صفحه اصلی اهل البیت

اهل بیت

ماجرای شیعه شدن جوانی وهابی/ با مطالعه الغدیر شیعه شدم

 

وهابیت

حمید شیرانی جوان شیعه شده گفت: خواستم بر کتاب علامه امینی نقدی بنویسم و نام آنرا علامه امینی دروغگوی بزرگ بگذارم اما بعد از جستجو در کتابهای اهل سنت و وهابیت دریافتم تمام روایتهای کتاب الغدیر صحیح است.
این جوان تازه شیعه شده جریان ایمان آوردنش به مکتب تشیع را این چنین بیان کرد: به منطقه کرمان سفری داشتم یک شیعه در محل کارش چند روایت به نقل از کتاب وهابیت نوشته و در بالای سرش چسبانده بود یکی از این احادیث به نقل از رسول‌الله(ص) بود که فرموده بود اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش با جهالت است و یکی دیگر حدیث ثقلین بود. وقتی این‌ها راخواندم با خودم گفتم شیعه‌ها دروغ می‌گویند. چه کسی می‌آید کتاب وهابیت را ورق بزند و درستی این احادیث را پیگیر شود.

ادامه مطلب...

مقالاتی پیرامون اهل بیت(علیهم السلام)

ردیف

مقالاتی پیرامون اهل بیت(علیهم السلام)

1

پیرامون زندگانی حضرت محمد (صلی الله علیه واله وسلم)

2

مقالاتی پیرامون ولایت و امامت

3

پیرامون زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام)

4

پیرامون زندگانی امام حسین(علیه السلام)

5

آداب و فلسفه عزاداری
6 امر به معروف و نهی از منکر
7 پیرامون زندگانی امام صادق(علیه السلام)

8

سیره، فضایل و زندگانى امام رضا (علیه السلام)

9

پیرامون زندگانی امام جواد (علیه السلام)
10 پيرامون زندگى امام حسن عسكرى(علیه السلام)
11 مفهوم غیبت
12 ظهور و علائم آن
13 نقد فیلم های آخر الزمانی
14 منجی و جهان پس از ظهور

چهل حدیث نورانی و راهگشا از پیشوایان معصوم در زمینه ازدواج

هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می کنند. چنین میلی بطور طبیعی و فطری در انسانها وجود دارد و نمی توان از آن صرف نظر کرد. آری بزرگترین پناهگاه مطمئن برای جوانان، کانون گرم خانوادگی است که می توانند اضطرابهای درونی خود را در آن به اطمینان، استقامت و آرامش تبدیل کنند و غمها و نگرانیهای خود را از یاد ببرند. امر ازدواج و تحقق آن در جامعه باید برای همه کس آسان باشد. چرا که این امر یک ضرورت حیاتی است، مانند آب و نان که در هر جامعه ای از همه کالاها ضروری تر و مهم تر است.

ولی متاسفانه در جامعه امروزی ما روز بروز بر تشریفات، سنگینی مهریه ها، اسرافها و تجمل گرایی ها افزوده می شود! که تحمل پی آمدهای آن برای عموم افراد جامعه دشوار و چه بسا برای بعضی غیر ممکن می باشد، و پدر و مادران هم هیچ توجهی به این امر مهم نمی کنند. بلکه بعضی از پدران و مادران با رقابتهای غلط، فرزندان خود به ویژه دختران جوان خود را به سوی بدبختی سوق می دهند. دختری که هنوز در سنین نوجوانی بسر می برد و در اول راه است، مادران با توقعات زیاد، آن هم نا معقول و غیر ممکن، باعث تباه شدن دو انسانی که به هم پناه می آورند، می شوند. مادران بجای اینکه دختران خود را به سازگاری، ساده زیستی و ارزشهای انسانی راهنمایی کنند، تشریفات و زرق و برق ظاهری را در چشم فرزند جوان خود بزرگ جلوه می دهند.

جای بسی تاسف است که پرده های ضخیم غفلت و نادانی چشم و گوش و دل برخی افراد ظاهر بین را چنان بسته است که همه ارزشها و سعادت و عاقبت و عافیت و راحتی فرزندان خود را در سایه پول، تجمل و ژست و خوش تیپ بودن و حسن قیافه می جویند! شگفتا که اینان راه شقاوت می پویند!.

ما بهترین راه و روش زندگی را در کلام و عمل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاکش می یابیم و احکام اسلام را روشنترین آینه زندگی سعادتمند می بینیم پس بهتر آن است که به آیین اسلام روی آوریم و سیره رهبران آسمانی آن را سرمشق زندگی خود سازیم تا شاید از فتنه های روزگار در امان باشیم.

فتنه می خیزد از این طاق مقرنس، برخیزتا به میخانه پناه از همه آفات بریم!

«حافظ »دفتری که در پیش روی شما عزیزان قرار دارد حاوی چهل حدیث نورانی و راهگشا از پیشوایان معصوم علیهم السلام است. مترجم بنابر وظیفه خود، این مجموعه را گزینش، تنظیم و ترجمه کرده و تحت عنوان چهل حدیث «ازدواج » به همه جوانانی که در اول راه زندگی اند، تقدیم می نماید.

