركت مستمر در كلیه جلسات شورا

    2/3 : مشاركت در انجام مصوبات جلسات شورا بر اساس تقسیم كار در جلسه

    *تبصره(1): رئیس شورا با رأی گیری از میان اعضای شورای مرکزی، انتخاب و توسط رئیس سازمان تبلیغات اسلامی به تأیید می رسد.

    *تبصره(2): دبیر شورا بعنوان مسئول دبیرخانه مرکز مسئولیت تنظیم صورتجلسات،کلیه قطعنامه ها، گزارشات، همایش ها و اجلاسها را بر عهده خواهد داشت.

    شرایط اختصاصی عضویت در شورای مرکزی:

    1- عضویت در شورای هیئات مذهبی شهرستان و استان

    2- حداقل 5 سال سابقه مدیریت هیئت

    3- حداقل سن 35 سال

    4- مدرک تحصیلی حداقل لیسانس

    فصل سوم:

    مقررات جلسات شوراها

    1. شورای شهرستانی:

    1/1: نظارت عالیه این شورا با رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان یا نماینده وی می باشد.

    2/1: دبیرخانه شورا در محل اداره تبلیغات اسلامی شهرستان استقرارخواهد یافت.

    3/1: جلسات شورای شهرستان هر ماه یكبار برگزار می شود.

    4/1: بهنگام ضرورت جلسات فوق العاده با نظر رئیس شورا تشکیل خواهد شد.

    5/1: كلیه جلسات شوراهای شهرستان با حضور رئیس و در مجموع با دو سوم اعضاء و با حضور رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان و یا نماینده وی رسمیت می یابد و در صورت تأیید رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان مصوبات آن معتبرخواهد بود.

    6/1: در صورت غیبت هریک از اعضای شورا در3جلسه متوالی و یا 5 جلسه غیرمتوالی، عضویت ایشان لغو و یكی از اعضای علی البدل به ترتیب اولویت جایگزین وی خواهد شد.

    7/1: کلیه صورتجلسات شورا باید در دفتر کار شورا ثبت و به امضای اعضاء رسیده و مصوبات آنها به تأیید رئیس اداره تبلیغات اسلامی برسد.

    8/1: دستور جلسات شورا با نظر اعضای شورا، باید حداقل یک هفته قبل از تشکیل جلسه توسط رئیس شورا تعیین شود و مسئولیت اجرای تصمیمات شورا پس از تأیید رئیس اداره تبلیغات اسلامی، با رئیس شورا خواهد بود و تمامی اعضا موظفند در جهت اجرای مطلوب مصوبات جلسات شورا همکاری نمایند.

    9/1: شورا می تواند از افرادی جهت مشاوره و نظرخواهی برای شرکت درجلسات دعوت بعمل آورد.

    10/1: هرگاه عضوی به هر دلیل از عضویت شورای شهرستان خارج شود، از اعضای علی البدل برای عضویت در شورا به ترتیب آراء دعوت بعمل خواهد آمد.

    11/1 : در اولین جلسه شورا یك نفر به عنوان رئیس و یك نفر به عنوان دبیر انتخاب می شوند

    تبصره:

    1- رئیس و دبیر شورا به مدت یكسال انتخاب می شوند

    2- در صورت عدم حضور رئیس،‌ دبیر شورا جلسه را اداره می نماید

    *تبصره(1): ضروری است جلسات شورا در مركز استان با حضور معاون فرهنگی و یا رئیس اداره فرهنگی استان و جلسات شورای دیگر شهرستانها با حضور رئیس ادارات تبلیغات اسلامی هر شهرستان و یا نماینده تام الاختیار وی تشكیل گردد.

    *تبصره(2): مصوبات شورا نباید با آئین نامه ها و مقررات عمومی دولتی و همچنین ضوابط سازمان تبلیغات اسلامی مغایرت داشته باشد.

    *تبصره(3): موجه بودن عذر غیبت به تشخیص رئیس شورای هیئات مذهبی می باشد.

    2. شورای استانی:

    1/2: این شورا به صورت دو ماه یكبار تشکیل جلسه خواهد داد.

    2/2: اعضاء شورای استان مرکب از نمایندگان شوراهای شهرستانهای آن استان می باشد.

    3/2: دبیرخانه شورا در محل اداره كل تبلیغات اسلامی استان مستقر می باشد.

    4/2: نظارت عالیه این شورا با مدیركل تبلیغات اسلامی استان یا نماینده وی می باشد.

    5/2: بهنگام ضرورت، جلسات فوق العاده با نظر رئیس شورا تشکیل خواهد شد.

    6/2: در صورت غیبت هریک از اعضای شورا در3جلسه متوالی و یا 5 جلسه غیرمتوالی، عضویت ایشان لغو و نماینده جدید شورای آن شهرستان با معرفی آن شورا جایگزین وی خواهد شد.

    7/2: كلیه جلسات شورای استان با حضور رئیس و در مجموع با دو سوم اعضاء و با حضور مدیركل تبلیغات اسلامی استان یانماینده وی رسمیت می یابد و مصوبات آن درصورت تأیید مدیركل معتبرمی باشد.

    8/2: کلیه صورتجلسات شورا باید در دفتر کار شورا ثبت و به امضای اعضاء رسیده و مصوبات آنها به تأیید مدیركل تبلیغات اسلامی استان برسد.

    9/2: دستور جلسات شورا با نظر اعضای شورا، باید حداقل یک هفته قبل از تشکیل جلسه توسط رئیس شورا تعیین شود و مسئولیت اجرای تصمیمات شورا پس از تأیید مدیركل تبلیغات اسلامی استان، با رئیس شورا خواهد بود و تمامی اعضا موظفند در جهت اجرای مطلوب مصوبات جلسات شورا همکاری نمایند.

    10/2: شورا می تواند از افرادی جهت مشاوره و نظرخواهی برای شرکت درجلسات دعوت بعمل آورد.

    11/2: هرگاه عضوی به هر دلیل از عضویت شورای استان خارج شود، از شورای شهرستان وی نماینده جدیدی برای عضویت در شورای استان معرفی خواهد شد.

    12/2 : در اولین جلسه شورا یك نفر به عنوان رئیس و یك نفر به عنوان دبیر انتخاب می شوند

    تبصره:

    1- رئیس و دبیر شورا به مدت یكسال انتخاب می شوند

    2- در صورت عدم حضور رئیس،‌ دبیر شورا جلسه را اداره می نماید

    3. شواری مركزی:

    1/3: جلسات شورای مرکزی هیئات مذهبی كشور هر چهار ماه یکبار تشکیل می گردد که در صورت ضرورت جلسات فوق العاده به پیشنهاد اعضاء تشکیل خواهد شد.

    2/3: جلسات شورای مرکزی هیئات مذهبی با حضور اکثریت افراد و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و یا نماینده وی رسمیت می یابد و مصوبات آن با دو سوم آراء حاضرین در جلسات و با تأیید رئیس سازمان تبلیغات اسلامی معتبرخواهد بود.

    3/3: در صورت انصراف یا عدم حضور2جلسه متوالی و یا 4 جلسه غیرمتوالی و غیرموجه هریک از اعضاء در طول دوره، اقدام به لغو عضویت ایشان خواهد شد.

    4/3: دبیرخانه شورای مرکزی در محل اداره كل تشكلهای دینی و مراكز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی مرکز استقرار خواهد یافت.

    فصل چهارم:

    منابع و مقررات مالی شوراها

    1- کمکهای سازمان

    2- کمکهای نقدی وغیر نقدی نهادهای دولتی و غیر دولتی.

    3- کمکهای مردمی شامل هدایا نقدی وغیر نقدی، هبه و موارد وقفی.

    *تبصره(1): سال مالی شورا ازاول فروردین تا پایان اسفند هر سال محسوب خواهد شد.

    *تبصره(2): کلیه اسناد وصورتهای مالی به امضاء رئیس شورا و مسئول مالی و مهر شورا معتبر خواهد بود.

    *تبصره(3): افتتاح حساب بانكی و حق امضاء و دسترسی به منابع مالی رئیس شورا و مسئول مالی شورا از طریق معرفی سازمان بوده و شورا موظف است گزارش مالی به سازمان ارائه نماید.

    *تبصره(4): كمكهای سازمانی و نهادهای دولتی بر اساس قانون جاری كشور می باشد.

    آیین نامه انتخابات شوراهای هیئات مذهبی كشور

    انتخابات شورای هیئات مذهبی بصورت سراسری و هماهنگ در سطح استانها و شهرستانها برگزار می گردد.

    تذكر : در این آئین نامه به جای عبارت شورای هیئات مذهبی كلمه « شورا» و به جای عبارت اداره تبلیغات اسلامی كلمه « سازمان » می آید .

    مراحل برگزاری انتخابات اعضاء شورا :

    اعلام زمان ثبت نام و زمان برگزاری انتخابات و توضیحات مربوط به آن ‌از سوی سازمان به كلیه هیئات مذهبی كه دارای مجوز می باشند ابلاغ می‌گردد .

    داوطلبان عضویت در شورای شهرستانی می بایست در خواست خود را در زمان مقرر كتباً به دبیرخانه ستاد انتخابات مستقر در ادارات تبلیغات اسلامی شهرستان شخصاً تحویل نمایند.

    زمان ثبت نام داوطلبین دو ماه قبل از برگزاری (23/5/92 لغایت 3/6/92) می باشد.

    بررسی و تأیید صلاحیت داوطلبان عضویت در شورا به عهده ادارات تبلیغات اسلامی شهرستان می‌باشد.

    اجمالی از مشخصات، زندگینامه و سوابق فرهنگی داوطلبانی كه صلاحیت آنها احراز شده جهت آشنایی رأی دهندگان این انتخابات به ستاد انتخابات الزامی می باشد.

    ستاد انتخابات مكلف است حداقل تا 15 روز قبل از برگزاری ، ثبت نام اسامی داوطلبین صلاحیت دار شده را اعلام نماید.

    داوطلبانی كه صلاحیت آنها تأیید شود ، تشخیص نوع تبلیغات (بنر ، بروشور ، سخنرانی ، مصاحبه و ...) به عهده ستاد استانی می باشد. (زمان تبلیغات طبق بند 6)

    زمان بر گزاری انتخابات در تاریخ 3/8/ 1392 بصورت سراسری می باشد .

    شمارش آراء و تهیه صورتجلسه بلافاصله پس از اتمام زمان رای گیری

    رسیدگی به شكایات 5 روز كاری پس از انتخابات می باشد .

    اعلام نتایج نهایی به مركز حداكثر ظرف مدت 30 روز پس از انتخابات می باشد.

    اعضای ستاد صندوق می بایست تا اتمام كار حضور داشته باشند و با امضای خود در ذیل صورتجلسه ، صورتجلسه انتخابات را تائید نمایند.

    شرایط داوطلب و مدارك مورد نیاز:

    التزام عملی به ولایت فقیه

    تابعیت جمهوری اسلامی ایران

    مسلمان « شیعه اثنی عشری اهل بیت (علیهم السلام) »

    کاندیدای شورای هیئات مذهبی حتماً باید گواهینامه آموزش مسئولین هیئات مذهبی را دارا باشد.

    حداقل 5 سال سابقه هیئت و سه سال مسئول هیئت و ترجیحا محوری با تائید شورا را عهده دار باشد كه آن هیئت دارای كد شناسایی است.

    عدم سوء سابقه كیفری

    رعایت شئونات اسلامی در اجتماع و حسن شهرت با تشخیص استان

    حداقل سن 25 سال و حداكثر 60 سال

    متأهل باشد

    عدم وابستگی به جریانات منحرف فكری

    دارای سلامت جسمی و روحی

    سطح تحصیلات حداقل فوق دیپلم

    سكونت در محدوده حوزه انتخابی خود

    تكمیل فرم تعهد كاری( فرم پیوستی)

    داوطلب شورای هیئات مذهبی نباید از اعضاء کانون مداحان باشد.

    تبصره1 : در شرایط فوق عدم احراز خلاف، کفایت می کند.

    تبصره2 : منتخبین دوره قبل سومین دوره از شرط بند 12 و 8 مستثنی می باشند.

    تبصره 3 : مسئولین هیئات مذهبی بانوان نیز می توانند طبق شرایط فوق داوطلب شده و عضو شورا گردند.

    تبصره 4 : مدیرکل تبلیغات اسلامی استان می تواند در صورت صلاحدید با توجه به شرایط استان ، شورای هیئات مذهبی چند شهرستان را به صورت منطقه ای (چند شهرستان می توانند یک شورا داشته باشند) برگزار نماید.

    روش انتخاب اعضاء شورا :

    اعضای شورای هیئات مذهبی شهرستان از میان داوطلبان ، كه مسئولین هیئات مذهبی می باشند ؛ با رای گیری مخفی ، توسط مسئولین هیئات مذهبی انتخاب می شوند.

    شورای شهرستانی:

    1. تعداد اعضاء شورا :

    برای شهرستانهایی كه تا 150 هیئت مذهبی دارند – 5 نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علی البدل

    برای شهرستانهایی كه 151 الی 500 هیئت مذهبی دارند – 7 نفرعضو اصلی و 3 نفرعضوعلی البدل

    برای شهرستانهایی كه501 الی1000 هیئت مذهبی دارند – 9 نفرعضو اصلی و3 نفرعضوعلی البدل

    برای شهرستانهایی كه 1001الی1500 هیئت مذهبی دارند – 11 نفرعضو اصلی و 5 نفرعضوعلی البدل

    برای شهرستانهایی كه بیش از1500 هیئت مذهبی دارند – 13 نفرعضواصلی و 5 نفرعضوعلی البدل

    تبصره : در صورت عدم حد نصاب بند 1 ، ملاك تشخیص با مدیر كل استان می باشد

    2. ضوابط :

    1. مشخصات داوطلبان عضویت در شورا می بایست از قبل درجداول مربوطه( شامل نام- نام خانوادگی-سال تولد- كد ملی- میزان تحصیلات – نام مستعار- شغل- سوابق فرهنگی و برنامه های ایشان و همچنین كد شناسایی هیئت) جهت اطلاع حضارقید شده باشد.

    2. رای گیری می بایست بر روی برگهای ممهور به مهر سازمان و شماره كد بندی شده باشد.

    3. اسامی ناخوانا، زائد و برگهای فاقد مهر سازمان و كد دارای اعتبار نمی باشد.

    4. هر هیئت توسط مسئول هیئت یا نماینده وی كه كتبا توسط مسئول هیدت معرفی شود (مطا بق با فرم پیوست ) حق رأی دارد.

    5. در صورتیكه رای دهنده مسئول هیئت باشد با اصل مجوز هیئت و اگر نماینده مسئول هیئت باشد با
    معرفی نامه مربوطه و اصل مجوز هیئت یك برگ رای از ستاد انتخابات تحویل می گیرد و مسئول ستاد پشت مجوز را ممهور می نماید.

    6. هر رای دهنده می تواند به تعداد اعضای مصوب شورای هیئات شهرستان كاندیدا انتخاب نماید.

    7. ملاك تشخیص تعداد هیئات هر شهرستان پاسخ استان به نامه ابلاغی شماره 12107/191 مورخ 15/11/91 است.

    8. حائزین اكثریت نسبی بعنوان اعضای شورا تعیین می شوند.

    9. در صورتیكه آراء چند نفر مساوی باشد ملاك انتخاب، قرعه است

    10. اعضاء انتخاب شده از میان خود با رأی گیری رئیس، دبیر و منشی شورا را برمی گزینند.

    11. رئیس شورا باید حداقل تحصیلات لیسانس باشد، در صورت نبود لیسانس تشخیص مدیرکل تعیین كننده است.

    12. تأیید انتخابات ظرف مدت20روز توسط مدیركل استان صورت می گیرد

    13. اعضاء منتخب برای مدت چهار سال برگزیده می گردند.

    تبصره 1 : اولین جلسه رسمی شورا 15 روز پس از اعلام نتایج انتخابات به هیئات مذهبی شهرستان تشكیل می‌گردد.

    تبصره 2 : روسای شورای هیئات مذهبی قبل ، از بند 11 مستثنی می باشند

    شورای استانی:

    رؤسای شوراهای هیئات مذهبی شهرستانهای هر استان، شورای هیئات مذهبی استان را حداكثر تا یك ماه پس از انتخابات تشكیل می دهند كه از میان آنان با رأی گیری رئیس، دبیر و منشی شورای هیئات مذهبی استان انتخاب می شوند.

    تعداد اعضاء شورا :

    با توجه به تعداد شهرستانهای هر استان اعضاء شورای هیئات مذهبی استانها متفاوت می باشد.

    ضوابط

    الف) اسامی اعضای شورای استانی و شهرستان حداكثر ظرف مدت 20 روز به مركز اعلام گردد.

    ب) رئیس شورای استان باید حداقل دارای مدرك تحصیلی لیسانس باشد.

    ج) رئیس شورای استان جهت تعامل بیشتر ترجیحاً از مركز استان باشد.

    شورای مركزی:

    رؤسای شوراهای هیئات مذهبی استانها ، شورای مرکزی هیئات مذهبی كشور را تشکیل می دهند.

    اعضاء : 31 نفر

    تبصره : شورای مرکزی حداكثر پس از سه ماه از تشکیل حداقل سه چهارم شوراهای استانی تشکیل می گردد.

    ضوابط:

    الف) اعضای شورای مرکزی از بین خود رئیس، دبیر و منشی شورای مركزی را انتخاب نموده و آئین نامه نحوه تشکیل جلسات را به تصویب خواهند رساند.

    ب) رئیس شورای مركزی هیئات مذهبی كشور ترجیحاً در مركز استقرار داشته باشد چراكه دبیرخانه شورای مرکزی در محل اداره كل تشكلهای دینی و مراكز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی مرکز استقرار دارد.

