صفحه اصلی امام و رهبری

امام و رهبری

جوان ازمنظر آفتاب

امام خامنه ایمهمترین نیاز جوانان


راجع به نیازهای جوانها زیاد صحبت می شود؛ من گفته ام، قبل از من هم گفته اند؛ اما می دانید از نظر من مهمترین نیاز جوانان چیست؟
نیاز عمده ی جوانان، هویت است؛ باید هویت و هدف خودش را بشناسد: باید بداند کیست و برای چه می خواهد تلاش و کار کند. دشمن می خواهد هویت جوان ایرانی را از او بگیرد؛ اهداف را از بین ببرد؛ افقها را تیره کند؛ به او بگوید تو یک موجود حقیر و محدود هستی؛ پیش من بیا تا تو را زیر بال بگیرم. معلوم است؛ کشور ثروتمند ایران و منطقه ی بسیار مهم و راهبردی ما و تأثیرات فراوانی که این ملت از همه سو می تواند بگذارد؛ همه از طریق تحقیر شخصیت جوانها، در مشت دشمن می آید. امروز برنامه ی دشمن نسبت به شما جوانها این است؛ خیلی باید بیدار باشید.
کسانی این طور وانمود می کنند که نسلی که دارد روی کار می آید –که اصطلاحا به آن (نسل سوم انقلاب) می گویند- پشت کرده به انقلاب و رویگردان از ارزشهای دینی است؛ یا اگر هم نیست، به طور اجتناب ناپذیری این طور خواهد شد! بنده صددرصد حرف آنها را رد می کنم. نه این که من عوامل فساد برانگیز فرهنگی را نمی بینم یا نمی شناسم یا از آنها خبر ندارم؛ نخیر، بنده از ماهواره، اینترنت، رمانها، فیلمها، آهنگها و حرفهای فاسد کاملاخبر دارم و آنها را دست کم نمی گیرم.
... اما معتقدم نسل کنونی امروز این قدر هم آسیب پذیر و شکننده نیست؛ این را بد فهمیده¬اند.
... امروز جوان ایرانی، آگاه، با معرفت، بصیر، سیاسی و اهل تحلیل است؛ و از همه بالاتر با ایمان است ... جوان که پرورش یافته¬ی دوران انقلاب است، از معرفت دینی برخوردار است، ایمانش هم ایمان عمیقی است؛ البته احتیاج دارد که تغذیه¬ی معنوی و فکری دایمی شود. ابزارها و فعالیتها و کارهای فرهنگی باید در اختیار جوان قرار بگیرد. روحانیون خوشفکر و دانشگاهیان مؤمن باید در مقابل ایمان جوانان احساس مسئوولیت کنند.(1)

کسب دانش و تعمیق ایمان

شما جوانان در بهار زندگی خود به کسب دانش سرگرمید. اولا این را مهم شمرید و هرچه می توانید از آن برخوردار شوید. ثانیا عمق بخشیدن به ایمان و دست یافتن به معرفت دینی و مجاهدت برای حفظ طهارت و صفای دل نیز در جوانی از همیشه میسرتر است. در این نیز، کوششی در خور، به کار برید.(2)
جوانان عزیز! حضور در صحنه ی پرشور دانش اندوزی که از زیباترین و مبارک ترین فصول دوران جوانی است هنگامی که با مجاهدتهای اسلامی و تلاش در راه گسترش فهم و معرفت درست دینی و سیاسی همراه باشد، یکی از بزرگترین آمیزه-های معنوی برای نسل جوان کشور را پدید می آورد.(3)

انس با کتاب

اینک فرصت بی نظیری از حکومت دین و دانش بر ایران پدید آمده است که باید از آن در جهت اعتلای فکر و فرهنگ این کشور بهره جست. امروز کتابخوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ی ملی، که یک واجب دینی است. از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان، باید احساس وظیفه کنند. اگرچه آنگاه که انس با کتاب رواج یابد، کتابخوانی نه یک تکلیف، که یک کار شیرین و یک نیاز تعلل ناپذیر و یک وسیله برای آراستن شخصیت خویشتن تلقی خواهد شد، و نه تنها جوانان که همه ی نسلها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد. (4)

