جستجو در سایت

کانال تلگرام

در کانال تلگرام هیئت عضو شوید.

کتاب آموزش وبلاگ نویسی

دانلود کتاب آموزش وبلاگنویسی در بلاگفا - امیر علیپور

حدیث

صفحه اصلی مقالات و مطالب قرآن

قرآن

لطیفه های قرآنی (2)

خنده

 امام من و امام تو

پس از شهادت امام صادق علیه السلام ، ابو حنیفه به مؤمن طاق-که از شاگردان آن حضرت بود- به طعنه گفت:

امام تو از دنیا رفت.

مومن طاق فورا گفت:

اما امامک {...من المنظرین...الی یوم الوقت المعلوم }؛اما پیشوای تو (شیطان) از مهلت یافت‌گان است، تا آن روز معلوم.

 

 

آیه‌ای مناسب با سنگ قبر

سلطان محمود غزنوی، برای خود قبری ساخت و به یکی از نوکران گفت:

آیه‌ای مناسب پیدا کن تا بر روی سنگ قبر حکّ کنیم.

نوکر گفت:

قربان! بنویسید:

هذه جهنم التی کنتم توعدون: این همان دوزخی است که به شما وعده داده می‌شد.

 

این گور تو چنان که رسول خدای گفت

 

یا روضه‌ی بهشت است یا کَنده سعیر

 

 

پرسش ناراحت کننده

مردی قطعه زمینی در مجاورت زمین شخص دیگری داشت و هر سال، بخشی از زمین را ضمیمه‌ی زمین خود می‌ساخت. روزی صاحب زمین اولی به دومی گفت: علت نقصان و کاستی زمین چیست؟

دومی: مگر نشنیده‌ای که خدا می‌گوید:

او لم یروا انا نأتی الارض نقص‌ها من اطراف‌ها...

خنده کودک

آیا ندیدید که ما پیوسته به سوی زمین می‌آییم و از اطراف (و جوانب) آن کم می‌کنیم!؟

اولی گفت: پس علت افزونی زمین تو چیست؟

دومی:

{...ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء...}؛ این فضل خداوند است، به هر کس (و شایسته ببیند) می‌دهد.

اولی: آخر چرا زمین تو هر سال بیشتر می‌شود و زمین من کم؟

دومی:

{یایی‌ها الذین آمنوا لا تسالوا عن اشیاء إن تبد لکم تسؤکم...}؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید !

از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند.

 

و والدی بلا ولد

مردی فرزند خود را به مکتب خانه فرستاد تا قرآن بیاموزد .

روزی از فرزندش پرسید:به کدام سوره رسیده‌ای؟

گفت:

لا اقسم بهذا البلد و والدی بلا ولد؛((قسم به این شهر که پدرم بی فرزند است.))

پدر گفت:

به جان من که ، کسی که تو فرزندش باشی ، واقعا بلا ولد است.

 

عسل صد در صد طبیعی

کسی "ابوالعینا" را بر سر سفره‌ای که مردم نیز به پالوده عسل میهمان بودند، دعوت کرد.

ابوالعینا، پس از خوردن مقداری از آن، دید که چندان شیرینی ندارد، گفت:

عُمِلَت قبل ان {...اوحی ربک الی النحل...}؛

این پالوده قبل از آنکه پروردگار تو به زنبور عسل وحی(الهام غریزی)کند،ساخته شده است.

 

تنظیم: شکوری- بخش قرآن تبیان

لطیفه های قرآنی (1)

پیشنمازی در نماز، پس از حمد، سوره نوح را می‌خواند. در همان آیه اول (انا ارسلنا نوحا) (ما نوح را فرستادیم) بازماند و بیش از آن، به یاد نیاورد.

مامومی- که حوصله‌اش سر رفته بود- گفت: اگر نوح نمی‌رود، دیگری را بفرست و ما را باز رهان!

 


 

خنده

آرزوی کافر

 

قطب الدین علامه شیرازی،به فضل و کمال و ظرافت مشهور و میان او و شیخ اجلّ سعدی مُطایَبه و شوخی معمول بود. یکی از اتابکان شیراز ساختن مسجدی را شروع کرد.خود او هم دست به کار شد و مردم نیز برای خشنودی او سر کار حاظر می‌شدند.

سعدی و قطب الدین هم گاهی در آنجا حضور می‌یافتند. اتابک علاوه بر حسن و جمال ذاتی هنوز موهای صورتش نرسته بود.

روزی هنگام نصب خشتی مقداری گِل بر صورت اتابک افتاد،قطب الدین این آیه را خواند:

یا لیتنی کنت ترابا:ای کاش، خاک بودم.