خوانندگان گرامی در این دفتر کوچک، اهمیت، آداب و آثار ازدواج در اسلام را در آینه کلام روشن راهبران الهی راه زندگی مشاهده می کنند. و پیداست که هیچ سخنی والاتر از کلام این بزرگان نیست. و ما هر راه دیگری را که نشان دهیم به روشنی راه آن پیام آوران سعادت ابدی بشر نخواهد بود. و مردم ما به خوبی این حقیقت را می دانند و به حرف هیچ حکیم و دانایی به اندازه سخن پیشوایان معصوم خود، دل نبسته اند و نخواهند بست و ایمان دارند که:

«کلامکم نور و امرکم رشد...». (1)

و السلام علی من اتبع الهدی 20 جمادی الثانی 1416-23/8/74 (روز ولادت حضرت فاطمه زهرا «علیهما السلام ») قم-محمد رحیم بیگ محمدی اندریان قال الله تعالی: و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امآئکم ان یکونوا فقرآء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم.

پروردگار متعال می فرماید:

مردان بی زن و زنان بی شوهر، بردگان و کنیزان صالح را تزویج کنید. چنانچه آنان فقیر باشند، خداوند از فضل خود غنی و بی نیازشان می سازد. که خداوند رحمتش وسیع و به احوال بندگان خود آگاه است.

«سوره نور، آیه 32»

فصل اول: فضیلت ازدواج
1. تاثیر ازدواج
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154.

2. ازدواج در هنگام تنگدستی
قال الامام الصادق علیه السلام:

من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (2)

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

3. ازدواج رحمت است
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می شود:

1- موقع بارش باران.

2- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می نگرد.

3- هنگام گشوده شدن در کعبه.

4- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.

بحار الانوار، ج 103، ص 221

4. آفات بی همسری
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

اکثر اهل النار العزاب.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

فصل دوم: وظیفه توانگران
5. تلاش در ازدواج بی همسران
عن الصادق علیه السلام قال:

من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می کند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

6. در سایه عرش
قال موسی بن جعفر علیه السلام:

ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

1-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.

2- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)

3-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

7. منظور نظر حق
قال الامام الصادق علیه السلام:

اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:

من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:

1-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.

2- کسی که غم از دلی برگیرد.

3- کسی که برده ای را آزاد کند.

4- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

8. بهترین وساطت
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

از بهترین شفاعتها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.

تهذیب، ج 7، ص 405، وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج
9. ازدواج با دینداران
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:

من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:

هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می کند.

وسائل الشیعه، ج 14، ص 31

10. دیدار قبل از وصلت
عن الصادق علیه السلام قال:

لا باس بان ینظر الرجل الی المراة اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

11. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج
عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام عن الرجل یرید ان یتزوج المراة، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن.

محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:

مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟

امام علیه السلام فرمود: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی می پردازد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

12. سؤال از اوصاف
قال علی علیه السلام:

اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

هر وقت یکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگی رخسار او می پرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

فصل چهارم: عروس و داماد شایسته
13. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق
قال الامام الرضا علیه السلام:

اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و...

امام رضا علیه السلام فرمود:

هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت باز دارد و...

میزان الحکمة، ج 4، ص 280

14. داماد هم شان
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.

نهج الفصاحه، ص 37، ح 193

15. عروس شایسته
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 255

فصل پنجم: انتخاب سرنوشت
16. دقت در انتخاب
قال الامام الصادق علیه السلام:

انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می کنی.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 33

17. وصلت نکردن با خانواده ناشایست
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:

ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراة الحسناء فی منبت السوء.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بپرهیزید از سبزه هایی که در مزبله می روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه هایی که در مزبله می روید چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایست بوجود آمده باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 256، مکارم الاخلاق، ص 205

18. ازدواج با دوشیزگان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للمودة.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزی را یاد می گیرند و محبتشان پایدارتر است.

بحار الانوار، ج 103، ص 237

19. رضایت داماد
سئل عن الصادق علیه السلام:

انی ارید ان اتزوج امراة و ان ابوی اراد غیرها. قال: تزوج التی هویت ودع التی هوی ابواک.

کسی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:

من می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده اند، رها کن.

تهذیب، الاحکام، ج 7، ص 392

فصل ششم: آداب خواستگاری
20. سهولت خواستگاری
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان من یمن المراة تیسیر خطبتها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

از نشانه های برکت زن آن است که خواستگاریش بی تکلف و آسان انجام گیرد.

کنز العمال، ج 16، ص 322، ح 44721

21. آداب خواستگاری
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

لا یخطب احدکم علی خطبة اخیه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

هیچ یک از شما زنی را که دیگری خواستگاری می کند، خواستگاری نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج 2، ص 1034، ح 56

22. خواستگار شرابخوار
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

شرابخوار اگر تقاضای ازدواج کرد قبول نکنید.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 79

فصل هفتم: آداب عروسی
23. مراسم عروسی در شب
قال الامام الرضا علیه السلام:

من سنته [رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالی جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مراسم عروسی در شب، سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 91

24. سور عروسی
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

لا ولیمة الا فی خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور و ولیمه در پنج مورد است:

1- عروسی 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263

25. ولیمه در عروسی
قال الامام الصادق علیه السلام:

ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونة بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه » دختر «حارث » ولیمه داد و با غذای معجون خرما از حاضرین پذیرایی فرمود.

فروع کافی، ج 5، ص 368.

26. طعام دادن در عروسی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.

