صفحه اصلی قرآن شعر و شاعر در قرآن

شعر و شاعر در قرآن

 

«فهرست»

1- مقدمه

2- شعر و جاهلیت

3- پیامبر(ص) و شعر

4- شعر ارزشی و شعر باطل

5- نقش شعر

الف: یاد خدا

ب :عدالت خواهی

ت :گمراهی

6- آفت شعر

1. یقولون ما لا یفعلون

2. فی کل واد یهیمون(بی هدف)

3. یتبهم الغاوون (پیروی نااهلان)

7- ماخذ و منابع

 

«مقدمه»

نگاه به شاعر و سرودن شعر در طول تاریخ متفاوت بوده است.گروهی شعر را برای حکومتها و سرد مداران شرک و کفر می سرودن و برای خوشایند آنها دست به هر کاری می زدنند. این افراد پست و بی مایه هنر خود را به بهایی ناچیز فروخته اند و از این نعمت بزرگ در راه غیر خدا استفاده می کردنند.

شاعران درباری و بی تعهد در شعرهای خود انسان را از اوج عزت و بزرگی به حضیض ذلت می رساندند و آنقدر در شعرهای خود دروغ و تهمت و افتراء گفته اند که ضرب المثل احسنه اکذبه بهترین شعر درورغترین آن است را به وجود آوردنند.

در مقابل کسانی هم بوده و هستند که از این ذوق لطیف و خدا دادی به زیباترین صورت استفاده کردنند.

شاعران متعهد و اسلام شناسی مانند کمیت اسدی- دعبل –سید حمیری- حسان بن ثابت از این هنر در پیشرفت اسلام و مسلمین بهره برده اند شعر این افراد بقدری کارساز و بجا بود مخصوصا در قرن ا ول و دوم که مورد تشویق و تایید پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) قرار گرفته است.

از باب نمونه به چند مورد اشاره می شود.

کعب بن مالک گفت به پیامبر(ص) عرض کردم یا رسول الله ان الله قد انزل فی الشعر ما قد علمت فکیف تری فیه فقال النبی (ص) اِن ا لمومن یجاهد بنفسه و سیفه و لسانه و الذی نفس محمد بیده فکان ما ترمونهم به نضح بالنیل.قسم به آن کس که جان محمد در دست اوست با این اشعارگویی تیرها به سوی آنها پرتاب می کنید.[1]پیامبر اکرم (ص) برای حسان درمسجد شریف خود منبر ترتیب داد و او بر آن قرار می گرفت و در مفاخر پیامبر(ص) اشعار می خواند پیامبر خدا (ص) می فرمود اِنّ الله یوید حسان بروح القدس ما نافح او فاخر عن رسول الله[2]امام صادیق علیه السلام درباره شعر می فرمایید کسی که یک بیت شعر برای ما بگوید خداوند یک خانه در بهشت برای او بنا می کند[3].

خلاصه اینکه: شعر تنها یک سری الفاظ نیست که درقالب نظم ریخته شده باشد یا واژه های محض نیست که به رشته نظم کشیده شده باشد و بس یک سری مباحث بسیار بلند معرفتی و دینی برگرفته از کتاب و سنت و دروس عالیه نشأت گرفته ازفلسفه و آموزه های دینی و تاریخی و مواعظه حسنه و اخلاق است افزون بر فنون ادبیات و رشته های لغت و مبانی تاریخی که در آن یافت می شود.

اشعاری که از کتاب و سنت نشات گرفته باشد با روح و جان انسانها آمیخته می شود و دردل و روح اثر می گذارد و باعث آرامش و رشد و نمو میشود و بر زبان دوست و دشمن جاری می شود و دهان به دهان نقل می شود تا زمانی که صدای آن در هستی پیچیده و آوازه اش بر چهار سوی جهان باشد زیبائی آن در سراسر کیهان رواج و گسترده است و به عنوان یک عمل صالح ، سنت حسنه ای می شود که برای صاحب آن ثواب و اجر می نویسند.