اتابک نفهمید که وی چه گفت:از شیخ سعدی پرسید:قطب چه گفت؟

سعدی گفت:

یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا:کافر می‌گوید:ای کاش خاک بودم.

 

عصا که مالم آدم نبود!

شخصی در زمان قدیم که قرآن می‌نوشت. به این آیه رسید که: (عصی آدم ربه فغوی). فکر کرد و گفت: این آیه غلط است. پس نوشت: «عصا موسی ربه» بعد گفت: عصا که مال آدم نبود، مال موسی بود!

علی به من گفت: سلاماً!

مهدی عباسی، سومین خلیفه عباسی بود. او، پسر منحرفی به نام «ابراهیم» داشت که نسبت به حضرت علی(ع) کینه خاصی داشت. وی، روزی نزد مأمون، خلیفه عباسی آمد و به او گفت: در خواب، علی(ع) را دیدم که با هم راه می‌رفتیم، تا به پلی رسیدم. او، مرا در عبور از پل، مقدم داشت. من به او گفتم: تو ادعا می‌کنی که امیر بر مردم هستی؛ ولی، ما از تو به مقام پادشاهی سزاوارتریم. او به من پاسخ رسایی نداد. مأمون گفت آن حضرت به تو چه پاسخی داد؟ ابراهیم گفت: چند بار به من سلام کرد و گفت: سلاماً... سلاماً.

مأمون گفت: او، تو را نادانی که قابل پاسخ نیستی، معرفی کرده است، چرا که قرآن در توصیف بندگان خاص خود، می‌فرماید: (و عبادالرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً) (بندگان خاص خداوند رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می‌روند و هنگامی که جاهلان آن‌ها را مخاطب سازند، به آن‌ها سلام می‌گویند و با بی اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند.)

 

خنده کودک

پیرزن به بهشت نمی‌رود!

 

روزی، پیرزنی به حضرت محمد(ص)گفت: «از خداوند بخواهید، که مرا به بهشت ببرد!»

پیامبر خدا فرمودند: «پیرزن‌ها به بهشت نمی‌روند!»

پیرزن شروع به گریستن نمود. حضرت (ص) تبسم کرده و فرمودند: مگر سخن خداوند را نشنیده‌ای که: (انا انشاناهن انشاء فجعلناهن ابکارا) (سوره واقعه آیه36 و 35). «یعنی، زنان در بهشت، به صورت دوشیزگان جوان درمی آیند». یعنی، پیرزنان، جوان می‌شوند و سپس، داخل بهشت می‌گردند.

 

 

اگر نوح نمی‌رود!

پیشنمازی در نماز، پس از حمد، سوره نوح را می‌خواند. در همان آیه اول (انا ارسلنا نوحا) (ما نوح را فرستادیم) بازماند و بیش از آن، به یاد نیاورد.

مامومی- که حوصله‌اش سر رفته بود- گفت: اگر نوح نمی‌رود، دیگری را بفرست و ما را باز رهان!

 

آیا اطمینان نداری!

همسایه «اصمعی»، از او چند درهم قرض کرد. روزی، اصمعی به او گفت: آیا به یاد قرضت هستی؟

همسایه گفت: بله! آیا تو به من اطمینان نداری؟

اصمعی گفت: چرا. مطمئنم؛ اما مگر نشنیده‌ای که حضرت ابراهیم(ع)، به پروردگارش ایمان داشت و خداوند از او پرسید: (اولم تومن) (مگر ایمان نیاورده ای؟).

ابراهیم پاسخ داد: (بلی ولکن لیطمئن قلبی). چرا. ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» (منبع:نشریه بشارت- ش77)

 

شیطان می‌آید

روزی ابوحنیفه با اصحاب خود در مجلسی نشسته بود که مومن طاق،شاگرد برجسته امام صادق علیه السلام

از دور پیدا شدو به طرف آن‌ها متوجه گردید. وقتی نگاه ابوحنیفه به او افتاد از روی دشمنی به اصحاب خود گفت:

قد جاءکم الشیطان:شیطان به سوی شما آمد.

وقتی مومن طاق این سخن را شنید و نزدیک آمد این آیه را خواند:

...انا ارسلنا الشیطان علی الکافرین تؤزهم ازّا:ما شیاطین را به سوی کافران فرستادیم تا آنان را شدیدا تحریک کنند.