توصیه به جوانان

توصیه ی من به شما جوانان عزیز –چه دختران و چه پسران- همین است. شما در صحنه¬ی فعالیت های جوانانه، فعالیت علمی، فعالیت تحصیلی، فعالیت تحقیقی، فعالیت سیاسی، فعالیت¬های اجتماعی گوناگون، کار فرهنگی¬، مطبوعاتی، هنری، ورزشی و امثال اینها با همه¬ی نشاط و با همه¬ی قدرت حضور داشته باشید و طهارت، تقوا، ایمان، اخلاص و صفایتان را -که حقا و انصافا در بین جوانان دنیا، شما از این جهات نمونه¬اید- حفظ کنید. اگر این تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بین بخصوص جوانان ما و در بین بقیه ی آحاد ملت هم –هرکدام به سهم خودشان- وجود داشته باشد استکبار در مبارزه ی خود با ملت ایران قطعا و یقینا، نه یکبار، بلکه بارها به زانو درخواهد آمد و شکست خواهد خورد. (5)

جوانان و توطئه ی دشمن

به جوانها عرض می کنم: عزیزان من! دنبال تقلید نباشید؛ برروی آن شیوه و راهی که ذهن و اراده و ایمان شما قوی می شود و اخلاق شما پاک و آراسته می گردد، فکر کنید؛ آنگاه شما عنصری خواهید بود مثل یک ستون؛ سقف مدنیت این کشور و تمدن حقیقی این ملت بر آن قرار می گیرد.
من به شما عرض می کنم، امروز دستگاه های تبلیغاتی فوق مدرن غربی -به خصوص آمریکایی و صهیونیستی- دارند برای ذهنها و فعالیتها و احساسات و اداره¬ی شما طرح عملیات تهیه می کنند؛ خیال نکنید آن ها غافل نشسته اند و این سی میلیون جوان را در کشور ما نمی بینند آن ها این سی میلیون جوان را می بینند، آن ها برای کار و هدف خودشان دارند برنامه ریزی می کنند؛ آن ها برای اخلاق و فکر و عقیده و ایمان جوان ما دارند برنامه ریزی می کنند.
خیلی از حرفهایی که گاهی در فضای مطبوعاتی یا فرهنگی کشورمان زده می شود، تفسیرش این است و با این دید، قابل تحلیل است. آن ها می خواهند نسلی که الگوی جوانان فداکار برجسته ی دنیا شد، به یک نسل بی خاصیت تبدیل شود.
... آن ها می خواهند فرهنگ سازی و الگو سازی کنند؛ آن ها می خواهند جوان ایرانی و نسل نوی ایرانی، یک نسل تحقیر شده ی تو سری خور باشد تا بتوانند روی او سوار شوند و به او دیکته و آن کاری را که می خواهند؛ انجام دهند.(6)

