صفحه اصلی ویژه نامه ها

ویژه نامه

گناهی برابر با محرومیت از بهشت

مدتها بود به دنبال معنای یک کلمه بودم؛ کلمه ای که وقتی در میان مردم رواج پیدا می کند نتیجه ای جز ایجاد کدورت و کینه چیزی در بر ندارد...

خبرچین

مصحف کریم را باز کردم شروع به خواندن کردم : وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (سوره همزه، آیه اول) وای بر هر عیب جوی سخن چین، خداوند از لفظ ویل استفاده کرده است ... به دنبال این واژه در روایات رفتم؛ روایاتی را یافتم که بدترین مردم را کسی معرفی می کرد که این رذیله را به همراه خود داشته باشد: امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) روایت می کند که آن حضرت (صلی الله و علیه و آله) به صحابه خویش فرمود: الا انبئکم بشرارکم؟ قالوا بلى یا رسول الله قال المشّاؤن بالنمیمه، المفرّقون بین الاحبّه، الباغون للبراء المعایب؛ آیا شما را به بدترین شما آگاه کنم؟ گفتند: بلی یا رسول الله! فرمود: آن که سخن چینی نموده و میان دوستان جدایی افکند و برای مردمان پاکدامن عیب جویی کند. (اصول کافی، ج ۴، ص ۷۵، حدیث ۱) 
در روایت دیگری آمده بود که سخن چین رنگ بهشت را نخواهد دید. امام باقر (علیه السلام) فرمودند: بهشت بر دروغ تراشانی که برای سخن چینی می روند حرام است. ( اصول کافی، ج ۴، ص ۷۵، حدیث ۲) در روایت دیگری هم از عذاب اخروی سخن می گوید: خداوند به سخن چین هشدار و انذار می دهد که از این عمل زشت و قبیح دست بردارد، زیرا از پیامدها و تبعات آن، عذاب های اخروی در دوزخ است.
باخودم گفتم با یک عمل سخن چینی جز بدترین مردم شوی، از بهشت محروم شده، دچار عذاب قبر گردی.  مگر سخن چین به چه معناست؟

نمّام، همان خبرکش است، یعنی کسی است که اخبار کسی را به دیگری می رساند. از این روست که آن حضرت (صلی الله و علیه و آله) می فرماید: همانا کسی که سخن می برد خبرکش است.»

معنای سخن چین در کتب لغت را مطالعه کردم: سخن چینی به معنای خبرکشی است. (دهخدا، علی اکبر؛ فرهنگ دهخدا، ج ۴، ص ۳۵۸) در زبان عربی و فرهنگ قرآنی، واژگانی چون نمّام، نمیم ، همّاز و همزه برای این معنا به کار رفته است. از حضرت رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) روایت است که نمّام، همان خبرکش است، یعنی کسی است که اخبار کسی را به دیگری می رساند. از این روست که آن حضرت (صلی الله و علیه و آله) می فرماید: همانا کسی که سخن می برد خبرکش است.» (میزان الحکمه؛ ص14)
در واقع سخن چین در اصطلاح کسى است که سخن کسى را به دیگرى گوید و موجب اختلاف آنان گردد؛ و یا کسى که راز شخصى را افشا کند. پس سخن چینی، نوع چینش خاص سخن و بیان مطالب است که میان دو شخص اختلافی را موجب شود یا راز و خبر کسی فاش و گفته شود.

گناهی دیگر از کوچک ترین عضو بدن

کمی اندیشیدم دیدم سخن چینی گناهی است که از ناحیه زبان صورت می گیرد. از نظر اسلام، زبان یکی از ابزارهایی است که انسان می بایست بسیار مراقب آن باشد؛ زیرا بسیاری از گناهان ریشه در زبان دارد و این زبان است که خاستگاه انجام آن می شود.
بسیاری از گناهان کبیره چون غیبت و دروغ به زبان باز می گردد. در این میان سخن چینی نیز یکی از آن گناهان کبیره ای است که زبان ابزار ارتکابی آن است.
کسی که سخن چینی می کند، هم در امانت خیانت می کند و هم غیبت کرده و امری که برادر دینی اش مکروه دارد، بر زبان جاری می کند و موجبات اختلاف و تفرقه و دشمنی می شود و هم آن که اسرار و رازهای اشخاص را فاش می کند. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «بر تو باد که از سخن چینی دوری نمائی که آن کینه را در دل می کارد و شخص را از خدا و خلق دور می گرداند.» ( غرر الحکم و درر الکلم، ج۲، ص ۲۹۶)
از این روایت به دست می آید که یکی از عوامل کینه در افراد، سخن چینی است. از این روست که حضرت امیرمومنان علی (علیه السلام) از سخن چینی و سخن چین پرهیز می دهد تا انسان از کینه رهایی یابد.

مراقب زندگی هایمان باشیم

اگر توجهی در زندگی بکنیم انگار زندگی ها، روابط، مهمانی ها پر شده است از بازگویی آنچه از دیگران شنیده ایم، این گونه رفتارها به قدری با ما عجین شده اند که حتی گاهی به آن ها فکر نمی کنیم و به بدی کارمان پی نمی بریم و جزئی از منش و سبک زندگی ما شده است بازگو کردن حرف های دیگران
حرف دیگری را به پیش دیگری بردن یکی از سرگرمی ها و تفریحات ما شده است. مردی به حضور حضرت علی (علیه السلام) رسید و درباره مرد دیگری سخن چینی کرد. امام علی (علیه السلام) به او فرمود: «ای شخص! ما درباره آنچه گفتی پرسش و تحقیق می کنیم، اگر راست گفته باشی، تو را دشمن می داریم (زیرا تو سخن چینی کردی) و اگر دروغ گفته باشی تو را مجازات می کنیم. (زیرا که به شخصی بهتان زدی) و اگر خواستی، کلام خود را پس بگیر، (تو را می بخشم) عرض کرد: یا امیرالمؤمنین کلام خود را پس می گیرم.» (مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، الوفاء، ۱۴۰۳، ج ۷۲، ص ۲۶۶)

دعای سخن چین مستجاب نمی شود

خداوند به سخن چین هشدار و انذار می دهد که از این عمل زشت و قبیح دست بردارد، زیرا از پیامدها و تبعات آن، عذاب های اخروی در دوزخ است

داستانی در مورد مستجاب نشدن دعای فرد سخن چین بیان می کنیم:
سخن چینی یکی از عوامل مهم عدم استجابت دعا است. پس کسانی که مرتکب چنین گناهی می شوند، نمی بایست امیدوار باشند که خداوند دعاهای ایشان را اجابت گوید.
در وسائل الشیعه (کتاب حج) آمده است: بنی اسرائیل را قحطی فرا گرفت، موسی (علیه السلام) از خدا درخواست باران نمود وحی رسید ای موسی، دعای تو و کسانی را که با تو هستند مستجاب نمی کنم، زیرا در بین شما نمامی هست که از سخنی چینی دست بر نمی دارد.
موسی (علیه السلام) گفت: خدایا آن شخص کیست تا او را از بین خود بیرونش کنیم؟ فرمود: من شما را از نمامی نهی می کنم، چگونه راز دیگری را آشکار سازم؟
پس آنها توبه جمعی نمودند و آن فرد نمام نیز با آنها توبه نمود پس بر ایشان باران بارید.