 

گردآوری: شکوری

بخش قرآن تبیان

فوائد ازدواج از منظر قرآن

فوائد ازدواج از منظر قرآن

ازدواج

انسان عاقل برای رد یا پذیرش هر امری،دنبال نقاط قوت وضعف پیرامون آن میگردد و با توجه به نقاط ضعف یا قوت آن ،آن موضوع را رد کرده یا می پذیرد.در مورد ازدواج نیز باید به فوائد یا مضرّات ازدواج نگاه کردبهترین معیار برای یک انسان مسلمان ،معیار قرار دادن قرآن کریم و اهل بیت(ع)برای تعیین میزان می باشد.

در قرآن کریم بعنوان آخرین کتاب آسمانی خداوند متعال فواید بسیار جالبی در مورد این امر مقدس ذکر شده است .فوائدی مانند:

ازدواج مایه آرامش زن و شوهر است : «و از نشانه هاى او این است که از نوع خودتان، همسرانى براى شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید ، و میانتان دوستى و رحمت نهاد . آرى ، در این نعمت براى مردمى که مى اندیشند ، قطعاً نشانه هایى است .»(روم/21)

ازدواج ، وسیله اى براى تربیت فرزندان صالح و حفظ نسل انسان هاست : «جعل لکم من أنفسکم أزوجاً و من الأنعمِ أزوجاً یذرؤکم فیه»(شورى/11) ؛ از خودتان براى شما جفت هایى قرار داد و از دام ها نیزجفت هایى قرارداد.بدین وسیله با ازدواج شما را بسیار مى گرداند

سنّت الهى بر این جریان یافته که انسان ها از پدر و مادر به وجود آیند .(1) و خداوند متعال براى انجام این مهم ، به ازدواج امر فرمود .

نحوه آفرینش انسان به گونه اى است که مرد و زن مکمل یکدیگرند ، و این مهم ، فقط با ازدواج تحقق مى یابد : «هنَّ لباسٌ لکم و أنتم لباسٌ لهنَّ»(بقره/187) ؛آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید .» همانگونه که لباس ، انسان را از سرما و گرما و خطر برخورد اشیاء به بدن حفظ مى کند و عیوب او را مى پوشاند و زینتى براى تن آدمى است ، دو همسر نیز یکدیگر را از انحرافات حفظ مى کنند عیوب هم را مى پوشانند ، و وسیله راحتى و آرامش یکدیگرند ، و نیز هر یک ، زینت دیگرى محسوب مى شوند .(2)

نیاز انسان به ازدواج ، امرى فطرى و طبیعى و بر حسب تکوین است ، و تشریع اسلامى نیز بر این امر تکوینى تطابق دارد یعنى نحوه آفرینش انسان به گونه اى است که خواه ناخواه ، به جنس مخالف و ارضاى غریزه جنسى نیاز دارد و خداوند متعال نیز انسان را دقیقاً براى پاسخگویى به این نیاز طبیعى و فطرى ، به ازدواج امر فرموده است بنابراین ، تشریعِ ازدواج ، مطابقِ نیاز فطرى و طبیعى انسان است : «وَ أنْکِحوا الأَیمى منکم و الصّلِحینَ من عبادِکُم وَ إِمَائکُم»(نور/32) ؛ به بى همسران خود ، و غلامان و کنیزان درستکارتان همسر دهید.» بدیهى است که پاسخ به نیازهاى فطرى ، انسان را به تکامل خواهد رساند و عدم پاسخگویى به آن ، یقیناً سدّى در مقابل تکامل انسان است .

آثار اخلاقى ازدواج و جلوگیرى از مفاسد اخلاقى ، فایده دیگر ازدواج است : «ولْیَسْتَعفِفِ الَّذین لایَجِدونَ نِکاحًا حتّى یُغْنِیهم اللهُ مِنْ فضله»(نور/33) ؛ وکسانى که وسیله زناشویى نمى یابند ، باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بى نیاز گرداند .» از این آیه شریف فهمیده مى شود که ازدواج ، باعث عفت انسان مى شود و گویا عفت ازدواج کنندگان تضمین شده است چرا که امر به عفاف را متوجه کسانى گردانیده که قدرت ازدواج ندارند .

 

تنظیم :محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

پی نوشت ها :

1: ترجمه المیزان،سیدمحمدباقر موسوى همدانى،ج3 ،ص333

2:تفسیر نمونه،ج 1 ،ص650

آداب و معاشرت هایمان را قرآنی کنیم!

آداب معاشرت

 


 

دین اسلام برای تک تک مراحل و جزئیات زندگی ، آداب و اصولی را بیان کرده که اگر با توجه به آن موازین زندگی را استوار کنیم و دستورات را در زندگی سرلوحه خود قرار دهیم ،هیچگاه به مشکل بر نخواهیم خورد .