با توجه به موقعیت مهم و حیاتی که شعر و شاعر دارد بر آن شده ایم مطالبی با استفاده از آیات قرآن به رشته تحریر در آوریم. والسلام

 

«شعر با جاهلیت»

جاهلیت از ریشه جهل گرفته شده است اما این دلیل نیست بر مفهوم آن به معنی جهلی است که در مقابل دانش و علم بکار می رود

کلمه جاهلیت برای نخسین بار در قرآن به کار رفته [4]از جلمه آیه 33 و قرن فی بیوتکن و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی- در خانه ها بنشیند و آرام گیرید و مانند دوره جاهلیت پیشن آرایش و خود آرانی نکنید و یا آیه یظنون با لله غیر الحق ظن الجاهلیه[5]

در نهج البلاغه هم علی(ع) بارها از این کلمه به مناسبت های مختلف نام ببرد که از جمله در خطبه 166[6]و لاتکونوا کجفای الجاهلیه – چونان ستم پیشگان جاهلیت نباشید. کاربرد این کلمه بخاطر بار منفی هست که همراه این کلمه می باشد و حساسیت خاص آن زمان را نسبت به بعضی از اخلاقیات، رسم و رسوم است که بیان می کند ویژگی های شعر جاهلیت را صاحب تفسیر الکبیر با مقایسه با قرآن کریم در ذیل آیه 23 سوره بقره اینگونه بیان می کند.[7]

1- قرآن بیان یک سری اخلاقیات و احکام و دستوراتی هست که برای انسان شدن آدمها تا آخر الزمان می باشد بخلاف شعر جاهلیت که برای همان زمان و شاعر هم هر چه را که می دید مانند اسب و شتر و زن و جنگ به رشته تحریر در می آورد.

2- قرآن کریم در تمام موضوعاتی که انسان به آن احتیاج دارد آیه دارد و بیان گر تمام احتیاجات لازم انسان است ولی شعر شعراء جاهلیت فقط در یک وادی خاص می باشد مانند شعرهای امرء القیس که درباره شادی و خوشحالی و شاعر الاعشی درباره جبر و اختیار و وصف شراب خاصه می شود

3- تمام آیا قرآن بر مبنای صحت و راستگوئی و صداقت می باشد بر خلاف شعرها که بر پایه دروغ و تهمت و افتراء و هجو می باشد

4- در قرآن تکرار آیات یا مطالب همراه با فصاحت و بلاغت و دارای فائده کامل میباشد ولی د ر شعر جاهلیت تکرارها بی فائده و یا بسیار کم فائده است و فقط بخاطر اینکه صنعت شعر درست بشود این تکرارها پیدا شده است.

5- همه آیات قرآن حول محور عبادات، اخلاقیات می باشد بخلاف شعر جاهلیت که فقط درباره عشق و عاشقی و توصیف یک سری موارد بی فائده می باشد.

6- کلمات و آیات قرآن معجزه خداوند است ولی در شعر شاعران جاهلیت این وصف مهم وجود ندارد.

کفار قریش برای اینکه بتواند با دین اسلام مقابله کنند و دین را از صحنه برون برانند شروع کردنند به تخریب پیامبر و نسبت دادن به او که پیامبر(ص) شاعر است و قرآن هم کتاب شعر.

در سوره انبیاء[8]خداوند این نسبت نارواء را که کفاران به پیامبر اکرم(ص) داده اند را بیان می کند آیه 5 «بل قالوا اضخاث احلام بل افترایه بل هو شاعر » این مردم نادان گفتند که سخنان قرآن خواب و خیالی بی اساس است و محمد (ص) ( که با قرآن دعوی نبوت می کند) شاعر بزرگی است که این کلمات را خود فرا بافته است در سوره صافات آیه 36[9]هم از قول مشرکین به این نسبت اشاره شده است «و یقولون ائنا التارکواء لهتنا شاعر مجنون»– آنها می گفتند بخاطر شاعر و دیوانه ای دست از خدایان خود برداریم.

در سوره طور آیه 30[10]علاوه بر نسبت بی اساس که به پیامبر داده اند آرزوی خود را هم بیان کردنند «ام یقولون شاعر نتربص به ریب المنوني» می گویند محمد شاعر است و ما انتظار مرگ او را می کشیم

خداوند متعال در سوره حاقه آیه 40[11]جواب داندان شکنی به این افراد بی منطق و بی دین می دهد «ا نه کقول رسول کریم و ما هو بقول شاعر قلیلا ما تومنون

بدرستی که قرآن قول و کلمه رسول کریم است قرآن سخن شاعر نیست اندکی از مردم به این قرآن و پیامبر ایمان می آورنند.

خداوند متعال در قرآن کریم شعر بودن قرآن و شاعر بودن پیامبر اکرم(ص) را نفی می کند قرآن کتابی است که از طرف خالق متعال بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده با بیان بسیار شیوه او با استدلات محکم که برای هدایت جوامع بشری تا آخر زمان مفید و ارزشمند است.