کلام آخر:

شاید اگر به عواقب آن فکر کنیم، محرومیت از بهشت، عذاب قبر و به فرموده پیامبرصلی الله و علیه و آله بدترین مردم شدن، دیگر حاضر نباشیم تن به گناه سخن چینی بدهیم و هم دنیای خود و هم آخرت را ویران سازیم.
چرا هنگامی که می توانیم با صلح و صفا و صمیمیت و محبت و یکدلی پیوند میان روابط خود را محکم سازیم به خاطر حسادت، عداوت و دشمنی و....با نمامی و سخن چینی از دیگران پیوندهای جامعه اسلامی و روابط صمیمی بین خود را از بین ببریم.


منابع:
قرآن کریم
اصول کافی
میزان الحکمه
غررالحکم
بحارالانوار
فرهنگ دهخدا

9 دی از زبان رهبری

دی از زبان رهبری

 


روز نهم دی در تاریخ ماند. این جمله رهبر انقلاب اسلامی است. ایشان فتنه 88 را حاصل برنامه‌ریزی چندین ساله‌ی دشمنان و در ادامه‌ی قضایایی چون فتنه‌ی سال 78 تحلیل میکنند و راه‌حل علاج آن را حرکت عظیم مردمی همانند آنچه در 9 دی سال 88 اتفاق افتاد می‌دانند. از نگاه رهبر انقلاب روح دیانت حاکم بر دلهای مردم و توجه به فرهنگ عاشورا از خصوصیات مشترک حماسه‌ی 9 دی و حوادث دوران پیروزی انقلاب اسلامی است.


آیت الله خامنه ای حرکت 9 دی را عامل در هم پیچیده‌شدن بساط فتنه و فتنه‌گران و حادثه ای ماندنی در تاریخ معرفی می‌کنند.

آنچه در ادامه می‌آید گزیده‌ای از «روایت تاریخی حماسه 9 دی» در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است:

نه دی

برنامه‌ریزی ده ساله دشمن برای فروپاشی نظام اسلامی در سال 78 و 88

دشمنان ما تصور میکردند با رحلت امام، آغاز فروپاشی این نظام مقدس کلید زده خواهد شد. آنها خیال میکردند امام که رفت، بتدریج این شعله خاموش خواهد شد، این چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشییع جنازه‌ی امام، آن احساسات مردم، آن حرکت عظیم مردم در حمایت از کاری که خبرگان کردند، اینها را مایوس کرد. یک برنامه‌ریزی ده ساله کردند - این تحلیل من است، این به معنای اطلاع نیست؛ تحلیلی است که قرائن آن را برای ما اثبات میکند - ده سال بعد امیدوار بودند که نتیجه بدهد. سال 78 که آن حوادث پیش آمد، آن کسی که این حوادث را خنثی کرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال 78 مردم آمدند در خیابانها، توطئه‌ی دشمن را که سالها برایش برنامه‌ریزی کرده بودند، در یک روز باطل کردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز یک برنامه‌ریزی ده‌ساله بود تا سال 88 . به نظرشان فرصتی به دست می‌آمد. به خیال خودشان زمینه‌ها را آماده کرده بودند. مطالباتی هم مردم داشتند - مردمی که وابسته‌ی به نظامند، وفادار به نظامند - فکر کردند از این مطالبات بتوانند استفاده کنند؛ لذا آن قضایای سال 88 به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم کردند - البته فقط تهران را - دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول کنند. اینجا هم مردم آمدند توی میدان. بعد از آنکه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم دیدند که اینها حرف دلشان چیست، در روز عاشورا فهمیدند که اینها عمق خواسته‌هاشان تا کجاست، مردم عزیز ما به میدان آمدند و حماسه‌ی نه دی را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلکه در سراسر کشور، میلیونها نفر در روز نهم دی، بعد هم بلافاصله در بیست و دوی بهمن آمدند توی میدان، غائله را ختم کردند. این، هنر مردم است. درود به مردم ایران. درود به ملت مومن و مبارز و بصیر و آگاه ایران. ان‌شاالله به توفیق الهی، مردم همین راه را و همین خط را و همین آرمان را و همین عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد. 1390/03/14

حضور پرشور مردم؛ عامل شکست فتنه هجدهم تیر و فتنه 88

در فتنه‌ی هجدهم تیر، پنج روز بعد از اینکه فتنه‌گران فتنه‌ی خود را شروع کردند، مردم آن حرکت عظیم 23 تیر را، نه فقط در تهران، بلکه در سایر شهرها به راه انداختند. در فتنه‌ی 88، دو روز بعد از حوادث عاشورا، آن قضیه‌ی عظیم نهم دی به راه افتاد. همان وقت بعضی از ناظران خارجی که از نزدیک دیده بودند، در مطبوعات غربی نوشتند و ما دیدیم، که گفته بودند آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازه‌ی امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود. این را مردم کردند. حضور مردم اینجوری است. 1390/07/20

حرکت عظیم مردمی؛ تنها راه‌حل مقابله با فتنه 88

فتنه‌ی 88 تنها آن چیزی نبود که توی خیابان به وسیله‌ی تعدادی آدم دیده شد؛ این یک چیز ریشه‌داری بود، یک بیماری عمیقی درست کرده بودند، اهدافی داشتند، زمینه‌ها و مقدمات فراوانی برایش چیده شده بود، کارهای بزرگی شده بود و هدفهای بسیار خطرناکی دنبال این کار بود، که با این برخوردهای گوناگون سیاسی و امنیتی و اینها حل نمیشد؛ یک حرکت عظیم مردمی لازم داشت؛ که این حرکت، حرکت 9 دی بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنه‌گران را در هم پیچیدند. لذا حادثه‌ی 9 دی یک حادثه‌ی ماندنی در تاریخ ماست. من آن سال هم گفتم - پارسال بود یا پیرارسال بود - که این حادثه، حادثه‌ی کوچکی نیست. این حادثه، شبیه حوادث اول انقلاب است. این حادثه بایستی حفظ شود، بایستی گرامی داشته شود. 1390/09/21

روح دیانت حاکم بر مردم؛ نقطه مشترک 9 دی و حضور مردم در سال 57

در قضیه‌ی 9 دی سال 88 یک نکته اساسی است و آن نکته برمیگردد به هویت انقلاب و ماهیت انقلاب. یعنی همان روحی که حاکم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظیم بی‌نظیر تاریخی در سال 57، همان روح در ماجرای 9 دی نشان داده شد؛ کمااینکه در قضایای گوناگون دیگر هم نشان داده شده، لیکن در 9 دی به شکل بارزی نشان داده شد؛ به طوری که جای انکار و تردید و تامل برای هیچ کس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و دیگران باقی نگذارد. آن روح چه بود؟ روح دیانت حاکم بر دلهای مردم بود. 1390/09/21