فروع کافی، ج 5،ص 367

فصل هشتم: مهریه و جهیزیه
27. برترین زنان امت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

افضل نساء امتی اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.

من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 252

28. کمی مهریه برکت زن
قال الامام الصادق علیه السلام:

ان من برکة المراة قلة مهرها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

از برکات زن کمی مهریه اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

29. سنگینی مهریه
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 11

30. جهیزیه بی منت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

لو ان جمیع ما فی الارض من ذهب و فضة حملته المراة الی بیت زوجها ثم ضربت علی راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالی، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الی زوجها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

اگر تمام چیزهایی که در روی زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت بگذارد و بگوید تو کیستی؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین می رود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهی کند.

مکارم الاخلاق، باب 8، ص 202

31. مهریه چیست؟
عن ابی جعفر علیه السلام قال:

الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.

امام باقر علیه السلام فرمود:

مهریه همان چیزی است که طرفین بر آن توافق می کنند، کم باشد یا زیاد.

فروع کافی، ج 5، ص 378

32. ندادن مهریه
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزلة السارق.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مهریه ای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.

فروع کافی، ج 5، ص، 383.

فصل نهم: از خانه پدر تا خانه شوهر
33. خانه دوست داشتنی
قال الامام الصادق علیه السلام:

ان الله یحب البیت الذی هو العرس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند خانه ای را که در آن عروسی انجام گرفته، دوست می دارد.

وسائل الشیعه، ج 22، ص 7

34. بیداری در شب عروسی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

لا سهر الا فی ثلاث: متهجد بالقرآن، او فی طلب العلم، او عروس تهدی الی زوجها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب بیداری روا نیست، مگر در سه مورد:

1-تلاوت قرآن.

2-تحصیل علم.

3-بردن عروس به خانه داماد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 92

35. بدرقه عروس
امر النبی صلی الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فی صحبة فاطمة علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضی الله.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسی حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادی کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایی که خدا بدان راضی نیست، بپرهیزند.

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 198

36. زفاف و مهمانی
عن الصادق علیه السلام قال:

زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحی.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مراسم عروسی را در شب و مهمانی را در روز انجام دهید.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 262

37. دعای شب زفاف
قال الصادق علیه السلام:

اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم... فان قضیت لی منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون همسرت به خانه تو آمد، دست بر پیشانیش بگذار، و رو به قبله اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!... اگر از این همسرم، فرزندی برای من تقدیر نمایی، فرزند مبارک و سالم عنایت فرمای.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263

38. هفته عروسی
سئل عن ابی عبدالله علیه السلام فی الرجل یتزوج البکر، قال:

یقیم عندها سبعة ایام.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردی که با دختر باکره ای ازدواج می کند، امام علیه السلام فرمود:

شوهر یک هفته در پیش او باشد.

وسائل الشیعه، ج 21، ص 339

فصل دهم: زن و شوهر خوشبخت
39. آب دادن زن به شوهر
قال الامام الکاظم علیه السلام:

ما من امراة تسقی زوجها شربة من ماء الا کان خیرا لها من عبادة سنة.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر زنی که به شوهرش قدری آب آشامیدنی بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 172

40. محبت به زن
قال الامام الصادق علیه السلام:

العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده می شود.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

پی نوشت ها:

1) زیارت جامعه کبیره.

2) سوره نور، آیه 32.

احادیثی در مورد اهمیت ازدواج

از مغير بن شعبه روايت است: نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم رفتم و با او درباره زني که قصد خواستگاريش داشتم صحبت کردم، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (إذهب فانظر إليها، فإنه أجدر أن يؤدم بينکما) «برو او را نگاه کن چون اين امر رابطه بين شما را پايدارتر مي‌کند».نسایی (69/6) و ترمذی (1093)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: (ألا إن لکم علي نسائکم حقا و لنسائکم عليکم حقا) «آگاه باشيد که همسرانتان بر شما حقي دارند همانطور که شما بر آنان حقي داريد».ترمذی (1173

******************

از علي رضی الله عنه روايت است : (لعن رسول الله صلی الله علیه وسلم المحلل و المحلل له) «پيامبر صلی الله علیه وسلم محلل(حلال کننده زني که سه طلاق شده) و محلل له(مردي که زن برايش حلال شده – شوهر اول) را لعنت کرده است».ترمذی (1128)

******************

در صحيح مسلم از ابوهريره روايت است که پيامبر صلی الله علیه وسلم از نکاح شغار نهي کرد. و فرمود شغار اين است که مردي، به مردي ديگر بگويد : (زوجني ابنتک و أزوجک ابتني، أو زوجني أختک و أزوجک أختي) «دختر را به ازدواج من در بياور، تا من (در مقابل)، دخترم را به ازدواج تو درآورم، يا خواهرت را به ازدواج من در بياور تا من هم (در مقابل) خواهرم را به ازدواج تو درآورم».مسلم (1416) در حديثي ديگر فرمودند : (لاشغار في الإسلام) «در اسلام شغار نيست».مسلم (1415)