کفار قریش هم در مقابل قرآن خواستن با شعر و نسبت های نارواء به بنی اکرم(ص) و این کتاب بی مانند مقاصد شوم خود را به مردم آن زمان القاء کنند و دین پیامبر و کتاب خدا را تا حد یک شعر و شاعر تنزل بدهند غائل از اینکه تفاوت فاحش و اصلی بین شهر زمان جاهلیت با آن هم بی ارزشی و قرآن کریم که تماما مطابق فطرت و عقل انسان است می باشد لذاست که خود مشرکین هم با تمام وجود لمس کردنند که اصلا کتابی مانند قرآن و پیامبری مانند حضرت محمد(ص) وجود ندارد اما یک سری علاقات و مناسبی بود که آنها را از اعتراف به این واقعیت بازمی داشت.

 

«پیامبر(ص) و شعر»

کفار و مشرکین قریش و کسانی که با آمدن دین اسلام قدرت و اقتدارآنها به خطری افتاد از هر راه و روشی و مکر و فریبی استفاده می کردنند تا اینکه از محبوبیت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و پیشرفت اسلام جلوگیری و اجازه ندهند تا حقایق دین مبین اسلام به گوش مردم دنیا برسد.

آنها دنبال این بودنند که آیات و دستورات پیامبر اکرم (ص) را تضعیف کنند و دستورات محکم و عقلانی دین اسلام را بی ارزش و در حد کلام یک انسان معمولی تنزل بدهند لذا تمام همت و قدرت و پول خود را بکار بسته اند که اثر تأثیر گذار قرآن کریم و کلمات پیامبر عظیم الشان اسلام را از بین ببرنند یا لا اقل کم رنگ جلوه بدهند پیامبر (ص) را دیوانه و مجنون خوانندن و نسبت سحر و شاعری به پیامبر داده اند.

بزرگان قریش و کسانی که دشمن پیامبر و قرآن بودنند چون تاثیر شعر را خوب میدانستند و معجزه بودن قرآن را به خوبی می فهمیدن لذا خواستند با همین حربه به مقابل با پیامبر(ص) و کتاب خدا بپردازند برای همین آمدند و گفتند که سخن خدا شعر است و پیامبر هم شاعر می باشد.[12]

با نگاهی کوتاه و عمیق بخوبی می شود فهمید که فرق زیادی بین قرآن و کلمات پیامبر و شعر وجود دارد که علامه اربلی[13]به آن اشاره می کند.

1- آیات و مطالب قرآن ریشه در حقایق عالم هستی دارد ولی شعر بیان عواطف و خیال پردازی شاعر می باشد.

2- قرآن بیان حق و حقیقت و واقعیت که پیامبر(ص) آن را بیان می کند ولی شعر معمولا همراه با مبالغه گویی و اغراق است چنانکه امام صادق علیه السلام میفرمایند« ایاکم و ملاحاه الشعراء خانهم فانهم یصنعون بالمدح و یجودون بالمجاء»

3- قرآن حقایقی هست که از آسمان توسط جبرئیل امین به زمین نازل شده است کلماتی که از طرف خالق هستی خلق شده است ولی شعر فکر و تراوشات شاعر میباشد.

مرحوم علامه امینی در الغدیر[14]می نویسد حضرت شعر می خواند و از دیگران میخواست شعر بخوانند و برای آن جایزه وصله عطا می نمود و از آن احساس سرور می کرد هر گاه در شعر شاعری این هدف یگانه را مشاهده می فرمود او را احترام و اکرام می کرد.

حضرت در حدیثی [15]می فرمایید« اهجوا بالشعر اِن المومن یجاهد بنفسه و ماله و الذی نفس محمد بیده کانما تنضحونهم بالنبیل باشعر»، دشمنان را هجو و عیبشان را آشکار سازید. زیرا مومن با جان و مالش جهاد می کند سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست گویا آنان را هدف تیرهای خود قرار می دهید.

و یا خطاب به شاعری حضرت[16]می فرمود که« اُهج المشرکین فاِن روح القدس معک ما هاجیتهم» با شعر خود مشرکان را هجو کن که روح القدس با توست.

حضرت به حسان بن ثابت[17]می فرمود اِن الله یوید حسان بروح القدس ما نافخ او فاخر عن رسول الله» خداوند حسان را تا وقتی که رسول خدا دفاع و در مفاخر او شعر می سراید با روح القدس تایید می کند.

با توجه به احادیث و سیره ای که درباره شعر از نبی اکرم (ص) ذکر شده است چرا خداوند متعال می فرمایند که پیامبر شاعر نیست.

در تفسیرنمونه به این سئوال پاسخ داده است که چرا نباید پیامبر اکرم(ص) شاعر باشد.