در فتنه‌ی هجدهم تیر، پنج روز بعد از اینکه فتنه‌گران فتنه‌ی خود را شروع کردند، مردم آن حرکت عظیم 23 تیر را، نه فقط در تهران، بلکه در سایر شهرها به راه انداختند. در فتنه‌ی 88، دو روز بعد از حوادث عاشورا، آن قضیه‌ی عظیم نهم دی به راه افتاد

توجه به فرهنگ عاشورا؛ خصوصیت مشترک 9 دی و حوادث اول انقلاب

یکی از خصوصیات دیگری که در حادثه‌ی 9 دی هست، که باز آن را کاملا به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئله‌ی عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرم پیش آمد و امام آن نکته‌ی عظیم عجیب تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». این حرف کوچکی نیست: پیروزی خون بر شمشیر. ماها عادت کرده‌ایم، این حرفها را هی تکرار میکنیم؛ کانه عمقش گاهی از یادمان میرود. خون بر شمشیر پیروز میشود، مظلوم بر ظالم فائق می‌آید، کشته بر کشنده فائق می‌آید؛ این همان چیزی است که در عاشورا پیش آمد. امام این را در محرم سال 57 مطرح کردند، در قضیه‌ی 9 دی هم باز پای امام حسین در میان بود، پای عاشورا در میان بود. اگر آن حرکات سخیف و در واقع گریه‌آور از سوی این گروه‌های ایضا سخیف، در عاشورا پیش نمی‌آمد، این حرکت عظیم و این تحرک عمومی مردم معلوم نبود به این شکل به وجود بیاید. اینجا هم پای عاشورا در میان بود. 1390/09/21

موضع‌گیری صریح در مقابل اهانت به امام حسین(ع)؛ نشانه روشن‌بینی مردم

می‌بینید مردم پایبندی‌شان به مسائل دینی و ارزشهای معنوی بیشتر شده است. کی در کشور ما این همه جوان در مراسم معنوی شرکت میکردند؛ در مراسم عبادی ماه رمضان، در روز عید فطر؟ این اجتماعات عظیم، این روشن‌بینی مردم در زمینه‌ی مسائل سیاسی سابقه نداشته است. بعد از اهانتی که در روز عاشورای سال 88 به وسیله‌ی یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز 9 دی توی خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنی ابراز کردند. دستهای دشمن و تبلیغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دینی عقب بنشاند، بلکه روزبه‌روز این احساسات تندتر و این معرفت عمیق‌تر شده است. 1389/07/27

بخش سیاست تبیان

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای

9 دی روز دفن فتنه

فتنه 88 که بر اساس نقشه بیگانگان و عناصر داخلی آنان در کشور براه افتاد؛ بعد از حرمت شکنی روز عاشورا و با اعتراض و بیداری توده های ملت ایران در روز نهم دی ماه خاموش گردید. و نهم دی روز به پاخواستن ملت برای حمایت از ارزش های دینی خود، در تاریخ ایران برای همیشه ثبت شد.

 


9 دی

میرحسین موسوی و فرقه‌ سبز وی كه از 23 خرداد 88 به مناسبت های مختلف در اعتراضاتی فاقد منطق نسبت به نتایج انتخابات، معترض بودند

پس از حوادث تلخی كه در روز قدس(روزه خواری و بی احترامی به ماه مبارك رمضان همراه با شعار نه غزه نه لبنان)، 13 آبان(سر دادن شعار مرگ بر روسیه به جای مرگ بر آمریكا) و 16 آذر(اهانت دردناك به تمثال مبارك نایب امام زمان(عج) و احیاگر اسلام حضرت امام خمینی) آفریدند، فاجعه بزرگ و تلخ 6 دی(روزعاشورا) را آفریدند. آنها در این روز عظیم كه روز عزای تمام عالم در سوك شهادت مظلومانه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفای شان است، مرحله بعدی قداست‌شکنی خود را که در دوره  2 خرداد و پس از آن، به صورت تئوریک در قالب جملاتی چون «عاشورا نتیجه تندروی پیامبر و علی در جنگ بدر بود»؛ «عصمت پیامبر و اهل‌بیت زیر سوال است»؛ «جایگاه الهی برای اهل‌بیت، ناشی از تفکر شیعه غالی است»؛ «من حتی امام حسین را هم استیضاح می‌کنم» و «سوك حسین، مانند سوك سیاوش است» ظاهر نموده بودند، این بارعملا با به آتش کشیدن خیام عزاداری اهل‌بیت علیهم السلام، جسارت شنیع به پرچم‌های منقش به نام مبارک حضرت سید‌الشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل‌العباس(ع)، حمله به عزاداران و نمازگزاران ظهر عاشورا و سنگ باران و آجرباران كردن آنها، چادر كشیدن از سر زنان محجبه ای كه به هیئات عزاداری سید و سالار شهیدان می رفتند و بر زمین كوفتن و زخمی كردن آنها و هلهله و شادی و زدن بوق‌های ممتد، آن کردند كه همگان می دانند.

اینها به‌زعم خود می‌خواستند در عاشورا، کار نظام را یکسره کنند و با بلاهت تمام، تصور می‌کردند مردم ولایتمدار ایران هم راضی به اهانت به امام غریبشان هستند!! آن افراد ضد ارزش های ملت به ولایت فقیه جسارت ها روا داشتند و مذبوحانه به عمود خیمه انقلاب اسلامی با شعارهای شان توهین می كردند.

عزاداری اهل‌بیت علیهم السلام، جسارت شنیع به پرچم‌های منقش به نام مبارک حضرت سید‌الشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل‌العباس(ع)، حمله به عزاداران و نمازگزاران ظهر عاشورا و سنگ باران و آجرباران كردن آنها، چادر كشیدن از سر زنان محجبه ای كه به هیئات عزاداری سید و سالار شهیدان می رفتند و بر زمین كوفتن و زخمی كردن آنها و هلهله و شادی و زدن بوق‌های ممتد، آن کردند كه همگان می دانند

محمدمحسن سازگارا، پادوی دفتر جورج دبلیو. بوش، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، پیش از «عاشورای سبز»(!) درباره برنامه‌های فرقه موسوی می‌گفت: «روز عاشورا، یک مسیر واحد در هر شهر قرار است اعلام شود، تا همه ما آنجا برویم و جمعیت میلیونی[!] خود را نشان دهیم. همچنین از ظهر عاشورا تا شام غریبان در خیابان‌ها نشسته و با یک بسیج عمومی دست به تعطیلی[!] عمومی در کشور می‌زنیم».  روز عاشورا که همیشه تعطیل است و جمعیت میلیونی معترضان سبزپوش نیز به هزار نفر هم نمی‌رسید؛ اینها از نشانه‌های حماقت ذاتی دشمنان این ملت است که دچار خودبزرگ‌بینی‌اند.  اما آیا واقعا طراحان این سناریوی كثیف و فجیع، خشم مقدس عزاداران حسینی را نادیده گرفته بودند؟ این حرکات مذبوحانه شکنندگان حرمت امام مظلوم(ع) البته در میان فرقه دستساز انگلستان «وهابیت صهیونیستی»، خوشبینانه_ابلهانه_ با توهم سقوط نظام تصور شد!