    فرم ها:

    فرم تعهد كاری منتخبین

    مدیركل محترم تبلیغات اسلامی استان

    سلام علیکم

    احتراماً اینجانب فرزند با شماره شناسنامه

    مسئول هیئت داوطلب كاندیداتوری چهارمین دوره انتخابات شورای هیئات مذهبی در شهرستان تعهد می نمایم كه در صورت انتخاب شدن در راستای اهداف مندرج در اساسنامه شورای هیئات مذهبی گام برداشته و برای رضای خدا و بدون هیچ چشم داشت مالی با اختصاص وقت كافی به انجام شرح وظایف خود همت گمارم.

    نام و نام خانوادگی داوطلب

    تاریخ و امضاء

    فرم معرفی نامه هیئت

    مدیركل محترم تبلیغات اسلامی استان / رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان

    با سلام و احترام

















    بدینوسیله آقا/خانم به عنوان نماینده هیئت مذهبی با كد

    شناسایی : جهت شركت در

    چهارمین دوره انتخابات شورای هیئات مذهبی معرفی می گردد.

    مهر هیئت

    نام و نام خانوادگی و امضای مسئول هیئت

    « فرم گزارش عملكرد چهارمین دوره انتخابات شوراهای هیئات مذهبی كشور »

    استان: ............................. شهرستان: ............................

    محل برگزاری:

    تعداد تعرفه های توزیع شده: .......... تعداد آراء اخذ شده : صحیح: ......... باطل: ..........

    مشخصات برگزیدگان اعم از اعضای اصلی و علی البدل

    ردیف


    نام و نام خانوادگی


    نام شهرستان


    تحصیلات


    سن


    شغل


    سمت


    عضویت درشورای قبلی


    نام هیئت


    تلفن ثابت و سیار

    داشته


    نداشته





























































































































































































































    آسیب شناسی

    هیئات مذهبی

    2- آسیب شناسی عزاداری
    متن کامل سخنرانی مهم سید احمد خاتمی در خبرگان

    به دنبال طرح مسئله آسیب‌شناسی و آفت زدایی از مراسم عزاداری توسط حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در اجلاسیه مجلس خبرگان رهبری و اشاره رهبر انقلاب به آن، اظهار نظرهای متفاوتی درباره علل و انگیزه‌های طرح این مسئله در شرایط کنونی از سوی صاحب نظران و گروه‌های مختلف سیاسی به عمل آمد. متنی که ملاحظه می فرمایید، متن سخنرانی اینجانب در مجلس خبرگان رهبری است که به پیشنهاد کمیسیون سیاسی- اجتماعی مجلس خبرگان و تصویب هیات رئیسه آن مجلس ایراد شده است. این سخنرانی از چند ویژگی برخوردار بود:

    1- علاوه بر مطالعات قبلی، برای این سخنرانی حدود چهل ساعت مطالعه نمودم؛

    2- با چهار تن از مراجع عظام تقلید و نیز هیات رئیسه محترم خبرگان و برخی از خبرگان در رابطه با مباحث مطروحه مشورت و رایزنی کردم؛

    3- سخنرانی تماماً مستند بوده از جهت آیات و روایات و هم فتاوی مراجع عظام؛

    4- در این سخنرانی تنها به بیان مشکل اکتفاء نشده، در حد توان راهکار هم ارائه شده است؛

    5- سخنرانی در جمع فرهیختگان برجسته، دین شناسان بزرگ کشور اعضای محترم خبرگان رهبری ایراد شد؛

    6- به شدت مورد استقبال اعضاء محترم آن مجلس قرار گرفت. هم در جلسه و هم بعد از آن اینجانب را مورد لطف قرار دادند و برخی این سخنرانی را مصادیق بارز احیاء امر اهل بیت (ع) نامیدند؛

    7- هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری این سخنرانی را غیرمحرمانه اعلام کرد و دستور انتشار آن را داد.

    با این همه به صراحت می گویم این سخنرانی کاستی های فراوانی دارد که باید برطرف گردد؛ این در حقیقت گامی در مسیر آسیب زدانی در مراسم دینی است. باید همه دست به دست هم دهیم تا این مجالس و محاقل دینی تریبون گسترده اسلام ناب شده و از این کانال حقایق دینی منتشر شود (آن چنان که بحمدلله بسیاری از مجالس ما این چنین است). پیش از آن که به مطالعه این سخنرانی بپردازید تذکر چند نکته را لازم می دانم:

    ما و هیچ یك از دینداران نمى‏گوئیم كه با این اسم هر كسى هر كارى مى‏كند خوب است. چه بسا علماى بزرگ و دانشمندان، بسیارى از این كارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیرى كردند؛ چنانچه همه مى‏دانیم كه در بیست و ‏چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالكریم كه از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شبیه‏خوانى را منع كرد و یكى از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانى كرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایى ‏را كه بر خلاف دستور دینى بوده منع كرده و مى‏كنند.

    1- درست است محور این سخنرانی مراسم عزاداری است لیکن آسیب‌ها عام است، آسیب‌هایی است مربوط به همه مجالس دینی چه عزاداری‌ها چه مراسم جشن و چه مراسم دیگر.

    2- روی سخن در این سخنرانی آسیب‌ها است، قشر خاصی به عنوان آسیب رسان معرفی نشده اند. ممکن است این آسیب‌ها توسط برخی از خطباء یا برخی از مداحان یا برخی از برنامه سازان صدا و سیما باشند. این را بدین جهت متذکر شدم که مطمئنم کسانی فردای انتشار این سخنرانی، آن را سخنرانی علیه مداحان تلقی کنند (آن چنان که به دنبال گزارش سخنرانی خبرگان، برخی از روزنامه‌ها چنین تیتر زدند که البته با تذکر اینجانب روز بعد اصلاح کردند)

    این برداشت را از سخنرانی ام غلط و نادرست می دانم، گرچه در جای جای این سخنرانی تلاش کرده‌ام حساب مداحان مخلص و ارزشی را از غیر آن‌ها جدا کنم ولی در این مقدمه هم تاکید می‌کنم به هیچ وجه محور نقد در این سخنرانی فقط مداحان نیستند، اگر نقدی هست عام است و اگر ستایش هم هست عام است. اینجانب از نزدیک بسیاری از مداحان ارزشی را می‌شناسم و تلاش مخلصانه آن‌ها را در جهت احیاء مکتب سیدالشهداء(ع) و احیاء ارزش‌های انقلاب ارج می‌نهم و بر این باورم که بیش از همگان مداحان مخلص ارزشی از این آسیب‌ها رنج برده و به شدت از حضور نااهلان در این کسوت محترم ناراحتند.

    3- در پایان بار دیگر تاکید می کنم که محاقل و مجالس دینی تریبون های گسترده مذهب است که باید هر روز بیش از گذشته با نشاط تر و با کیفیت بالاتر برگزار گردد و به خصوص مراسمی که مربوط به اهل بیت علیهم‌السلام است چه عزاداری ها، چه شادی ها. در این سخنرانی بر این نکته تکیه داشتم که نباید به گونه ای انتقاد کنیم که خدای ناکرده اصل عزاداری زیر سوال رفته یا خطبای ارزشی و مداحان مخلص زیر سوال روند. و از این عزیزان نیز می خواهم که این آسیب ها را جدی بگیرند و کمک کنند تا آسیب زدائی شده و این مجالس نورانی آن چنان که برای آسمانیان درخشندگی دارد برای زمینیان نیز روشنگر باشد ان شاء الله.

    اینک این شما و این متن سخنرانی.

    والسلام علیکم و رحمةالله - سید احمد خاتمی 21/6/84- 7 شعبان 1426

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جایگاه مراسم عزاداری

    عزاداری و برپایی مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولیاء خدا امری است که ریشه در قرآن و سیره نبوی(ص) و سیره امامان(ع) دارد. این عزاداری ها مصداق مودت اهل بیت(ع) است.(1) مصداق تعظیم شعائر الهی است.(2) مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است (3) و در سیره نبی اکرم(ص) داریم که حضرت در سوگ شهدای احد و به ویژه حمزه سید الشهداء عزا گرفت و ترغیب به عزاداری بر حضرت کرد. نیز در سوگ شهادت حضرت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه عزا گرفت. برپائی مجلس عزا را عیب نمی دانست و با آن برخورد نمی کرد. راوی گوید: یکی از بستگان پیامبر اکرم(ص) از دنیا رفت، زن‌ها جمع شدند و مجلس عزا برای او برپا کردند. عمر برخاست آنها را از این کار نهی کرد و آنها را طرد نمود. پیامبر(ص) فرمود: عمر، رهایشان کن که چشم، گریان و قلب، مصیبت دیده و داغ تازه است. (4) شنیدنی است که پیامبر اکرم(ص) برای امام حسین(ع) در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت. (5) در منزل ام سلمه در دوره کودکی برای امام حسین مجلس عزا گرفت. (6) در منزل عایشه برای حضرت امام حسین(ع) مجلس عزا گرفت.(7) در خانه امام علی(ع) برای حضرت مجلس عزا گرفت.(8) بنابراین اگر بگوئیم بنیانگزار عزاداری بر سید و سالار شهیدان، حضرت نبی اکرم(ص) و امامان(ع) بوده است سخنی به گزاف نگفته‌ایم.(9)

    در سیره امامان(ع) هم برنامه ای که هرگز در هیچ شرایطی ترک نشد برپائی عزا بر سالار شهیدان امام حسین(ع) بود. امام سجاد(ع) پس از امام حسین(ع) تا زنده بود در هر مجلس از داغ حسین می گفت و در حقیقت مجلس عزا برپا می کرد. امام باقر(ع) هم در شرایط سخت و خفقانی دستور می داد روز عاشورا عزای امام حسین را برپا کنند. مالک جهنی می گوید امام باقر(ع) در روز عاشورا فرمود: همه برای امام حسین(ع) گریه کنند و اهل خانه را دستور به گریه بر حضرت می داد.(10) همین سیره را حضرت امام صادق(ع) و امامان دیگر(ع) داشتند. آنها بر این امر اصرار داشتند که از رهگذر عزاداری و برپایی عزای سالار شهیدان چراغ پرفروز نهضت حسینی روشن بماند، که ماند.

    مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهداء(ع) را پرآوازه نگهداشته، بلکه سبب ماندگاری پیام اسلام عزیز شدند. بر این اساس است که احیاگر مکتب نجات بخش عاشورا در عصر حاضر حضرت امام خمینی(ره) بیشترین تاکیدها را بر برپائی عزاداری سید و سالار شهیدان داشتند: ملت ما قدر این مجالس را بدانند، این ها مجالسی است که زنده نگه می دارد ملت ها را(11) ملت ما را این مجالس حفظ کرده؛ بی خود نبود که رضاخان و مامورین ساواک تمام مجالس عزا را قدغن کردند.(12) مجالس عزا را با همان شکوهی که بیشتر انجام می گرفت و بیشتر از او حفظ کنید.(13) مجالس سوگواری ائمه اطهار(ع) را باید حفظ کنید اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ شود.

    با توجه به جایگاه رفیع عزاداری و گوهر ارزشمندی که در آن نهفته است بدیهی است که دشمنان تلاش گسترده در جهت تخریب و تحریف آن داشته باشند. در برهه ای از زمان که عباسی ها قدرتمند بودند در پی تخریب عزای سالار شهیدان بودند که عزاداران را دستگیر می کردند، شکنجه و اعدام می کردند و در برهه‌ای که قدرت مقابله نداشتند، در پی تحریف آن بودند تا جلوی تاثیر گذاری این سنت مبارک را بگیرند. با توجه به تاثیر ژرف فرهنگ عاشورا در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی، دشمنان قسم خورده اسلام این بار در پی تحریف این فرهنگ بر آمدند تا تاثیر آفرینی آن را کمرنگ کنند. گزارش ذیل هشداری است برای همه آنان که در این رابطه تاثیر گذارند هم بانیان محترم، هم خطباء محترم، و هم مداحان محترم.

    در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پیدا كردم استفاده از مدح‏ها و تمجیدهاى‏ بى معناست كه گاهى هم مضر است. فرض كنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت مى‏شود بنا كنند از چشم و ابروى‏ آن بزرگوار تعریف كردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم هاى‏ قشنگش بوده ... اینها سطح معارف دینى ما را پایین مى‏آورد معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل ‏العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن ‏اوست در عین تشنگى و بر لب آب بدون این كه شرعاً و عرفاً هیچ مانعى وجود داشته باشد.
    نقشه سیا در رابطه با فرهنگ عاشورا

    اخیراً کتابی به نام "نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی" در آمریکا انتشار یافته که در آن گفتگوی مفصلی با دکتر مایکل برانت یکی از معاونان سابق سیا سازمان اطلاعاتی مرکزی آمریکا انجام شده است. او در این زمینه می گوید بعد از مدت‌ها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده است. ما همچنین به این نیتجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند. در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامه ریزی‌هایی داشته باشیم؛ به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله به ترتیب زیر انجام شد... پس از نظر سنجی‌ها و جمع‌آوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم. متوجه شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت می باشد... . این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمی توان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم. ما به جای ضرب المثل انگلیسی "تفرقه بیانداز، حکومت کن" از سیاست "اختلاف بیانداز، نابود کن" استفاده کردیم و در همین راستا برنامه ریزی‌های گسترده ای را برای سیاست‌های بلند مدت خود طرح کردیم حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونه‌ای که در زمان مناسب علیه آنها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گسترده‌ای را علیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند.

    یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار می کردیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می دارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت‌طلب هستند عقاید و بنیان‌های شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آن به وجود آوریم به گونه‌ای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید.

    در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمع آوری کنیم و به وسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما می باشند تضعیف کرده و آنان را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.(14)
    امام راحل، پیشگام آسیب زدایی

    لذاست که آسیب‌شناسی این مجالس و آسیب‌زدائی از آنها بزرگ‌ترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است. از کلمات امام راحل عظیم الشان استفاده می شود که آن امام عزیز با فراستی که در مومن است از حدود 60 سال پیش به این نکته هم توجه داشته اند: باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند باید این سنت‌ها را حفظ کنید البته اگر چنانچه ناروایی بوده است سابق و دست اشخاصی بی اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها یک قدری تصفیه شود لکن عزاداری به همان قوت خودش باقی بماند.(15)

    در اینجا باید یک سخنی هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) برپا می شود بگوئیم. ما و هیچ یک از دینداران نمی گوئیم که با این اسم هر کسی هر کاری می کند خوب است؛ چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کردند. چنانکه همه می‌دانیم که در بیست و چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شیبه خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایی را که بر خلاف دستور دینی بوده منع کرده و می‌کنند.(16) بنابراین خدمت بزرگ در مقطع کنونی به عزاداری سالار شهیدان، شناسایی آسیب‌ها و تلاش در جهت آسیب‌زدایی است. روز چهارشنبه 9/6/84 گذشته در محضر آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی بودم صریح عبارت ایشان این بود که اگر این آسیب‌هایی که در برخی مجالس عزاداری هست ادامه یابد من بر اصل کیان تشیع احساس خطر می کنم. شبیه این اظهار نظر را آیت الله العظمی مکارم داشتند و فرمودند اگر این روند ادامه یابد، بیم آن می رود که روند مجالس عزاداری به دست کسانی بیفتد که اصلاً اهلیت ندارند.
    افراط و تفریط در عرصه آسیب ها

    پیش از آن که وارد عرصه بحث از آسیب‌ها شویم تذکر یک نکته را ضروری می‌دانم و آن این که: در عرصه مقابله با آسیب‌ها دو نظریه وجود دارد که بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفریط است و نظریه معتدل حد وسط است. این دو نظریه عبارتند از:

    1- یک نظریه آن است که عزاداری امر مقدسی است اصلاً نباید در این عرصه وارد شد. بگذاریم مردم هر کاری می کنند بکنند به هر شکلی که می‌خواهند عزاداری کنند. اگر بخواهیم در این میدان وارد شویم و نقد کنیم چه بسا اصل عزاداری آسیب می بیند؛ پس چرا دست به ابروی و عزاداری بزنیم که در نتیجه چشم کور شود! صاحبان این نظریه باید توجه کنند که اگر از عزاداری آسیب زدائی نشود چه بسا اصل عزاداری آسیب دیده و شاهد آن باشیم که چند سال آینده در عزاداری همه چیز باشد جز احیاء مکتب سالار شهیدان(ع). ما نمی‌توانیم در این عرصه بی تفاوت باشیم و اجازه دهیم در پوشش عزاداری، گناه و معصیت صورت پذیرد.