******************

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است : (أن مرثد بن أبي مرثد الغنوي کان يحمل الأساري بمکة، و کان بمکة بغي يقال لها عناق، و کانت صديقته، قال : جئت إلي النبي صلی الله علیه وسلم فقلت : يا رسول الله أنکح عناقا؟ قال : فسکت عني فنزلت : ) وَالزَّانِيَةُ لاَيَنکِحُهَا إلاَّ زَانٍ أو مُشرکٌ ( فدعاني فقرأها علي وقال : لاتنکحها) «مرثد بن ابي مرثد غنوي اسيران را به مکه حمل مي‌کرد، در مکه زن زناکاري به نام عناق که دوست مرثد بود زندگي مي‌کرد، مرثد گفت : نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم و گفتم : اي رسول خدا! آيا عناق را به ازدواج خود درآورم؟ مرثد گويد : پيامبر در جواب من ساکت ماند، سپس اين آيه نازل شد:) وَالزَّانِيَةُ لاَينَکِحُهَا إلاَّ زَانٍ أو مُشرکٌ ( مرا صدا زد و آيه را برايم خواند، و فرمود : با او ازدواج نکن».ابوداود (2037)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (لايجمع بين المرأة و عمتها ولا بين المرأة و خالتها) «جمع بين زن و عمه‌اش، زن و خاله‌اش، جايز نيست».متفق عليه: بخاری (5109)، مسلم (1408)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (من کانت له امرأتان يميل مع أحدهما علي الأخري، جائ يوم القيامة وأحد شقيه ساقط) «هر کس دو زن داشته باشد و بين آنها عدالت برقرار نکند، روز قيامت در حالي به پيشگاه خداوند حاضر مي‌شود که يکي از پهلوهايش ساقط (افتاده) است».ابن ماجه (1969)، ولي تمايل قلبي بيشتر به يکي از آنان اشکال ندارد.

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم که وقتي از او سؤال شد حق همسران ما بر ما چيست؟ فرمود : (أن تطعمها إذا طعمت و تکسوها إذا اکتسيت ولاتضرب الوجه و لاتقبح ولاتهجر إلا في البيت) «هرگاه غذا خوردي به او هم غذا بدهي، و هرگاه لباس خواستي براي او هم لباس فراهم کني (غذا و پوشاکش را فراهم کن)، و به صورت او نزني و به او ناسزا نگوئي و تنها در خانه بسترش را ترک کن».ابوداود (2128)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد : ( أکمل المؤمنين إيمانا أحسنهم خلقا، و خيارکم خيارکم لنسائهم ) «کاملترين مؤمنان از لحاظ ايمان،خوش اخلاقترين آنان‌اند و بهترين شما کساني هستندکه براي همسرانشان بهترند»ترمذی (1172)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لايفرک مؤمن مؤمنة إنکره منها خلقا رضي منها آخر) «هيچ مرد مؤمني نبايد کينه زن مؤمني را به دل بگيرد، چون اگر رفتاري را از او نپسندد،رفتار ديگري را از او مي‌پسندد».مسلم (469)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌ فرمايد : (والرجل راع في أهله و هو مسئول عن رعيته) «مرد سرپرست خانواده است ونسبت به آنان سؤال مي‌شود».متفق عليه : بخاری (893)، مسلم (1829)

****************************

اسماء بنت يزيد گفت : نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم بودم، و گروهي از زنان و مردان کنار او نشسته بودند که فرمود : (لعل رجلا يقول ما يفعل بأهله و لعل امرأة تخبر بما فعلت مع زوجها؟ فأرم القوم فقلت : إي والله يا رسول الله : إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون. قال فلا تفعلوا، فإنما ذلک مثل الشيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها والناس ينظرون) «شايد بعضي از مردان و زنان اسرار زناشوئي خود را بازگو کنند؟ مردم ساکت شدند، گفتم بله، به خدا قسم اي رسول خدا! زنان اين کار را مي‌کنند و مردان هم اين کار را مي‌کنند، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : اين کار را نکنيد چون اين کار مانند کار شيطاني نر است که شيطاني ماده را در راه مي‌بيند و در حاليکه مردم به آنها نگاه مي‌کنند با او آميزش مي‌کند».صحيح [آداب الزفاف البانی 72].


اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده

از بدو پيدايش انسان بر روي كره زمين، همواره زنان و مردان، با تشكيل كانوني به نام خانواده، عمري را در كنار يكديگر گذرانيده و فرزنداني در دامان پرمهر خويش پرورانده و از اين جهان رخت بر بسته اند.

طبيعي ترين شكل خانواده، همين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند.

كوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پيامبران خدا – اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايداري باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند.

دنياي امروز كه دنيايي مضطرب و پريشان است، علي رغم پيشرفت هاي حيرت انگيز علم و صنعت، در مسأله خانواده با مشكلات بزرگي روبه رو است.

براي اين كه بتوانيم مشكلات زندگي خانوادگي را از جامعه خود ريشه كن كنيم و گامي در راه تداوم بخشيدن به كوشش مصلحان و رهبران اجتماعي برداريم، ابتدا بايد بدانيم كه خانواده چيست و اين واحد كوچك اجتماع از ديدگاه قرآن مجيد چگونه است.

خانواده را از ديدگاه هاي مختلف مي توان تعريف كرد. كه پاره اي از آنها سطحي و پاره اي ديگر عمقي است.

پر واضح است كه هر چه ديدگاه ما عميق تر باشد، به شناختي كامل تر و قابل اعتماد تر رسيده ايم و هر چه شناخت ما از خانواده كامل تر و عميق تر باشد، بهتر مي توانيم به اين نهاد مقدس، رونق بخشيم و تزلزل و ناپايداري را از محيط آن دور سازيم.