9 دی

روزنامه وهابی «الحیات» عربستان كه البته در بیروتمنتشر می شود، با ذوق‌زدگی از اهانت عده‌ای اراذل و اوباش نوشت: «آشکار است نظام شیعه ایران در حال سرنگونی است و هیچ گزینه‌ای جز تسلیم در برابر مخالفان، پیش ‌رو ندارد»(!) روزنامه «ریاض» چاپ سعودی نیز به انعکاس اهانت به حضرت سیدالشهدا(ع) در تهران پرداخت و مدعی درگیری میان شیعیان بر سر اعتقادات شد! اما حماسه عظیم و 50 میلیونی «9 دی» تومار این توهمات را با شدت تمام در هم پیچید؛ این روز هم از نظر کمیت و هم از حیث کیفیت، بی‌شک پرشورترین روز تاریخ جمهوری اسلامی بود. این راهپیمایی، آنچنان عظیم بود که سران فتنه دست و پای خود را گم کردند و با وجود درک اندکشان از معادلات سیاسی، متوجه شدند هرگاه این مردم حس کنند فرد یا جریانی اعتقادات‌شان را آماج اهانت‌های خود قرار داده‌اند، با حضور میلیونی،‌ مهر «باطل شد» بر پیشانی آنها می‌زنند. 9 دی همه ایرانیان آمدند. آنها آمدند تا باز هم بگویند و فریاد كنند،‌اهل كوفه نیستند. آمدند به حرامیان ثابت كنند هرگز حاضر نیستند لحظه ای از امام حسین(ع) و رهبر حسینی شان جدا شوند. 9 دی روز تولد مجدد انقلاب بود؛ در این روز انقلاب اسلامی بار دیگر عزت و شكست ناپذیری اش را به رخ كسانی كشید كه در خواب های پریشان و بی تعبیرشان، سقوطش را می دیدند!! عشق حسین علیه السلام كه در دلهای ملت بصیر ایران موج می زد، در نهم دیماه كاری با توطئه گران و فتنه جویان كرد كه هرگز آن را فراموش نخواهند كرد. 9 دی روز تثبیت مجدد انقلابی شد كه دلهای مستضعفان و آزادگان دنیا برایش می تپد؛ دلهایی كه 8-7 ماه با نگرانی حوادثی را كه عده ای پشیمان از انقلاب كه سجده شان دیگر به جای آنكه برای خدا باشد، برای كاخ سیاه شیطان بزرگ در واشنگتن بود،آفریدند دنبال می كرد. و در پایان، 9 دی روز زمینه ساز بیداری اسلامی منطقه و واژگونی عمال دست نشانده آمریكا و رژیم صهیونیست شد.

شایسته است در خاتمه بخشی از فرمایشات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای را درباره این روز حماسی و تاریخی؛ یوم الله 9 دی آورده و مطلب را با این فرمایشات گهربار، متبرك كنیم.

روزنامه وهابی «الحیات» عربستان كه البته در بیروتمنتشر می شود، با ذوق‌زدگی از اهانت عده‌ای اراذل و اوباش نوشت: «آشکار است نظام شیعه ایران در حال سرنگونی است و هیچ گزینه‌ای جز تسلیم در برابر مخالفان، پیش ‌رو ندارد»(!)

* در شرایط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام می كند؛ هیچ وقت نمی گذارد مردم از خداى متعال، طلبكار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. مهم این است كه انسان این مجاهدت را بكند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او كمك میكند. 19 دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، 9 دىِ آحاد مردم كشور(سال 88) از همین قبیل است. حركت عظیم روز چهارشنبه‌ نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. 9 دى با 10 دى فرقى ندارد؛ این مردمند كه ناگهان با یك حركت كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكیل داد؛ یعنى برخاسته از بصیرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه‌ مجاهدانه است، روز 9 دى را هم متمایز می كنند. روز 9 دىِ در تاریخ ماند؛ این هم یك روز متمایزى شد. شاید به یك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست، این حركت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فكر میكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على علیه السّلام را مى‌‌‌بیند. این كارها كارهائى نیست كه با اراده‌‌‌‌ امثال ما انجام بگیرد؛ این كار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور كه حضرت امام رحمة الله علیه در یك موقعیت حساسى كه من بارها این را نقل كرده‌‌‌‌ام  به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.

9 دی

فرمایشات در دیدار مردم قم/ 19 دیماه 88***

* اگر آمریكائى‌ها و انگلیسى‌ها و صهیونیست ها، (در دوران فتنه) می توانستند نیرو وارد خیابان هاى تهران بكنند، یقین بدانید می كردند. اگر برای شان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان كه می خواهند، هدایت كنند، می كردند. منتها می دانستند این كار به ضررشان تمام می شود. تنها كارى كه می توانستند بكنند، این بود كه در صحنه‌ تبلیغات، در صحنه‌ سیاست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمایت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى مستكبر در این قضیه وارد میدان شدند؛ اغتشاشگران خیابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن می خواهند موجودیت خودشان را نشان بدهند، ملت ایران نامیدند؛ شاید بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق میل خودشان است، در افكار عمومى دنیا و كشورمان تصویر و ترسیم كنند؛ اما شكست خوردند. قوى‌ترین و آخرین ضربه را ملت در روز 9 دى و 22 بهمن وارد كرد. كار ملت ایران در 22 بهمن، كار عظیمى بود؛ 9 دى هم همین جور. یكپارچگى ملت آشكار شد. همه‌ كسانى كه در عرصه‌ سیاسى به هر نامزدىرأى داده بودند، وقتى دیدند دشمن در صحنه است، وقتى فهمیدند اهداف پلید دشمن چیست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آنها خوشبین هم بودند، تجدید نظر كردند؛ فهمیدند كه راه انقلاب این است، صراط مستقیم این است.

فرمایشات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی علیه آلاف التحیة و الثناء/ اول فروردین 1389***

* راهپیمائى مردم در 22 بهمن با همه‌ عظمتى كه دارد یك كار متعارف است، یك كار روان‌شده است، شناخته‌شده است، توقع است كه انجام بگیرد و انجام می گیرد؛ 23 تیر در سال 78، یك كار متعارف نبود، یك كار متوقع نبود؛ كار 9 دى ماهِ هم همین جور بود. شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ مناسب و مورد نیاز؛ این اساس كار است كه مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن كارى را كه باید انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. یكى از قله‌هاى فراموش نشدنى، 9 دى بود.