امام خامنه ایانتخاب راه حقیقی

به نظر من خود شما جوانها بزرگترین مسئوولیت را دارید؛ مسوولیتی که می توانید آن را انجام دهید. عزیزان من! هر جوانی دوست می دارد کشوری که در آن زندگی می کند و خاکی را که از آن روییده، عزیز، سربلند، مقتدر و برخوردار از همه ی زیباییها و نیکی ها باشد؛ دلش می خواهد جامعه ی متمدنی داشته باشد؛ دلش می خواهد از پیشرفت های علمی و عملی برخوردار باشد؛ این آرزوی هر جوانی است.
برای این، دو راه در پیش است: یک راه حل واقعی، یک راه حل کاذب و بدلی.
راه واقعی چیست؟ این است که جوان ایرانی تصمیم بگیرد در زمین خود، بذر خود را بپاشد؛ از اندوخته و ثروت فرهنگی خود استفاده کند؛ اراده ی خودش را به کار بگیرد؛ برای شخصیت و استقلال خود ارزش قایل شود؛ جامعه ی عاریت نخواهد و دنبال تقلید و عاریه گیری الگوهای بیگانه نباشد.
... راه کاذب چیست؟ راه حل کاذب این است که یک ملت به تغییر ظاهری دل خوش کند و از حرکت عمیق روبرگرداند. یک وقت می بیند آدمی هست که نه معلوماتی دارد، نه سوادی دارد؛ نه تجربه¬ایی نشان داده؛ نه اراده¬ایی دارد؛ نه کاری از او بر می آید؛ لباس و آرایش و شکل خودش را شبیه فلان هنر پیشه یا فلان جوان غربی کرده است، این راه حل کاذب است. آیا شما با این کار متمدن شدید و تحول پیدا کردید؟!(7)

انرژی، امید و ابتکار

من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم، که اگر آنها مشخص بشود و اگر آنها به سمت درستی هدایت بشود، به نظر می آید که می شود به این سؤال شما (چگونه یک جوان می تواند مسیر زندگی را طی کرده و به اهدافش برسد؟) پاسخ داد. آن سه خصوصیت عبارت است از:
1- انرژی 2- امید 3- ابتکار
اینها سه خصوصیت برجسته در جوان است .(8)

دستگیری جوانان در برابر شبهات

امروز جوانهای ما احتیاج دارند به اینکه از لحاظ فکری دستگیری بشوند؛ هم آن کسانی که در حال شبهه اند، هم آن کسانی که شبهه در آنها کارگر شده است و از حیطه ی این اعتقاد صحیح خارج شده اند، هم آن کسانی که جزو معتقدان و متعبدانند؛ که در اینها باید فکر را عمق داد؛ آنها را باید آورد و شبهه را از آنها زدود، اینهایی که هستند بایستی اعتقادشان را عمیق کرد؛ ثبات قدم در آنها بوجود آورد و آنها را مصونیت بخشید.(9)

قدردانی از فرصت جوانان

همه ی جوانان را به قدردانی از فرصت بی نظیر جوانی و حفظ پاکدامنی و عفت وتلاش و کار در این دوران بی نظیر و درخشان عمر آدمی توصیه می نمایم.(10)

اقامه ی امر به معروف و نهی از منکر

جوانان در محیط خودشان، امر به معروف و نهی از منکر کنند. چرا این واجب –امر به معروف و امر به کار خوب- در جامعه ی اسلامی هنوز اقامه نشده است؟
نگویید به من چه؛ او هم نمی تواند بگوید به تو چه؛ اگر هم گفت، شما اعتنا نکیند.
بعضی ها خیال می کنند تا منکری دیده شد باید با مشت به سراغش بروند! نه، ما سلاحی داریم که از مشت کارگرتر است. آن چیست؟
زبان از مشت خیلی کارگرتر و نافذتر و مؤثرتر است، مشت کری نمی کند.
... حرف بزنید، بگویید، یک کلمه بیشتر هم نمی خواهد؛ لازم نیست یک سخنرانی بکنید. کسی که می بینید خلافی را مرتکب می شود –دروغ، تهمت، کینه توزی نسبت به برادر مؤمن، بی اعتنائی به محرمات دین، بی اعتنایی به مقدسات، اهانت پذیرفته های ایمانی مردم، پوشش نامناسب، حرکت زشت- یک کلمه ی آسان بیشتر نمی خواهد؛ بگویید این کار شما خلاف است. لازم نیست که با خشم همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید. امر به معروف و نهی از منکر را اقامه کنید؛ نگذارید در جوامع جوان –چه در مدرسه ها و چه در دانشگاهها- کار به فساد بکشد این مراکز برای دشمن هدف است.(11)