    2- نظریه دوم که نظریه تفریطی می دانیم این است که به گونه‌ای از عزاداری‌ها انتقاد کنیم که خدای ناکرده مردم از اصل برپایی آن دلسرد شوند. به گونه‌ای از مداح‌ها انتقاد کنیم که خوبان آنها نیز زیر سوال روند. بحمدالله در جمع مداحان کشور کسانی هستند که هم مخلصانه می خوانند هم با مطالعه و هم مراقب اند از حدود شرع خارج نشوند. من ارج و ارزش اینگونه مداحان را از دعبل و کمیت دیروز کمتر نمی دانم. نباید به گونه‌ای از خطبا انتقاد کنیم که تر و خشکش همه با هم بسوزد! خطبای ارزشی که زبان گویای اسلام‌اند نیز آسیب ببینند. اینهم نادرست است، ما معتقدیم باید در این عرصه جانب اعتدال را گرفت. بر برپایی عزای حسینی و اهل بیت(ع) تاکید داشته باشیم، از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم کنیم، در عین حال رسالت روشنگری خود را در عرصه عزاداری‌ها همانند دیگر عرصه‌ها داشته باشیم بنابراین اگر در این مجلس عظیم سخن از آسیب‌ها داریم، هرگز در صدد تخریب عزاداری‌ها، خطبا و مداحان مخلص نیستیم؛ بلکه در پی آنیم که این نهاد مقدس با نشاط و شادابی بماند و همانند گذشته الهام بخش باشد.
    آسیب‌ها

    آسیب‌هایی که در این عرصه قابل ذکر است بر دو قسم است: یکی آسیب محتوائی است و دیگر آسیب شکلی است اما آسیب‌های محتوایی عبارتند از:
    آسیب‌های محتوایی
    1- طرح یک جانبه سیمای معصومین

    طرح یک جانبه سیمای پیامبر(ص) و معصومین(ع) در مجالس عزا و شادی اهل بیت(ع) و تنها جنبه قداست و ملکوتی امامان را مطرح کردن و بس. توضیح آن که پیامبر و امامان دو جنبه دارند: یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه معصوم‌اند، علم غیب دارند، ولایت تکوینی دارند و... و دیگر جنبه ملکی و زمینی "قل انما انا بشر مثلکم." ما باید در مجالس اهل بیت هر دو بعد را مطرح کنیم و تاکید بر بعد دوم داشته باشیم؛ آنها الگوی زندگی اند جنبه های الگویی زندگی اهل بیت مطرح شود اینست که سازنده است؛ از مناقب اهل بیت بگوئیم از انس آنها با خداوند، ارتباط صمیمی با مردم، گره گشایی از کار مردم، زهد، شجاعت و ... و دهها بعد دیگر. قرآن و روایات حتی ابراز محبت به اهل بیت(ع) را مقدمه برای عمل می دانند. در آیه‌ای می‌خوانیم: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی"؛ بگو بر این رسالت از شما اجری نمی‌خواهم جز مودت قربی (خمسه طیبه طاهره) (17) در آیه دیگر می‌خوانیم: "قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله) اجری که خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست.(18) در آیه سوم می خوانیم: "قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا "؛ بگو اجری بر رسالت از شما نمی‌خواهم مگر کسی که بخواهد راه به سوی خداوند بیاید.(19) از مجموع سه آیه استفاده می شود مودت هم جهت راه یابی به سوی خداوند است. این از قرآن؛ در روایات هم فراوان بر الگو بودن اهل بیت(ع) تاکید شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود اهل بیت من فارق بین حق و باطلند، اینها امامانی‌اند که باید به آنها اقتدا کرد.(20)

    "عن مولینا امیرالمؤمنین(ع) انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا ولا تسبقوا هم فتضلوا ولا تتاخروا عنهم فتهلکوا"(21)؛ مولی علی(ع) فرمود به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی دارند بروید. قدم جای قدمشان بگذارید آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید اگر قیام کردند قیام کنید،از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.

    "عن رسول الله (ص) اجعلوا اهل بیتی منکم مکان الرأس من الجسد و مکان العینین من الرأس فان الجسد لا یعندی الا بالرأس ولا یعتدی الرأس الا بالعینین"(22)؛ پیامبر اسلام(ص) فرمود اهل بیتم را همانند سر در پیکره زندگی قرار دهید و همانند دو چشم از سر؛ همانا جسد جز با سر راه به جانی نمی برد، هدایت سر هم با چشم‌ها است.

    آنچه که بسی مایه تأسف است آن است که اخیراً در برخی از مجالس حتی از بُعد ملکوتی امامان و مناقب معنوی آنان گفته نمی شود و صرفاً سخن از توصیف چشم و ابروی اهل بیت است. همان که مورد نقد مقام معظم رهبری هم قرار گرفت. چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح‌ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت می‌شود بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌های قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی ما را پایین می‌آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد.(23) بنگیرید به نمونه‌هایی از این سست مطرح کردن ها:

    همه هستیم و مدیون چشماتم می دونی

    از همان روز ازل مست نگاتم می دونی

    کار چشماش دلبریه

    قد و بالای قشنگش عجب محشریه

    سیاهه چشات جزیره دله

    هر کس از نسل توئه چه خوشگله

    از نگاه تو محبت می باره

    مردی از مردونگیت کم میاره

    با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و نسبم

    بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم

    خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم

    نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می زنم

    به روی صفحه می کشم پیشانی بلند مشو

    ابروهای کمونی شو صورت آسمونی شو

    تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکله

    آخر چشای یار من سیاهه خیلی خوشگله

    آیا اینها مناقب اهل بیت است آیا داشتن چشم‌های آن چنانی ارزشی است یا فداکاریها و از جان گذشتگی‌ها؟ و...

    امامان که این همه تأکید بر عزاداری داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند که عزاداری‌ها باید جهت روشنگرانه، افشاگرانه و هدایت گرانه داشته باشد برای این کار عملاً از شعرای متعهد و ارزش آن روز که نقش مداح ها و مرثیه خوان‌های امروز را داشتند تجلیل‌ها و تکریم‌ها می کردند.

    چرا امامان از کمیت این همه تجلیل کردند؟ چرا امام سجاد(ع) به کمیت می گوید که ما از پاداش کار تو و اشعار تو عاجزیم خدا خودش به تو پاداش دهد(24). امام صادق(ع) می فرماید: خدایا گناهان گذشته و آینده کمیت و گناهانی که پنهان و آشکار انجام داده ببخش و آن قدر به او بده تا راضی شود. این بدان دلیل است که شاعر متعهد و ارزشی است قصیده هاشمیات 578 بیتی او تمام معرفی اهل بیت، فجایع بنی امیه و حکومت عدل اسلامی است. در پایان شعرش می گوید:

    الیکم ذوی آل النبی تطلعت

    تو ازع من قلبی ظماء و البب

    فانی عن الامر الذی تکرهونه

    بقولی و فعلی مااستطعت لا جنب

    اعضای تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوی شما خاندان پاک پیغمبر نظاره گر است.

    پس من نسبت به آنچه شما دوست ندارید با گفتار و رفتار خویش تا آنجا که در توان من است از آن دوری می‌جویم. او آن چنان شیفته اهل بیت است که فرزندش می گوید به هنگام شهات سه بار اللهم صل علی محمد و آل محمد گفت و به دیدار خدا رفت(25). و نیز تجلیلی که از دیگر شاعران اهل بیت همانند فرزدق، دعبل، حمیری و مانند آن داشته اند همگی در این راستا بود. اهل بیت مجلس عزایی را می پسندند که در آن احیاء امر اهل بیت و مکتبشان باشد. مجالس عزای این چنینی بود که انقلاب آفرین و مبدأ قیام پانزدهم خرداد شد که مبدأ انقلاب بزرگ اسلامی است. عاشورای سال 1342 که دو روز بعد امام دستگیر شد و حوادث پانزدهم خرداد پیش آمد نوحه این بود:

    گفت عزیز فاطمه

    نیست ز مرگ واهمه

    تا به تنم توان بود

    زیر ستم نمی روم

    ننگ حیات و ذلتش

    عزت مرگ و لذتش

    من ز یزید بی پدر

    ظلم و ستم نمی کشم

    شعر رایج عزای انقلابی این بود که:

    بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است

    که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

    نه ظلم کن به کسی نه به زیر ظلم رو

    که این مرام حسین است و منطق دین است

    یا شعر زنده و حماسی شاعر معاصر آقای بهجتی:

    اندر آنجا که باطل امیر است

    اندر آنجا که حق سر بزیر است

    اندر آنجا که دین و مروت

    پایمال و زبون و اسیر است

    راستی زندگی ناگوار است

    مرگ بالاترین افتخار است

    اندر آنجا که از فرط بیداد

    نیست مظلوم را تاب فریاد

    اندر آنجا که ظالم به مستی

    بر سر خلق می تازد آزاد

    مهر بر لب نهادن گناه است

    خامشی بدترین اشتباه است

    این اساس مرام حسین است

    روح و رمز قیام حسین است

    یا که آزادگی یا شهادت

    حاصلی از پیام حسین است

    شیعه او هم اینسان غیور است

    تا ابد از زبونی به دور است

    شیعه و تن به بیداد دادن؟

    شیعه و مهر برلب نهادن؟

    شیعه و خفتن و آرمیدن؟

    شیعه و در مذلت فتادن؟

    شیوه شیعه هرگز نه اینست

    شیعه نبود هر آن کس چنین است

    زان شهید سر از دست داده

    زان فداکار در خوان فتاده

    جاودان آید این بانگ پرشور

    لا اری الموت الا سعاده

    آری آزاد مردان بکوشند

    بر ستمگر چو طوفان خروشند

    شور عالم ز نام حسین است

    مستی جان ز جام حسین است

    هر کجا نهضتی حق پسند است

    ریشه اش از قیام حسین است

    او به خون این سخن کرد ترسیم

    پیش ظالم نگردید تسلیم

    هم اکنون هم اگر بخواهیم احیاگر عزاداری راستین و عاشورایی باشیم باید در مجالس عزاداری هم از مقامات ملکوتی امامان بگوئیم و هم از مقامات مُلکی آنان! باید از جنبه الگوئی و اسوه بودن آنها بگوییم و نباید به صرف ابراز عشق اکتفا نماییم.
    2- غلو

    دیگر آسیب، طرح مسایل غلوآمیز در عزاداری‌هاست "حسین اللهی شدن"! "زینب اللهی شدن"! و از این رهگذر خود را مقدس جلوه دادن. قرآن کریم از غلو نهی می کند "یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله الا الحق." (26) ای اهل کتاب، غلو در دین نکنید و بر خدا جز حق نگویید. "قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم." (27) ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید. پیامبر(ص) فرمود: "ایکم والغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین"(28). از غلو در دین بپرهیزید، گذشتگان شما با غلو در دین هلاک شدند. امامان ما شدیدترین برخورد را با غُلات داشتند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "اللهم انی بریء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابداً ولا تنتصر منهم احداً"(29)؛ خدایا من از غلات بیزارم همانند بیزاری حضرت عیسی از نصاری. خدایا آنها را تا همیشه خوار کن و هیچ کدام از آنها را یاری مکن. و برخی از غلاتی را که مدعی ربوبیت مولا علی(ع) بودند سوزاند(30). امام صادق(ع) فرمود: "احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیه لعبادالله و الله ان الغلاه اشر من الیهود النصاری و المجوس و الذین اشرکوا"(31)؛ از جوانان خود از شر غلات بر حذر باشید مباد آنها را فاسد کنند همانند غلات بدترین بندگان خدا هستند عظمت خداوند را تحقیر کرد و ادعای خدائی برای بندگان خدا دارند. به خدا قسم غلات بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان هستند. امام رضا(ع) فرمود: "لعن الله الغلاه ... لا تقاعدوا هم ولا تصادقوا هم و ابرأء منهم بریء الله منهم"(32)؛ خدا غلات را لعنت کند... همنشین اینها نشوید طرح دوستی با آنها نریزید، همان گونه که خداوند از انها برائت جسته شما هم برائت بجویید.

    در رابطه با غلات چهار کتاب زیر خواندنی است:

    1- الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه تألیف سامی العزیزی؛

    2- شبهه الغلو عنه الشیعه تألیف دکتر عبدالرسول غفار؛

    3- پژوهشی درباره طوایف غلاه تا پایان غیبت صغری و موضع ائمه در این باره تألیف اسکندر اسفندیاری،

    4- غالیان کاوشی در جریان ها و برآیندها تألیف نعمت الله صفری فروشانی.

    با این همه انزجاری که ما از اهل بیت(ع) از غلات می بینیم متأسفانه می بینیم که همچنان در برخی از عزاداری ها باز نمونه هایی از غلو مطرح می شود که تأثیر فراوانی در تخریب چهره ائمه(ع) داشته و دارد و سبب می شود چهره شیعه که پیوسته چهره ای دین مدار و منطقی بوده، چهره ای تحریف شده و نادرست معرفی گردد.

    3- دروغ

    عرضه دروغ در این عرصه ها، آفت دیگر این مجالس است. ما معتقد نیستیم که هدف وسیله را توجیه کند و چون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. این دردی است که صد سال قبل مرحوم محدث نوری در "لؤلؤ و مرجان" از آن نالیده و به نحو مبسوط در نکوهش دروغ و دروغگویی در عزاها سخن گفته اند و نمونه هایی هم آورده اند. شهید مطهری درباره این کتاب می گوید که من خیال نمی کنم در هیچ کتاب درباره دروغ به طور کلی به اندازه ای که در این کتاب بحث شده، بحث شده باشد. چنین کتابی شاید در دنیا وجود نداشته باشد(33)

    نقل چند نکته در اینجا گفتنی است:

    1- برخی مطالبی که در رابطه با سالار شهیدان گفته می شود دروغ بودنش بیّن است مثل آن که گفته می شود طول نیزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و یا عدد کسانی که با امام حسین جنگیدند 000/600 نفر سواره بودند، یک میلیون پیاده! و یا 000/800 نفر! امام حسین 000/300 نفر آنها را کشت، حضرت عباس 000/25 نفر آنها را! در حالی که نص تاریخی مورد اعتماد می گوید عدد لشکر یزید 000/30 یا 000/80 یا 000/100 بیشتر نبوده است و عدد کسانی که سیدالشهدا کشته 1800 نفر بوده اند... برخی مطالب است که دروغ بودنش بیّن نیست ما باید در برابر مطالب دروغ بیّن، موضع داشته باشیم اما دروغ غیر بیّن را باید تأمل کرد.

    2- باید توجه داشت پرورش روضه یعنی متن را محور قرار دادن و همان را توضیح دادن دروغ نیست، آن چنانکه زبان حال هم اگر وهن آمیز نباشد دروغ نیست.

    3- ملاک صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم تنها منابع معروف نیست، چه بسا مطلبی که در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبی که در منابع دست اول هست و دروغ است. به هر حال دروغ از آفات همیشه مجالس عزا بوده است لیکن حرف این است فراوانند کسانی که می خواهند روضه درست بخوانند ولیکن منبع مورد اعتماد ندارد منابعی مثل نفس المهموم، لهوف و... بخشی از روضه های راست است نه همه آنها.

    در اینجا، جا دارد که از حوزه های علمیه گله کنیم که آیا این همه که از روضه های دروغ می نالید آیا گامی در جهت تدوین روضه های درست برداشته اید؟ سوگوارانه باید گفت نه. فراوانند جوان های متدینی که می‌گویند ما می خواهیم روضه درست و صحیح بخوانیم شما کتاب به ما معرفی کنید، ولی متأسفانه کار نشده است. به هر حال دروغ همیشه حرام است به ویژه آنجا که با آن مقدسات هتک شود. مسوغات کذب (مواردی که اجازه دروغ گفتن داریم) در فقه ما روشن است: یکی در مقام ضرورت است "الدین اکره و قلبه مطمئن بالایمان" و دیگر جهت اصلاح بین مردم "المصلح لیس بکذاب". هیچ نداریم که گریاندن مردم برای اهل بیت(ع) هم از مسوغات کذب است!
    4- مطالب ذلت آمیز

    طرح مطالب ذلت آمیز، تعبیرهایی همچون زینب مضطر و... امام زین العابدین بیمار و... که ذلت از ساحت مقدس اهل بیت(ع) به دور است. که: "ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین"(34) حسینی که نه تنها خودش نماد عزت است حتی به بازماندگان خویش هم تأکید بر حفظ عزت دارد: "یا اختی انی اقسمت علیک فابرئ قسمی لا تشقی علی حبیبا ولا تخمشی علی وجهاً ولا تدعی علیّ بالویل و الثبور اذا انا هلکت"(35)؛ خواهرم تو را قسم می دهم که پس از من گریبان چاک مزن، سیلی بر صورت مزن، و بر من واژه های وای و نابودی را به کار مبر. آن وقت با این همه تأکید کسی بیاید بگوید: پس از آن که عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به سوی امام حسین(ع) فرستاد تا با آن حضرت بجنگد (چون انبوه سپاهیان عمرسعد را دید و فهمید که با یاران اندکش توان مقابله با آنها را ندارد) به عمربن سعد گفت یکی از سه پیشنهاد مرا بپذیر:

    1- رهایم کن از همان راهی که آمدم برگردم!

    2- یا بگذار بروم به مرز و سرحدات ترک و با آنها بجنگم!

    3- و یا مرا پیش یزید ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بیعت کنم تا او خودش درباره من حکم کند!

    عمربن سعد این سه پییشنهاد را از طرف امام حسین(ع) به ابن زیاد گزارش داد اما ابن زیاد هیچ کدام را قبول نکرد و به عمرسعد نوشت حسین بیش از این دو راه ندارد یا باید زیر فرمان من درآید و به حکم من تسلیم شود و یا کشته شود!

    این قطعاً دروغ است ذلت است، و با ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) سازگاری ندارد گرچه آن را ابن قتیبه دینوری، ابوالفرج اصفهانی، ابن عساکر دمشقی، ابن اثیر جزری و مانند آنها نقل کرده اند.

    پی نوشت ها:

    1. شورا، آیه 23.

    2. حج / 32.

    3. نساء / 48.

    4. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 88.

    5. مقتل خوارزمی، ج 1، ص 88.

    6. مجمع الزوائد هیثمی، ج 9، ص 189.

    7. مقتل خوارزمی، ج 1، ص 159.

    8. مقتل خوارزمی، ج 2، ص 167.

    9. در این زمینه ر.ک: سیرتنا و سنتنا سیره نبینا از مرحوم علامه امینی و کتاب اقناع اللائم از مرحوم سید محسن امین.

    10. کامل الزیارات، ص 174.

    11. قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی.

    12. همان.

    13. همان.

    14. روزنامه جمهوری اسلامی 5/3/83.

    15. کشف الاسرار، ص 173.

    16. کشف الاسرار، ص 141.

    17. سوره شوری، 23.

    18. سوره سبأ، 47.

    19. سوره فرقان، 57.

    20. اهل البیت فی الکتاب و السنه.

    21. نهج البلاغه، خطبه 97.

    22. اهل البیت فی الکتاب و السنه، ص 101 به نقل از کشف الغمه، ج 2، ص 35. امالی طوسی، 483، کفایه الاثر، ص 111.

    23. مجله هیأت ماهنامه تخصصی هیأت رزمندگان اسلام شماره 9، ص 5 و ص 6.

    24. الغدیر، ج 2، ص 295.

    25. الغدیر، ج 2، ص 307، الانمانی، ج 17، ص 43.

    26. سوره نساء، آیه 171.

    27. سوره مائده، آیه 77.