چرا شایسته پیامبر(ص) نسیت که شاعر باشد بخاطر اینکه خط وحی از خط شعر کاملا جدا است.

1- معمولا سرچشمه شعر تخیل و پندار است شاعر بیشتر بر بال و پر خیال سوار میشود و پرواز می کند در حالی که وحی از مبدء هستی سرچشمه می گیرد و بر محور واقعیتها می گردد.

2- شعر از عواطف متغیر انسانی می جوشد و دائما در حال دگرگونی است در حالی که وحی بیانگر حقایق ثابت آسمانی می باشد.

3- لطف شعر در بسیاری از مواد در اغراق گویها و مبالغه هایی آن است تا آنجا که گفته اند« احس الشعرا کذبه »بهترین شعر دورغ آمیزترین آن است در حالی که در وحی جز صداق چیزی نیست.

4- شاعر در بسیاری از موارد بخاطر زیبائیهای لفظ ناچار ا ست خود را تسلیم الفاظ کند و دنباله رو آن باشد و چه بسا حقیقتی که در این میان پایمال گردد.

5- سرانجام به تعبیر زیبای یکی از مفسران شعر مجموعه شوقهایی است که از زمین به آسمان پرواز می کند اما وحی مجموعه حقایقی است که از آسمان به زمین نازل می گردد و این دو خط کاملا متفاوت است

تفسیر نمونه –آیت ا... مکارم جلد 18 ص 440 ناشر دارالکتب الاسلامیه چاپ 8 سال 1370

 

«شعر ارزشی و شعر باطل (بی ارزش)»

نگاه قرآن به شعر.مطلق و یک طرفه نیست بلکه از زوایای مختلف به شعر و شاعری توجه دارد .

خداوند متعال در سوره شعراء آیه 227 می فرمایید: الا الذین امنوا و عملو الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا »شاعران ارزشمند از غیر ارزشمند را خداوند اینگونه جدا می کند کسانی که ایمان آورده و کارهای خوب و شایسته انجام می دهند و خدا را بسیار یاد می کنند و به هنگامی که مورد ستم واقع می شوند به دفاع از خویش و مومنان بر می خیزنند- با توجه به مناسبت می شود گفت که از شعر کمک می گیرنند.

با توجه به مفهوم آیه می شود نشانه های یک شاعر ارزشمند را به خوبی استفاده کرد

1- ایمان:شاعر باید به دین مبین اسلام و دستوراتی که از طرف خداوند توسط پیامبر(ص) ابلاغ شده ایمان داشته باشد ایمان قوی و محکم تاثیر می گذارد در رفتار و گفتار انسان لذا اگر شاعر با ایمانی باشد یقینا در شعر او ایمان تاثیر می گذارد و شعر در راستای دین و دیانت قرار می گیرد.

2- شاعر ارزشی شاعری است که عمل او خوب و مورد عنایت خداوند هست او شعر را خاطر رضای خداوند می گوید و این عمل صالح هست که ماندگار است و خداوند هم بخاطر اینکه بنده اش در راه و رضای او شعر می گوید برای هر شعر او خانه ای در بهشت به او می دهد.

3- اگر در شعرهایی شاعرانی که در خدمت دین و اسلام بودنند دقت شود بخوبی معلوم می شود که شعر آنها نشأت گرفته از قرآن و احادیث می باشد مرحوم علامه امینی در الغدیر وقتی شاعرانی که درباره غدیر شعر گفته اند را می شمارد و شعرها را توضیح می دهد در اکثر آنها یا تمام آنها آیات و روایات را می بینیم و این ذکر آیات و روایات یاد خداوند و ذکر خداوند است که خداوند هم می فرمایید. وذکروا الله کثیراً خدا را بسیار یاد می کنند و این نشانه ای از یک شعر ارزشمند و شاعر ارزشی است.

4- در طول تاریخ تشیع شاعرانی فراوانی را داریم که در اثر بیان ظلم ظالم ها به زندان افتاده اند و مورد شکنجه و آزار قرار گرفته اند مانند دعبل خزائی ودیگران ٰوقتی می دیده اند که حاکمی بر علیه السلام و قرآن کمر همت بسته که اینها را از بین ببرد و ظلم و ستم می کند بی درنگ با شعر حماسی و پرشور خود در مقابل آنها قد بلند می کردنند و تا سر حد شهادت پیش می رفتند

 

«شعر باطل»