 


 آداب نشستن

یکی از آداب معاشرت كه در قرآن كریم مورد تأكید واقع شده ، این است كه در مجالس طورى بنشینند كه اگر تازه واردى آمد ، جاى نشستنش باشد .

معمولاً مجالس ظرفیت محدودى دارد و اگر همه افراد بخواهند آزاد و راحت‏ بنشینند ممكن است جا براى دیگران تنگ بشود ، از این رو دستور داده شده كه در مجالس وقتى به شما گفته مى‏شود كه جا باز كنید ، تنگتر بنشینید و جا به دیگران بدهید كه خدا هم به شما وسعت ‏بدهد ؛ در این رابطه خداوند در آیه 11 سوره مجادله می فرماید:«أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ »

درباره شان نزول این آیه گفته‏اند: كسانى كه خدمت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شرفیاب مى‏شدند ، دور پیغمبر تنگاتنگ حلقه مى‏زدند و كسانى كه بعد مى‏آمدند دیگر جا براى ایشان نبود . این بود که این آیه نازل شد که می فرماید : طورى نباشد كه اگر كسى كارى دارد یا مى‏خواهد سخنى از پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم بشنود جا براى او نباشد.

بعد اضافه مى‏فرماید: «وَ إِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا »بعضى از مفسران گفته‏اند كه منظور این است كه اگر شخص محترمى وارد شد و به شما گفته شد بلند شوید و جاى خود را به او بدهید، به راحتی و به دور از هر گونه ناراحتی این كار را انجام بدهید .

در ذیل آیه قبل و در تأئید آن می فرماید: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ» یعنیمى‏تواند مؤیدى براى این تفسیر باشد كه در بین شما كسانى هستند كه مزایایى دارند و احترامشان براى شما لازم است از جمله مؤمنین خالص و علماى ربانى كه نزد خدا محترمند و خدا آنها را بلند مرتبه قرار مى‏دهد.

 

گوش سپردن به سخن

یكى دیگر از آدابى كه از سیره پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم استفاده مى‏شود و در قرآن كریم هم به آن اشاره شده نكته‏اى است كه در باب مدیریت ‏خیلى مهم است. كسانى كه در جامعه ، شاخص هستند و نوعى رهبرى و پیشوایى دارند ، طبعاً دیگران به آنها مراجعه مى‏كنند و انتقادها و پیشنهادهایى دارند و مسائلى را درباره مصالح و مفاسد جامعه مطرح مى‏كنند كه بسیارى از آنها صحیح و قابل قبول نیست اما شنونده در مقابل این سخنان باید چه عكس العملى نشان بدهد؟

آیه‏اى هست كه از آن استفاده مى‏شود كه سیره پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم این بود كه به همه حرفها درست گوش مى‏دادند و به اصطلاح خودمان تو ذوق طرف نمى‏زدند و اگر حرفش هم صحیح نبود ، به رویش نمى‏آوردند.

منافقان این مطلب را براى پیغمبر، عیب مى‏دانستند و مى‏گفتند: این شخص، فقط گوش و «اذن‏» است و هر كس هر چه مى‏گوید گوش مى‏كند. در آیه 61 سوره توبه مى‏فرماید: «و منهم الذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن » منافقان درباره پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏گفتند «اذن‏» است ‏یعنى فقط گوش است و همه سخنان را مى‏شنود و نقض و ابرامى نمى‏كند.

اگر سه نفر باشید خدا چهارمى شماست و اگر پنج نفر باشید ششمى شماست و اگر كمتر باشید مثلا دو نفر باشید خدا سومى است و اگر بیشتر باشید مثلا هفت نفر باشید خدا هشتمى است. بنابراین به حضور خداى متعال در همه جا توجه داشته باشید و رعایت تقوا را بكنید

گوش دادن

خداى متعال در جواب ایشان مى‏فرماید: «وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَّكُمْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ »

در شأن نزول این آیه گفته شده كه شخصى از منافقان خدمت پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏نشست و سخنان آن حضرت را براى دوستان خود نقل مى‏كرد (در روایات شیعه ، نام وى عبدالله بن مطعم ذكر شده است).

جبرئیل به پیغمبراكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم خبر داد كه این شخص، سخن‏چین است و گفت‏گوهایى را كه در حضور شما انجام مى‏گیرد براى منافقان نقل مى‏كند. حضرت او را خواستند و به او گفتند كه آیا تو براى منافقین خبر چینى مى‏كنى؟ گفت: نه، چنین چیزى نیست . گفتند: بسیار خوب، ولى مبادا از این كارها بكنى .