    28. مسند احمد بن حنبل.

    29. بحارالانوار، ج 25، ص 284.

    30. بحارالانوار، ج 18، ص 552/ مستدرک الوسائل، ج 18، ص 17.

    31. بحارالانوار، ج 25، ص 266.

    32. اهل البیت فی الکتاب و السنه.

    33. مجموعه آثار، ج 17، ص 613.

    34. سوره منافقون، آیه 8.

    35. ارشاد مفید 260. 259/ تاریخ طبری، ج 4، ص 318 و ص 319.

    تحریفات عاشورا (1)

    تحریفات عاشورا (2)

    تحریفات عاشورا (3)

    تحریفات عاشورا (4)

    تحریفات عاشورا (5)

    آفات مداحی

    آسیب شناسی عزاداری سالار شهیدان علیه السلام

    آسیب‌شناسی محرم و عزاداری آن (2)

    آسیب شناسی عزاداری‌های محرم

    امام حسین‏علیه السلام‏ از نگاه دکتر شریعتى

    دل می تپد برای حسین (ع)

    باز این چه شورش است که در خلق عالم است

    مسئولیت مردان منبر و مدح

    ادبیات " عاشورایی " تاثیرگذار و پر مخاطب است

    علم و علامت های عزاداری

    زمین پر از جهل و ظلمت بود ، تاریكی و ظلم بیداد می كرد دختران زنده بگور می شدند بویی از انسانیت استشمام نمی شد همه منتظر بی نوایی بودند كه قدرت دفاع از خود نداشته باشد تا مثل گرگ بر او حمله ببرند و تكه تكه كنند . هر كه از حق سخن می گفت منكوب می شد .

    طایفه‌گری و قوم‌گرایی جایگزین عدالت و حق محوری شده بود و در این زمان بود كه پیامبر نور و رحمت ندای حق و عدالت را سر داده و با دین جدید و مترقی خود همگان را از تاریكی جهل و ظلمت رهایی ‌بخشید وجهان را به نور رحمت الهی رهنمون ساخت .

    دین حضرت محمد (ص) روز به روز گسترش می‌یافت و سرزمینهای مختلف را در می‌نوردیدو با بدعتها و خرافات مبارزه می كرد .

    پیامبر نور و رحمت پس از 23 سال نشر و گسترش فرهنگ اصیل در زمینه معرفت الهی در مدینه وفات می نماید ایشان چه در زندگی و چه در هنگام وداع ، نگران خرافه ها و بدعتهای بعد از خود در جهان اسلام بود كه تكلیف امت اسلامی چه خواهد شد؟

    حضرت رسول (ص) حجت های فراوانی جهت دوری امت اسلامی از تفرقه و خرافه برای مسلمین به یادگار گذاشت چنانچه در حجت الوداع فرمود :

    ((انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا فانهما لن یفتر قاحتی یردا علی الحوض)) (من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می گذارم كتاب خدا و عترتم) كه همان

    اهل بیتم (ع) هستند مادامیكه به این دو تمسك داشته باشید گمراه نخواهید شد چرا كه این دو هیچگاه از یكدیگر جدا نمی شوند تا اینكه در قیامت كنار حوض كوثر برمن وارد شوند) ولی

    مع‌الاسف امت حضرت رسول (ص) بعد از وفات ایشان امانت حضرت را وقعی ننهادند و برخلاف دستورات آن حضرت عمل نموده و اهل بیت (ع) او را تنها گذاشتند.

    از طرفی در این زمان در جبهه مقابل هدف سیاستگزاران فرهنگ جاهلیت و بدخواهان دین مبین اسلام اینگونه تصمیم گرفته بودندكه حجتهای بیادگار مانده از رسول اكرم (ص) را در نزد مردم از اعتبار انداخته و به خاموشی ببرند آنان تلاش زیادی را از صدر اسلام انجام دادند تا به این هدف برسند جلوگیری از نقل حدیث و تفسیر قرآن ، به زندان انداختن ائمه معصومین (ع) و به شهادت رساندن آنان و ... از اقداماتی است كه توسط جریان های ضداسلامی به انجام رسیده است.

    بطوركلی ریشه اقدامات را می توان از چند جهت بررسی كرد:

    این اعمال را می توان از طرف جبهه یهود كه به نظر قرآن اسلام ستیزترین دشمنها می‌باشد «سورة مائده آیه 82» دانست و یا آنرا ازفاكتورهای انسانی رایج مثل حب ریاست ، دشمنی با خوبیها و یا حب نفس محسوب كرد.

    این مساله یعنی جریان تخریب اسلام نیز با سیاست نرم و خطرناك خود در اعصار مختلف با رویكردها و ابزارهای متفاوت به پیكره اسلام ضربه های مهلكی وارد آورده است .

    مسترهمفر كه از سوی سازمان جاسوسی بریتانیا در بلاد اسلامی به كار جاسوسی مشغول بوده است در خاطرات خود می نویسد :

    وزارت مستعمرات بریتانیا برنامه ای در 14بند برای در هم كوبیدن اسلام و مسلمانان جهان مخصوصا خاور میانه تصویب كرد كه هدف آن از بین بردن اسلام در طول یك قرن بود به گونه ای كه از اسلام تنها نامی بر زبان باشد و از خود آن خبری نباشد كه اختصاراًبه ذكر آن می پردازیم :

    1) همكاری با روسیه برای تسلط بر منطقه مسلمان نشین خاور .

    2) تعاون و همكاری با فرانسه و روسیه برای سركوبی كشورهای اسلامی از داخل و خارج .

    3) ایجاد اختلاف میان دو كشور بزرگ ایران و امپراطوری عثمانی .

    4) تجزیه كشورهای اسلامی و واگذاری بخشهایی از آن به غیر مسلمانان مثل واگذاری مدینه به یهودیان واسكندریه به مسیحیان ،یزد به زرتشتیان پارس و ... .

    5) ایجاد حكومتهای كوچك خود مختار در دولت های ایران و عثمانی .

    6) پراكندن فسادهایی چون زنا ،لواط ،قمار و میگساری .

    7) ایجاد مظاهر نوظهور در شیعه و سنی .

    8) تلاش برای گماشتن حاكمان فاسد در كشور های اسلامی كه در اختیار وزارت مستعمرات باشند كه اگر غیر مسلمان باشند بهتر است .

    9) جلو گیری از توسعه لغت و زبان عربی و ترویج زبان های سانسكریت ،فارسی ،كردی ،پشتو و لهجه های محلی عربی .

    10) گماردن جاسوسان و مستشاران بر فرمان روایان كشور های اسلامی .

    11) اعزام مبلغان مسیحی به عنوان پزشك ،مهندس ،حسابدار و مانند آن به كشور های اسلامی .

    12) سست كردن عقیده دختران و پسران مسلمان و ترویج فساد در میان آنان بوسیله مدارس ،نشریات و دوستان غیر مسلمان .

    13) ایجاد جنگهای داخلی در میان كشور های اسلامی تا مال و نیروی مسلمین تباه شود و اندیشه پیشرفت و همبستگی را از سر بیرون كنند .

    14) در هم شكستن اقتصاد مسلمین از طریق نابود ساختن كشاورزی ،انهدام سد ها ،قنات ها و تلاش برای گسترش بیكاری .

    در جاهایی نیز جریان نرم به مبارزه علنی تبدیل می شده كه حادثه عاشورا را میتوان از این قبیل اقدامات در صدر اسلام معرفی كرد .

    آنان با به راه انداختن این واقعه نا جوانمردانه نه تنها نتوانستند در مقابل روند رو به رشد اسلام بایستند بلكه این حادثه ،خود عاملی برای ترویج اسلام ناب گردید و در پرتو آن امت اسلامی بیدار شده و حادثه عاشورا را الگو ی خود ساختند و با تأسی از روش و منش حضرت اباعبدالله (ع)در مقابل ظلم و ستم حاكمان بپاخواسته و به مبارزه جدی پرداختند.

    با الگو شدن این واقعه ، دین پیامبراسلام (ص) را از خطرات معمول مصون نگاه داشت.

    ولذا همین مساله از اسلام و امت اسلامی مشتی محكم در برابر ظالمان و جباران ساخت و موجب شد شیعیان در فكر قیام و مبارزه جدی تر باظلم و استكبار حاكمان بیفتند.

    در این میان جباران زمان خصوصاَ در دهه‌های گذشته برای مقابله با این واقعیت به فكر

    مبارزه جدی با فرهنگ عاشوراوشهادت افتادند

    آنان از طرقی مزورانه و شیطنت آمیز واردشده تا از راه تمسخر و تحریفات محتوایی، این فرهنگ را به سمت وسویی كه می خواهند ببرند تامورد بهره‌برداری قرار بدهند و از درون تهی كنند.

    بصورتی كه هم عزاداران دلخوش باشند كه عزاداری كرده و ثواب برده اند و هم آنان به مقاصد شوم خود رسیده و منافع نامشروع خود را تأمین نمایند چنانچه دشمنان در اسناد مختلف به این مساله اقرار كرده اند .

    آنان با تجربیات فراوان و اجرای برنامه های طولانی مدت به این نتیجه رسیدند كه عامل نگهدارنده و مصونیت دین و شیعه عشق به حضرت سیدالشهداء (ع)و فرهنگ عاشوراست بنابر این فرهنگ عاشوراهدف حملات فرهنگی آنان گشت .

    لذا بااختصاص بودجه های كلان و تشكیل كارگروه های مختلف به بررسی ابعاد عاشورا پرداختند تا به این مطلب رهنمون شدند كه برای از بین بردن تشیع راهی جزتخریب و از این بین بردن فرهنگ عاشورا ندارند .

    آقای مایكل‌برانت معاون اسبق سازمان‌سیا می‌گوید یكی از موضوعاتی كه باید روی آن كار می‌كردیم

    فرهنگ عاشورا وشهادت‌طلبی است. ما باید با حمایت‌های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اینگونه مراسم مسائل انحرافی بوجود آوریم و شیعه را یك گروه جاهل و خرافی

    معرفی كنیم...

    با توجه به سخنان آقای مایكل برانت می توان نتیجه گرفت كه آنان متوجه شده بودندكه ایجاد خرافات و بدعت در این فرهنگ به خوبی می تواند تأثیرگذار باشد .

    با تحقیقات بعمل آمده نشان داده شد كه نزدیكترین راه برای رسیدن به این هدف تخریب چهره شیعه بدست خود شیعه می باشد .

    بكارگیری افراد بی سواد ، سودجو و كم حوصله ، مبلغان جویای نام، مداحان شهرت‌طلب و بی‌بصیرت ، ، علامت پرستی، ذكر مطالب بدون سند و تقویت مجالس بانوان بدون حضور علمای زن ، از جمله اقدامات از پیش طراحی شدة استعمار جهانی بود .

    جستاری مختصر در باب مفهوم و تاریخچه علم و علامت كشی

    در این مجال با جستاری هرچند مختصر به تبیین یكی از نماد های عزاداری در ایران پرداخته و مختصری از تاریخچه و ابعاد دیگر آن می پردازیم :

    علی‌اكبردهخدا در كتاب خود علم و علامت را بدین گونه تعریف می‌كند:

    علم : پرچم ، رعیت ، نشان لشكر ، بیرق ، آنچه به سر نیزه بندند ، درفش و در اصطلاح عزاداری حسینی نام علم و علامت خاصی است كه هر هیئت و دسته ، ویژه خود دارد و آن را از دسته‌های دیگر متمایز می‌سازد «فرهنگ دهخدا جلد 32».

    علامت : صلیب مانندی كه بر چوب یا آهن افقی كه از آن از سوی پایین شالهای ترمه آویزند و سوی زیر لاله و تندیسهایی از مرغ وپرنده روی آن نصب كنند و در میانه از فلز طویل دارد و بر نوك آن فلز ، پر یا گلوله ای از شیشه الوان نصب كنند و این زبانه های فلزی كه

    به تیغ مشهور است سه یا پنج باشد كه ضمناَ قدمت آن به سلاطین قاجار می رسد

    «فرهنگ دهخدا جلد 32».

    حال به بررسی تاریخچه علامت می پردازیم
    تاریخچة علم و علامت :

    تاریخچة علم و علامت محل اختلاف و دارای اقوال مختلف می باشد.

    مورخان تاریخچة علم و علامت را دوره‌های مختلف ذكر می‌كنند. عده‌ای ریشه آن را مربوط به دوره آق قویونلوها و قره قویونلوها ، عده ای به دورة صفویه و عده ای به دورة زندیه و قاجاریه نسبت می دهند.

    قدیمی ترین علامت های ایرانی در موزة توپكاپی استانبول نگهداری می شود شاید این علامتها كه نمونه ای از علامت و نشان قبایل مختلف ایرانی است در عصر حكومت تركمنهای آق قویونلوها و قره قویونلوها وجود داشته اند و دسته های سیاسی و مذهبی از آنها استفاده می كرده اند.

    علامتها از صفحات آهنی بصورت تیغه ای باریك و بلند ساخته می شده اند و در رأس آن علامت ، نشان سنتی و قومی قبیله ای نصب می شده است . درمیان شیعه مذهبان نام الله و یا الله محمد و یا پنج تن (ع) روی آن نقره كاری می شده است . تیغه بلند و باریك آهنی با صفحه ای مدور و بزرگتر در انتهای تیغه كه دارای قابی از فلز بود خاتمه می یافت دور این قاب را با سرهای اژدها كه از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود می آراستند. تصویر این علامتها در مینیاتورهای قرن 15 میلادی هم دیده می شود این علامتها بر روی دسته ای چوبی یا فلزی قرار می گرفت و پیشاپیش دسته‌ها حمل می‌شد.

    در سالهای بعد بخصوص در دوران زندیان و قاجاریه تزئینات دیگری به علامت های دسته اضافه شد و عزاداران مذهبی در ایام سوگواری با بزرگداشت و تشریفات دیگر آنها را بكار می بردند.

    در آن دوران علامتها را پیشاپیش صف سوگواران حركت می دادند علامتهای قدیمی تر معمولاَ پایه ای داشتندكه كلمات مذهبی بر روی آن منقوش بود و دو اژدها با دهان باز از آن حفاظت می كردند كه صورت آنها نیز سوراخ بود.

    برخی علامتها دارای نگاره طاووس ، پرنده ، چهار گلدان و یك جفت طوطی در دو طرف علامت می باشدكه گاه دو شمعدان به میله ای كه قاب بر آن تكیه دارد متصل است .

    در گذشته علامتهایك تیغه بودند و تزئیناتی به آن متصل می‌شد . این علامتها كم كم تبدیل به علامتهای سه‌تیغه ، پنج تیغه ، هفت تیغه ، بیست و یك تیغه و ... شدند.

    آقای هاینریش بروگش آلمانی از سیاحان دورة قاجار در زمان ناصرالدین شاه از مراسم عزاداری كه در میان باغ كاخ و نزدیك اتاقی كه شاه برای تماشای تعزیه در آن می‌نشست

    می‌نویسد :میهمانان درون چادر بزرگی نشسته بودند و مراسم را تماشا می‌كردند در آغاز

    مردانی قوی هیكل علامات و علمهایی را به میدان می‌آوردند بعد از این هشت نفر وارد میدان شدند كه یك چهار چوبی را بر دوش حمل می كردند و روی این چهارچوب چیزی شبیه قبر درست كرده بودند و به ما توضیح می دادند كه این سمبل قبر پیامبر(ص) است روی قبر چندین طاق شال كشمیر كشیده بودند و چند شمع كافوری نیز روی آن در یك شمعدانی می سوخت در دو طرف این قبر نیز دو نفر دیگر با علم و كتل حركت می‌كردند.

    اما نكته قابل توجه و مغفولی كه توجه به آن كلید حل معماست و ریشه تمامی این مسائل

    می‌باشد این است كه علامتهایی كه هر چند به قول مورخین تاریخچه آن به دوران قاجاریه و زندیه برمی‌گردد اما ریشه اصلی آن را باید در مسیحیت جستجو و پیدا كرد ناگفته نماند كه در دروان صفویه تا زمان شاه عباس اول عزاداریها و حركتهای شیعی بطور زیرزمینی انجام می گرفته و شاهان و سلاطین همیشه از اجتماعات شیعی خوف داشتند و برخلاف امنیت دستگاه حكومتی خود می دیدند تا اینكه در زمان حكومت شاه عباس دوم ورق برمی گردد و شاه عباس دوم به شدت مدافع شیعه و عزاداری سیدالشهداء می شود و برای نشر و گسترش عزاداریها و اجتماعات سوگواری شیعی به فكر چاره می افتد او در دستگاه حكومتی خود وزارتی بنام وزارت روضه‌خوانی و تعزیه‌داری ایجاد كرده و وزیری برای آن منصوب می‌كند.

    او وزیر روضه خوانی و تعزیه داری خود را به اروپای شرقی «كه در آن زمان صفویان روابط بسیار نزدیك ، مرموز و ویژه‌ای با آنها داشته‌اند می‌فرستد» كه در رابطه با مراسم دینی و تشریفات مذهبی آن جا تحقیق كند.

    وزیر روضه خوانی و تعزیه داری در رابطه با این موضوع تحقیق كرده و بسیاری از سنتها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعارهای آنان و ابزارها و وسایل خاص این مراسم و دكورهای ویژه محافل دینی و كلیسا را اقتباس كرده و همه را به ایران می‌آورد و در اینجا به كمك

    وابستگان به رژیم صفوی ، آن فرمها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق داده و به آن قالبهای مسیحی اروپایی و محتوای شیعی ایرانی می بخشند بطوری كه ناگهان در ایران سمبلها و مراسم ، مظاهر كاملاً تازه ای كه هرگز نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام و نه در مذهب شیعه ، بوجود آمد.

    مراسمی از نوع تعزیه‌گردانی ، شبیه‌سازی ، نقش و علم و كتل‌سازی و پرده‌برداری و شمایل‌كشی و معركه‌گیری و قلب‌بندی و زنجیرزنی و تیغ‌زنی و موزیك و سنج‌زنی و تعزیه‌خوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی «مصیب‌خوانی» و «نوحه سرایی جمعی» كه اكثر آن تقلیدی است.