در يك نگاه ظاهري متوجه مي شويم كه عناصر اصلي تشكيل دهنده خانواده، يك زن و يك مرد است كه مطابق آداب و رسوم اجتماعي خويش با يكديگر پيوند زناشويي بسته اند و بعد فرزند يا فرزنداني بر جمع آنها افزوده شده است.

خانواده را با همين نگاه ظاهري مي شود تعريف كرد، ولي اين اندازه كافي نيست، عمده اين است كه ببينيم چرا زن و مرد، به دنبال تشكيل زندگي مشترك مي روند و آيا اين يك نياز فطري و طبيعي است يا – به قول ماركسيست ها كه همه چيز را روبناي اقتصاد مي دانند – يك نياز غير طبيعي و طبقاتي است.

در اين جا نمي خواهيم درباره نظريه ماركسيسم بحثي داشته باشيم‏(1) شايد كساني باشند – و هستند – كه زناشويي آنها انگيزه اقتصادي دارد. پدري دختر خود را به خاطر سبك كردن هزينه زندگي به خانه شوهر مي فرستد، يا براي استفاده از مزاياي اقتصادى، دختر خود را به مرد ثروتمندي مي دهد، همچنان كه بعضي از مردان، دختري را به خاطر ثروت او يا ثروت پدرش به همسري انتخاب مي كنند.

بعضي از ازدواج ها نيز به خاطر قدرت و موقعيت است، خانواده هاي قدرتمند و داراي موقعيت، در ازدواج هاي خود به اين مسأله زياد توجه مي كنند؛ آنها مي كوشند كه از اين راه، بر موقعيت و قدرت خود بيفزايند و نگذارند كه از طبقه محروم، كسي به اين خوان انحصاري دسترسي پيدا كند.

زيبايي هم يكي از انگيزه هاست. بسيارند كساني كه زيبايي اندام را اصل و محور مي شناسند و به هيچ يك از ارزش هاي انساني توجه نمي كنند.

در مجموع، براي كساني كه به خاطر مال يا جمال يا قدرت، تشكيل خانواده مي دهند، خانواده، كانون بهره گيري مرد يا زن از ثروت يا قدرت يا زيبايي ديگري است و چون فلسفه تشكيل خانواده را همين امور مي دانند، دوام و استحكام خانواده نيز در نظر آنها به همين امور بستگي دارد و هيچ مانعي نيست كه با از بين رفتن آنها، زندگي خانوادگي نيز همچون سايه اي به دنبال آنها محو و زايل گردد.

البته، اسلام مخالف اين نيست كه زن و شوهر از مال و مقام و قدرت و جمال يكديگر بهره مند شوند، اما به طور حتم، مخالف اين است كه: اساس تشكيل خانواده، اين امور مادي و غير قابل دوام باشد.

مي توان علت تشكيل خانواده را رفع نياز جنسي دانست. مسلماً نياز جنسي زن و مرد به يكديگر، عاملي است كه آنها را به يكديگر جذب مي كند و به تحمل يك سلسله مسؤوليت ها و محدوديت ها وا مي دارد، اما پر واضح است كه اين نياز نيز نمي تواند علت تامه تشكيل خانواده باشد.

نياز جنسي هميشه شديد نيست؛ در آغاز جواني شديد است، امّا به تدريج كه سن بالا مي رود، اين نياز هم رو به ضعف مي گذارد، با اين حال مي بينيم كه در سنين بالا، زندگىِ خانوادگي از استحكام بيشتري برخوردار است و حتي در سنين بسيار بالا كه تقريباً اين نياز از بين رفته است، زن و شوهر آن چنان به وحدت مي رسند كه به طور كلي در يكديگر محو مي شوند و همچنان به هم عشق مي ورزند.

اگر علت تامه تشكيل خانواده نياز جنسي باشد، بايد زندگي خانوادگي تابع آن بوده، همچون خود آن نياز در معرض تغيير باشد.

وانگهى، اگر عامل گرايش زن و مرد به يكديگر رفع نياز جنسي باشد، هيچ ضرورتي ندارد كه زن و مرد با يكديگر پيمان زناشويي ببندند، آنها مي توانند زندگي انفرادي و آزاد داشته باشند و فقط براي رفع اين نياز طبيعي با يكديگر تماس حاصل كنند.

خانواده بر يك اصل و پايه مهم تري استوار است؛ اصلي كه نه تنها رفع نياز جنسي تابع آن است، بلكه كليه عوارضي كه در اين كانون وجود دارد، تابع آن است.

اين اصل بايد شناخته شود تا زن و مرد، به هنگام بستن پيمان زناشويي گرفتار انحراف نشوند و تنها تكيه آنها بر همان اصل باشد و ساير چيزها را فرع قرار دهند.

ممكن است داشتن فرزند را اصل قرار دهيم، انسان ميل دارد كه ادامه وجود خودش را در فرزند بنگرد، علماي روان شناس، ميل به مادر شدن را طبيعي زنان مي دانند و انگيزه مادري را از انگيزه هاي بسيار قوي مي شناسند؛ البته درباره انگيزه پدري اختلاف كرده اند.

به هر حال، وجود فرزندان، از ثمرات شيرين ازدواج است. مردان و زناني كه توانسته اند فرزنداني سالم و صالح تحويل جامعه دهند، احساس سرفرازي مي كنند.