در شرایط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام می كند؛ هیچ وقت نمی گذارد مردم از خداى متعال، طلبكار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. مهم این است كه انسان این مجاهدت را بكند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او كمك میكند

فرمایشات در دیدار اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى/ 29 دیماه 88***

* روز نهم دى شما دیدید در این كشور چه اتفاقى افتاد و چه حادثه‌اى پیش آمد. دشمنان انقلاب كه همیشه سعى می كنند  راهپیمائى‌هاى میلیونى را بگویند چند هزار نفر آمده‌اند - تحقیر كنند، كوچك كنند - اعتراف كردند و گفتند در طول این بیست سال، هیچ حركت مردمى‌اى به این عظمت در ایران اتفاق نیفتاده است؛ این را نوشتند و گفتند. آن كسانى كه سعى در كتمان حقایق درباره‌ جمهورى اسلامى دارند، این را گفتند. علت چیست؟ علت این است كه مردم وقتى احساس می كنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مى‌آیند توى میدان. این حركتِ ایمانى است، این حركتِ قلبى است؛ این چیزى است كه انگیزه‌ خدائى در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست اراده‌ الهى است؛ این چیزها دست من و امثال من نیست. دل ها دست خداست. اراده‌ها مقهور اراده‌ پروردگار است. وقتى حركت خدائى شد، براى خدا شد، اخلاص در كار بود، خداى متعال اینجور دفاع می كند. لذا می فرماید: «انّ اللَّه یدافع عن الّذین آمنوا».

فرمایشات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروى هوایى ارتش جمهوری اسلامی ایران/ 19 بهمن 88 ***