    این مراسم و تشریفات مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی ، همه فرمهای تقلیدی از عزاداری و مصیبت‌خوانی و شبیه‌سازی مسیحیت اروپایی است و حتی گاه به قدری ناشیانه

    این تقلید را انجام داده‌اند كه شكل صلیب را هم كه در مراسم مذهبی مسیحی‌ها جلوی دسته‌ها می‌برند.

    صفویان بدون اینكه كمترین تغییری در آن بدهندآن را به ایران آورده‌اند و امروزه هم بدون توجه بشكل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت ، جلوی دسته‌های عزاداری راه می‌برند و همه می‌بینند كه شاخصة نمایان هر دسته سینه زنی همین صلیب جریده است .

    در عین حال در نظر هیچكس معلوم نیست برای چیست و هیچكس از آنهایی هم كه آن را می‌سازند و حمل می‌كنند نمی‌دانند برای چه چنین می‌كنند ؛ اما با اینكه این جریده در میان ما هیچ مفهومی ندارد و كاری نمی‌كند همه شخصیت و عظمت و افتخار یك دسته به همان جریده اش می باشد همه اختلافات بر سر جریده می‌باشد.

    ارزش و اعتبار و شكوه و فداكاری ، اندازه ایمان و شور دینی یك دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده ای است كه در جلوی آن دسته حركت می كند و جالب در این جاست كه جریده نه تنها همان شكل جریده مسیحیت است بلكه لفظ آن هم همان اسم صلیب است كه همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده است چون لفظ جریده نه در فارسی و نه در عربی با این شكل هیچ مفهومی ندارد و همه می بینند كه جریده با همان شكل به ایران آمده است لفظ جریده نیزهمان جروئیده و به معنی صلیب است.

    ناگفته نماند كه علامت هابه این شكل از منظر برخی از مردم دارای آسیب هایی است كه در این جا به نقل این اقوال می پردازیم :

    آسیبهای علامت
    الف) از حوزه دین :

    1) تقدس دادن به علامتها : كه به نظر میرسد می توان نوعی اشتغال فكری برای عزاداران عزیز باشد و توجه اذهان را از اصل فلسفه قیام سید الشهدا (ع)كاهش بدهد و از طرفی دیگر بهانه هایی به دست دشمنان قسم خورده مكتب تشیع مانند وهابیون و دیگر فرق ضاله بدهد از این رو باید از این گونه امور پرهیز كرد .

    2) اعتقاد به حرکت علامت در روز یا شب عاشورا.

    3) حاجت طلبی : این مورد نیز باعث ایجاد شبهه توسط دشمنان شده است وبهانه هایی بدست آنان داده است.
    ب) از حوزه شکلی :

    1) وجود حیواناتی مانند گوزن، کبوتر، خروس، هدهد، اژدها و ... : كه هر كدام از اینها برای فرهنگ و ملتی است مثلاًاژدها از فرهنگ چین وارد شده است .

    2) وجود بتهای هندوها: كه خود مظهر شرك بوده ودر فرهنگ دینی و آیات و روایات متعددی از آن نهی شده است .

    3) طلاکوب کردن آن: این امر مستلزم هزینه های زیادی است كه این هزینه ها را می توان برای مستمندان مصرف كرد .

    4) وجود کشکول و تبرزین دراویش در آن.

    5) وجود شیر و خورشید شاهنشاهی.

    6) شكل و حالت صلیبی آن.

    ج) از حوزه اجتماعی:

    1) قرار گرفتن زنان زیر آن جهت گرفتن حاجت و حاملگی :كه با وجود مناهی شدید از سوی شارع مقدس این عمل در عزاداری های شیعیان وجود دارد .

    2) سد معبر و ایجاد ترافیک: لازم به یاد آوری است كه در شرع8 مقدس اسلام از سد معبر و ایجاد خلل و ترافیك در معابر عمومی نهی شده است تا جائیكه فقها فتوا داده اند كه نمازی كه ستون دین است اگر موجب سد معبر شود باطل است و مقبول درگاه احدیت نمی باشد .

    3) بستری جهت نزاع بین جوانان تا حد وقوع قتل: در پرونده های متعدد قضایی می توان به این مطلب رسید

    4) چشم و همچشمی و سلام دادن علامت ها.

    5) برگزاری مراسم رقص علامت ها و جشن علامت ها.

    و سخن آخر :

    شایان ذكر است در خصوص آسیب بودن علم و علامت، اختلاف نظر هایی در بین علما مشاهده می شود كه به نظر می رسد این اختلافات به خلط مفاهیم آن یعنی مفهوم و تعریف علم و علامت بر می گردد در مواردی كه علم و علامت تایید شده از هر دو در معنای اول یعنی نشانه و بیرق قصد شده است و در مواردی كه دو مفهوم یاد شده به بعنوان آسیب مطرح شده از دو معنای دوم یعنی علامت های صلیب مانند دارای مشخصات ذكر شده ،مقصود بوده است .

    منابع و ماخذ :

    -قرآن كریم .

    - شیعه علوی صفوی تألیف دكترعلی شریعتی .

    -سرگذشت وهابیت نوشته احمد زینی دهلان مفتی مكه ترجمه ابراهیم وحید دانغانی .

    -خاطرات مستر همفر جاسوس بریتانیا در كشور های اسلامی .

    -لغت نامه دهخدا نوشته علی اكبر دهخدا .

    -چالش های فكری و سیاسی وهابیت نوشته اكبر اسد علی زاده .

    3- هدایت و تغذیه فکری هیئات مذهبی

    فقه عاشورایی
    ( احکام عزاداری )

    كیفیت عزاداری

    1. حکم چاك زدن گریبان و بر سر و صورت زدن در مصیبت امام حسین علیه‌السلام چیست؟

    بر سر و صورت زدن و گریبان چاك زدن در مصیبت آن بزرگوار مانعی ندارد.

    2. برخی در جلسات سینه زنی و عزاداری معصومین علیه‌السلام در حال عزاداری صورت خود را خراش انداخته و به صورتشان خون جاری می‌شود؛ عزاداری به این شكل چه حکمی دارد؟

    معلوم نیست که این كارها به عنوان ابراز شدت تألم بر مصائب اهل‌بیت علهیم السلام و عزاداری برای آن بزرگواران وهن باشد؛ بلی اگر موجب ضرر متنی به شود جائز نیست.

    3. بعض عزاداران به خود گِل می‌مالند و یا اینكه با پای برهنه راه می‌روند. این نحوه عزادارای چه حكمی دارد؟

    این گونه امور كه در محلّی طبق مرسوم آن محل بوسیله آن اظهار حزن و عزا نسبت به سالار شهیدان علیه‌السلام بنمایند چنانچه ضرر معتد به برای جسم و جان نداشته باشد مانعی ندارد.

    4. سینه‌زنی به صورتی‌كه دور می‌چرخند و جست و خیز دارند، چه حكمی دارد؟

    اشكال ندارد ولی مواظب باشید وقار عزاداری مخدوش نشود.

    5. آیا سینه زنی به صورتی كه از كمر به بالا برهنه شوند، در عزاداری سيّدالشهدا علیه‌السلام جائز است؟

    اگر مستلزم نگاه نامحرم نباشد اشكال ندارد.

    6. سینه‌زنی، زنجیرزنی و یا به سر و صورت كوبیدن در خلال عزاداری، به طوری‌كه موجب صدمه، مثلاً مجروح‌ شدن و یا سرخ ‌شدن می‌شود، چه حكمی دارد؟

    اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.

    7. در مراسم سینه زدن، در آوردن لباس در صورتی كه معرض تحریك باشد چه حكمی دارد؟

    اگر معرض تحریك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداری شود.

    8. در مراسم عزاداری ائمه معصومین علیهم السلام سینه زدن یا چنگ زدن به صورت به طریقی كه خون بیاید چه حكمی دارد؟

    عزاداری بر آن بزرگواران به هر نحوی كه موجب ضرر معتدّ به به بدن نباشد و مشتمل بر خلاف شرع از هر جهت نباشد مطلوب است.

    9. «هروله» در جلسات عزاداری چه صورتی دارد و حال آن كه مظنه هتك عزاداری و لوث شدن آن و پایین آمدن حزن و تأثر عزاداران بسیاری است؛ لطفاً علاوه بر جواب قاعده و نصیحتی راجع به عزاداری عنایت بفرمایید؟

    گاه می‌شود كه اشخاص مصیبت زده از شدّت تأثر از جا بر می‌خیزند و می‌روند و می‌آیند و خود را می‌زنند و فریاد می‌كنند؛ اگر كسی در مصیبت حضرت سید الشهدا سلام الله علیه كه اعظم مصائب است واقعاً چنین حالی پیدا كند یا مثل تباكی چنین حالی را دارد نمی‌توان این حالات را اهانت دانست. در این موارد سلیقه‌ها مختلف است؛ بحسب ازمنه و امكنه فرق پیدا می‌كند و عرف عام را باید ملاك دانست. آنچه لازم است این است كه همه بر حفظ و شكوه و عظمت و حقیقت و وقار قدس و ملكوتی این برنامه و نشان دادن كمال حزن و اندوه خود اهتمام نمایند. خداوند تأیید فرماید.

    10. نظرتان راجع به اینكه به هنگام عزاداری و سینه زدن بعضی به نیت اینكه در موسم حج هستند و یا اینكه با یاد حضرت زینب سلام الله علیها كه در حال هروله بود، هروله می‌كنند و سینه می‌زنند را بیان فرمایید؟

    نيّت اینكه در موسم حج هستم و هروله می‌كنم صحیح نیست ولی به عنوان شدّت تأثر و ناراحتی از آن مصائب عظمی اشكال ندارد.

    11. در برخی از جلسات مذهبی و عزاداری برای اظهار نهایت تذلّل در برابر اهل بیت علیهم السلام عدّه‌ای صدای حیوانات مانند سگ از خود در می‌آورند. حكم شرعی آن را بیان فرمایید؟

    چون در انظار بعضی موهن است سزاوار است اظهار ارادت و ولایت خود را در صورت‌های جالب و تحسین‌آمیز انجام دهید.

    12. تشكیل هیأت در كوی و خیابانی كه اهالی آن به شعائر دینی مقید نبوده، بلكه سینه زنی و نظائر آن نزد ایشان، كاری عجیب و غریب می‌نماید و احیاناً باعث تمسخر مجالس عزاداری و یا هتك حرمت می‌شود، چه حكمی دارد؟

    باید در مسجد و حسینیه واقع در محل‌های مذكور هیئت و مجالس مذهبی به صورت شایسته تشكیل شود و از وعاظ و علمای با فضل جهت اداره مجلس دعوت بشود كه آنها دین مبین اسلام را آن چنان كه هست برای مستمعین بیان كنند؛ در این صورت گمان نمی‌رود باعث تمسخر بشود؛ مضافاً بر اینكه در تبلیغ دین، به تمسخر یك عده جاهل و نادان نباید اعتنا كرد.

    آیین‌ها و نمادهای عزاداری

    13. در مراسم عاشورا مراسمی چون علم‌گردانی، چهل چراغ كشی و نخل گردانی چه حكمی دارند؟

    مانع ندارد.

    14. استفاده از عَلَم چه صورتی دارد؟

    در مراسم عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبد الله الحسین علیه‌السلام استفاده از عَلَم كه تعظیم شعائر محسوب می‌شود به شرط اینكه مشتمل بر مجسّمه ذیروح كه حرام است نباشد، اشكال ندارد؛ بلكه مطلوب است.

    15. در ایام عاشورا ضریح مانندی به نام نخل را به اسم و رسم عزاداری ملبّس به البسه و اقمشة فاخره می‌كنند ، با عنایت به فتوای مرحوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی که فرموده‌اند: « عزاداری در ایام عاشورا برحسب متعارف بلاد مختلف است وآنچه درهر بلدی مصداق عزاداری است مانعی ندارد.» نظر حضرتعالی در این‌باره چیست؟

    آنچه استاد عظیم الشان ما اعلی الله مقامه در پاسخ سؤال مذكور فرموده‌اند مورد تأیید اینجانب است.

    16. آیا شمع روشن كردن در شام غریبان سیدالشهداء علیه‌السلام را بلا اشكال می‌دانید؟ آیا از مصادیق بدعت نمی‌باشد؟

    اشكال ندارد.

    17. در بعضی از مراسم‌ها، شبیه‌سازی انجام می‌شود، مثل درست‌كردن قبر مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها و تابوت حضرت رقیه سلام الله علیها، حكم آن چیست؟

    اشكال ندارد.

    18. نظرتان راجع به تعزیه خوانی چیست؟

    ‌تعزیه و شبیه خوانی اگر مشتمل بر آلات لهو از قبیل طبل و شیپور و صنج نباشد و اشعار دروغ و غنا نخوانند و مرد، لباس زنان را نپوشد اشكال ندارد.

    19. بعضی افراد در تعزیه نقش امام معصوم علیه‌السلام یا نقش شخصیت‌هایی مثل حضرت عباس علیه‌السلام را اجرا می‌كنند و حال آنكه صاحب سابقه درخشانی نیستند و فقط به جهت اینكه خوب برنامه اجرا می‌كنند آن نقش را به عهده می‌گیرند نظر مبارك را بیان نمایید.

    درخشان بودن سابقه تعزیه خوان شرط نیست ولی اگر سوء سابقه خصوصا سوء حال فعلی عرفاً توهین باشد نباید آن اشخاص، مجری باشند. اصولاً مناسب است عزاداری حضرات ائمه طاهرین علیهم‌السلام به صورت مجلس روضه‌خوانی برگزار شود تا سخنرانان عالِم و وعاظ و روضه‌خوان‌های متعهد ضمن ذكر مصائب آن بزرگواران با ذكر فضائل و مناقب و تاریخ زندگی ایشان و بیان احادیث و احكام و تبلیغ معارف اسلام و دفع بدع و شبهات، مردم را آگاه و به مكتب اهل بیت علیهم السلام هدایت و ارشاد نمایند.

    20. ‌اخیراً مطرح می‌شود كه مجالس عزاداری خصوصاً عزای سید الشهدا علیه‌السلام از صورت سنّتی و روضه خوانی و استماع آن خارج بشود و به صورت نمایشی و تئاتری تبدیل‌گردد، بلكه به‌این مطلب اصرارمی‌ورزند. نظرمباركتان را بیان‌فرمایید.

    اقامه عزای آن بزرگوار باید با ذكر مصائب از كتب صحیحه معتبره توسط ذاكرین و علمای محترم با حفظ شئون اهل بیت علیهم السلام باشد و به صورت تئاتر در آوردن معمولاً خالی از لوازم فاسده و غیر شرعی نیست.

    21. حكم خرید، فروش، چاپ، تولید و یا استفاده از عكس ها و پوسترهایی كه از چهرة ائمة معصومین علیهم السلام تهیه شده است، چگونه است؟

    عكس‌ها و پوسترهای مذكور، مستند صحیحی ندارند؛ خوب است از این عمل خودداری شود.

    آداب و اخلاق عزاداری

    22. اگر شخصی در حین عزاداری برای خودنمایی بلند بلند گریه كند و یا خیلی سنگین زنجیر و یا سینه بزند، آیا ریا كرده و عزاداری او باطل است؟ اگر به قصد گریانیدن دیگران باشد، چگونه است؟

    ریا در هیچ عملی صحیح نیست ولی تباكی به نحو عزاداری و به قصد تعظیم امر شعائر، ریا نیست.

    23. گاهی در مجالس عزاداری سالار شهیدان علیه‌السلام، كه پر جمعیت نیز می‌باشند، دیده شده كه خادمین و نوكران ابی عبدالله علیه‌السلام رفتار ناشایستی با عزاداران دارند، (مثل فریاد زدن، هُل دادن و غیره) این كارها از حیث شرعی چه حكمی دارد؟

    باید با عزاداران و مستمعین با ادب رفتار و با احترام پذیرایی شود.

    24. آیا رضایت پدر و مادر در رفتن به مجالس عزايِ سید الشهداء علیه‌السلام واجب است؟ و بدون رضایت ایشان می‌توان در این مجالس شركت كرد؟

    موارد، مختلف است.

    25. حكم شوخی و خنده در ماه محرم خصوصاً روز عاشورا چیست؟

    صحیح نیست.

    26. راه اندازی دسته‌های عزاداری در كوچه و خیابان كه باعث ترافیك می‌شود، چه حكمی دارد؟

    در حد متعارف ایام عزاداری اشكال ندارد.

    27. بعضی عزاداری‌ها و هیئات به صورت چادر و خیمه در كوی و خیابان بر پا می‌شود و برخی از همسایگان به این كار، رضایت ندارند، و اقامه مجلس به این شکل و شركت در آن چه حكمی دارد؟

    این مراسم را به نحوی برگزار كنند كه موجب زحمت عابرین و همسایگان نشود.

    28. ایجاد سر و صدا، كم یا زیاد، در هنگام عزاداری، در صورتی كه از رضایت همسایگان بی اطلاع هستیم، چه حكمی دارد؟ (آیا رضایت تك تك همسایه‌ها كافی است یا اغلب ایشان)؟

    عزت و شأن این برنامه خود مقتضی است كه مزاحمت فراهم نشود.

    29. عزاداری در نیمه شب كه موجب بر هم زدن آسایش و خواب مردم می‌شود از نظر شرعی چه حكمی دارد؟

    به طور كلی مزاحمت و آزار اشخاص چه در خواب باشند چه در بیداری جائز نیست؛ این مراسم باید در حدّ معمول و متعارف انجام شود. و در بعض موارد مثل شب عاشورا، صدق اذیت نمی‌كند.