بنابراين، شايد به جا باشد اگر گفته شود كه: تشكيل خانواده، به خاطر توالد و تناسل است، ليكن با همه اهميتي كه براي اين جنبه قائليم، نمي توانيم اين را نيز اصل و پايه يگانه و منحصر به فرد قرار دهيم.

بسيارند خانواده هايي كه صاحب فرزند نشده اند، يا فرزندي براي آنها نمانده است، مع الوصف، عشق و علاقه زنان و شوهران اين خانواده ها به يكديگر، به همان اندازه قوي است كه ساير زنان و شوهران؛ در عين حال، جاي انكار هم نيست كه بعضي از خانواده ها به خاطر فرزند دار نشدن، متلاشي شده اند.

در يكي از روايات آمده است كه پيامبر گرامي اسلامْ به پيروان خود فرمود:.

تَزَوَّجُوا… أما علمتُمْ أنّى أباهى بِكُمُ الاُمَمَ حَتّي بِالسِقْطِ؛(2).

ازدواج كنيد، زيرا من حتي به جنين هاي سقط شده شما بر امت هاي ديگر در روز قيامت مباهات مي كنم.

مسلماً در اين سفارش حكيمانه، به يكي از ثمرات گران بهاي زناشويي اشاره شده است، ولي دليل بر اين نيست كه فقط فلسفه زناشويي همين است و بس! همچنان كه در روايت ديگري آمده است كه:.

مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ؛(3).

هر كس ازدواج كند، نصف دين خود را حفظ كرده است.

اين هم كاملاً حكيمانه است، زيرا ازدواج، جوانان را از لغزش و انحراف و بي عفتي حفظ مي كند و آنها را در مقابل نيمي از چيزهايي كه دين را به خطر مي اندازد، بيمه مي نمايد.

ولي ديديم كه اين هم علة العلل ازدواج و پيمان زناشويي نيست؛ در عين حال، عامل رفعِ نيازِ جنسي و فرزنددار شدن، از عامل قدرت، مال، مقام و زيبايى، اهميت بيشتري دارد و حتي ازدواج هايي كه به خاطر اين امور، صورت مي گيرد، بيشتر و بهتر قابل دوام است تا ازدواج هايي كه به خاطر مال و مقام و قدرت و زيبايى.

تشكيل خانواده، فايده ديگري نيز دارد كه ممكن است گفته شود: علت اين كه زنان و مردان به تشكيل خانواده مي پردازند، همان است.

انسان يك موجود اجتماعي است و نياز به تعاون و معاضدت دارد. در محيط خانواده، برنامه تعاون و معاضدت، به طور بسيار مطلوبي اجرا مي شود. اگر يكي بيمار شود، ديگري از او پرستاري مي كند واگر يكي دچار فتور و ضعف گردد، ديگري زير بازوي او را مي گيرد و اگر يكي از نظر مالي ناتوان شود، ديگري به او كمك مي كند و حتي گاهي عواطف خانوادگي آنچنان قدرت پيدا مي كند كه اعضاي خانواده، در قبال يكديگر احساس مالكيت شخصي نمي كنند.

در بسياري از خانواده ها، مخصوصاً در محيط اسلامي خودمان، اين برنامه ها به طور كامل جريان دارد. پدران و مادران و فرزندان، نسبت به يكديگر فداكاري مي كنند و همگي مانند يك روحند در چند بدن! اين خانواده ها مظهر وحدتند نه كثرت. در حقيقت، پدر و مادر همچون هسته مركزي اتم هستند و فرزندان مانند الكترون ها برگرد آنها مي چرخند و يكديگر را حفظ مي كنند.

معلوم مي شود كه در مسأله تشكيل خانواده، يك راز ديگري نهفته است كه اگر شناخته شود و مورد توجه قرار گيرد، انسان به واسطه آن به همه چيز مي رسد: هم نياز جنسي اش رفع مي شود، هم به فرزند مي رسد، هم از نعمت بسيار پرارزش تعاون و تعاضد بهره مند مي شود و هم به فوايد ديگر مي رسد.

اين كه در اين جا مي پرسيم:خانواده چيست نه براي اين است كه چيستي خانواده را از لحاظ وضع نابساماني كه در دنياي كنوني دارد، به دست آوريم، بلكه براي اين منظور است كه ماهيت آن را آن چنان كه بايد باشد، بشناسيم.

به عبارت ديگر: مي خواهيم بدانيم خانواده از ديدگاه اسلام يعني چه روابط فيزيكي دو جنس مخالف و توليد مثل و امور ديگري كه اشاره شد، كدام يك راز اصلي و شرط كافي تشكيل خانواده است.

كليد گشايش اين معما در قرآن است. از نظر اين كتاب آسمانى، انسان ها طوري آفريده شده اند كه جفت خواهي به سرشت و آفرينش آنها بر مي گردد. تشكيل خانواده، معلول اين است كه هر كدام از دو عنصر زن و مرد، تا يكديگر را نجويند و نخواهند و با يكديگر نياميزند و به تعاون و معاضدت يكديگر تن ندهند، ناقصند. اين دو عنصر، مكمل يكديگرند. تنها رابطه فيزيكي دوتن نيست كه آنها را تكميل مي كند و تنها توليد فرزند نيست كه آنها را دلخوش مي گرداند و تنها امور مادي ظاهري نيستند كه آنها را به يكديگر جذب مي كنند. نكته اي باريك تر از مو در اين جا نهفته است، هم نياز روحي است و هم نياز جسمى. طراح آفرينش، طرح خلقت موجودات جاندار را اين گونه ريخته است.