او رفت و پشت‏ سر پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم گفت كه این شخص «اذن‏» (گوش) است هر كس هر چه مى‏گوید قبول مى‏كند ، به او گفته بودند كه من اخبار را نقل مى‏كنم او هم قبول كرده بود، و من آن را انكار كردم، از من هم قبول كرد!

 

صحبت درگوشى (نجوا)

یكى دیگر از مسائلى كه در معاشرتها مطرح مى‏شود و در چند مورد در قرآن كریم به آن اشاره شده نجوا و درگوشى صحبت كردن است. در یك جمعى كه افراد مختلفى حضور دارند اگر دو نفر با هم خصوصى و درگوشى صحبت كنند، طبعاً موجب رنجش دیگران مى‏شود و در دلشان مى‏گویند چرا مطلبى را مى‏خواهند از ما پنهان كنند و ما را نامحرم حساب مى‏كنند؟

 

مواردی که " نجوا " اشکال ندارد

گاه، مواردى پیش مى‏آید كه این كار ضرورت پیدا مى‏كند; مثلاً شخصى یك مسأله خصوصى دارد و نمى‏خواهد دیگران بفهمند ، ناچار مى‏بایست‏بطور خصوصى و نجوا مطرح بكند ، البته اگر بتواند در جایى كه دیگران نباشند بگوید خیلى بهتر است ولى گاهى وقت تنگ است و باید زودتر مطلب را بیان کند ، یا این كه مطلبى مربوط به مصالح حكومتى است كه فقط باید رهبران قوم بدانند یا مربوط به اسرار نظامى است كه نباید دیگران مطلع شوند یا براى این كه آبروى كس دیگرى محفوظ باشد احتیاج پیدا مى‏شود كه مطلب بطور خصوصى مطرح بشود یا این كه دو نفر ، كدورتى دارند و كسانى مى‏خواهند بین آنان را اصلاح کنند و اگر علنى مطرح كنند نقض غرض مى‏شود .

بطور كلى در موارد مختلفى احتیاج به برخوردهاى خصوصى و گفت‏گوهاى سرى و درگوشى پیدا مى‏شود. مواردى هم هست كه بر عكس این درگوشیها درست‏برخلاف مصلحت است مثل توطئه‏هایى كه منافقین مى‏كردند آنها هم كارهایى را كه مى‏خواستند انجام بدهند فقط با همكارانشان مطرح مى‏كردند.

در یك جمعى كه افراد مختلفى حضور دارند اگر دو نفر با هم خصوصى و درگوشى صحبت كنند ، طبعاً موجب رنجش دیگران مى‏شود و در دلشان مى‏گویند چرا مطلبى را مى‏خواهند از ما پنهان كنند و ما را نامحرم حساب مى‏كنند؟

رعایت تقوا حتی در حالت نجوا!

گوش شنوا

 

در قرآن كریم به انواع نجوا اشاره شده است در بعضى از آیات بطور كلى سفارش مى‏كند كه در نجواهایتان تقوا را رعایت كنید و توجه داشته باشید كه سخنان محرمانه شما را خدا مى‏شنود بنابراین چیزى نگویید كه خلاف مصلحت اسلام و بر خلاف تقوا باشد .

 

در بعضى از آیات نجواهاى خلاف مصلحت را منع فرموده و مردم را از آن برحذر داشته است و در بعضى از آیات گفته شده كه نجوا براى كارهاى صحیح اشكال ندارد و مواردى را ذكر فرموده كه نجوا گفتن در آنها مانعى ندارد.

 

در سوره مجادله چندین آیه در مورد نجوا است و به این صورت شروع مى‏شود: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَا یَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ؛ اگر سه نفر باشید خدا چهارمى شماست و اگر پنج نفر باشید ششمى شماست و اگر كمتر باشید مثلا دو نفر باشید خدا سومى است و اگر بیشتر باشید مثلا هفت نفر باشید خدا هشتمى است. بنابراین به حضور خداى متعال در همه جا توجه داشته باشید و رعایت تقوا را بكنید. »( مجادله ، آیه‏7)

 

نکاتی پیرامون آیه

درباره این آیه، نكته‏هاى تفسیرى متعددى هست كه مفسران ذكر كرده‏اند از جمله درباره «معیتى‏» است كه خداى متعال در این جا براى خودش ذكر مى‏فرماید: « وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ »

بدون شك خداى متعال یك موجودى در عرض موجودات دیگر نیست كه شماره‏بندى بكنیم و بگوییم مثلاً پنج انسان به علاوه خدا مى‏شود شش موجود. این همان مطلبى است كه حكما فرمودند كه وحدت خدا ، وحدت عددى نیست، زیرا عدد و شمارش در مورد موجوداتى به كار مى‏رود كه در عرض هم هستند و با افزودن یكى بر دیگرى، موجودیت آنها افزایش مى‏یابد. پس منظور از این كه خدا ششمین از پنج نفر هست فقط اشاره به حضور خداى تعالى و قیومیتى است كه خداى متعال در همه جا و نسبت‏به همه چیز دارد.

 

نتیجه گیری:

به عبارتی می توان گفت که نجوا و در گوشی صحبت کردن در جمع کار شایست و پسندیده ای از نظر قرآن نمی باشد ، اما در مواردی که قبلاً ذکر شده ، استثنائاتی دارد .

فرآوری : زهرا اجلال

 

بخش قرآن تبیان

 


 

منبع :

مقاله آیة الله محمد تقى مصباح یزدى ، با عنوان " آداب معاشرت در قرآن "

آیا خدا به زنان نامحرم است؟

الله جل جلاله

 


 مسئله محرم و نامحرم مربوط به انسان‌هاست و خداوند منزّه از آن است، ولى فلسفه پوشش انسان تنها مربوط به مسئله محرم و نامحرمى نیست، چون بر هر نمازگزارى (زن باشد یا مرد) واجب است خود را در نماز به مقدارى که در شرع مقدس واجب شده بپوشاند؛ اگرچه تنها باشد و در خلوت نماز بخواند و هیچ کس او را نبیند.

 


 می دانیم که فلسفه حجاب مصون بودن زن از نگاه نامحرم است با این حال اسلام دستور داده است که خانم ها در حال نماز هم پوشش داشته باشند کما اینکه ممکن است شخص در حالی نماز بگزارد که هیچ نامحرمی وجود ندارد با این حال چرا باید پوشیده باشد ؟ فلسفه این پوشش چیست ؟ چرا جایی که جز خداوند کسی شاهد و ناظر شخص نیست چرا باید محجبه باشد ؟ مگر خداوند نسبت به خانم ها نامحرم است؟

ابتدا باید دقت شود که احکام الهی که از منشأ علم و حکمت پروردگار عالم صادر می‌گردد، یک علت و چرا ندارد که کسی بتواند مدعی شود علت فلان حکم این است و لا غیر. بلکه احکام الهی نیز (مانند آیات قرآن کریم) ظاهری دارند و باطنی و باطنش باطنی تا هفتاد باطن (که البته رقم هفتاد نماد زیادی است نه این که مثلاً 71 ندارد). لذا در این امکان و فرصت کوتاه، فقط به صورت اجمال به یکی از دلایل اشاره می‌گردد.

اگر چه همه‌ی عبادات برای خداوند است، اما نماز ایستادن عبد در مقابل معبود و گفتگوی مستقیم او با پروردگار عالم است. و به همین جهت و جهات دیگر سرآمد عبادت‌ها و ستون دین نامیده شده است.

حکمت نهایی همه‌ی احکام الهی و همه‌ی عبادت‌ها و از جمله نماز، به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی و رسیدن به کمال و در نهایت تقرب به «هستی و کمال مطلق»، الله جل جلاله می‌باشد، که فرمود:

«یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ» (الحجرات - 13) ؛ اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و آگاه است.

در میان همه‌ی عبادت‌ها، نماز کامل‌ترین و جامع‌ترین عبادت است. در نماز یک زندگی کامل سیر شده و تجلی پیدا می‌کند و عبد آن گونه که باید باشد (نه آن گونه که هست) در مقابل معبود ایستاده و تمامی اعتقادات، باورها و نیازهای خود را آن گونه که باید (نه آن گونه که هست) به «رب العالمین» عرضه می‌دارد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد. (المستدرک، ج5)

 

لباس نمازگزار

 

حکم به پوشش زنان هنگام نماز در قرآن :

 

قرآن به مسئله پوشش زن در نماز اشاره‌اى به صراحت ندارد، لکن روایاتى که به تفسیر آیاتى همچون آیات 26 و 31 سوره اعراف پرداخته‌اند به این مسئله اشاره کرده‌اند.1اما فقها به استفاده از روایاتى که در این زمینه وارد شده به مسئله پرداخته‌اند.