تقویت ایمان با عمل

آینده ی این انقلاب، آینده ی این نظام و این کشور به برکت اسلام، یک آینده ی بسیار روشن و درخشانی است. کسانی که باید این آینه را شکل بدهند، عمدتا شما جوانها هستید. اولا ایمان اسلامی را با عمل در خودتان تعمیق کنید، که این اساس کار است.
ایمان هم یک چیز کتابی و ذهنی نیست، در عمل، ایمان تقویت پیدا می کند. انسان، خدا را در میدان مجاهدت برای خدا بهتر می بیند. این مجاهدت هم سنگرهای مختلفی دارد، سنگر علم و سازندگی هم از آن جمله است.
با تقوا، با تضرع پیش خدای متعال، با انجام عبادات و با اجتناب از محرومات ایمان را تقویت کنید.(12)

زدودن ایمان و تعهد از ذهن جوانان

امروز تلاش تبلیغی و گسترده¬ای از سوی دشمنان ایران و اسلام به کار می رود تا مایه ی صلی استقلال و سربلندی و پیشرفت کشور را که همان ایمان و تعهد به اصول انقلاب است از ذهن و عمل جوانان بزدایند.
همه در جهان دانسته اند که شکست تاریخی جبهه ی استکبار در مقابل انقلاب اسلامی بیش از همه، از ایمان صادقانه ی جوانان، نشأت گرفته است و دشمن با هزار زبان و هزار وسیله، به تهاجم بر این سنگر استوار دست زده است.(13)

تحصیل، تهذیب و ورزش

اگر در یک جمله ی کوتاه از من بپرسند که شما از جوانان چه می خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش. من فکر می کنم که جوانان باید این سه خصوصیت را دنبال کنند. تحصیل اعم از تحقیق و کارهای علمی هم است. چون این نیرو در جوانان هست، بایستی در کار تحصیل خیلی تلاش کنند. هر کاری هم بخواهید بکنید، در دوران جوانی می شود کرد، یعنی در هر سه زمینه –هم زمینه ی علمی، هم در زمینه ی تهذیب نفس، هم در زمینه ی ورزش –باید در دوره ی جوانی کار کنید. البته همه می دانند که در دوره ی پیری، ورزش این قدر تأثیری که در دوره ی جوانی دارد، ندارد. اما غالبا تهذیب نفس را نمی دانند، خیال می کنند انسان باید بماند، پیر که شد، عبادت و تهذیب نفس کند. در حالی که آن وقت تهذیب نفس مشکل است، و گاهی محال است. در دوره ی پیری، تهذیب نفس سخت است، اما در دوره ی شما- در دوره ی جوانی- تهذیب نفس خیلی آسان است. به هر حال جوانان این سه کار را باید جدی بگیرند. (14)

اجتناب از تند خویی و خشونت

از جمله چیزهایی که به خصوص در رابطه با جوانان، لازم است به آنها گفته شد و آنها به آن هدایت بشوند، سوق دادن جوانان به اندیشیدن، تعقل، اخلاق اسلامی، حلم، اجتناب از شتابزدگی و عجله در امور، اجتناب از تند خویی و اعمال خشونت است. (15)