محمدمهدی تقوی

بخش سیاست تبیان

حماسه 9 دی

نوشتم دیروز که جز «9 دی» عمری به تلویح گذشت. نهمین روز دی‌ماه سال هشتاد و اشک از حنجره‌مان به صراحت فریاد زدیم، اگر 22 بهمن 57 روز پیروزی جمهوری اسلامی بود اما 9 دی 88 روز مهم‌تری است. از آنرو که معلوم آمد در این روز انقلاب اسلامی شکست‌ناپذیر است. 22 ‌بهمن مظهر ولایت‌پذیری ما و نشانه سلم ما بود و 9 دی آینه برائت ما از سران کفر و فتنه و نفاق و نشانه حرب ما با غریبه‌ها بود که شعار خود را از حلقوم بریده‌ها سر می‌داد. اوباما با ما غریبه است و اصحاب فتنه از ما، از امام و از انقلاب اسلامی بریده‌اند؛ از ولایت‌فقیه بریده‌اند. ما هم از ایشان بریده‌ایم. بیزاریم ما از سران فتنه. حال ما از مهندس از کروبی از خاتمی به‌هم می‌خورد و این وسط خواص بی‌بصیرت لابد بیمارند که دمی با پزشک خلوت می‌کنند و آنی همدست می‌شوند با میکروب‌های سیاسی. اما 9 دی، ما با هر آنکه باید برای همیشه انقلاب اسلامی تصفیه حساب کردیم. ما آبرو باقی نگذاشتیم در 9 دی برای کسانی که به جای اعتکاف در شعاع نور ماه، پرسه در مه می‌زنند.
22 بهمن 57 اگر روز پیروزی انقلاب اسلامی بر طاغوت بود، 9 دی 88 روز مهم‌تری است. آن را می‌نویسم «بود» اما این را می‌نویسم «است» چرا که از این پس هر روز برای ما 9 دی است. 9 دی 88، جمهوری اسلامی انقلابی بر جمهوری اسلامی قلابی برای همیشه به پیروزی رسید. جمهوری اسلامی که در راس آن ولایت‌فقیه نباشد، عینا نظام طاغوت است. ما به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد اما فقط به شرط ولایت‌فقیه رای «آری» دادیم. اگر12 بهمن 57 به خمینی با حضور تاریخی خود از فرودگاه تا بهشت‌زهرا «آری» گفتیم و اگر 14 خرداد 68 بیعت کردیم با خامنه‌ای، در 9 دی 88 «نه» گفتیم به دشمنان مشترک خمینی و خامنه‌ای. با این همه 9 دی 88 ریشه در 22 بهمن 57 دارد، همچنان‌که «لا‌اله» ما ریشه در «الا‌الله» دارد. «لا» گفتن ما به ابلیس، به «نعم» گفتن ما بازمی گردد به خدا. اما سوگند به همین خدا تا جمرات سه‌گانه کفر و نفاق و فتنه را «رمی» نکنی، نمی‌توانی طواف کنی کعبه ولایت را. پس نه فقط نماز بی‌ولایت بی‌نمازی است که نماز بی‌برائت هم بی‌نمازی است که حب علی بی‌ بغض معاویه بی‌فایده است و فقط به کار خلسه دراویش می‌آید. نظامی که بعد از 22 بهمن 57 سر کار آمد جمهوری اسلامی بود اما بعد از 30 سال شجره طیبه جمهوری اسلامی نیاز مبرم به هرس داشت. 9 دی 88 فرزندان انقلاب اسلامی بریدند تک و توک شاخ و برگ‌های زائد این درخت را. 9 دی 88 روز حجامت جمهوری اسلامی بود و همچون 22 بهمن 57 در زمستان، بهاران آمد. بهار فصل حجامت است. خون‌آلوده، میکروب سیاسی و گلبول‌های خاکستری صفت که یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنند، تصفیه شدند از خون سرخ انقلاب اسلامی. اگر 26 دی 57 شاه از این کشور رفت، 9 دی 88 آبروی شب‌پرستانی رفت که با حضرت ماه دشمنی کردند. ورشکسته کردیم ما آنان را ‌که باید. 22 بهمن 57 روز بعثت دوباره محمد‌(ص) بود؛ روز برانگیخته شدن خمینی و 9 دی 88 روز تثبیت ولایت مستمر «علی» بود و روز «نه» گفتن به دشمنان سیدعلی. ما در 14 خرداد 68 با خامنه‌ای بیعت کردیم اما 9 دی اعلام برائت کردیم از دشمنان خامنه‌ای. 9 دی دیر اتفاق افتاد اما دیر یا زود باید اتفاق می‌افتاد. 9 دی حرف حساب ما این بود؛ تا ظهور بقیهًْ‌الله، جز جانشین روح‌الله؛ حضرت ماه، علمداری برای انقلاب اسلامی متصور نیست. 22 بهمن 57 و 9 دی 88، 2 روی یک سکه‌اند. حالیا! جمع 22 و 57 می‌شود 79 و جمع 9 و 88 می‌شود 97 و مگر 97 را از آن طرف بخوانی 79 نمی‌شود؟! حالیا! باری پیش از این گفته بودم: «خ» و «میم» و «یا» و «نون» و «یا» در خمینی و خامنه‌ای مشترک است. یعنی من هر وقت می‌نویسم خامنه‌ای، در دل خود خمینی هم دارد اما خامنه‌ای یک «الف» یک «ها» از خمینی بیشتر دارد که روی هم می‌شود «آه»... و ما در یوم‌الله 9 دی 88 حرف حساب مان این بود: اجازه نمی‌دهیم آه حضرت ماه گره بخورد به سینه چاه. ما اگر بودیم «علی» تنها نمی‌ماند. ما اگر بودیم سر شمر را می‌بریدیم. ما یک ملت مالک‌اشتریم، فرزندان عباس. ما اختیار نفس‌مان زودتر از جناب مختار دست‌مان است. ما قبل از آنکه 200 کلاهک هسته‌ای اسرائیل و 2500 ماهواره جاسوسی آمریکا بخواهند غلطی کنند، قبل از آنکه شیاطین کفر و نفاق و فتنه بخواهند غلطی کنند، مختار نفس خود شدیم. ما از «این عمار» توبه کردیم و مختار از «راس‌الحسین» و «کف‌العباس». ما از قوم حجاز بهتریم، که خمینی گفت و از بسیجیان نسل قبل هم بالاتریم و اگر امری پیش آید و کربلایی در کار باشد، از ایشان پرشورتریم که خامنه‌ای گفت. خامنه‌ای برای ما با یک تفاوت اساسی خمینی دیگر است؛ ما اجازه نمی‌دهیم به این یکی امام هم جام زهر بدهند که ما در 9 دی 88 قطعنامه‌ای نپذیرفتیم. آنان‌که پرسه در مه می‌زدند، بی‌خود پا درمیانی می‌کردند. اینجا افغانستان نیست که لویی‌جرگه بخواهد. ما اینجا وصیتنامه شهدا را داریم و بر اساس همین قانون اساسی اعلام می‌کنیم که دوره جام زهر گذشته که تاریخ را برای «عبرت» می‌خوانند و نه برای «تکرار». ما نهج‌البلاغه را می‌خوانیم که سیدعلی را تنها نگذاریم. 22 بهمن 57 روز پیروزی قرآن بود و 9 دی 88 روز فتح نهج‌البلاغه. 9 دی 88 فتح الفتوح بسیجیان خامنه‌ای است. 9 دی 88 عاشورای فارسی است و خیابان انقلاب اسلامی بین‌الحرمین ما است که یک سویش به میدان امام حسین‌(ع) ختم می‌شود و دیگر سویش به میدان آزادی. 