از ديدگاه قرآن، اصولاً خلقت انسان ها جفت جفت است. هيچ مردي و هيچ زني نيست كه براي او جفتي خلق نشده باشد. اينها به حسب فطرت خود، در پي يافتن جفت خود كوشش و تلاش مي كنند و هر كدام با تاكتيك مخصوص خود، اين وظيفه فطري را انجام مي دهند. مرد با تاكتيك مردانه خود و زن با تاكتيك زنانه خود و سرانجام همديگر را مي جويند و كامل مي كنند. منطق قرآن در اين باره چنين است:.

1. وَخَلَقْناكُمْ أزْواجاً؛(4).

ما شما را جفت جفت آفريديم.

2. وَمِنْ اياتِهِ أنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ أزْواجاً لِتَسْكُنُوا إلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً؛(5).

يكي از آيات قدرت خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسر آفريده تا وسيله سكون و آرامش شما باشد و در ميان شما دوستي و رحمت قرار داده است.

3. وَاللّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أزْواجاً؛(6).

خداوند شما را از خاك و سپس از نطفه آفريد و شما را جفت جفت گردانيد.

4. فِاطِرُ السَّمواتِ وَالأرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أزْواجاً وَمِنَ الأنْعامِ أزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‏ء؛(7).

خداوند، آفريدگار آسمان ها و زمين است و براي شما از جنس خودتان جفت هايي قرار داده و براي چارپايان نيز از جنس خودشان جفت هايي آفريده است. اين جفت قرار دادن، وسيله تكثير نسل هاي شماست و هيچ چيز مانند خدا نيست.

قرآن با اين گونه تعبيرات، در حقيقت به فلسفه اساسي تشكيل خانواده اشاره كرده است. اگر جفت گرايي در سرشت انسان عجين نشده بود و همسران، وسيله سكون و آرامش يكديگر نبودند و دوستي و رحمت در ميان آنها قرار داده نمي شد، چه نيازي داشتند كه با بستن پيمان زناشويى، تنهايي و استقلال فردي خود را در جمع كوچك خانواده مضمحل كنند و همه لوازم و نتايج آن را تحمل نمايند!.

درست است كه جفت گرايي – به تصريح قرآن – در ميان حيوانات نيز هست، اما فرقي كه قرآن ميان جفت گرايي انسان و حيوان مي گذارد اين است كه در مورد حيوانات، صحبت از اين كه جفت ها وسيله سكون و آرامش يكديگرند و در ميان آنها مودّت و رحمت قرار داده شده است، نيست ، ولي اين مطلب درباره انسان ها با صراحت هرچه بيشتر بيان شده و مورد تأكيد قرار گرفته است.

در وجود انسان زمينه اي از مودت و رحمت وجود دارد كه تجلي گاه آن فقط محيط خانواده است؛ البته زمينه هاي ديگري از مودت و رحمت نيز هست كه تجلي گاه آن جامعه است. اين زمينه ها بايد به طور كامل بروز و ظهور كنند.

وقتي عشق و دلبستگي زن و شوهر نسبت به يكديگر به مرحله اي مي رسد كه به طور كلي در غم و شادي يكديگر شريكند و حتي غم و شادي يكي عيناً غم و شادي ديگري است و هيچ كدام بدون حضور ديگري زندگي گرم و پرنشاط و شيريني ندارد، به خاطر همان مودت و رحمتي است كه قرآن روي آن تكيه مي كند.

انسان، سكون و آرامش مي خواهد، در كل نظام هستي اين سكون و آرامش را خدا به انسان مي دهد. قرآن در اين باره مي فرمايد:.

هُوَ الَّذي أنْزَلَ السَّكينَةَ فِي قُلوبِ المُؤْمِنينَ؛(8).

اوست كه سكون و آرامش را در دل هاي مؤمنان نازل كرده است.

هنگامي انسان به اين سكون و آرامش نايل مي شود كه به آن قدرت لايزالي كه نظام بخش هستي است ايمان داشته باشد. در اين صورت، انسان در برابر حوادث و مصايب و فراز و نشيب ها نمي لرزد و محكم و استوار مي ايستد.

اما همسران نيز وسيله سكون و آرامش يكديگرند و اين، حتي به ايمان آنها هم بستگي ندارد، اگر چه ايمان، همچنان كه درجاهاي ديگر نقش مؤثري دارد. در اين جا نيز نقش دارد.

مي توان گفت: همان طوري كه انسان به آب و غذا نياز دارد و هنگامي كه رفع گرسنگي و تشنگي كرد، سكون و آرامش مي يابد، زنان و مردان نيز به يكديگر نياز دارند و هنگامي كه يكديگر را يافتند، آرامش پيدا مي كنند.