    30. آیا این‌كه مؤسس یك مجلس عزای امام حسین علیه‌السلام بخواهد این مراسم، جمعیت بیشتری داشته باشد، صحیح است؟

    مجالس مذكور هرچه باشكوه‌تر و پر جمعیت‌تر باشد اثرش در قلوب بیشتر و آثار مثبتش زیادتر است و اگر به این مسئله اهمیت داده نمی‌شد دشمنان دین و مسلمانان فریب خورده و ظاهربین و غرب‌زده اصل حادثه كربلا را انكار می‌كردند.

    البته همگان متوجه باشند كه اجر و ثواب بسیار زیادی را كه بر اقامه عزای حضرت و شركت در مراسم آن بزرگوار است با وارد نمودن محرّمات از بین نبرند، و از هر چیزی كه موجب وهن مذهب و وهن مراسم سوگواری می‌گردد باید اجتناب شود.

    31. گاهی ایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام با بعضی از مناسبت‌ها مثل نوروز تقارن پیدا می‌كند، نظر مباركتان را در مورد برگزاری مراسم این گونه مناسبت‌ها در زمان عزای حسینی بیان فرمایید.

    واضح است كه مؤمنین و محبین اهل بیت علیهم السلام در ایام محرم و صفر از برگزاری مراسم و تظاهر به اعمالی كه مناسب شأن محبّ اهل‌بیت سلام الله علیهم نباشد خودداری می‌نمایند و مراسم و سیره سوگواری را حفظ می‌نمایند.

    نماز و عزاداری

    32. وظیفة كسی كه مردّد است امور عزاداری را تا دیر وقت انجام دهد یا مراقبت بر قضا نشدن نماز صبح کند چیست؟

    مراقبت بر قضا نشدن نماز، واجب است.

    33. اگر كسی نماز نخواند و روزه نگیرد و برای امام حسین ‌علیه‌السلام احسان كند و سینه و زنجیر بزند و گریه كند و نیز كسی كه خمس و زكات مالش را ندهد، آیا می‌تواند از این مال در راه امام حسین علیه‌السلام احسان كند؟ آیا اجر و ثوابی بر این شخص است؟

    نمازوروزه واجب است ولی‌عزاداری و گریه بر امام حسین علیه‌السلام مستحب است. انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد و عزاداری هم بكند و پولی كه متعلّق خمس شده واجب است اول، خمس آن ادا شود آن‌گاه در راه امام حسین علیه‌السلام و كار خیر دیگر مصرف شود و مصرف نمودن پولی كه خمس به آن تعلّق‌گرفته قبل از ادای خمس درهركاری اگرچه خیر باشد حرام است.

    34. در ظهر عاشورا عزاداران برای شور و اظهار حزن، آماده می‌شوند و از طرفی وقت نماز ظهر می‌شود؛ وظیفه مؤمنین چیست؟

    در این موارد باید جمع بین اغراض و كسب فضائل نمود؛ هم برنامه‌ای را كه به صورت عزاداری برای حضرت سید الشهداء علیه‌السلام انجام می‌شود، انجام دهید و هم نماز ظهر را در اول وقت بجا آورید.

    عزاداری بانوان

    35. آیا گریه كردن زن‌ها با صدای بلند در مجالس عزای ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص حضرت سید الشهداء علیه‌السلام با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذكور جایز است.

    اشكال ندارد

    36. ایستادن و نگاهِ خانم‌ها به مردانی كه در خیابان مشغول عزاداری هستند، چه حكمی دارد؟ و مسئولیت دست اندركارانِ هیئت در این مورد چه مقدار است؟

    نگاه كردن خانم‌ها به بدن مردان نامحرم جایز نیست.

    37. راه رفتن خانم‌ها در عقب دسته های عزاداری چه حكمی دارد؟

    اگر مستلزم ارتكاب معصیت نباشد اشكال ندارد.

    سخنرانان و مداحان مجلس عزاداری

    38. نظر حضرتعالی در مورد مدّاحی چیست؟ و یك مدّاح اهل بیت علیهم السلام چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

    مدّاحی اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین چنانچه برای خدا باشد عبادت است و اجر عظیم دارد و به همین جهت مداح باید اهل تقوا و مقيّد باشد اشعاری كه می‌خواند خلاف واقع و دروغ نباشد و این عبادات را تا می‌تواند به قصد قربت انجام دهد تا از مثوبات آن برخوردار شود هر چند گرفتن مزد در برابر آن اشكال ندارد.

    39. بعضی از مداحان به گونه‌ای ذكر حسین حسین می‌گویند كه موجب شور و هیجان می‌گردد و همراه با سینه زدن و گریه كردن، جست و خیزی در جمعیت، ایجاد می‌شود. آیا این كار صحیح است؟

    ‌اگر نوحه خوانی و مداحی به صورت غنا باشد حرام است.

    40. آیا مداحی كه با ریتم موسیقی و به صورت غنا‌ خوانده شود حرام است؟

    بلی؛ حرام است.

    41. آیا دریافت وجه توسط مدّاح و سخنران در عوض مداحی و سخنرانی در مجالس عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام جائز است؟

    جائز است.

    42. مداحان در اثنای دعای كمیل و ندبه و زیارت عاشورا، اشعار یا روضه می‌خوانند، این كار چه حكمی دارد؟

    بهتر است دعاهای وارده را بدون این كه در اثنای آنها شعر و یا چیز دیگری خوانده شود بخوانند ولی خواندن روضة صحیح در بعضی مواضعی که مناسب دعاست اشكال شرعی ندارد؛ بلی اگر طوری در این كار، افراط شود كه از صورت دعا خواندن خارج شود معلوم نیست ثواب آن دعا را داشته باشد.

    منابع روایی عزاداری

    43. آیا كتاب روضة الشهداء مرحوم ملا حسین كاشفی و اسرار الشهادة ملا آقای دربندی دارای گزارش‌های تحریف شده از واقعه كربلاست؟

    ما حق نداریم نویسندگان دو كتاب مذكور را متهم به تحریف حادثه كربلا كنیم؛ نسبت به مطالبی كه در آنها درج شده آنچه كه محتمل الوقوع است و دلیلی بر عدم آن نباشد نمی‌توان انكار كرد و نویسنده را رمی به دروغ نویسی كرد و آنچه كه بر حسب دلیل، مقطوع العدم باشد نباید نقل شود.

    44. مقاتل معتبر اعم از فارسی و عربی از نظر حضرتعالی كدام‌اند؟

    از كتبی كه در این زمینه مرحوم محدّث آقای حاج شیخ عباس قمی تألیف نموده‌اند استفاده نمایید.

    45. خواندن‌روضه‌بی‌اساس، یا مشكوك‌توسط مدّاح ویا سخنران، چه‌حكمی دارد؟

    خواندن روضه بی اساس جائز نیست و خواندن چیزی كه احتمال صحت آن را می‌دهد اگر به صورت احتمال باشد اشكال ندارد.

    46. اگر روضه بی اساس خوانده شد ما چه وظیفه‌ای داریم؟

    اگر دروغی از ذاكرین بشنوید بر حسب وظیفه شرعی باید به عنوان نهی از منكر به خود گوینده تذكر دهید و همة مكلّفین این وظیفه را دارند.

    اموال مربوط به اقامه عزا

    47. اگر برای برپایی هیأت، بنا به فرض از مالی استفاده شود كه صاحب آن راضی نیست، اقامه و شركت در آن مجلس چگونه است؟ و درصورت عدم اطلاع از رضایت صاحب مال، حكم مسئله چیست؟

    اگر عین مالی كه صاحبش راضی نیست مورد استفاده قرار گیرد تصرف در آن حرام است و ضمان دارد.

    48. آیا وجوهی را كه برای منظوری خاص در عزاداری هدیه شده است می‌توان در موارد دیگری غیر از آن، در عزاداری مصرف نمود؟ (مثل پولی كه برای غذا و اطعام داده شده ولی به مصرف خرید لوازم برسد.)

    صرف وجوهی كه مصرفشان مورد خاص است در غیر آن مورد جائز نیست و موجب ضمان است.

    49. حكم استفاده شخصی از وسایل و لوازمی كه بدون خواندن صیغه وقف، فقط به منظور استفاده در عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام تهیه شده است چگونه است؟ و در صورتی كه كسی چندین بار جاهلاً این كار را می‌كرده وظیفه اش چیست؟

    استفادة شخصی از وسائل مذكور جایز نیست و كسی كه استفادة شخصی نموده باید توبه كند و در برخی موارد، موجب ضمان است.

    50. آیا اطعام و نذری را كه برای ظهر عاشورا در نظر گرفته شده می‌توان در روزهای دیگر محرّم، انجام داد؟

    درفرض سؤال نمی‌توان اطعام و نذر مذكور را درغیر روز عاشورا انجام دهد.

    51. گاهی پیشنهاد می‌شود هدایا و نذورات مربوط به عزاداری كه برای روضه‌خوانی حضرت سید الشهجایز دا علیه‌السلام تعیین می‌شود در قالب عزاداری‌های نمایشی و تئاتری مصرف شود، آیا این امر است؟

    هدایا و نذور باید در مواردی كه مورد نظر هدیه دهنده و نذر كننده است مصرف شود و به همان روش معمول سابق نه به صورت نمایش و تئاتر.

    آلات موسیقی در عزاداری

    52. استفاده از آلات موسیقی مثل طبل، صنج، نی، ارگ و مانند آنها در خلال عزاداری چه حكمی دارد؟

    جائز نیست.

    53. در زمان عزاداری سالار شهیدان حسین بن علی علیهما السلام استفاده از طبل و صنج جهت هماهنگی عزاداران چه حكمی دارد؟

    اشكال دارد.

    برگرفته از کتاب « گفتمان عاشورایی» اثر آیت الله العظمی صافی

    1- این حدیث را علامه مجلسی قدس سره از محاسن در بحار ج 79 ص 84 باب التعزیة والمآتم ح 24 روایت فرموده است.

    2- پاسخ به استفتایی در تاریخ 8 ذی الحجه 1415

    منبع مطالب:سایت tdm.ir سایت تشکلهای دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی

    درس های مکتب حسین(ع)

    درس های مکتب حسین(ع)
    درس اول : دین محوری

    بزرگترین خصیصه مكتب تشیع اعتقاد به اصل اصیل امامت است ، توحید نبوت و معاد نه تنها بین فرق اسلامی بلكه بین همه ادیان الهی جهان اعتقاداتی مشترك هستند عدالت نیز علاوه بر شیعه از نظر معتزله که از شعبه های کلامی اهل تسنن بوده اند مورد تأئید بوده است ؛ لذا تنها اصلی كه می توان به عنوان ویژگی خاص شیعه دربین فرق اسلامی قلعمداد كرد امامت است اصلی که کلیت آن دربین فرق شیعی نظیر زیدیه یا اسماعیلیه و...مورد اتفاق بوده است .

    امامت یعنی «رهبری و راهنمایی» یعنی اعتقاد به نصب افرادی كه هم راه را بنمایانند و هم دست در راه ماندگان را بگیرند و آنها را راهبردی كنند. از این دیدگاه امام مثل پلیس راهی نیست كه بر سر چهار راه فقط آدرس بدهد بلكه مثل بلد كوهستان است كه خود جلوتر از تیم كوهنوردی حركت می كند. پیچ و خم كوه را می شناسد و در هر شیب و فرازی و در كنار باریكه راه هر دره ای چشم كوهنوردان به اشاره ها و جای پاهای اوست او خیلی پیش تر از تیم به نوك قله رسیده است تیم كوهنوردان اگر چه نمی توانند تا قله اصلی بالا بیایند زیرا توان او را ندارند اما به قله های بین راه می توانند دستیابی داشته باشند ؛ لذا شیعه زمانی درادعای شیگی خود صادق خواهد بود که در حركات و سكنات ،سخنها و سكوتها ،رفتار امام خود را مورد دقت قرار دهد و قدم به قدم از او تبعیت نماید.

    اعتقاد به امامت وقتی كامل است كه شیعه در زندگی و رفتارهای شخصی و اجتماعی اش این معنا را پیاده كند یعنی همواره نگاهش به عملكرد امام باشد تا با درس گیری از عمل و سنت امام در مصادیق عملی زندگی روزانه نظیر امام عمل كند.

    بنابر این برای تحقق معنای امامت علاوه بر وجود امام و مأمومین نیاز به امر ثالثی هم هست و آن نگاه شاگردانه ماموم به امام است تا تاسی واطاعت او امامت امام را محقق سازد ، اگر كسی ادعای شیعگی امام معصوم (ع) داشته باشد اما در عملكرد روزانه اش ناظران را به یاد ائمه نیاز ندارد باید در شیعگی خویش تردید كند این گمانه که " از شیعگی فقط محبت به ائمه و گریه كردن بر مصائب آنان ملاک اصلی تشیع است " ناشی از عدم شناخت د قیق مفهوم شیعگی و یا به دلیل وجود روحیه تن پروری و تنبلی و راحت طلبی است . خود ائمه معصومین (ع) به کرات دربیانات ودررفتار خود بر این مطلب تآکید داشته اند كه به صرف ابراز محبت مهر تشیع بر پرونده شما نقش نخواهد بست .

    امام صادق (ع) می فرماید :

    « شیعه جعفر نیست مگر كسی كه شكم و فرج خود را از حرام بازدارد و تلاشش در عبادت زیاد باشد برای خدای خویش كار كند و امید ثواب و ترس از عقاب او داشته باشد اگر این چنین جماعتی را دیدی آنان شیعه من هستند ».

    درهمین زمینه امام باقر (ع) می فرماید :

    « به خدا شیعه ما نیست جز كسی كه از خدا تقوا داشته باشد و او را اطاعت كند شیعیان ما شناخته نمی شوند جز با فروتنی ، خشوع ، امانتداری ، كثرت یاد خدا ، نماز و روزه ، نیكی به مادر و پدر ، مراعات همسایگان ، نیازمند و قرضمندان و یتیمان ، راستگوئی، تلاوت قرآن ، بازداشتن زبان از سخن درباره (عیوب) مردم و امین خویشان بودن. اگر كسی بگوید كه پیامبر و علی (ع) را دوست دارد اما از رفتار و روش آنها پیروی نكند محبتش به آنان هیچ سودی ندهد.

    هر كس مطیع خدا باشد دوست ما و هر كه نافرمانی خدا كند دشمن ماست ، ولایت ما جز به عمل و پارسایی بدست نمی آید.

    درحدیث دیگری

    این دو حدیث شریف به روشنی صحت مطالب یاد شده را تأیید و تضمین می كنند اینكه شیعگی را به ورع از محرمات و فقط و عمل معنا كنند تعبیر دیگری است از همان تعبیر همه بخشی كه از تشیع و امامت كردیم.

    بر اساس مطالب بالا هر كه می خواهد شیعه را سنین باشد اولاً باید از اعمال و رفتار و سخنها و سكوتهای امام آگاه باشد (نیاز به مطالعه و تحقیق).

    ثانیاً باید قدرت تطبیق فرامین ، سخنها ، اشارات و بطور كلی (سنت ائمه) را بر اعمال و شرایط روزانه خویش داشته باشد (كه این قدرت نیز مرهون ممارست آشنایی با روایات و زندگی ائمه است).

    لذا نیاز بدان است كه نوع نگاه سنتی خویش را كه در آن امام صرفاً موجودی مافوق انسان مقدس دور از دسترس و غیرقابل الگوگیری معرفی شده بود كه بهره حضورشان در این قالب انسانی صرفاً برآورده كردن حاجت است كنار بگذاریم و امام را بعنوان انسانی مافوق و مقدس كه قابل تبعیت و تقرب (و نه رسیدن) بدانیم به عملكرد ، سخنان سكوتها و اشاره های او نگاهی عمیق تر از قبل بیاندازیم آنگاه در پی تطبیق درسهای آموخته بر زندگی روزانه فردی و اجتماعی خویش باشیم.

    در این راستا و با توجه به تناسب ایام مجموعه سخنان سالار شهیدان از مدینه تا كربلا مورد مداقه واقع شد و آنچه از آن بعنوان درس تلقی شد تقدیم خوانندگان محترم می شود باین امید كه ابتداً خود نگارنده و در پی آن خوانندگان عزیز با گرفتن درس و پیاده كردن آن در زندگی ، شیعگی خویش را رنگ و لعاب تازه ای بدهند.

    البته در چند مورد علاوه بر سخنان ان سالار شهیدان به سخنان و عملكرد اصحاب و نزدیكان امام نیز اشاراتی شده است.

    1) دین محوری :

    اگر ادعا كنیم اصلی ترین و یا یكی از اصلی ترین آموزه های اسلام كه برای تفهیم و اجراء آن پیام اكرم (ص) و ائمه معصومین (ع) سالها زحمت كشیدند اصل دین محوری است به خطا نرفته ایم وضع قوانین مدنی و معاهدات اجتماعی و سیاسی بر اساس شرع مقدس ، اجراء قوانین با شیوه های دینی و قضاوت بین مردم بر اساس احكام دین همه بروز همین تفكر بودند ك در زمان پیام اكرم (ص) به عرصة نمایش در آمدند.

    در زمان ائمه (ع) نیز تا آنجا كه دست ایشان می رسید سعی در باز كردن زاویه دید دینی بر همه امور داشتند ، تقسیم علم ، نوع گویش تاریخی در قرآن و سنت ، روابط بین اشیاء و ... همه مؤید این مطلب است.

    نمونه این دیدگاه را در عملكرد مسلم بن عقیل شاگرد مكتب حسینی می بینیم ، پس از مسلط شدن ابن زیاد و مخفی شدن مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه از آنجا كه هانی به بهانه بیماری به دارالاماره نمی آمد ابن زیاد بر آن شد تا خود بسراغ او برود چون هانی از آمدن ابن زیاد مطلع شد از مسلم خواست تا پشت پرده ای مخفی شود و به محض اینكه علامت داد از پشت پرده برون آید و ابن زیاد را بكشد اما هر چه هانی كلمه رمز را تكرار كرد مسلم از جای خویش حركت نكرد آنقدر كلمه رمز تكرار شد (یكی برای من آب بیاورد) كه ابن زیاد مشكوك شد و با عجله از خانه هانی بیرون آمد.