بزرگترین سرمایه

گاهی با خود فکر می کنم جوان که در بهترین اوقات عمر خود به سر می برد، اگر بخواهد سرمایه¬ای را بدست بیاورد که موفقیتهای دنیایی و آخرتی او را تضمین کند. دنبال چه چیزی باید باشد؟
سؤال مهمی است، اولا موردنظر، موفقیتهای دنیایی و اخروی است –جسم و جان، فکر و دلیل- ثانیا این سؤال مخصوص به یک دسته از جوانها نیست.
پاسخی هم که به ذهن من می رسد، باز مخصوص یک دسته از جوانها نیست، یعنی این جور نیست که فرض کنیم این پاسخ، مخصوص جوانهای کاملا متدین و متعبد است. نه، حتی اگر جوانی را فرض کنیم که از لحاظ تعبد و تدین، در رتبه ی خیلی بالایی هم نباشد، باز این پاسخ درباره ی او صدق می کند. حتی اگر فرض کنیم جوانی را که در برخی عقاید خود مشکلی هم داشته باشد، باز این پاسخ درباره ی او صدق می کند.
جوابی که من به آن رسیده ام، این یک کلمه است: تقوا!
اگر جوان در دوره ی جوانی سعی کند تقوا داشته باشد –با همان تعریفی که در فرهنگ دین و قرآنی ازتقوا شده است- بزرگترین سرمایه را هم برای درس هم برای فعالیتهای فرهنگی، هم برای عزت دنیوی، هم برای بدست آوردن دست آوردهای مادی،هم برای معنویت، اگر اهل معنویت است- به دست آورده است. (16)

امام خامنه ایتکیه به جوانان مؤمن

جوانان، چون پرچمدار، بدنه و عقبه ی نظام هستند، باید همیشه در صحنه باشند. تربیت شوند آموزش ببینند و مبارزه کنند.
علمی و عملی دانش بیندوزند به تخصصهای مختلف دست پیدا کنند تا کشورمان بی نیاز شود، مستقل بماند، وابسته نباشد، خود کفا شود، جوانان آینده سازان این دیارند امیدوار و پرتلاش باید به آنها اعتماد کرد، اعتقاد داشت و هدایت کرد. جوان مؤمن و معتقد و مخلص هیچ چیزی نمی خواهد جیز میدانی برای مجاهدت و مبارزه در راه خدا و سازندگی.
جوانان را باید در صحنه نگه داشت، روحیه ی بسیجی شان باید حفظ شود. مسأله ی مهم در امر سازندگی و بازسازی کشور، سپردن کارها بدست جوانان است.
اگر جوانان به سلاح علم و ایمان مجهز نشوند، نخواهند توانست بار سنگین اداره ی کشور را به دوش بگیرند.(17)

توقع ازجوانان

آنچه که ما امروز ازجوانان انتظار داریم؛ عینا همان چیزی است که درروز اول انقلاب و قبل از انقلاب از جوانان انتظارداشتیم. ما از جوان می خواهیم که در عین پاکی و پارسایی و دین داری، با نشاط باشد، پرشور باشد، اهل ابتکار باشد، خلاق باشد، کار کند و از تنبلی بپرهیزند، تقوا را برای خودش شعار قار بدهد، واقعا دنبال تقوا باشد. (18)

منابع:

1- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در میدان با جوانان 12/2/80.
2- برگزیده بیانات مقام معظم رهبریروزنامه کیهان 26/6/78.
3- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی به دومین کنگرهای جامعه ی اسلامی دانشجویان 9/7/77.
4- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز هفته کتاب 4/10/72.
5- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هزاران تن از دانشجویان و دانش آموزان 10/8/75.
6- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان 12/2/80.
7- همان
8- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان و قهرمانان ورزشی 7/2/77.
9- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در آغاز درس خارج فقه 20/6/ 79.
10- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج2، ص 240.
11- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج8، ص 199.
12- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با هزاران تن از دانشجویان و دانش آموزان 11/8/73.
13- برگزیده پیام مقام معظم رهبری به اجلاس انجمن های اسلامی 10/5/77.
14- برگزیده بیانات مقام معظم رهبریدر دیدار با هزاران تن از دانشجویان، هنرمندان و نخبگان المپیادها 7/2/77.
15- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از مبلغان دینی 2/2/77.
16- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با تشکلهای مختلف دانشجویی 24/10/77.
17- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری، حدیث ولایت ج9، ص 175.
18- برگزیده بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان 13/11/77.

منتشر نشده ای از مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری

 


 اولیای الهی و علمای ربانی، اوتاد و ستون های زمین اند که زمین به یمن وجود آنها، آرام است و اگر زمانی، زمین، از وجودشان خالی شود، فانی و نابود می گردد.