 

 

درباره پوشش در نماز باید گفت: مسئله محرم و نامحرم مربوط به انسان‌هاست و خداوند منزّه از آن است، ولى فلسفه پوشش انسان تنها مربوط به مسئله محرم و نامحرمى نیست، چون بر هر نمازگزارى (زن باشد یا مرد) واجب است خود را در نماز به مقدارى که در شرع مقدس واجب شده بپوشاند؛ اگرچه تنها باشد و در خلوت نماز بخواند و هیچ کس او را نبیند.

پوشش براى انسان، اعم از زن و مرد، نوعى کرامت الهى است. تنها آدمیان لباس مى‌پوشند، امّا هیچ حیوانى لباس نمى‌پوشد؛ بنابراین پوشش نشانه‌اى براى شخصیت و احترام انسان محسوب مى‌شود؛2افزون بر این، در نماز علاوه بر خشوع قلبى، خشوع ظاهرى و احترام در مقابل ذات حق تعالى هم لازم است و آنچه خداوند براى بانوان در خضوع و احترام بندگى مى‌خواهد، مسئله رعایت حجاب هنگام نماز است. قرآن کریم مى‌فرماید: (وَ نَحنُ أَقرَبُ إِلَیهِ مِن حَبلِ الورِید)؛3و ما از شاه‌رگ [او](انسان) به او نزدیک‌تریم.

و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگرادنند مگر آن چه که [طبعاً] از آن پیداست و باید روسرى خود را برگردن خویش [فرو]اندازند

از این‌که خداوند، رعایت حجاب را هنگام نماز واجب کرده، مى‌فهمیم که حجاب، بهترین و تنها لباسِ حضور نزد پروردگار است. حجاب براى زنان مؤمن، مقدمه قرب و نزدیکى به حق تعالى است و بهترین تمرین براى حفظ و رعایت آن براى بانوان در برابر نامحرم به شمار مى‌رود، زیرا خانمى‌که پنج نوبت در شبانه روز در آن‌جا که نامحرمى نیست این گونه خود را بپوشاند، بى‌گمان خود را در برابر نامحرم بهتر مى‌پوشاند؛ البته مسئله لزوم رعایت حجاب براى بانوان در نماز، ممکن است حکمت‌هاى دیگرى هم داشته باشد که براى ما معلوم نیست، چون فلسفه و حکمت همه احکام براى ما بیان نشده و آنچه بیان شده نیز به طور کامل به دست ما نرسیده است.4براى آگاهى بیشتر چند کتاب درباره حجاب معرفى مى‌کنیم.5

 

مقدار پوشش زن در نماز و غیرنماز:
نماز

آیا در نماز، پوشیدن چادر لازم است؟زن چه مقدار از بدن را باید در نماز بپوشاند؟ اگر سهواً بخشى از آن هویدا شود چه حکمى دارد؟آیادر غیرنماز دیدن پاى زن (پایین‌تر از قوزک پا) توسط نامحرم، گناه و حرام است؟ لطفاً آیات یا روایات آن را بیان کنید؟

زن در غیر حال نماز، هنگامى که در معرض دید نامحرم قرار گیرد، لازم است تمام بدنش را به جز «دست تا مچ» و «چهره» بپوشاند. زن باید هنگام نماز نیز تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند، ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى‌شود و دست‌ها و پاها تا مچ لازم نیست، اما براى این‌که یقین کند مقدار واجب را پوشانده باید مقدارى از اطراف صورت و قدرى پایین‌تر از مچ دست و پا را هم بپوشاند.6

پوشش به مقدارى که گفته شد اگر بدون چادر هم محقق باشد، براى نماز کفایت مى‌کند،بنابراین اگر بلوزو شلوار پوشیده باشد و یا جلوى چادر چند لحظه‌اى سهواًباز باشد اشکالى نداشته و نمازباطل نیست.7

در حال نماز، اگر نامحرم او را نبیند، اگر علاوه بر دو موضع بالا، کف و روى پاها تا قوزک پا را نپوشاند، نمازش صحیح است. 8در این که زن باید بدن خود را بپوشاند و نگاه کردن به بدن او حرام است شکى نیست و آیات و روایات بر این مطلب دلالت دارند.

آن چه مهم است این است که از این دو اصل کلى (وجوب پوشش و حرمت نگاه) چه مواردى استثناء شده است؟

بیشتر فقها، با توجه به آیات و روایات فتوا داده‌اند که ـ در غیر حالت نماز ـ تنها چهره و دو دست (از مچ به پایین‌تر) از آن قاعده کلى مستثنا شده‌اند، ولى بقیه بدن زن از جمله پایین‌تر از قوزک پا، داخل همان اصل کلى (وجوب پوشش و حرمت نگاه) باقى مانده‌اند.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.