بدين ترتيب، رفع نياز جنسي يا عوامل ديگر، در تشكيل خانواده؛ اصل نيستند. اصل، اين است كه محيط پر از صفاي خانواده، تجلي گاه مودت و رحمت زن و مرد نسبت به يكديگر و وسيله سكون و آرامش آنها باشد، و به همين جهت است كه اگر زن و مرد در انتخاب همسر، به اين اصل اساسي و مهم توجه نداشته باشند و حقيقتاً در صدد يافتن وسيله سكون و آرامش برنيايند و خانواده اي تشكيل ندهند كه تجلي گاه مودت و رحمت باشد، ناكام مي مانند و روي خوشبختي و آرامش را نمي بينند.

عشق هايي كز پي رنگي بود

عشق نبود عاقبت ننگي بود.

آميزش جنسي و فرزنددار شدن و زيبايي هاي ظاهرى، به خودي خود امري جسماني و بدني هستند و در اين ميان، نبايد آميزش روح ها و نيازي كه روان زن و مرد به يكديگر دارند، از نظر محو گردد.

در محيط خانواده، اگر فقط روابط جسمي و واكنش هاي فيزيكي مطرح باشد و بس، روح ها سرگردان مي مانند و در تمام عمر در حسرتِ ناكامي مي سوزند و مي سازند و بي ترديد، هرگاه روح ها ناكام و حسرت زده باشند، جسم ها نيز پريشان و ناتوانند.

اما آن جا كه روح هاي تشنه زن و مرد از سرچشمه زلال يكديگر سيراب مي شوند و به قول مولوى:.

هر دو بحري آشنا آموخته هر دو جان بي دوختن بردوخته.

كاميابي و سعادت براي هر دو تأمين است و نيازهاي جسمي و فيزيكي نيز به طور كامل برآورده مي شوند.

در خانواده هايي كه فقط روابط جنسي مطرح نيست، بلكه روح ها نيز به طور كامل همديگر را يافته اند، مي توان تشابه فكري و سليقه اي و اخلاقي را ميان همسران، به روشني مشاهده كرد. آنها به مرحله اي مي رسند كه خود را جداي از يكديگر نمي بينند و حتي به جرأت مي توان گفت: علاقه هر يك از آنها به خود، عين علاقه به ديگري و علاقه به ديگرى، عين علاقه به خويش است.

همچو لعلي كو شود كل لعل ناب

پر شود او از صفات آفتاب.

وصف آن سنگي نماند اندر او

پر شود از وصف خود او پشت ورو.

بعد از آن گر دوست دارد خويش را

دوستي خور بود آن اي فتا.

وركه خود را دوست دارد لعل ناب

خواه تا او دوست دارد آفتاب.

اندر اين دو دوستي خود فرق نيست

هر دو جانب جز ضياي شرق نيست.

اين جاست كه انسان با الهام از قرآن مجيد پي مي برد كه خانواده فقط توليد فرزند و آميزش جنسي نيست، بلكه محيط آميزش روح ها و جذب و انجذاب باطني زن و مرد و پر شدن خلأ روحي هر يك به ديگري و به وحدت رسيدن و فناي آنها در يكديگر است.

اين، همان چيزي است كه هماهنگ با خلقت و آفرينش زن و مرد است و بايد باشد و اگر نيست، عيب و گناه انسان هاست كه با دور ماندن از اقتضاي آفرينش و الهام نگرفتن از وحي الهى، گرفتار آن شده اند و به جاي رسيدن به وحدت، اسير كثرتند و البته آنهايي كه از نور وحي الهي روشني گرفته و به حيات خانوادگي خود فروغ بخشيده اند، اين چنينند.

گفت: معشوقي به عاشق ز امتحان.

در صبوحي كاي فلان ابن الفلان.

مرمرا تو دوست تر داري عجب.

يا كه خود را! راست گويا ذالكرب.

گفت: من در تو چنان فاني شدم.

كه پرم از تو ز ساران تا قدم.

بر من از هستي من جز نام نيست.

در وجودم جز تو اي خوش كام نيست.

زان سبب فاني شدم من اين چنين.

همچو سركه در تو بحر انگبين.

كتاب: خانواده در قرآن ، ص 33-نويسنده: دكتر احمد بهشتي

پي نوشتها:

1.در اين باره در كتاب: اقتصاد در مكتب توحيد به همين قلم به تفصيل بحث شده است.

2.محمد تقي مجلسى، روضة المتّقين، ج‏8، ص‏83.

3.همان، ص‏82.

4.نبأ (78) آيه 8.

5.روم (30) آيه 21.

6.فاطر (35) آيه 11.

7.شوري (42) آيه 11.

8.فتح (48) آيه 4.

مطالب بیشتر...

درباره ما

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبسایت هيئت جوانان حضرت علي اکبر(ع) شهرک فرارت (شهرستان شهریار) خوش آمديد.
شماره پیامک هیئت:10009122204665

لوگوی هئیت جوانان حضرت علی اکبر(ع) شهر وحیدیه شهرک فرارت

پیوندها

شماره حساب هیئت

شماره حساب بانک تجارت

شماره حساب: 190068331 بانک تجارت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR410180000000000190068331
نام شعبه: شعبه شهرقدس
کد شعبه:782

شماره حساب بانک ملت

شماره حساب: 4265231230بانک ملت
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه اندیشه
کد شعبه:88225

شماره حساب بانک ملی

شماره حساب: 0340958864003بانک ملی
نام صاحب حساب: هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع)فرارت
سیستم واریزی شبا:

IR34012001000000494856265
نام شعبه: شعبه آموزش و پرورش شهرستان شهریار

کد شعبه:2355