اگر احیانا در وبگردی‌هایتان به سایت «خامنه‌ای دات آی آر» رسیدید، حتما در بخش کلیپ‌های صوتی، کلیپ سخنرانی آقا در کنگره «عرفان حافظ» در دوره ریاست جمهوری‌شان را بشنوید. با شور و حال خاص، از شعری می‌گویند که آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در قنوت نماز شبشان می خواندند: «زان پیشتر که عالم فانی شود خراب/ ما را زجام باده گلگون خراب کن».

 


 آنچه می آید گفتاری است منتشر نشده از مقام معظم رهبری در دیدار با برگزارکنندگان کنگره بزرگداشت یکی از اولیای پاک و پارسای خداست، میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که امام راحل درباره اش فرمود:

«... از علمای معاصر کتب شیخ جلیل القدر، عارف بالله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را مطالعه کن».

مرحوم آقای آقا میزا جواد آقا، جزو برجسته‌ترین فقهای سالک و عارف، در دوره متأخر به حساب می‌آیند که نظیر ایشان در نجف و بقیه شهرهایی که در این دوره اخیر چند نفری از این قبیل بوده‌اند، معدود است. اینها شاگردان برجسته مرحوم آخوند ملا حسین ‌قلی همدانی هستند که آن بزرگوار، خود داستانی است از عظمت مرحوم آخوند ملاحسین‌قلی و شاگردانی که ایشان تربیت کرده (همین بس که) یکی مرحوم میرزا جوادآقا ملکی تبریزی است.

مرحوم آقا میرزا جوادآقا،« ملکی» است؛ یعنی از خانواده اعیان؛ ملک‌التجار و خانواده ایشان از اعیان هستند. این مرد از آن منشأ اجتماعی بلند می‌شود، می‌آید نجف و سال‌های متمادی در آنجا اقامت می‌کند و همتش هم فقط این نیست که درس بخواند و فقیه بشود یا حتی یک فقیه متقی بشود. بالاتر از اینها، ایشان همت می‌کند حجاب‌هایی که در مسیر انسان وجود دارد و در مسیر تکامل انسان مانع حرکت هستند را از مقابل خودش بردارد؛ مجاهدت می‌کند واقعا. لذا به مقامات خیلی عالی عرفانی هم می‌رسد.

من از امام(ره) پرسیدم: «شما مرحوم آقا میرزا جواد آقا را درک کردید؟» ایشان با اظهار تأسف گفتند: «افسوس، نه؛ نشد که من درس ایشان و جلسات ایشان را به طور کامل درک کنم.» فرمودند: «آقای شیخ محمدتقی اراکی آمدند و به من گفتند که چنین جلساتی هست و شما هم بیایید. من هم یکی، دو جلسه رفتم. منتها آن‌وقت (مضمون فرمایششان این بود) ذهن ما پر بود از مفاهیم عرفانی، عرفان نظری که مرحوم آقای شاه‌آبادی تدریس می‌کردند.» مرحوم شاه‌آبادی عرفان نظری تدریس می‌کردند. عرفان نظری برای آن کسانی که وارد این راه می‌شوند، یک عالم برّاقِ پرطمطراقِ شیوایی است؛ دل را جذب می‌کند. مرحوم آقای میرزا جواد آقا سلیقه‌شان این نبود؛ به عرفان نظری خیلی نمی‌پرداختند. تربیت اخلاقی و تربیت سلوکی می‌کردند، انسان‌ها را پرورش می‌دادند. اگر مراجعه کنید به «المراقبات» ایشان یا «لقاءالله»، می‌بینید مطالب مطالبی است که برای تربیت مخاطب از قلم ایشان صادر شده و آن طمطراق و اصطلاحات عرفان نظری را ندارد.