9 دی، عاشورا به تاریخ هجری خورشیدی است و ماه و خورشید در این روز فقط و فقط در آسمان می‌درخشند، نه بر روی نیزه. ما در 9 دی 88 کاری مهم‌تر از پدران‌مان کردیم در 22 بهمن 57. ما بر مسجد ضرار پیروز شدیم، نه بر میخانه قمار. ما در 9 دی 88 کاری مهم‌تر از پدران‌مان کردیم در والفجر 8 که شهدا اگر از عرض وحشی اروند که روزی 2 بار جزر و مد داشت، رد شدند، ما از طول سایت‌هایی رد شدیم که آنی 2 بار آپ می‌شدند. ما در 9 دی 88 کاری مهم‌تر از پدران‌مان کردیم در کربلای 5 که طرف حساب‌مان بعثی‌ها نبودند، بعضی ها بودند که با امام و این اواخر با «آقا» زیاد عکس داشتند؛ فتنه پیچیده بود ولی نه به اندازه بصیرت ما. ما در 9 دی 88 کاری مهم‌تر از پدران‌مان کردیم در مرصاد که در مقایسه با منافقین کنونی صدرحمت (نکته‌گیران «لعنت» بخوانند!) بر مریم قجر عضدانلوی ابریشمچی رجوی که مثل نامرد به براندازی نظام فکر کنی، هزار بار شرف دارد که به جمهوری اسلامی قلابی بیندیشی. جمهوری اسلامی قلابی یعنی همان که «آقا» گفت؛ کاریکاتوری از انقلاب اسلامی. آقای موسوی! این بار به جای نقاشی، داشتی کاریکاتور می‌کشیدی و ما در 9 دی قلم ناپاکت را زدیم شکستیم. اگر مردی، حالا برو بکش! الان وقت کشیدن است! ما به تو اجازه نمی‌دهیم کاریکاتور بکشی، می‌خواهی بکشی، همان به که چون بختیار!... و من چنان با کلماتم تو را محاکمه می‌کنم که اصلا نیازی به قوه‌قضائیه نباشد. تو نخست‌وزیر امام نیستی، که نخست‌وزیر را رئیس‌جمهور تعیین می‌کند که رئیس‌جمهور هم فرد دیگری مدنظرش بود. گذشت آن دوران که مثلث جام زهر با فشار، تلخ کند کام امام مسلمین را. آقای خاتمی! خجالت نکشیدی «الله‌اکبر» را جورج سوروس بر دهانت گذاشت؟! یادت هست آخرین سال رئیس‌جمهوری‌ات گفتی؛ از اردوگاه اصلاح طلبان صدای پای دشمن می‌شنوم؟! آهای سران فتنه! ما در فتنه 88 از حلقوم شما صدای دشمن می‌شنیدیم. اف بر شما و بروید دعا کنید به خامنه‌ای، که اگر نبود که امر نکرده ما را، ما را با شما معامله دیگری بود. از دیگر سران فتنه همین جناب اندیشمند فارین پالیسی است. شیخ بیسواد! سروش با یک من سیریش به ملاصدرا نمی‌چسبد، بی‌خود تف‌مالی نکن! از همین حالا نوبل مال تو! سروش هیهات که ملاصدرای زمان باشد اما تو شک نکن که ملانصرالدین عصرمایی! مجموعه‌ای از اظهار کرامات تو با مزه‌ترین لطایف روزگار ماست. کاش کسی تدوین کند این کتاب را. پرفروش‌ترین کتاب سال می‌شود! از 4 نفر پنجم شدی، به چه چیزی اعتراض داری؟! به جای نظام به آرای باطله تهمت تعرض بزن! تقصیر ما نبود. اصلا به ما چه که اگر میزان نه رای مردم، که رای اعضای حزب اعتماد ملی هم بود، باز تو رئیس‌جمهور نمی‌شدی؟ فقط شاید از آرای باطله کمی بیشتر می‌شدی! هر کسی در این مملکت ادای اوباما را دربیاورد و شعار «تغییر» دهد، مشمول «قاعده تغییر در نظام آفرینش» می‌شود و از ملت سیلی محکم می‌خورد و در 9 دی، ملت سرخ کرد صورت سران فتنه را. چه کنیم که مصلحت و یا هر چه، به رسانه محترم ملی (چه با ملاحظه شده‌ام من!) اجازه نداد همه شعارهای ما از صدا و سیما پخش شود. رسانه ملی فقط سیمای ما را در 9 دی نشان داد؛ صدای ما را درست پخش نکرد. بگذریم که لنز دوربین هم نتوانست درست نشان دهد سیمای عاشورایی ما کفن‌پوشان را. ما از رسانه ملی سیمای خود را کمی تا قسمتی دیدیم اما صدای خود را نشنیدیم. «لعن علی عدوک یاعلی» را و خیلی از شعارهای خود را نشنیدیم. اگر صدای ما هم اندازه بازی رئال مادرید و بارسلونا برای بعضی‌ها مهم بود، اگر صدای ما هم «زنده» پخش می‌شد، حتی اگر با تاخیر اما رسا پخش می‌شد و اگر سانسور نمی‌شد، موسوی غلط می‌کرد بازهم بیانیه بدهد. این است اوج مظلومیت ما و اوج محجوب بودن ما. این است درد ما که چقدر مظلوم است یوم‌الله ما. چه مظلوم و مقتدر و متواضع و مغرور و خاکی و باشکوه است این 9 دی... گفت: «ما زخم خوردگان تیره‌ترین و سردترین و بلندترین شب‌های جور بودیم. ما شلاق‌خوردگان یلدای ستم بودیم»... 9 دی شعاع فجر ما بود. در 12 بهمن 57 سخن از «تراکم جمعیت» استقبال‌کنندگان از امام بود ولی در یوم‌الله 9 دی 88 سخن باید از «جمعیت متراکم» فرزندان روح‌الله گفت که در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان کارگر، میدان امام حسین(ع)، میدان ولیعصر(عج)، خیابان آزادی، میدان فردوسی جای سوزن انداختن نبود. بلیزر حامل امام اگر آنجا بود، اصلا تکان نمی‌خورد. 12 بهمن 57 اگر «راه پیمایی» بود، 9 دی 88 اما «ماه پیمایی» بود که به عشق حضرت ماه، ما آمده بودیم؛ کمی تا قسمتی هم به طمع ساندیس... آری؛ «من اعتراف می‌کنم و افتخار می‌کنم که حکومت به ما ساندیس داد و من چون روزه بودم «نی» اش را نگه‌داشتم تا در روضه علی‌اصغر در آن بدمم؛ بشنو از نی. من نی‌ام را درون ساندیس نکردم، فروکردم در چشم رئیس‌جمهور آمریکا و از حرمله انتقام گرفتم. ساندیس من آب سیب بود. دادم به رباب تا طفل 6 ماهه‌اش را سیراب کند. رئیس‌جمهور آمریکا با ما نیست. او با ما نیست با سران فتنه است. با آن بیسواد که مردم گفتند «عامل دست موساد». خانم کلینتون! ساندیس جمهوری اسلامی الکل ندارد که 100 دلار آب بخورد؛ از شیر مادر حلال‌تر است. 150 تومان است (نمی دانم بعد از طرح هدفمندی، قیمت ساندیس مشمول اصل تغییر در نظام آفرینش شده یا نه؟!) که مش رجب 10 تایش را می‌فروشد هزار تومان. سران فتنه کوکاکولا می‌خورند که گازش اشک‌آور است و اشک کودکان فلسطینی را درمی‌آورد. نتانیاهو با سران فتنه است، فتحی شقاقی شهید با ما. علی عبدالله صالح (گاهی که متن «من مستاجر نیستم، خانه ام بیت رهبری است» را می‌خوانم، فکر می‌کنم که این مردک چه بی ربط است با اسمی که دارد؛ نه «علی» است، نه «عبدالله» و نه «صالح»... کدام صالح، کدام صلح، کدام اصلاح طلب؟...) با سران فتنه است، حسن نصرالله با ما است. چشم اسرائیل کور! حکومت به ما تی‌تاب هم داد...»