خداوند نشانه و خصلت شعر و شاعرانی که به باطل شعر می سرایند را اینگونه بیان می کند«و الشعراء یتبعهم الغاوون الم ترانهم فی کل واء یهیمون و اِنهم یقولون مالا یفعلون [18]شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می کنند. آیا نمی بینی آنها در هر وادی سرگردانند و سخنانی می گویند که(به آنها ) عمل نمی کنند

در آیه شریفه 3 مورد را برای شعر و شاعر باطل بیان می کند:

1-شاعران را گمراهان پیروی می کنند - در قرآن کریم دو راه را مشخص کرده است راه مستقیم و راه گمراهان در راه مستقیم انسانها با هدایت خداوند به جلو می رونند و نهایت به هشت می رسند ولی در راه غیر مستقیم که همان راه گمراهان هست شیطان دلیل راه می باشد و انسانها را به راه های بد و بیراه هدایت می کند و در پایان به آتش و جهنم می رسند.

شاعر اگر شعرش از آیات و روایات نباشد کسانی که از آن شعر استفاده می کنند به گمراهی و ضلالت کشیده می شونند.

2-خداوند متعال راه مستقیم را به انسانها نشان داده است و فرموده در وادی حق و حقیقت قرار بگیرید و از وادی غیر حق اجتناب کنید شاعر هم باید در وادی حق شعر بگوید و ازدستورات حق استفاده کند اگر در این مسیر قرار نگرفت و در مسیرهای دیگر قرار گرفت و هدف اساسی را گم کرد می شود مصداق آیه شریفه که درهر وادی گشته و حیران هست.

3- نشانه سوم شعر باطل و بی ارزش یقولون و لایفعلون شعر می گویند ولی به محتوی شعر عمل نمی کنند اگر اعتقاد به مطالب شعر دانسته باشند حتما در عمل به آن کوشا هستند ولی چون بی قید و بند هستند لذا عملی در کار نیست و فقط لقلقه زبان هست که فایده ای ندارد و عمر گران مایه می گذرد ولی استفاده ای نمی شود

صاحب تفسیر المیزان در این باره می نویسند.[19]

شعری که در آن از تخیلات دورغ استفاده می شود و مردم را به کارهای زشت تشویق می کند و به سوی رذائل دعوت می کند شعر مذموم و مردود است اما شعری که از تخیلات صحیح استفاده می شود و مردم را موعظه می کند نفوس را اندرز می دهد و معانی حق را بیان می کند می شود شعر خوب و با ارزش. عایشه می گوید از پیامبر اکرم (ص) شنیدم که فرموده الشعر کلام فمنه حسن و منه قبیح فخذا الحسن و دع القبیح – شعر کلامی است که بعضی از آنها خوب و بعضی از آنها بد هست پس از خوب آن استفاده کن و بد آن را رهاء کن[20]

در انتها به این نکته که در گلستان سعدی آمده است اشاره می شود که دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد

علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی [21]

 

« نقش شعر»

1- یاد خدا: بدون شک یکی از بهترین حالات انسان زمانی که به یاد خدا هست می باشد یاد خداست که باعث آرامش دلها می شود خداوند درقرآن می فرماید الا بذکرالله تطمئن القلوب»در اصول کافی حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ذکر خدا تنها با زبان نیست بلکه یاد خداست به هنگام ترک گناه و انجام عبادت و گفتن ذکر الله عند ما احل و حرم [22]فان کان طاعة عمل بها و ان کان معصیته ترکها

در روایات ذکر زبانی را تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها می دانند چنانکه در کتاب معان الاخبار از قول امام صادق نقل شده است زمانی که از او سئوال شده فرموده سبح تسبیح فاطمه الزهراء علیها السلام فقد ذکرالله الذکرا لکثیر[23]

خداوند در سوره شعراء درباره شعراء می فرمایند ذکروا الله کثیرا علامه طباطبایی در المیزان می نویسند.

ذکر کثیر خدا آدمی را همواره بیاد خدا می اندازد و او را به سوی حق، آن حقی که مایه رضایت او است می برد.[24]

با توجه به مناسبت آیه و موضوع بحث آشکار می شود که شاعران متعهد در شعر خود صفات و نشانهای خداوند و جهان خلقت و صفات پیامبران و ائمه علیهم السلام را توصیف می کنند که این توصیف یاد و ذکر خداوند متعال است که باعث ارزش شعر و شاعر می شود و اگر کس هم این شعر را بخواند و درباره آن تفکر کند می شود ذکر و یاد حضرت حق و این یاد هست که آرامش و آسایش انسان می شود و دل انسان آرام می گیرد و خداوند هم بخاطر اینکه این شعر ذکر است برای آن ثواب و حسنه منظور می کند.