مرحوم آقای آقا میزا جواد آقا، جزو برجسته‌ترین فقهای سالک و عارف، در دوره متأخر به حساب می‌آیند که نظیر ایشان در نجف و بقیه شهرهایی که در این دوره اخیر چند نفری از این قبیل بوده‌اند، معدود است. اینها شاگردان برجسته مرحوم آخوند ملا حسین‌قلی همدانی هستند

ایشان (امام خمینی(ره)) فرمودند: «ما چون ذهنمان پر بود از مطالب آقای شاه‌آبادی، خیلی ما را جذب نکرد و من نرفتم.» وقتی من آن مطلب را از امام(ره) پرسیدم شاید بیش از 60 سال بعد از آن زمانی بود که امام ذکر می‌کردند (اواخر عمر مبارک امام بود) حالا امام(ره) تأسف می‌خوردند که نشد شرکت کنم. در حالی که ایشان در آن زمان در خلأ که زندگی نمی‌کردند، به درس آقای شاه‌آبادی می‌رفتند ولی (از نرفتن به درس آقای آقا میرزا جواد آقا) افسوس می‌خوردند. این نشان‌دهنده مرتبه و مقام آقا میرزا جواد آقاست.

آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

از نظر فقهی هم ایشان برجسته بودند. ایشان شاگرد حاج‌آقارضا همدانی بودند. حاج‌آقا رضا همدانی جزو فقهای بسیار پخته و قوی است. کتاب‌های فقهی حاج آقا رضا الان در حوزه‌های علمیه مرجع است. ایشان شاگرد آن مرد بزرگ بودند، پس از لحاظ فقهی هم مرد بزرگی است اما مطلقا به ‌عنوان فقاهت، ایشان نمی‌خواستند خودشان را معرفی کنند و درس فقهی و بساط فقهی دائر کنند. بحثشان تربیت سلوکی طلاب و حوزه‌های علمیه بود. مرحوم حاج شیخ رضوان‌الله‌تعالی علیه (آیت‌الله عبدالکریم حائری) در آن سال‌هایی که ایشان (آقا میرزا جواد آقا) در قم بودند، (دو سه سال بعد از ورود حاج شیخ به قم، ایشان فوت کردند) خیلی ایشان را تجلیل و احترام می‌کردند.

من سال‌ها پیش در مجمعی (کنگره بزرگداشت حافظ/1367) گفتم که مرحوم آقا میرزا جواد آقا در نماز شب - حالا چه نماز شبی، با چه کیفیاتی، چه حالاتی، سه ساعت مانده به اذان صبح بلند می‌شود تا برود وضو بگیرد. نقل می‌کردند که به آسمان نگاه می‌کرد و اشک می‌ریخت، به آب نگاه می‌کرد اشک می‌ریخت، صورتش را می‌شست، اشک می‌ریخت؛ یعنی خشوع کامل؛ تضرع کامل و دائم. ایشان چنین شخصیتی بود. در قنوت نماز شب، همان‌طور که دعا می‌کردند و ذکر می‌گفتند، این شعر را می‌خواندند:

 

 

زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب

 

ما را ز جام باده گلگون خراب کن

 

 

این حال، حالاتی است که ما فقط می‌شنویم. شاید تصورش هم برای ما آسان نباشد این چه حالی است که مرد فقیه بزرگواری در قنوت نماز شبش شعر حافظ را این‌طور باحال می‌خواند.

فرزند ایشان در جوانی از دنیا رفته بود، شاگردان ایشان رفته بودند خدمتشان و ایشان اصلا نگفته بودند که چنین مصیبتی برایشان پیش آمده. بعد کسانی که می‌خواستند از خدمتشان بروند، ایشان می‌گویند: «یک جنازه‌ای اینجا هست. اگر موافقید، تشییع جنازه‌ای هم بشود» معلوم می‌شود فرزند ایشان از دنیا رفته. یک چنین صبری، چنین قدرتی، چنین عظمتی؛ اینها چنین کسانی بودند.