    پس از رفتن او هانی از مسلم پرسید چرا هر چه علامت دادم عكس العملی نشان ندادی مسلم به یاد حدیثی از پیامبر اكرم (ص) افتاد كه فرمود : الایمان قید الفتك = ایمان مانع ترور است ، مؤمن ترور نمی كند.

    مسلم می دانست كه اگر ابن زیاد را بكشد قطعاً می توانست كوفه را دوباره زیر تسلط هواداران خویش درآورد و به دنبال آن به احتمال زیاد حادثة عاشورا پیش نمی آید.

    امام تا كوفه سالم می رسید این حداقل نتیجه ترور بود و می دانست اگر ابن زیاد كشته نشود به احتمال زیاد خودش دستگیر و كشته خواهد شد و باز به احتمال زیاد حركت امام نافرجام می ماند و احتمالاً كار به قتل امام حسین (ع) كشیده خواهد شد.

    همه اینها را می دانست اما چون دین می گوید تكلیف تو ترور نكردن است مسلم عكس‌العملی انجام نداد برای او عمل به تكلیف مهم بود نه بدست آوردن نتیجه و این یعنی دین محوری و تكلیف مداری.

    به حسین (ع) بنگرید ، هنگامی كه با لشكر حر مواجه می شود گرچه می داند ایناان برای یاری وی نیامده اند بلكه برای ممانعت از حركتش آمده اند اما باز چون دین دستور به اکرام میهمان داده استهمه سربازان تشنه و حتی اسبهای سپاهیان حر را سیراب می سازد جای جای حركت حسین (ع) تبلور این معناست.

    درس دوم: احیاء روحیة شهادت طلبی و تحقیر مرگ

    در طول تاریخ همه در بزنگاه ها و گردنه های مهمی كه مسیر تاریخ عوض شده است ردپای انسانهایی مشاهده می شود كه از جان خویش گذشتند. به تعبیر دیگر حرکت تاریخ وامدار کسانی است که مساله مرگ را برای خویش حل كردند .بزرگان تاریخ بر ای نکته صحه می گذارند با تن آسایی و دل بستن در این زندگی و به تعبیر قران چسبیدن به زمین نمی توان حركتهای بزرگ تاریخی را به انجام رسانید.

    در حماسه هشت سال دفاع مقدس نیز همه این فداكاریها ، ایثارها ، روی مین رفتنها قهرمانی ها و ... ناشی از آن بود كه نه تنها مساله مرگ برای رزمندگان ما حل شده بود بلكه آن را مطلوب خویش و نوعی سعادت می دانستند.

    یقیناً دیدگاه این رزمندگان متأثر از فرهنگ عاشورا بود ، در تاریخ عاشورا ما به كرات شاهد سخنانی در این حال و هوا هستیم برای نمونه به چند مورد اشاره می شود.

    1. حضرت اباعبدالله (ع) در خطبة معروف خط الموت كه در مكه ایراد كرد می فرماید :

    خط الموت علی و لد آدم مخط القلا دة علی جید الفتاة : نقش مرگ برای انسانها مثل گردنبند بر گردن دختران است، این كلام حضرت جدا از آنکه به خوبی به حتمیت و ناگزیر بودن مرگ در زندگی آدمیان اشاره دارد از اشاراتی زیباشناسانه به این مسئله نیز خالی نیست. این حدیث حاکی از آن است که در نکاه حسین وحسینیان مرگ امری وحشتناك و مهیب نیست که از باید گریخت بلكه امری مطلوب وزیباست وباید به خوبی با آن کنار آمد. در ادامه همین گفتار امام می فرماید :

    ... و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف : من به مرگ و دیدن پدرانم آن چنان مشتاق هستم كه یعقوب برای دیدن یوسف مشتاق بود.

    بدین ترتیب اشتیاق به مرگ به عنوان یک امر مطلوب از بارزترین ویژگی های مکتب حسینی شناخته می شود امری که درول تاریخ نیز از ویژگی های مهم شاگردان مکتب حسین وعاشورا قلمداد شده است .

    2- از دیگر فرازهای قابل تعمق در بیانات حضرت شعری است که حضرت در منزل شقوق در پاسخ به سخنان مردی كوفی انشاد کرد ودر یكی از ابیات آن چنین فرمود :

    و ان تكن الا بدان للموت انشات فقتل المرء بالسیف فی الله افضل

    اگر این بدنها برای مرگ آفریده شده است پس كشته شدن در راه خدا بهتر است .

    3- در فرازی دیگر از تاریخ عاشورا شاهد استشهاد حضرت به شعر یکی از شاعران عرب هستیم ؛ قسمتی از این شعر که حضرت درپاسخ به سخنان حر فرمود چنین است :

    سا مضی و ما بالموت عار علی الفتی...

    می روم و مرگ برای جوانمرد عیب نیست

    بدین ترتیب ملاحظه می شود که حل بودن مسئله مرگ و بالاتر از آن ، استقبال وشیفتگی بدان از ویژگی های این مکتب واز دروس مهم آن تلقی می گردد .نگاهی به رفتار شاگردان اصلی این مکتب نیز حاکی از آن است که ایشان به خوبی از عهده این درس برآمده اند.

    4- در منزل قصر بنی مقاتل علی اكبر (ع) فرزند برومند امام مشاهده كرد كه امام مكرر آیه استر جاع (انالله و اناالیه راجعون) را بر لب می راند ، کنجکاوانه سبب را از پدر جویا شد پدر پاسخ داد در حین حرکت که بر مرکب سوار بودم چرتی بر من عارض شد در خواب صدای هاتفی را شنیدم كه می گفت این قوم می روند و مرگ در پی آنان روان است و من فهمیدم كه این خبر مرگ ماست.

    علی اكبر (ع) عرضه داشت : مگر ما بر حق نیستیم ؟ پدر فرمود : بلی

    فرزند برومند امام که دست پرورده مکتب آن حضرت بود ابراز داشت :

    اذاً لانبالی ان نموت محقین / اگر ما بر حق هستیم و بناست در راه حق بمیریم باكی نیست.

    5- امام حسین (ع) روز دوم محرم وارد كوفه شد و در اولین خطبه ای که در برابر اصحاب و خاندان خویش ایراد فرمود اعلام کرد :

    الا ترون الی الحق لایعمل به الی الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله : آیا نمی بینید كه به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود ؟ ! در چنین شرایطی مؤمن باید برای دیدار پروردگارش علاقمند باشد و در ادامه فرمود :

    انی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برماً

    مرگ در نزد من جزء خوشبختی نیست و زندگی همراه ظالمان چیزی جز زجر ودرد نیست.

    6- شب عاشورا امام در پاسخ خواهر مضطربش كه نگران از میزان وفاداری یاران برادر بود فرمود :

    والله لقد بلوتهم فما وجدت فیهم الا الاشوس الاقمس یستأنسون بالمنیه دونی استیناس الطفل الی محالیب امه : بخدا سوگند آنها را آزمودم وهمه را محكم و دلاور و با اراده وصلابت یافتم آنها مرگ در ركاب مرا مانند طفل شیرخوار كه به سینه مادرش انس و علاقه دارد دوست دارند.

    7- از دیگر نمونه های وجود روحیه شهادت طلبی وحل شدن مسئله مرگ در یاران اباعبدالله (ع) سخنانی است که آن حضرت در روز عاشورا پس از نماز رو به یاران خویش فرمود ه است :

    لما الموت الا قنطره تعبیر بكم عن البوس و الضراء الی الجنان الواسعه و النعیم الدائمة فایكم بكره ان ینتقل من سجن الی قصر ... مرگ چیزی جز یك پل نیست كه شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند كدام یك از شما نمی خواهد از زندان به یك قصر منتقل شود.

    8- نمونه های اینچنینی در سخنان ورفتار امام واصحابش بیش از این هاست اما به جهت خودداری از تطویل کلام تنها به یک مورد دیگر اشاره می کنیم :

    هنگام تیرباران خیام توسط لشكر یزید امام رو به اصحاب فرمود :

    قوموا ایها الكرام الی الموت الذی لابد منه فان هذه السهام رسل القوم الیكم فو الله ما بینكم و بین الجنة ….. الا الموت ….

    ای بزرگواران برخیزید و بسوی مرگ كه چاره ای از آن نیست بشتابید . این پیكانها پیكهای (مرگ از طرف) این مردم است ، به خدا سوگند بین شما و این مردم با بهشت و جهنم فاصله ای جز مرگ نیست ، این مرگ پلی است كه شما را به بهشت می رساند و دشمنانتان را به جهنم.

    درس سوم: غیرت و مردانگی

    نزدیك غروب عاشورا ست حسین (ع) رمق چندانی ندارد و درحال استفاده ازآخرین رمق خود برای دفع دشمن است ،در لابلای چکاچک شمشیر ها صدای همهمه و غوغایی او را متوجه می كند که لشكر عمر سعد به سمت خیمه ها حمله‌ور شده اند.امام تمام توان باقیمانده خویش را نثار حنجره خویش می كند و فریاد بر می‌آورد.

    "یا شیعه ابی سفیان ان لم یكن لكم دین و كنتم لاتخافون المعاد فكونوا احراراً فی دنیاكم هذه و ارجعوا إلى أحسابكم إن كنتم عربا كما تزعمون"

    ای پیروان ابو سفیان اگر دین ندارید واز روز جزا باکی به دل ندارید لااقل در این زندگی دنیائی آزادمرد باشید واگر خود را عرب می دانید به عربیت خود رجوع کنید.

    شمر که صدای حضرت را می شنید گفت چه می گویی ای پسر فاطمه ؟

    امام فرمود :

    "إنی أقول أقاتلكم و تقاتلوننی و النساء لیس علیهن جناح فامنعوا عتاتكم و جهالكم و طغاتكم من التعرض لحرمی ما دمت حیا"

    من باشما می جنگم وشما با من ،طرف حساب شما من هستم نه اینها تا من زنده هستم اجازه نده جاهلان وطاغیان لشکرتان به اهل وبیتم حمله ور شوند. [1]

    تحلیل سخن حضرت ما را به دودرس مهم رهمنون می سازد :

    درس اول:

    این درس که ماهیت تاریخی وشخصیت شناسانه دارد گویای وجود یک کفر پنهانی ویک نفاق عمیق در وجود دشمن است . رگه های این نفاق از سرمنشأ آن یعنی شخص ابوسفیان قابل ردیابی است . درتاریخ آمده است که ابوسفیان در جشنی که عثمان به مناسبت احراز مقام خلافت ترتیب داده بود پس از آنكه مطمئن شد غیر از بنی امیه كس دیگری در جلسه حضور ندارد وهمه خودی هستند رو به بنی امیه اعلام کرد :

    ای خاندان امیه اکنون که خلافت به دست شما رسیده آن را مانند توپ به همدیگر دست به دست کنید .قسم به آن که ابوسفیان بدان قسم می خورد نه عذابی در کار است ونه حسابی ، نه بهشت وجهنمی هست ونه قیامت ومعادی[2]

    این گفتار ابوسفیان که به خوبی اثار کفر در آن نمایان است بهترین شاهد برای تائید تاریخی نگاه امام حسین به سفیانیان است .فهم دقیق موضع اعتقادی وایدئولوژیک بنی امیه عامل مهمی درتحلیل حوادث صدر اسلام به حساب می آید.

    درس دوم :

    درس دومی که از این گفتار امام (ع) می توان گرفت جایگاه غیرت در منش انسانی است وتاکیدی است که امام بر آن دارد . دراین سخن امام غیرت داشتن و ملاحظه اطفال وزنان بی دفاع را نه از اخلاق اسلامی بلکه از اخلاق انسانی واز خصایص مردانگی بر می شمارد به گونه ای که حتی اگر مخاطبش خود را مسلمان هم نداند به حکم انسانی باید جانب زنان وکودکان بی پناه را ملاحظه ورعایت نماید .از این زاویه می توان نقبی به بحثهای فلسفه اخلاق زد و تا حدی دیدگاه امام (ع) درمورد اخلاق فطری را حدس زد .

    براساس مبانی اخلاق اسلامی ،اصول اخلاق درهمه انسانها فطری است بدین معنا که از بدو تولد زمینه اصول اخلاقی درهمه انسانها وجود دارد ووظیفه معلمین اخلاق رشد وبالنده نمودن این استعدادهاست .لذا اصول اخلاق اموری ثابت است وآنچه متفاوت است آداب ورسوم است .قبول این نکته تاثیر بسیار مهمی بر چگونگی تدوین علم تربیت واخلاق دارد ومکتب نسبیت اخلاق را به شدت زیر سوال می برد.البته این موضوع باید درجای خود جداگانه مورد بحث قرار گیرد .

    نکته جالبی که از خلال این سخن امام می توان برداشت کرد روحیه مردانگی وحماسی امام (ع) است که بر اثر آن امام ابراز می کندکه طاقت دیدن حمله به زن وفرزندان خود را ندارد واز دشمن می خواهد که درجلوی چشم او متعرض زن وفرزندانش نشوند زیرا برمرد سخت است که آزار خانواده اش را ببیند وکاری نتواند انجام دهد. این نهایت واوج خصایص مردی درووجود حضرت را نشان می دهد .امری که همه مردان جهان باید از آن سرمشق گیرند.

    [1] - سید بن طاوس- اللهوف ص : 120

    [2] - ابن ای الحدید -شرح‏نهج‏البلاغةج9ص 53 أخبار یوم الشورى و تولیة عثمان .

    درس چهارم: تغییر ملاک داوری در مبارزات ارزشی

    مبارزات بشری خصوصاً آنجا كه پای حق و ارزشهای انسانی در میان باشد پیچیدگی خاصی دارد كه آن را با نزاع حیوانات بسیار متفاوت می سازد . از جمله تفا.تهای موجود میان نزاع دو حیوان یا دعوای دو انسان بر سر مادیات یا مسائل غیرارزشی آن است که در این مبارزات معمولاً قضاوت وتعیین پیروز مبارزه بسیار آسان است هر یک از طرفین كه در نزاع ظاهری غلبه كرد وآن شیئ مادی را تصاحب نمود عنوان پیروز را بخود مختص می سازد اما در مبیارزات ارزشی نمی توان به این سادگی پیروز مبارزه را مشخص نمود .

    درمبارزات اجتماعی وسیاسی الزاما آن گروهی که در ظاهر غلبه می کند را نمی توان به عنوان پیروز مبارزه اعلام کرد چه بسا گروهی به ظاهر مغلوب باشد اما طول زمان وگذر ایام نشان دهد که شکست خورده واقعی هم اوست و پیروز واقعی طرف مغلوب ظاهری بوده است . چیزی که در تشخیص غالب ومغلوب واقعی بسیار رهگشاست تشخیص این نکته است که کدامیک از دو طرف به اهدافی که میخواستند رسیدند.

    قیام عاشورا بهترین نمونه برای این مطلب است كه ملاك برتری و پیروزی یک گروه غلبه ظاهری آن نیست . تشخیص برنده در حرکات اجتماعی نگاه واقع بین می طلبد . نگاهی از سر تأمل که باعث می شود زود قضاوت نكنیم بلكه اجازه بدهیم تا تاریخ به همراه ما به قضاوت بنشیند و آنگاه جبهه ای كه منویات واهدافش در عمل محقق شد وبه منصه ظهور رسیده را پیروز بدانیم.

    درخصوص حادثه کربلا ؛ در نگاه سطحی وظاهربین افراد حاضر درصحنه وبسیاری از مردمان آن دوران این لشکر کوفه بود که بر سپاه اندک امام پیروز شد. اما اگر وسعت نگاه وتحلیل را بالاتر ببریم وحادثه عاشورا را دریک بازه زمانی چند ده ساله وبلکه دریک بازه زمانی چند قرنی بنگریم تصدیق خواهیم کرد که این برداشت اشتباه بوده است. این بازه زمانی از حدود یک قرن قبل از شهادت امام حسین (ع) آغاز وتا زمان حاضر استمرار داشته است .

    برای فهم بهتر وشناخت دقیق تر طرفین درگیر در عاشورا باید داستان عاشورا را از اختلافات موجود بین کفار قریش به رهبری ابوسفیان جد یزید بن معاویه با پیامبر اکرم جد امام حسین (ع) شروع کرد اختلافی که برسر توحید وارزشهای الهی بود .خانواده ابوسفیان از ابتدای ظهور اسلام لحظه ای از سعی و تلاش بر علیه دین خدا كوتاهی نكردند. این خانواده اگرچه با پیروزی پیامبر اسلام وفتح مکه به ظاهر اظهار اسلام نودند واز گردونوه قدرت خارج شدند اما به دلیل بافت قبیلگی جامعه عربی به زودی به سبب به قدرت رسیدن یکی از بستگانشان دوباره به مجاری قدرت بازگشتند وچون انسانهای ارزشمداری نبودند از ابزار قدرت در جهت گسترش منویات ضد ارزشی خود بهره جستند وبه شدت کوشیدند تا غیر خود را به درون حاکمیت راه ندهند .

    پس از قتل خلیفه دوم وبه خلافت رسیدن عثمان به عنوان سومین جانشین پیامبر اکرم ، وی به مناسبت این موضوع جلسه ضیافتی تشکیل داد وهمه بستگان خود را بدان فراخواند خاندان او که عموما از بنی امیه بودند دعوتش را اجابت کردند ودر خانه او حاضر شدند . در این جلسه ابوسفیان که خود را بزرگ بنی امیه می دانست رو به اطرافیان نمود وپس از کسب اطمینان از اینکه غیر خودی درجمع نیست به ایشان گفت :

    تلقفوها تلقف الكره فوالذی یحلف به ابوسفیان ما من عذاب ولا حساب و لا نار و لا بعث و لا قیامه :

    ای بنی امیه خلافت را چونان گویی که كودکان با آن بازی می کنند با یکدیگر دست به دست کنید .قسم به آن کسی که ابوسفیان به او قسم میخورد كه نه عذابی درکار است ونه حسابی ،نه آتشی ونه قیامتی .[1]

    گفتن این جمله وعدم مخالفت اطرافیان با گوینده قرینه دیگری است بر این که بنی امیه از سر دل وبا رغبت وارد اسلام نشده بودند وصرفا برای حفظ جان خود به چنین کاری مبادرت ورزیدند.براین نفاق شواهد دیگر ی نیز گواهی می دهد که ما دراینجا فقط به یکی دو مورد اشاره می کنیم.