2-عدالت خواهی: عدل در لغت به معنی آن است که ه رچیزی را در جای خود قرار دهندند و در اصطلاح عدل همان قانون است که تمام نظام هستی بر حول محور آن می گردد در آسمان و زمین و کرات و همه موجودات در عالم خلقت بر پایه عدل و عدالت استوار هستند در المنجد عدل را اینگونه تعریف می کند داد –عادل- همتا[25]

خداوند متعال هم به عدالت فرمان می دهد اِنَ الله یامُر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی[26]پیامبر اکرم(ص) هم می فرمایند: بالعدل قامت السموات و الارض – با موازنه و عدل اجزاء عالم آسمانها و زمین ایستاده اند.[27]

علامه طباطبائی در ذیل آیه 90 سوره نحل اقسام عدل را این گونه بیان می کند.[28]

عدل بر دو قسم است یکی مطلق که عقل اقتضاء حسن آن را دارد و در هیچ زمانی و عصری مسنوخ نمی شود.

قسم دوم: عدلی ا ست که عقل عدالت آن را تشخیص نداده بلکه بوسیله شرع شناخته می شود مانند قصاص و ارش جنایت و اصل مال مرتد اما معنی عدالت میانه روی و اجتناب از دو سوی افراط و تفرایط در هر امری.

در طول تاریخ شاعرانی بودنند که با شعر خود ثابت کردنند که در عالم ظالمانی هستند که عدل و عدالت را زیر پا گذشته اند و به مردم ظلم و ستم کرده اند آنها در قالب شعر هم تعریف عدل را به مردم آموختن و شعرهایی که در وصف انسانهای عادل سروده اند باعث شده است تا مردم انسانهای عادل را از ظالم بشناسند.

شاعرانی عادل و عدالت خواه مانند حسان بن ثابت و دعبل ها در میان مردم بودنند که با شعر خود حکام ظالم را محاکمه کردنند و خود در این راه با تمام سختیها جنگیده اند تا تاریخ قضاوت کند که شعر و شاعر هم می تواند با این حربه مفید در مقابل ظلم و ستم مقاومت کند و عدل و عدالت را به تمام جهان گسترش بدهد به امید آن که عدالت گستر واقعی ظهور کند و شعر حماسه ای جاوید بسراید.

3-گمراهی:کلمه ضال در فرهنگ عرب و در قرآن کریم که به کرات از آن استفاده شده است معادل گمراهی در لغت فارسی می باشد ضل عنه الطریق منحرف شده از راه راست و گم کرد راه را[29].

در قرآن خداوند مردم را به سه گروه تقسیم کرده :1- کسانی که مورد نعمت هدایت فرا گرفته اند و ثابت قدم ماندند 2- غضب شدگان 3- گمراهان

در تفسیر نور نشانه های گمراهان را اینگونه بیان می کند آنان که راه حق را رها کرده و به سراغ باطل می روند و در دین و باور خود غلو و افراط کرده و پیروی از هوی و هوس خود و دیگران می کنند[30]

صاحب تفسیر المیزان ذیل آیه 36 سوره بقره می نویسد.

باید دانست که هدایت و اضلال دو کلمه جامع هستند که تمام انواع احترام و محرومیت ها را از طرف خدا به سعادتمندان و شقاوتمندان میرسد شامل می شود. آنها را به جرم اعمالشان گمراه می کند و از نور به ظلمت می کشاند بردلهای نها مهر غفت می نهد و برگوش و چشم آنها پرده می اندازد[31].

صاحب تفسیر تسنیم می نویسند اضلال تنها دامنگیر فاسقانی است که از طاعت حق و صراط مستقیم خارج شدنند[32]

در تفسیر نور الثقلین در ذیل آیه 226 شعراء حدیثی را نقل می کند از امام باقر و امام صادق علیهم السلام. کسانی که فقه را غیر دین آموخته باشد یا عمیق نیاموخته باشند هم گمراهند و هم دیگران را گمراه می کنند و قصه سرایان نیز مشمول این سرزنش هستند[33]

نتیجه آن که با توجه به این که شعر جذبه بسیار عالی دارد و انسانها به آن توجه خاص دارنند اگر شاعری شعر بدون داشتن ایمان و عقیده بگوید باعث انحراف از راه مستقیم می شود و تاثیر این شعر بد بسیار زیاد است و چون از طبع لطیف سرچشمه می گیرد سریعتر و زودتر در جان اثر می گذارد باعث گمراهی می شود که این موضوع در طول تاریخ مشاهده شده است و باعث گمراهی افراد زیادی شده است.