برخى از آیاتى که فقها به آن استناد مى‌کنند عبارت است:

نماز

الف)(قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ وَ...)9؛ به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند... . این آیه دلالت بر حرمت نگاه به زنان دارد.

ب) (وَ‌قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ‌لاَ‌یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ‌لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ...)10؛ و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگرادنند مگر آن چه که [طبعاً] از آن پیداست و باید روسرى خود را برگردن خویش [فرو]اندازند. این آیه علاوه بر حد پوشش موارد مستثنا را هم بیان مى‌کند. در تفسیر این آیه مسعدة‌بن‌زراره از حضرت صادق(علیه السلام)نقل مى‌کند که وقتى از حضرت درباره زینتى که زن مى‌تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: چهره و دو کف.11

با توجه به آیه و روایت مى‌فهمیم که پوشش پاها واجب است و نگاه کردن نامحرم به آن حرام است وگرنه امام صادق(علیه السلام)پاها را هم استثنا مى‌فرمود. روایات و ادله دیگرى در این زمینه وجود دارد.12

 

نتیجه :

پوشش زنان در هنگام نماز نوعی ادب و احترام و همچنین تمرینی است برای خویشتن داری و رعایت دستورات خداوند متعال حتی در خلوت و تنهایی و همچنین دنیایی است از حکمت ها که هنوز اسرارش بر ما مکشوف نشده است ، چه بسا که دارای آثار ماورایی و متافیزیکی باشد و چون در حس نمی گنجد از دایره فهم بشر بیرون است پس بهتر است با تسلیم و رضا در مقابل مقام لایزال خداوند که خیر مطلق است در زمره سعادتمندان قرار گیریم و با اما و اگرهای از روی جهل شانه از زیر بار مسؤلیت خالی نکنیم .

 

 

پی نوشت ها :

[1]. ر.ک: بحارالانوار، ج 80، ص 164ـ168ـ173ـ185 / ترجمه المیزان، ج 8، ص 86.

[2]. ر.ک: ترجمه المیزان، ج 8، ص 86.

[3]. ق، آیه16.

[4]. اقتباس از: محمد وحیدى، احکام بانوان، ص17; على محمدى، فلسفه حجاب، ص17.

[5]. 1. شهریار تهرانى آیا حجاب ضرورت دارد؟، 2. محسن قرائتى و محمد محمدى‌اشتهاردى; پوشش زن در اسلام، 3. مهدى مهریزى; حجاب، 4. على محمدى آشنایى حجاب در ادیان الهى، 5. محمدرضا اکبرى حجاب در عصر ما، 6. مقالات کنگره اسلام و زن حجاب و آزادى، 7. محمد مهدى شمس‌الدین; حدود پوشش و نگاه در اسلام، 8. رسول جعفریان; رسائل حجابیه، 9. مرتضى مطهرى، مسئله حجاب.

[6]. بنى‌هاشمى، توضیح المسائل مراجع، ج1، ص463، مسئله 789.

[7]. ر.ک: استفتائات امام خمینى، ج1، ص137; توضیح المسائل مراجع، همان، ص465.

[8]. محمد وحیدى، احکام بانوان (فتاواى حضرت امام)، ص15.

[9]. نور، آیه30.

[10]. همان، آیه31.

[11]. وسایل‌الشیعه، ج20، ص202.

[12]. براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ك: شهید مطهرى، فلسفه حجاب و فتحیه فتاحى‌زاده، حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، مراجعه كنید.

فرآوری : محمدی

بخش قرآن تبیان

 


 

منابع :

پایگاه اینترنتی پاسخ به پرسش های دینی

پایگاه معارف قرآن

سایت شبهه

مطالب بیشتر...

درباره ما

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبسایت هيئت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت (شهرستان شهریار) خوش آمديد.
شماره پیامک هیئت:10009122204665

لوگوی هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع) شهر وحیدیه شهرک فرارت

پیوندها

شماره حساب هیئت

شماره حساب بانک تجارت

شماره حساب: 190068331 بانک تجارت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR410180000000000190068331
نام شعبه: شعبه شهرقدس
کد شعبه:782

شماره حساب بانک ملت

شماره حساب: 4265231230بانک ملت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه اندیشه
کد شعبه:88225

شماره حساب بانک ملی

شماره حساب: 0340958864003بانک ملی
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه آموزش و پرورش شهرستان شهریار

کد شعبه:2355