ميثاقي دوباره

سا لروز امامت امام زمان(عج)هئیت علی اکبر(ع)شهرک فرارت

به بهانه نهم ربيع الاول، آغاز ولايت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

اي خداي عهدهاي ناگسستني!
قدم‌هامان را براي صداقت و ثبات، سرپنجه‌هامان را در تعهد و وفا و قلب‌هامان را در سرشاري مدام از مهرش مدد فرما.
اي خداي ميثاق‌هاي ماندني!
اطمينان ما را به او و يقينمان را به وثوقش بيافزاي. از ما شمشير زناني ساز كه نه در داغ خرما پزان، نه در سوز برف‌ريزان و نه در پوسيدگي پاييز، ربيع با طراوتش را با هيچ متاعي معامله نكنيم.
اي خداي قول‌هاي از ياد نرفتني!
بد عهدي ما را سبب‌ساز شكستگي‌مان مخواه و ناسپاسي‌هايمان را سبب سوز تَرَحُّمش مكن. به ما بفهمان كه نقض هر پيماني پس از او رواست و حالي‌مان كن كه قرار عاشقي همواره پا برجاست. ما را از مصالحه بر سر او باز دار و پايمان را گام‌زن كوچه‌اش بدار «و اقرن ثارنا بثاره».[1]
صلي الله عليك يا عزيز!
مرا درياب كه بوران، مرا از مرصد تصويرت دور انداخته است و ديده‌ام سوي آمدنت نمي‌شناسد، تا سياهي خود به پايش سپيد كند. مرا درياب تا ناقوس رهاييم را از قيد تو فرياد نزند، تا براي دمي آسودنت، حسرت به دل نمانم. مرا درياب كه در اجتهاد طاعتت شكست خورده­ام و بگذار تكاپو از سربگيرم. مرا درياب كه پابند هركه شدم از سرخويش بازم كرد و حالا راه برگشت را هم نمي‌دانم.
كوچك بودم؛ تنها قدمي آن طرف برايم پيدا بود؛ اما تو تا عمق افق را مي­ديدي؛ روي زانو مي­نشستي و برايم از نورستانت مي‌گفتي؛ خلعت خدمتت را در برم كردي؛ اما وقتي راه مي­رفتم به خاك مي­كشيد و من كوتاه بودم؛ زود بود برايم انگار، اما تو مي‌دانستي روزي قد مي‌كشم و آستين نصرت، از سرپنجه­ام پيش نمي­ماند و من هنوز هم كوتاهي‌هاي امروز را مي‌بينم و نمي‌فهمم. اگر دلهره‌هاي تو نباشد همين ردا به پايم مي‌پيچيد و زمين مي‌خورم. بگذار شكوفه شكوايم بر شمشاد نيوشايت جوانه زند؛ بعد هر چه مي‌خواهي ملامتم كن. بگذار لب برچيده‌ام، بغض‌هاي فروخورده را بيرون بكشد، آن وقت اگر رغبت مرا نكردي بيرونم انداز. مرا با تو سخني هست.
اگر از رنجيدنت امانم مي‌دهي مي‌گويم حس مي‌كنم دلت را زده‌ام و پايم دارد از ميهمانيت مي‌برد. دروغ نمي‌گويم حالا كه از زشت‌رويي‌ام بري شده‌اي، عتابت را لمس مي‌كنم، مي‌فهمم. اكنون كه ماتم گرفته‌اي و مدام محزوني، ولي من نيز مدعاي دروغين ندارم. نمي‌گويم اگر با هم از يك كوچه بگذريم، تنها رد پاي تو به جا مي‌ماند؛ لاف وفا نزده‌ام؛ يقين كرده‌ام كه هر سر تراشيده‌اي رسم قلندري نمي‌داند، هر شب‌گردي دل‌شدگي را تجربه نكرده است. من اگر سنگ تو را به سينه زده‌ام، اگر وقت و بي‌وقت عريضه برايت نوشتم، اگر نام تو را از نامردمان كتمان كرده‌ام، همه از شوري است كه از حقيقت مهر تو برآشفته؛ همه‌اش از وفور آن سر زندگي است كه از نفس‌هاي عميقم در ياس‌خانه‌ات دارم؛ نه براي از كسي جز تو حتي مرحبايي طلبيدن. مرا با تحويل نگرفتنت تأديب نكن. باوركن من از روي حماقت است كه خويش را به تغافل مي‌زنم، نه از سر تمرد. به من حق بده، كسي را در دربارت ندارم، يك سكه هم در توشه بارم نيست براي خريدن نازت؛ يا انيس! مي‌ترسم از آينده‌اي كه در هواي مه‌آلوده تقدير گم شده هراس دارم. نكند مرا محكوم كني به از دست دادنت نكند نابود شوم با هبوط از نينوايت.
صلي‌ الله عليك يا عشق!
پاي بركه‌‌ات قرارمان براي وعده‌اي كه داده‌اي برايم عقدي از ثريا برچين تا عقدمان در نور مستور بماند. باغت اگر لاله داشت بياور تا شمعدانش كنيم آينه‌اي هم تا اگر نتوانستم خيره‌ات شوم عكست را چشم انداز تماشا كنم. برقع از روي بينداز؛ نقاب از چهره برگير و شكوه هويدا كن. تو با سركشي چون من، عقد اخوت نبسته‌اي، اما من روزي هزار بار بربنوت خويش سوگند خورده‌ام. تو من سياه‌كار و مسئ را نمي‌پسندي. اما من همه جا را گشته‌ام و تو محسن را گزيده‌ام. بيا اكنون كه سپيده از فراز شانه شب سَرَك مي‌كشد با من سر سفره‌اي كه با سليقه خودم چيده‌ام ميثاقي بدار. بيا و مرا از غُل و زنجيرها با بيعت خويش ابتياع كن. بيا از قفايم بگير و به مرزهاي خودت بسپار. مرا با حلقه ياس كه دستم مي‌كني متحول كن، زير و رويم ساز. مي‌خواهم آدم ديگري شوم. مي‌خواهم بلندم كني و راهم اندازي. تو هماني كه من مي‌خواهم بي‌‌تا‌بي بديل بي‌نظير؛ «رضيتك يا مولاي اماما و هادياً و ولياً و مرشداً لا ابتغي بك بدلاً».[2]
اگر آن پيمان زرين و عهد عتيق نبود كه ديروز در عالم ذر بستيم، كجاي امروز خبراز جستاري عاشقانه بود؟ گفتند به ربوبيت اقرار كنم و گردن بگذارم طاعت تو را آن دم كه پذيرا شدم. لؤلؤ شاهوار ولايت را پيشم به وديعت دادند. چه نفرين شدگانند آنان كه نقض ميثاق كنند. به راستي عاقبتي را برايشان رقم نزده‌اند جز خانه‌هايي كه از آن سعير زبانه مي‌كشد. وقتي عهدت مي‌شكنند كامت تلخ مي‌شود. با هريك نفري كه ابليس از ركابت مي‌ربايد، خيمه‌هاي سپيد سپاهت تنك‌تر مي‌شود. چيست دشواري اين معاهده كه غربال گون خبيث را از طيب تميز مي‌دهد؟ سختي‌اش به تحمل طعنه‌هاست. به قناعت در غناي تو را داشتن و از جرگه غلامانت عزلت نگزيدن. تهمت ديوانگي شنيدن و سنگ طفلان خوردن به خويشتن را پاي تو پير كردن و حيات را وسيلة مواسات تو دانستن ... و سر اين شدايد را تنها آناني درخواهند يافت كه لب به لب مودّت تو تر كرده باشند. (إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا اْلأَلْبابِ الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاقَ).[3]
كسي كه مي‌انديشد ستودن تو آسودگي دارد، بيايد و از دور ميثمي را بنگرد. بر چكاد دار ابتلا قصيده وصل تو سرودن و مثنوي وصف تو خواندن آسان نيست، خودت مي‌داني... .
حجر الاسود را مي‌شناسم؛ نخست ملكي بود كه مقر به عهد الست آمد تا پروردگارش ميان مخلوقات، امين قرار دهد او را، بدل به سنگي ساختند ساكن در ركن بيت تا حاجيان تجديد قول و قرار نزد او امانت نهند. و اي دل غافل مباش كه امين الله تو در مطاف است ـ همو كه ثقل ميثاقش در تسليم حجر مي‌كني ـ نگاه كن، كعبه تبرك از استلام او مي‌جويد. ديده به خانه دوختي مات صاحبخانه هم باش. دست سوي او فراگير و بركبرياي او تكبير گوي و آن گاه: «امانتي اديتها وميثاقي تعاهد انه لتشهد لي بالموافاة؛[4] امانتم را ادا كردم و ميثاقم را از عهده برآمدم تا گواهي دهي به وفايم».[5]

--------------------------------------------------------------------------------
[1]. خون ما را قرين خون او كن، (مصباح المتهجد، ص 842).
[2]. مولاي من راضيم به اين كه تو امام و هادي و ولي من و راهنماي من باشي و جايگزيني برايت نمي‌جويم. (مفاتيح الجنان، زيارت سرداب مطهر‌).
[3]. جز اين نيست كه صاحبان خرد تذكر مي‌يابند، همانان كه به عهد خدا وفا مي‌‌كنند و پيمان را نمي‌شكستند. (رعد/19و20).
[4]. جمله‌اي كه مستحب است حجاج هنگام استلام حجر بخوانند.
[5]. ميثاق وسپيده، ص 63- 67 با تلخيص.

پدیدآونده:سعيد مقدس

مطالب بیشتر...

درباره ما

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبسایت هيئت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت (شهرستان شهریار) خوش آمديد.
شماره پیامک هیئت:10009122204665

لوگوی هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع) شهر وحیدیه شهرک فرارت

پیوندها

شماره حساب هیئت

شماره حساب بانک تجارت

شماره حساب: 190068331 بانک تجارت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR410180000000000190068331
نام شعبه: شعبه شهرقدس
کد شعبه:782

شماره حساب بانک ملت

شماره حساب: 4265231230بانک ملت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه اندیشه
کد شعبه:88225

شماره حساب بانک ملی

شماره حساب: 0340958864003بانک ملی
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه آموزش و پرورش شهرستان شهریار

کد شعبه:2355