 

«آفت شعر»

بدون شک شعر حربه ای نافذ و پرجاذبه است که شاعران با این صنعت اهداف و مقاصد خود را برای دیگران بیان می کند خواه اهداف دینی و مقدس باشد یا هدفهای شوم و مفسده برانگیز.

شاعر اگر فردی با ایمان باشد شعر او در مسیر حق بوده باعث رشد و تعالی جامعه می شود اما همین شعر با این همه اهمیت که در قرآن و روایات و سیره معصومین از او به عنوان یک وسیله برای پیشبرد دین و اسلام نام برده شد دارای آفت هم است.

قانون طبیعت بر این است که در کنار هر نوشی نشینی وجود دارد و عدالت زمانی معنا می شود که مردم ظلم و ستم را تجربه کرده باشد.

توجه به آفت هر موضعی باعث ترقی و پیشرفت آن موضوع می شود چرا که اگر انسان به آفت ها توجه داشته باشد می تواند راه حلی برای آن آفت بدست بیاورد آن موضوع را بدون آفت انجام بدهد.

قصه شعر و شاعر هم از این موضوع مستثنی نیست لذا خداوند در قرآن کریم به سه آفت مهم و اصلی اشاره می کند.

1- یقولون ما لایفعلون[34]

اسلام برای عمل و کار انسانها ارزش خاصی قائل است انسانها جوهر وجودی خود را در کار و عمل نشان می دهند افراد زیادی هستند که در مرحله حرف استاد هستند ولی وقتی به کار و عمل می رسد می مانند و آن بازدهی کافی را ندارنند.

خداوند در قرآن به این موضوع اشاره می کند که یکی از آفت های اصلی در مورد شعر این است که شاعران به آنچه می گویند عمل نمی کنند و که خود یک نقیصه بزرگ است اگر شاعر به موضوعاتی که در شعر بیان می کند عمل نکند که عمل نکردن او آن هم سرچشمه می گیرد از اینکه اعتقاد ندارد وقتی اینگونه شد تاثیر حرف او و شعر او به حد صفر می رسد و آن جاذبه و محرک بودنند را از دست می دهد.

2- فی کل واء یهیمون(بی هدف)

هدف و مقصد نهایی است که انسان را به تلاش و کار وا می دارد اگر انسان بی هدف و مقصد نهایی خود را نداند و یا آن را گم کند یقینا نمی تواند آن گونه که باید به تلاش گوشش بپردازد انجام وظیفه کند.

شاعر هم باید برای سرودن شعر یک هدف و مقصودی داشته باشد تا بتواند شعر با محتوایی عالیتری بسراید.

در اسلام هدف معلوم و مشخص است رسیدن به مراتب عالی و در نهایت به بهشت رفتن است. شاعر باید دقت به این هدف عالی داشته باشد تا شعر او ثاثیر بگذارد و با این شعر به مناسب بالای انسانی نائل آید

علامه طباطبایی در این مورد درتفسیر المیزان می نویسد.

این واژه به معنای این است که کس پیش روی خود را بگیرد و برود و مراد از یهیمون کفار در هر وادی افسار گسیختگی آنان در سخن گفتن است اینها بند و باری در سخن گفتن و حرف زدن ندارند حد و مرزی در آن نمی شناسند چه بسا باطل و مذموم را مدح کنند عینا همانطوری که حق و محمود را باید ستایش کنند[35]

3- یتبعهم الغاوون (پیروی نا اهلان)

سومین آفت شهر این است که نا اهلان پیرو او می شونند در عالم شعر و شاعری هر شعری طرفدار خاص و مخصوص خودش را دارد اگر یک فردی اهل ایمان و معرفت و علم باشد دنبال شعری است که او را به ایمان و یقین نزدیک تر کند اما اگر کسی اهل باطل باشد و اهل خوش گذرانی و بی بند و باری باشد دنبال شعر باطل است و از شنیدن این شعرها لذت می برد پس شاعر باید توجه داشت که شاعری نباشدیم که نا اهلان پیرو شعر ما باشند

 

منابع و ماخذ

1-الغدیر

2-المنجد

3- تفسیر الکبیر

4- تفسیر القرآن الکریم

5- تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب

6- تفسیر المیزان

7- تفسیر صافی

8- تفسیر ترجمه المیزان

9- تفسیر نور

10- تفسیر نورالثقین

11- تفسیر المراغی

12- سیره رسول خدا (ص)

13- قرآن

14- کشف الغمه فی معرفه الائمه

15-کشف الاسرار و عدة الابرار

16- گزیده ای جامع از الغدیر

17- گلستان

18- مستدرک حاکم

19- نهج البلاغه

 