من از امام(ره) پرسیدم: «شما مرحوم آقا میرزا جواد آقا را درک کردید؟» ایشان با اظهار تأسف گفتند: «افسوس، نه؛ نشد که من درس ایشان و جلسات ایشان را به طور کامل درک کنم.» فرمودند: «آقای شیخ محمدتقی اراکی آمدند و به من گفتند که چنین جلساتی هست و شما هم بیایید. من هم یکی، دو جلسه رفتم. منتها آن‌وقت (مضمون فرمایششان این بود) ذهن ما پر بود از مفاهیم عرفانی، عرفان نظری که مرحوم آقای شاه‌آبادی تدریس می‌کردند»

ما در دنیای مادی، دنیایی که همه انگیزه‌ها، همه تحرک‌ها، همه تلاش‌های عظیم انسانی مصروف به مادی‌گری، مصروف به پول است، مصروف به ‌جاه و مقام است، مصروف به این اسباب‌بازی‌های زندگی است که ماها دل به آن خوش کرده‌ایم. در یک چنین دنیایی، چنین عظمتی، یک چنین کوه عظیم معنویت سربلند می‌کند، خیلی چیز عجیب و مهمی است.

احتیاج داریم ما؛ حاج میرزا جواد آقا باید معرفی بشود. معرفی این بزرگوارها با این چیزهای ظاهری نیست. نامگذاری سالن و خیابان و تابلو و این چیزها (البته اینها هم خوب است. ایرادی ندارد) اما مهم‌ترش این است که ایشان معرفی بشود. از این عناصر بزرگوار و برجسته که بحمدالله هستند؛ مانند آقای جوادی، آقای حسن‌زاده، آقای مصباح بزرگانی که اهل معانی هستند الان، این چیزها را درک می‌کنند، دعوت بشود و بیایند حرف بزنند و صحبت کنند و مقداری تشریح کنند هویت حقیقی این شخصیت بزرگوار را و اینها پخش بشود. در میان جوان‌های ما، می‌بینید اقبال به این عرفان‌های جعلی و مصنوعی و وارداتی و واقعا چرند را. مثل این است که فرض کنید شما کاسه بلورین یا کاسه چینی نقاشی شده فاخر را مقایسه کنید با کاسه پلاستیکی. به همان شکل است. آن هم کاسه است، آن هم ممکن است نقش و نگاری داشته باشد اما این کجا و آن کجا؟!

می‌بینید اقبال جوان‌ها به این چیزها را. هر گوشه یک شخصی علمی به‌پا کرد، یک عده دورش جمع می‌شوند. این نشان‌دهنده این است که این تشنگی وجود دارد امروز. این تشنگی را باید با آب زلال برطرف کرد. ما چنانچه آب گل‌آلود یا آب مسموم هم بدهیم، این تشنگی برطرف خواهد شد اما با چی؟! نباید بگذاریم این تشنگی، این عطشی که وجود دارد با این آب‌های مسموم، گل‌آلود، متعفن برطرف بشود. باید این تشنگی بماند و با آب زلال و گوارا، عرفان حقیقی و معنوی برطرف بشود.

فرآوری: شکوری

گروه دین تبیان

منبع: همشهری آیه

 

درباره ما

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبسایت هيئت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت (شهرستان شهریار) خوش آمديد.
شماره پیامک هیئت:10009122204665

لوگوی هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع) شهر وحیدیه شهرک فرارت

پیوندها

شماره حساب هیئت

شماره حساب بانک تجارت

شماره حساب: 190068331 بانک تجارت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR410180000000000190068331
نام شعبه: شعبه شهرقدس
کد شعبه:782

شماره حساب بانک ملت

شماره حساب: 4265231230بانک ملت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه اندیشه
کد شعبه:88225

شماره حساب بانک ملی

شماره حساب: 0340958864003بانک ملی
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه آموزش و پرورش شهرستان شهریار

کد شعبه:2355