    سالها بعد معاویه در جلسه ای خصوصی با مغیره بن شعبه ضمن اشاره به رفتار خلفای قبلی جملاتی برزبان راند که مضمون آن چنین بود: خلفاء قبلی با مرگشان نامشان هم می رفت اما هر روز پنج نوبت به نام محمد (ص) فریاد اذان بلند می شود .... نه بخدا! تا نام او را دفن نكنم دست از فعالیت برنمی دارم. [2]

    نظیر این جملات که پرده از کفر درونی بنی امیه برمی دارد در موارد دیگری نیز نقل شده است من جمله زمانی که یزید فرزند او – که درچشم ظاهر بینان پیروز واقعه عاشورا تلقی می شد -سرمست از این پیروزی ظاهری جام شراب دردست به خواندن اشعار کفرآمیز مشهورش مبادرت ورزید:

    بنی هاشم بر سر ملک وپادشاهی مبارزه کردند وگرنه هیچ خبری از عالم بالا نبوده وهیچ وحی نازل نشده است .كاش بزرگان من كه در بدر حاضر بودند و گزند تیرهای قبیله خزرج (انصار) را دیدند امروز در چنین مجلسی حاضر بودند و شادمانی می كردند و می گفتند یزید دستت درد نكند....[3]

    اكنون از خود می پرسیم براستی كدام گروه پیروز واقعی است؟ امام سجاد(ع) پاسخ این سؤال را به مردی از اهالی مدینه چنین فرمود : صبر کن موقع گفتن اذان معلوم می شود کدامیک از دو گروه پیروز مبارزه اند.[4]

    آری از آنجا كه حسین (ع) برای اقامه نماز و احیاء سنت جدش پیامبر خدا و تجدید حیات دین به میدان آمده بود هر ندای اذانی كه از مأذنه ای برخیزد و هر سجد ه و ركوعی که برای معبود حقیقی انجام شود و هر واجبی كه رعایت شود نشاگر پیروزی اوست.حسین کشته راه دین بود ولذا هر نمودی از دین داری مردم به معنی نشانه ای از پیروزی او تلقی می شود.

    اشهد انك قد اقمت الصلوه و آتیت الزكاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر [5]

    امام حسین خود هنگامی كه برای گروهی از مردمان آن زمان به بیان اهداف و منویاتش پرداخت این چنین فرمود : انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان آمربالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدی وابی علی بن ابی طالب .....[6]

    بدین ترتیب به این نتیجه می رسیم که با انتخاب ملاک داوری صحیح به خوبی خواهیم توانست در این مخاصمه تاریخی جبهه پیروز را تشخیص دهیم . اکنون دیگر نه یزید در دنیا زنده ماند نه امام حسین (ع) اما آن چه واضح وآشکار است تلالو آرمانهای حسین است که هر سال درایام محرم در سرتاسر گیتی به ذهن مردم جهان گوشزد می شود واین بهترین دلیل پیروزی حسین بن علی بر یزید است .

    [2] - بحار الانوار ج33 ص170

    [3] -. لیت اشیاخی بیدر شهداء جزع الخزرج من وقع الاسل

    لاهلوا و استلوا فرما ثم قالوا یا یزید لاتشل

    قد قتلنا القرم من سادانهم وعدلفاه بید فاعتدل

    بعت هاشم بالملك خلا خیرجاء ولا وحی نزل

    لست من خندق ان لم انتقم من بنی احمد ما كان فعل

    [4] --. اذا دخل وقت الصلوه فاذن واقم تعرف من الغالب – بحارالانوار ج 45 ص177

    [5] - زیارت قبر امام حسین (ع)- کافی ج4 ص574

    [6] - بحارالانوار ج 44 ص

    درس پنجم: تأثیر رزق حرام

    امام حسین (ع) به عنوان یک امام که وظیفه هدایتگری جامعه انسانی را بردوش دارد در طول مسیر حرکت قافله سخنرانی وخطبه های متعددی ایراد فرمود .هرچه به عاشورا نزدیک می شویم بر تعداد این سخنرانی ها افزوده می شود . در روز عاشورا نیز چشمان لشکر کوفی چند بار نظاره گر خطبه خوانی فرزند زهرا بود ومتاسفانه گوش حق شنوائی ایشان کر شده بود وچیزی از حق خواهی حسین به قلبشان نرسید . شرح و توضیح این خطابه های خود یك كتاب مفصل می طلبد.

    یك دهن خواهم به پهنای فلك

    تا بگویم وصف آن رشك ملك

    به نقل از خوارزمی : حسین (ع) از لشکردشمن خواست تا سكوت كنند و به سخنانش گوش فرا دهند اما آنان همچنان به سروصدا و هلهله پرداختند .امام با صدای بلند فرمود :

    "وای بر شما چرا به سخنان من گوش نمی سپارید تا گفتارم را كه مایه به رشد و سعادت شما ست بشنوید ... شما سخنان من را گوش نمی كنید چون هدایای حرامی به دستتان رسیده و شكمهایتان از لقمه های حرام انباشته شده و لذا خدا بر قلبهای شما مهر زده است."

    شاید برای بعضی از خوانندگان ، این مطلب كه لقمه حرام باعث عدم استماع سخن حق می شود کمی عجیب به نظر برسد اما اگر به آموزه های اخلاقی و نیز آخرین یافته های علوم تربیتی رجوع كنیم خواهیم دید كه تمام رفتارها ، تأملات ، تصمیم گیریهای دیروز ما در ساخت شخصیت [1] امروز ما ونیز در شخصیت نسل بعدی ما نقش دارند .

    تا چند سال پیش دانشمندان علم ژنتیک ادعا می کردند که حالات وویژگی های بدنی نظیر قد ، رنگ چشم ، خال ،تن صدا و...به همراه ژن انسان به نسل بعد انتقال می یابد اما اخیرا تحقیقات گسترده آنها دامنه بحث را از صفات بدنی به حالات روحی و روانی و صفات اخلاقی نیز کشانده است بدین معنا که حالات روحی واخلاقیات افراد به همراه سایر صفات ژنتیکی در حالات وروحیات فرزند ونسل او موثر است .

    فهم یافته های جدید علم بشری خضوع ما را درمقابل مکتب اهل البیت (ع) بیش از پیش می کند زیرا اگر به احادیث گهر بار آنان نظری اجمالی بیاندازیم خواهیم دید که آخرین کشفیات علم بشری در خلال بیانات آن بزرگواران مورداشاره واقع شده است .در همین خصوص بد نیست بدانیم در اسلام دقت در وویژگی های اخلاقی خانواده شخصی که برای ازدواج انتخاب می کنیم نیز سفارش شده است . ائمه معصومین به جوانانی که در پی یافتن همسر بودند توصیه می نمودندکه در مورد خانواده و والدین شخص مور نظرتان دقت داشته باشید .

    برای مثال امام صادق (ع)می فرماید :

    انظر الی ما تضع نطفتک فان العرق دساس

    ببین –دقت کن – در چه محلی قصد داری نطفه ات را قرار دهی ! زیرا رگ وریشه پنهانکار است .

    در این روایت تاثیر ریشه ورگ که می تواندد کنایه از صفات ژنتیکی باشد مورد تاکید قرار گرفته است .البته باید متذکر شد که تاثیر اخلاقیات والدین واجداد تعیین کننده حتمی اخلاق فرزندان نیست بلکه این صفات در حد وجود زمینه وقابلیت وجود آن روحیه در فرزند است لذا این موضوع بهانه ای برای اخلاق بد وصفات منفی نخواهد بود زیرا همانگونه که اوصاف منفی بدنی درفرزندان با تمرین ویا دارو قابل درمان وبهبود است نقاط ضعف اخلاقی که از نسل قبل در وجود فرزندان منتقل شده باشد نیز قابل درمان وبهبود است واصولاً اگر چنین نبود هیچ نسلی از نسلهای قبل متفاوت نمی بود.

    با توجه به نکته بالا , زمانی که رفتارها ، اخلاق و روحیات پدر ان ما و نیز خون آنها و ژن آنها در شخصیت ما تأثیرگذار ند چطور نوع تغذیه وکیفیت کسب وکار آنان بی تاثیر باشد.به همین ترتیب باید گفت زمانی که رفتار وروحیات ما درفرزندانمان موثر است چگونه می توان تاثیر آن در وجود خودمان را انکار نمائیم.

    اگر علوم جدید هنوز نتوانسته است پابه پای روایات اخلاقی و تربیتی ما پرده از رازهای درونی روح ما بردارد این دلیل بر اشتباه بودن و غیرواقع بودن آموزه های دینی نیست بلكه نشانه علو مرتبت و بلند پایگی و عمق و وسعت نظر ائمه ماست كه هر از چندی علوم جدید با آزمایشات و زحمات و تحقیقات بسیار ,مطلبی را می یابد كه ائمه ما در قالب یك حدیث كوتاه به ساده ترین وجه بیان نموده اند.

    گفته زیبای امام به لشکر دشمن تذکری است برای همه آنهایی که به سعادت وعاقبت به خیر شدن می اندیشند.

    اكنون حسین در تداوم وظیفه هدایتگری اش به نكته ای اخلاقی و تربیتی اشاره می كند و آن اینكه اموالی كه در طی چند سال گذشته وارد زندگی شما شده و غذاهایی كه خورده اید چون از غیرحلال تهیه شده اند به مرور زمان و بطور ناخودآگاه تأثیر خویش را بر روح و روان شما گذاشته است.

    قلب شما از قبول سخن حق قسی شده است و لذا فریادها ، استغاثه ها و سخنان من در شما بی تأثیر است ، گوش ظاهر كار خویش را می كند لاله وپرده و سایرآلاتی كه در قوه شنوائی نهاده شده است دقیقاً عمل خویش را انجام می دهند اما آن كه باید بشنود دل انسان است و چون دل بر اثر گناه و استفاده از مال حرام قساوت پیدا كرده دیگر سخن حق موعظه واعظان آیات و روایات بر جان شخص بی تأثیر خواهد گشت.

    وبلكم ما علیكم ان تنصتوا الی فتمعوا قولی و انما ادعوكم الی سبیل الرشاد ... و كلكم عاص لامری غیرمستمع لقولی قدانخزلت عطیانكم من الحرام و ... بطونكم من الحرام

    درس ششم:وظیفه و اوصاف رهبر دینی

    از جمله معارفی که در پرتو سخنان حسین بن علی (ع) می توان به توشه معرفتی خود افزود شناخت اوصاف رهبران است . همانطور كه در مقدمه آمد وظیفه اصلی امام هدایت است وچه هدایتی بالاتر از این که اوصاف سردمداران شایسته برای مردم تبیین شود . امام حسین (ع) از هر فرصتی برای تبیین و آموزش تعالیم دین بهره جویی می كند سخنرانی ها نامه ها سخنان كوتاه و اشعار حضرت سرتاسر گواه این مطلب است .ایشان در نامه ای كه برای اهل کوفه نگاشت به بیان ویژگیها و وظایف رهبر پرداخت :

    «به جان خودم پیشوای راستین كسی است كه به كتاب خدا عمل نموده و راه قسط و عدل در پیش گیرد از حق پیروی كند و وجود خویش را وقف و فدای فرمان خدا كند».[1]

    بنابر این فرمایش رهبران راستین در عملكرد فردی و اجتماعی خود باید دین مدار و عدالت طلب باشند. فرمانروای صالح بایستی در بعد تقنین جانب قانون خدا را بگیرد و در بعد سیاسی و اقتصادی عدالت سیاسی و اقتصادی را دنبال كند و در عملكرد فردی و شخصی نیز اهل سیروسلوك اخلاقی باشد و پیوسته مراقب آن باشد كه مبادا زرق و برق قدرت او را فریب دهد و بگونه ای نفس خود را پرورش دهد كه دانم بدنبال اجراء دستورات حق بوده و خویشتن را وقف راه خدا كرده باشد .

    پس صرف اینكه حاکم جامعه در حیطه شخصی یا فقط در عملكرد اجتماعی حق گرا باشد كافی نیست زیرا آنكه حساب خود را با خدای خویش صاف نكرده باشد در برخورد با دیگران و در عرصه اجتماع نمی توان بدون هیچ شائبه ای كار كند و در پرتو همین آموزه مكتب حسینی است كه امام راحل فرمود :

    تا تزكیه نشده اید مقام برای شما خطرناك است.

    مسئله عدالت اخلاقی از جمله نکاتی است که در نظام فکری شیعه به ویژه در فقه شیعه مورد تاکید واقع شده است . از دیدگاه فقه شیعه ، تدبیر امور مردم حتی در کوچکترین شکل آن که برقراری نماز جماعت است نیازمند عدالت فردی است واین امر در مراتب بالاتر تصدی امور جامعه نظیر قاضی، مرجع تقلید ونهایتا در حاکم مطرح شده است .

    از نگاه تاریخی مشروط بودن حاکم به صفت عدالت باعث شده تا در طول قرون متمادی همواره شیعیان به عنوان فرقه انقلابی وناراضی به عنوانی یک خطر مهم بر ضد حاکمان طاغوتی مطرح بوده باشند وسلسله جنبان این انقلابها انقلاب عاشورا به رهبری حسین بن علی(ع) میباشد .

    1. فلعمری ما الامام الاالعامل بالكتاب و الاخذ بالقسط والداین بالحق و الحابس نفسه فی ذات الله

    منشور هیئات مذهبی

    1. انجام عزاداری به شكل متعارف مانند دسته جات سینه زنی و ذكر مصیبت كه موجب بیشتر شدن ارتباطات عاطفی مردم با اولیاء الهی گردد.

    2. ضرورت توجه خطباء و مداحان به اوضاع فعلی جهان اسلام و صف آرایی استكبار جهانی در مقابل مسلمین و همچنین تبیین مواضع رهبر فرزانه انقلاب به ویژه مقابله با اختلافات مذهبی و بصیرت بخشی درمقابل فتنه آفرینی های جدید دشمن

    3. توجه به تشكیل حلقه های قرآنی اعم از قرائت ، ترجمه ، مفاهیم و تفسیر در هیئات مذهبی و شروع جلسات با تلاوت قرآن همراه با ترجمه

    4. تبیین معارف اسلامی اعم از اعتقادات ،اخلاق ،احکام وسیره معصومین ونیز پیامهای قیام عاشورا توسط مبلغین وسخنرانان محترم

    5. توجه به ادعیه و زیارات مأثوره از ائمه طاهرین(ع) به عنوان برنامه جدی هیئات مذهبی

    6. محوریت مساجد به عنوان اصلی ترین جایگاه برنامه ها ومراسم مذهبی

    7. استفاده از پیام های عاشورایی و روایات ائمه معصومین(ع) در پرچم ها ، كتیبه ها ، پوستر ها و تراكتها همراه با جذابیت های هنری

    8. اهتمام بر گسترش فریضه امر به معروف و نهی از منكر

    9. استفاده از روحانی و خطیب توانا و آگاه در هیئت و پرهیز از مراسم بدون خطابه و منبر

    10. تاکید بر اقامه نماز جماعت درهیئات به ویژه نماز ظهر عاشورا وپرهیز از ادامه برنامه های دیگر دروقت نماز

    11. استفاده از مداحان ولایی و توجه دادن آنها به استفاده از اشعار ، متون مقاتل و مانبع صحیح مورد تأیید است.

    12. ممنوعیت قمه زنی واستفاده از زنجیرهای تیغ دار وسایر رفتارهایی که خلاف شأن عزاداری سالار شهیدان است

    13. اجرای برنامه های عزاداری و سوگواری حداكثر تا ساعت 23 شب در میادین ، معابر و خیابانها ، ترجیحاً همه اماكن و مراكز به جز شب های تاسوعا و عاشورا

    14. توجه به تنظیم صدای بلندگوها ، مخصوصاً در ساعات آخر شب به گونه ای كه برای شهروندان و همسایگان ایجاد مزاحمت ننماید.

    15. عدم استفاده از ابزار آلات موسیقی نامتعارف در عزاداری ها

    16. عدم استفاده از شمایل منتسب به ائمه اطهار(ع) و شخصیت های مقدس حادثه كربلا

    17. با توجه به تبعات بیشمار جانی ، مالی ، ترافیكی و ... كه برنامه هایی چون رقص علامت ، نمایش علامت و ... ایجاد می كند ؛ توصیه می شود در هنگام حركت دسته جات عزاداری از علامت استفاده نشود.

    18. عدم استفاده از ریتم و آهنگ های نامناسب در نوحه ها و عزاداری ها

    19. توجه به اطلاعیه های نیروی انتظامی جهت برپایی مطلوب وبهینه مراسم عزاداری با رعایت حقوق شهروندی

    مطالب بیشتر...

    درباره ما

    با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبسایت هيئت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت (شهرستان شهریار) خوش آمديد.
    شماره پیامک هیئت:10009122204665

    لوگوی هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع) شهر وحیدیه شهرک فرارت

    پیوندها

    شماره حساب هیئت

    شماره حساب بانک تجارت

    شماره حساب: 190068331 بانک تجارت
    نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
    سیستم واریزی شبا:

    IR410180000000000190068331
    نام شعبه: شعبه شهرقدس
    کد شعبه:782

    شماره حساب بانک ملت

    شماره حساب: 4265231230بانک ملت
    نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
    سیستم واریزی شبا:

    IR34012001000000494856265
    نام شعبه: شعبه اندیشه
    کد شعبه:88225

    شماره حساب بانک ملی

    شماره حساب: 0340958864003بانک ملی
    نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
    سیستم واریزی شبا:

    IR34012001000000494856265
    نام شعبه: شعبه آموزش و پرورش شهرستان شهریار

    کد شعبه:2355