 

 

 


[1]تفسیر المراغی- احمد مصطفی مراغی جلد7 ص 115 چاپ دوم سال 1985 چاپ بیروت

[2]گزیده ای جامع از الغدیر – تحقیق و ترجمه محمد حسن شفیعی شاهرودی ص 133 چاپ موسسه میراث نبوت ناشر قلم مکننون نوبت دوم سال 1428

[3]الغدیر – علامه عبدالحسین امینی جلد 2ص 3 دارالکتب الاسلامیه چاپ دوم سال 1366

[4]سیره رسول خدا(ص) – رسول جعفریان ص 154 نشر مشعر چاپ دارالحدیث

[5]قرآن کریم سوره آل عمران آیه 154

[6]نهج البلاغه مترجم حجت السلام محمد دشتی خطبه 166 چاپ اسوه پاییز 1384

[7]تفسیر الکبیر الامام فخر الرازی جلد 1ص115 چاپ دوم بیروت چاپ سنگی

[8]قرآن کریم سوره انبیاء آیه 5

[9]قرآن کریم سوره صافات آیه 36

[10]قرآن کریم سوره طور آیه 30

[11]قرآن کریم سوره حاقه آیه 40

[12]قرآن کریم سوره انبیاء آیه 5

[13]کشف الغمه فی معرفته الائمه علامه اربلی جلد2 ص 48 چاپ بیروت لبیان

[14]الغدیر- علامه عبدالحسین امینی جلد 2ص3 دارالکتب الاسلامیه چاپ دوم سال 1366

[15]الغدیر - همان

[16]الغدیر - همان

[17]مستدرک حاکم نقل از تفسیر نور

[18]قرآن کریم سوره شعراء آیه 224

[19]تفسیر القرآن الکریم- صدر المتالهین ( محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی)جلد5 ص384 انتشارات بیدار ، مرداد سال1361

[20]کشف الاسرار وعده الابرار- تفسر خواجه عبداله انصاری جلد7 ص17 چاپ سپهر سال 1368

[21]گلستان – مصلح بن عبدالله سعدی ص 124 ناشر کومه نوبت چاپ دوم 1386

[22]تفسیر کنزوالدقائق و بحر الغرائب شیخ محمد بن محمد رضا قمی جلد 9 ص 526 چاپ وزارت ارشاد سال 1411

[23]تفسیر کنزوالدقائق و بحر الغرائب همان

[24]تفسیر المیزان علامه طباطبائی جلد ص

[25]المنجد لویس معلوف مترجم احمد سیاح جلد 2 ص1237 ناشر انتشارات اسلام چاپ 5 سال 1384

[26]قرآن کریم سوره نحل آیه 90

[27]تفسر صافی

[28]ترجمه تفسیر المیزان – سید محمد باقر موسوی جلد 12 ص 504 چاپ گلش ناشر بیناد علمی و فکری علامه طباطبایی سال 1368

[29]المنجد لویس معلوف مترجم احمد سیاح جلد 2 ص 1122 ناشر انتشارات اسلام چاپ سال 1384

[30]تفسیر نور محسن قرائتی جلد 1 ص 37 ناشر سلمان فارسی چاپ چهارم سال 1378

[31]ترجمه المیزان سید محمد باقر موسوی جلد 1 ص 114 ناشر بیناد علمی و فکری علامه طباطبائی

[32]تفسیر تسنیم آیت اله عبداله جوادی جلد م ص505 ناشر نشر و چاپ پنجم سال 1385

[33]تفسیر نور الثقلین عبدعلی بن جمعه الکروسی الحویزی ناشر حکمت قم 1345

[34]قرآن کریم سوره شعراء آیه 224

[35]المیزان علامه طباطبائی جلد 15 ص 330 موسسه الاعلمی للمبطوعات بیروت سال 1973- 1393

درباره ما

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبسایت هيئت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت (شهرستان شهریار) خوش آمديد.
شماره پیامک هیئت:10009122204665

لوگوی هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع) شهر وحیدیه شهرک فرارت

پیوندها

شماره حساب هیئت

شماره حساب بانک تجارت

شماره حساب: 190068331 بانک تجارت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR410180000000000190068331
نام شعبه: شعبه شهرقدس
کد شعبه:782

شماره حساب بانک ملت

شماره حساب: 4265231230بانک ملت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه اندیشه
کد شعبه:88225

شماره حساب بانک ملی

شماره حساب: 0340958864003بانک ملی
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه آموزش و پرورش شهرستان شهریار

کد شعبه:2355